تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

منطقیه، موافقم، ای گفتی، همینه، درسته، گل گفتی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطای انسانی، اشتباه طرف مقابل

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

دل کسی را به دست اوردن، کسی را متقاعد کردن، قانع کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متلک انداختن، طعنه زدن، مسخره کردن، نیش زبان زدن، سر به سر گذاشتن I can't stand her snarks anymore بیشتر از این نمیتونم دیگه متلک هاشو تحمل کنم

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

از مد افتاده، کنار گذاشته شده، از رده خارج شده When you stay invisible you'll literally be obsolete

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منطقی، عقلانی، با منطق Men are logical

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزی را سریع خوردن، چیزی را سریع بلعیدن بدون مزه کردن Don't hork it down, chew it slowly

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لیست کامل وسایل حمل و نقل عمومی به انگلیسی Lorry:کامیون ( بریتانیایی ) Truck:کامیون ( آمریکایی ) Aircraft: وسیله نقلیه هوایی مثل بالن، هواپیما، هلی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قبایل، عشایر، چادرنشین ها African tribes are scary and dangerous قبیله های آفریقایی ترسناک و خطرناک اند

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به شدت، زیادی، خیلی That kid is irresistibly cute!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حرف، حرف منه هرچی من گفتم همین که من گفتم In our house my father is the boss, what he says goes تو خونه ما پدرم رئیسه، هرچی اون بگه همونه!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ببین دلت چی میگه، به قلبت گوش بده، به ندای درونیت گوش کن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست وسایل آشپزخانه به انگلیسی: ✅Pot:قابلمه ✅Potholder:دستگیره ✅Oven:فر ✅Microwave: مایکروویو ✅Refrigerator: یخچال ✅kettle:کتری ✅Mixer:همزن ✅Mixing ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

✅Beetle: سوسک سیاه و بال دار ✅Cockroach: سوسک قهوه ای و فاضلاب ✅Termite:موریانه ✅Ant: مورچه ✅Cricket: جیرجیرک ✅Hornet:زنبور سرخ، زنبور گاوی ✅Yello ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

✅Beetle: سوسک سیاه و بال دار ✅Cockroach: سوسک قهوه ای و فاضلاب ✅Termite:موریانه ✅Ant: مورچه ✅Cricket: جیرجیرک ✅Hornet:زنبور سرخ، زنبور گاوی ✅Yello ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

✅Beetle: سوسک سیاه و بال دار ✅Cockroach: سوسک قهوه ای و فاضلاب ✅Termite:موریانه ✅Ant: مورچه ✅Cricket: جیرجیرک ✅Hornet:زنبور سرخ، زنبور گاوی ✅Yello ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

✅Beetle: سوسک سیاه و بال دار ✅Cockroach: سوسک قهوه ای و فاضلاب ✅Termite:موریانه ✅Ant: مورچه ✅Cricket: جیرجیرک ✅Hornet:زنبور سرخ، زنبور گاوی ✅Yello ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

✅Beetle: سوسک سیاه و بال دار ✅Cockroach: سوسک قهوه ای و فاضلاب ✅Termite:موریانه ✅Ant: مورچه ✅Cricket: جیرجیرک ✅Hornet:زنبور سرخ، زنبور گاوی ✅Yello ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

✅Beetle: سوسک سیاه و بال دار ✅Cockroach: سوسک قهوه ای و فاضلاب ✅Termite:موریانه ✅Ant: مورچه ✅Cricket: جیرجیرک ✅Hornet:زنبور سرخ، زنبور گاوی ✅Yello ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

✅Beetle: سوسک سیاه و بال دار ✅Cockroach: سوسک قهوه ای و فاضلاب ✅Termite:موریانه ✅Ant: مورچه ✅Cricket: جیرجیرک ✅Hornet:زنبور سرخ، زنبور گاوی ✅Yello ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

✅Beetle: سوسک سیاه و بال دار ✅Cockroach: سوسک قهوه ای و فاضلاب ✅Termite:موریانه ✅Ant: مورچه ✅Cricket: جیرجیرک ✅Hornet:زنبور سرخ، زنبور گاوی ✅Yello ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

