تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

innocuous:بی ضرر، Their jokes, while juvenile, were innocuous شوخی های آنها، هرچند بچگانه، بی ضرر بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

inherent: ذاتی the bias inherent in journalism:تعصب ذاتی در روزنامه نگاری::

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ingenuous: صاف و صادق The examination of a few lines clearly proves that the author is ingenuous in the matter he is writing about بررسی چند خط به وض ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

inert: بی اثر، بی جان They turned out to be pharmacologically inert مشخص شد که آنها از نظر دارویی بی اثر هستند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ineluctable :اجتناب ناپذیر ineluctable and dire consequences:عواقب اجتناب ناپذیر و وخیم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

indolent: تنبل indolent and work—shy : تنبل و گریزان از کار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

indigence: فقر و تنگدستی injustice and indigence : بی عدالتی و تنگدستی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

indeterminate: نامعلوم، نا مشخص for an indeterminate length of time: برای مدت زمان نا معلوممی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

incongruity: نا هماهنگی huge incongruity: ناهماهنگی عظیم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

inadvertently: ناخواسته، سهوا hypocritically or inadvertently :ریاکارانه یا ناخواسته

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

implicit :تلویحا، سربسته اشاره شده، ضمنی Implicit in this formula is that your initial idea is going to morph over time در این فرمول سربسته اشاره شده ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

implacable:بسیار مصر و سرسخت بر مخالفت بر کسی یا چیزی The most dangerous and implacable foes : خطرناکترین و سرسخت ترین دشمنان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

impervious :مقاوم و غیر قابل نفوذ در برابر She seems almost impervious to the criticism from all او تقریباً در برابر انتقادات از هر سو مقاوم به نظر م ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

imperturbable : خونسرد، آرام و متین They were invariably polite, but what was going on behind their imperturbable features? آنها همواره مودب بودند، ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

impermeable : نفوذ ناپذیر impermeable patronage arrangements: ترتیبات حمایتی نفوذ ناپذیر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

impassive : بی احساس، a vacillating mind and an impassive faceذهنی مردد و چهره ای بی احساس

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

immutable: تغییر ناپذیر We change environments, change countries and jobs, change homes, but our essence is immutable. ما محیط ها را تغییر می دهیم، ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ideological: ایدئولوژیک، عقیدتی Physical and ideological barriers موانع فیزیکی و ایدئولوژیکی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

hyperbole : اغراق Calling it a huge step backward is needless hyperbole and more inflamatory than informative. اینکه آن را یک گام بزرگ به عقب بنامیم ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

homogeneous : همگن It also merged a fairly diverse group of immigrants into a single homogeneous group of people همچنین یک گروه نسبتاً متنوع از مهاجر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

homily :موعظه They make us listen to a homily in the gratified interval between two courses. آنها ما را وادار می کنند که در فاصله ی رضایت بخش بین دو ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Histrionic. : نمایشی Occasionally, a shocking gesture is called for, perhaps even a histrionic one. گاهی اوقات، یک حرکت تکان دهنده، شاید حتی یک حرکت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

heterodox : دگر اندیش a determinedly heterodox American think - tank that focuses on energy and the environment. یک اندیشکده آمریکاییِ کاملاً دگراند ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

harangue: نطق اتشین، به باد انتقاد گرفت he harangued his friends, called them crybabys, arrogant and cocky. او دوستانش را به باد انتقاد گرفت، آنها ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

gullible :خوش باور، ساده لوح the stories that fed to the gullible public were false داستان هایی که به خورد مردم ساده لوح داده می شد، دروغ بودند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

guileless : بی تزویر، بی ریا gutless and guileless: بی جرات و بی تزویر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

gregarious. :اجتماعی Bert is a voluble, gregarious man. برت مردی خوش صحبت و اجتماعی است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

grandiloquent : پر طمطراق، حرف های توخالی They have made grandiloquent and tactless statements آنها اظهارات پرطمطراق و نسنجیده ای بیان کرده اند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

garrulous : پرحرف، وراج he is 33, with the open, garrulous demeanor of a perpetual college kid. او ۳۳ ساله است، با رفتاری گشاده رو و پرحرف، مثل یک د ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

gainsay : انکار کردن، رد کردن gainsay the outlandish words کلمات عجیب و غریب را انکار کن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

fulminate : انتقاد شدید، داد و بیداد راه انداختن they can fulminate or brazen it out آنها می توانند آن را مورد انتقاد شدید یا بی احترامی قرار دهند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

frugality : صرفه جویی obsessive frugality: صرفه جویی وسواس گونه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

fractious. : کج خلق، سرکش fractious, competitive, mysterious human behavior رفتار انسانیِ کج خلق، رقابتی و مرموز

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

forestall. : ممانعت کردن، جلوگیری کردن Still, most people could forestall this type of diabetes by keeping their weight down and taking some exercise ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

foment: دامن زدن، تحریک کردن it will almost foment a new civil war تقریباً یک جنگ داخلی جدید را دامن خواهد زد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

fledgling : تازه کار، نوپا fledgling composer: آهنگساز تازه کار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

felicitous: درخور، فرخنده، سعادتمندانه felicitous choices: انتخابات شایسته

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

fatuous: احمقانه this idea is wicked and fatuous این ایده شیطانی و احمقانه است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

fallacious : مغالطه، نادرست fallacious or fictitious misrepresentations اظهارات نادرست و ساختگی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

facetious: شوخی بیجا، dont be facetious

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

extrapolation: استنتاج، گمانه زنی false extrapolation: استنتاج نادرست

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

extraneous:نا مربوط، خارجی divisive and extraneous issues: مسائل تفرقه برانگیز و نامربوط

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

extant:موجود، باقی The oldest extant document is dated 1492. قدیمی ترین سند موجود مربوط به سال ۱۴۹۲ است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

existential: وجودی existential angst: اضطراب وجودی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

exigency : اضطرار exigency leave: مرخصی اضطراری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

execrable:نفرت انگیز، بسیار بد Accusing us of being disloyal to cover his own sorry behaviour is truly execrable. متهم کردن ما به بی وفایی برای لاپ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

exculpate: تبرئه کردن، he disputes the allegations and exculpate our client او اتهامات را رد می کند و موکل ما را تبرئه می کند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

exacerbate: تشدید کردن، وخیم کردن Alcohol may increase levels of hepatic fat and induce or exacerbate liver injury. الکل ممکن است سطح چربی کبد را اف ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

euphemism: حسن تعبیر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

esoteric:محرمانه، مرموز، غامض cultivation of esoteric knowledge پرورش دانش رمزآلود