become laboured:طاقت فرسا شدن
🔹 my work, which had always come easy, became laboured
کارم که همیشه آسان به دست می آمد، طاقت فرسا شد
کارم که همیشه آسان به دست می آمد، طاقت فرسا شد
سخت شدن
Ex. Until breathing becomes laboured.
تا وقتی که نفس کشیدن سخت می شود.
تا وقتی که نفس کشیدن سخت می شود.