✅Beetle: سوسک سیاه و بال دار ✅Cockroach: سوسک قهوه ای و فاضلاب ✅Termite:موریانه ✅Ant: مورچه ✅Cricket: جیرجیرک ✅Hornet:زنبور سرخ، زنبور گاوی ✅Yello ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

✅Beetle: سوسک سیاه و بال دار ✅Cockroach: سوسک قهوه ای و فاضلاب ✅Termite:موریانه ✅Ant: مورچه ✅Cricket: جیرجیرک ✅Hornet:زنبور سرخ، زنبور گاوی ✅Yello ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

✅Beetle: سوسک سیاه و بال دار ✅Cockroach: سوسک قهوه ای و فاضلاب ✅Termite:موریانه ✅Ant: مورچه ✅Cricket: جیرجیرک ✅Hornet:زنبور سرخ، زنبور گاوی ✅Yello ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

✅Beetle: سوسک سیاه و بال دار ✅Cockroach: سوسک قهوه ای و فاضلاب ✅Termite:موریانه ✅Ant: مورچه ✅Cricket: جیرجیرک ✅Hornet:زنبور سرخ، زنبور گاوی ✅Yello ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

✅Beetle: سوسک سیاه و بال دار ✅Cockroach: سوسک قهوه ای و فاضلاب ✅Termite:موریانه ✅Ant: مورچه ✅Cricket: جیرجیرک ✅Hornet:زنبور سرخ، زنبور گاوی ✅Yello ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

✅Beetle: سوسک سیاه و بال دار ✅Cockroach: سوسک قهوه ای و فاضلاب ✅Termite:موریانه ✅Ant: مورچه ✅Cricket: جیرجیرک ✅Hornet:زنبور سرخ، زنبور گاوی ✅Yello ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

✅Beetle: سوسک سیاه و بال دار ✅Cockroach: سوسک قهوه ای و فاضلاب ✅Termite:موریانه ✅Ant: مورچه ✅Cricket: جیرجیرک ✅Hornet:زنبور سرخ، زنبور گاوی ✅Yello ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

✅Beetle: سوسک سیاه و بال دار ✅Cockroach: سوسک قهوه ای و فاضلاب ✅Termite:موریانه ✅Ant: مورچه ✅Cricket: جیرجیرک ✅Hornet:زنبور سرخ، زنبور گاوی ✅Yello ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

✅Beetle: سوسک سیاه و بال دار ✅Cockroach: سوسک قهوه ای و فاضلاب ✅Termite:موریانه ✅Ant: مورچه ✅Cricket: جیرجیرک ✅Hornet:زنبور سرخ، زنبور گاوی ✅Yello ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست لوازم خانه برای نظافت به انگلیسی: ✅Bleach:سفید کننده ✅Broom: جارو ✅Mop:تِی ✅Trash can:سطل زباله ✅Laundry basket:سبد لباسشویی ✅Liquid soap:صا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست لوازم خانه برای نظافت به انگلیسی: ✅Bleach:سفید کننده ✅Broom: جارو ✅Mop:تِی ✅Trash can:سطل زباله ✅Laundry basket:سبد لباسشویی ✅Liquid soap:صا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست لوازم خانه برای نظافت به انگلیسی: ✅Bleach:سفید کننده ✅Broom: جارو ✅Mop:تِی ✅Trash can:سطل زباله ✅Laundry basket:سبد لباسشویی ✅Liquid soap:صا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست لوازم خانه برای نظافت به انگلیسی: ✅Bleach:سفید کننده ✅Broom: جارو ✅Mop:تِی ✅Trash can:سطل زباله ✅Laundry basket:سبد لباسشویی ✅Liquid soap:صا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست لوازم خانه برای نظافت به انگلیسی: ✅Bleach:سفید کننده ✅Broom: جارو فرچه ای، جارو دستی ✅Mop:تِی ✅Trash can:سطل زباله ✅Laundry basket:سبد لباسشو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست لوازم خانه برای نظافت به انگلیسی: ✅Bleach:سفید کننده ✅Broom: جارو ✅Mop:تِی ✅Trash can:سطل زباله ✅Laundry basket:سبد لباسشویی ✅Liquid soap:صا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست لوازم خانه برای نظافت به انگلیسی: ✅Bleach:سفید کننده ✅Broom: جارو ✅Mop:تِی ✅Trash can:سطل زباله ✅Laundry basket:سبد لباسشویی ✅Liquid soap:صا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

لیست لوازم تحریر به انگلیسی ✅Desk:میز ✅Chair:صندلی ✅Paper:ورق ✅Glue:چسب ✅Liquid glue:چسب مایع ✅School bag:کیف مدرسه ✅Pen: خودکار ✅Pencil:مداد ✅Eras ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست لوازم تحریر به انگلیسی ✅Desk:میز ✅Chair:صندلی ✅Paper:ورق ✅Glue:چسب ✅Liquid glue:چسب مایع ✅School bag:کیف مدرسه ✅Pen: خودکار ✅Pencil:مداد ✅Eras ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست لوازم تحریر به انگلیسی ✅Desk:میز ✅Chair:صندلی ✅Paper:ورق ✅Glue:چسب ✅Liquid glue:چسب مایع ✅School bag:کیف مدرسه ✅Pen: خودکار ✅Pencil:مداد ✅Eras ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست لوازم تحریر به انگلیسی ✅Desk:میز ✅Chair:صندلی ✅Paper:ورق ✅Glue:چسب ✅Liquid glue:چسب مایع ✅School bag:کیف مدرسه ✅Pen: خودکار ✅Pencil:مداد ✅Eras ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست لوازم تحریر به انگلیسی ✅Desk:میز ✅Chair:صندلی ✅Paper:ورق ✅Glue:چسب ✅Liquid glue:چسب مایع ✅School bag:کیف مدرسه ✅Pen: خودکار ✅Pencil:مداد ✅Eras ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست لوازم تحریر به انگلیسی ✅Desk:میز ✅Chair:صندلی ✅Paper:ورق ✅Glue:چسب ✅Liquid glue:چسب مایع ✅School bag:کیف مدرسه ✅Pen: خودکار ✅Pencil:مداد ✅Eras ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

لیست لوازم تحریر به انگلیسی ✅Desk:میز ✅Chair:صندلی ✅Paper:ورق ✅Glue:چسب ✅Liquid glue:چسب مایع ✅School bag:کیف مدرسه ✅Pen: خودکار ✅Pencil:مداد ✅Eras ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست لوازم تحریر به انگلیسی ✅Desk:میز ✅Chair:صندلی ✅Paper:ورق ✅Glue:چسب ✅Liquid glue:چسب مایع ✅School bag:کیف مدرسه ✅Pen: خودکار ✅Pencil:مداد ✅Eras ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست لوازم تحریر به انگلیسی ✅Desk:میز ✅Chair:صندلی ✅Paper:ورق ✅Glue:چسب ✅Liquid glue:چسب مایع ✅School bag:کیف مدرسه ✅Pen: خودکار ✅Pencil:مداد ✅Eras ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست لوازم تحریر به انگلیسی ✅Desk:میز ✅Chair:صندلی ✅Paper:ورق ✅Glue:چسب ✅Liquid glue:چسب مایع ✅School bag:کیف مدرسه ✅Pen: خودکار ✅Pencil:مداد ✅Eras ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست لوازم تحریر به انگلیسی ✅Desk:میز ✅Chair:صندلی ✅Paper:ورق ✅Glue:چسب ✅Liquid glue:چسب مایع ✅School bag:کیف مدرسه ✅Pen: خودکار ✅Pencil:مداد ✅Eras ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست لوازم تحریر به انگلیسی ✅Desk:میز ✅Chair:صندلی ✅Paper:ورق ✅Glue:چسب ✅Liquid glue:چسب مایع ✅School bag:کیف مدرسه ✅Pen: خودکار ✅Pencil:مداد ✅Eras ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست لوازم تحریر به انگلیسی ✅Desk:میز ✅Chair:صندلی ✅Paper:ورق ✅Glue:چسب ✅Liquid glue:چسب مایع ✅School bag:کیف مدرسه ✅Pen: خودکار ✅Pencil:مداد ✅Eras ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

لیست لوازم تحریر به انگلیسی ✅Desk:میز ✅Chair:صندلی ✅Paper:ورق ✅Glue:چسب ✅Liquid glue:چسب مایع ✅School bag:کیف مدرسه ✅Pen: خودکار ✅Pencil:مداد ✅Eras ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست لوازم تحریر به انگلیسی ✅Desk:میز ✅Chair:صندلی ✅Paper:ورق ✅Glue:چسب ✅Liquid glue:چسب مایع ✅School bag:کیف مدرسه ✅Pen: خودکار ✅Pencil:مداد ✅Eras ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست لوازم تحریر به انگلیسی ✅Desk:میز ✅Chair:صندلی ✅Paper:ورق ✅Glue:چسب ✅Liquid glue:چسب مایع ✅School bag:کیف مدرسه ✅Pen: خودکار ✅Pencil:مداد ✅Eras ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

لیست لوازم تحریر به انگلیسی ✅Desk:میز ✅Chair:صندلی ✅Paper:ورق ✅Glue:چسب ✅Liquid glue:چسب مایع ✅School bag:کیف مدرسه ✅Pen: خودکار ✅Pencil:مداد ✅Eras ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

لیست لوازم اتاق خواب به انگلیسی: ✅Mirror:آیینه ✅Picture:عکس ✅Pillow:بالشت ✅Bed:تخت، تختخواب ✅Sheet:ملحفه ✅Blanket:پتو ✅Desk:میز ✅Bookshelf: قفسه کتاب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست لوازم اتاق خواب به انگلیسی: ✅Mirror:آیینه ✅Picture:عکس ✅Pillow:بالشت ✅Bed:تخت، تختخواب ✅Sheet:ملحفه ✅Blanket:پتو ✅Desk:میز ✅Bookshelf: قفسه کتاب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

لیست لوازم اتاق خواب به انگلیسی: ✅Mirror:آیینه ✅Picture:عکس ✅Pillow:بالشت ✅Bed:تخت، تختخواب ✅Sheet:ملحفه ✅Blanket:پتو ✅Desk:میز ✅Bookshelf: قفسه کتاب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست لوازم اتاق خواب به انگلیسی: ✅Mirror:آیینه ✅Picture:عکس ✅Pillow:بالشت ✅Bed:تخت، تختخواب ✅Sheet:ملحفه ✅Blanket:پتو ✅Desk:میز ✅Bookshelf: قفسه کتاب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست لوازم اتاق خواب به انگلیسی: ✅Mirror:آیینه ✅Picture:عکس ✅Pillow:بالشت ✅Bed:تخت، تختخواب ✅Sheet:ملحفه ✅Blanket:پتو ✅Desk:میز ✅Bookshelf: قفسه کتاب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست لوازم اتاق خواب به انگلیسی: ✅Mirror:آیینه ✅Picture:عکس ✅Pillow:بالشت ✅Bed:تخت، تختخواب ✅Sheet:ملحفه ✅Blanket:پتو ✅Desk:میز ✅Bookshelf: قفسه کتاب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست لوازم اتاق خواب به انگلیسی: ✅Mirror:آیینه ✅Picture:عکس ✅Pillow:بالشت ✅Bed:تخت، تختخواب ✅Sheet:ملحفه ✅Blanket:پتو ✅Desk:میز ✅Bookshelf: قفسه کتاب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست لوازم اتاق خواب به انگلیسی: ✅Mirror:آیینه ✅Picture:عکس ✅Pillow:بالشت ✅Bed:تخت، تختخواب ✅Sheet:ملحفه ✅Blanket:پتو ✅Desk:میز ✅Bookshelf: قفسه کتاب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست لوازم اتاق خواب به انگلیسی: ✅Mirror:آیینه ✅Picture:عکس ✅Pillow:بالشت ✅Bed:تخت، تختخواب ✅Sheet:ملحفه ✅Blanket:پتو ✅Desk:میز ✅Bookshelf: قفسه کتاب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

لیست لوازم اتاق خواب به انگلیسی: ✅Mirror:آیینه ✅Picture:عکس ✅Pillow:بالشت ✅Bed:تخت، تختخواب ✅Sheet:ملحفه ✅Blanket:پتو ✅Desk:میز ✅Bookshelf: قفسه کتاب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هی، برای بیان احساسات، ای بابا همون Jesus هست که برای بیان احساسات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گمشو، بزن به چاک، تنهام بزار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هوش از سر پریدن، شگفت زده شدن، کف کرد کفش برید، به وجد آوردن Her beauty takes my breath away زیبایی اش هوش از سر من میپرونه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عجله کن، زودباش، سریع باش We don't have time, make haste مترادف: Rush it, c'mon, shake a leg

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گل گفتی، ایول، احسنت، ایول، خوب گفتی، قربون دهنت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تازه وارد، نورسیده Amateur, upstart

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آزاد کردن، رها کردن You set me free

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی فایدست، فایده ای نداره It's no use talking with him فایده ای نداره با او بحث کنید ( حرف بزنید )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تازه به دوران رسیده، آماتور Upstart amateur

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تکون خوردن و حرکت کردن Do not move a muscle جم نخور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ارثی بودن Cancer runs in my family دیابت ارثیه تو خانواده من Big nose runs in my family دماغ بزرگ ارثیه تو خانواده من

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گرفتن یا مسدود شدن لوله یا هر گونه مجرایی Our toilet clogged up again To block sth and it doesn't work anymore well

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بزن بریم، آماده ( برای انجام کاری ) Let's go, let's dive in

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باشه حله، اوکیه حله، حتما Alrighty

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به کسی رسیدن Go ahead, I'll catch up soon

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاکید کردن روی چیزی Extremely, too much, excellent Super duper tired

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مزاحم، مشکل آفرین، دردسرساز، رو مخ، آزاردهنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درک کردن You aren't grasping it man!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حرفت یادت بمونه I wanna say something so hold that thought

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از تو بعیده، از تو انتظار نمیره It's unlike her ازش بعیده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چیزی رو امتحان کردن Give a try

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

که اینطور، پس قضیه اینه، نه بابا That explains it

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بستن زیپ Do up your flies زیپ شلوارتو ببند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خیره، چیزی که درنهایت ختم به خیر خواهد شد It's for the best حمکتی توشه، این خیره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پارسال دوست امسال آشنا، کم پیدایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اسامی بیماری های مهم: ✅Allergy:آلرژی ✅Asthma:آسم ✅Aids/HIV:ایدز ✅Anemia:کم خونی ✅Amputation:نقص عضو ✅Bruise: کبودی ✅Bladder stone:سنگ مثانه ✅Bloods ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسامی لیست حبوبات و غلات: ✅Kidney bean:لوبیا قرمز ✅Pinto bean:لوبیا چیتی ✅Lentil:عدس ✅Spilt pea:لپه ✅Garbanzo bean:نخود ✅Peas:نخود سبز ✅Soybean:سویا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

اسامی لیست حبوبات و غلات: ✅Kidney bean:لوبیا قرمز ✅Pinto bean:لوبیا چیتی ✅Lentil:عدس ✅Spilt pea:لپه ✅Garbanzo bean:نخود ✅Peas:نخود سبز ✅Soybean:سویا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسامی لیست حبوبات و غلات: ✅Kidney bean:لوبیا قرمز ✅Pinto bean:لوبیا چیتی ✅Lentil:عدس ✅Spilt pea:لپه ✅Garbanzo bean:نخود ✅Peas:نخود سبز ✅Soybean:سویا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسامی لیست حبوبات و غلات: ✅Kidney bean:لوبیا قرمز ✅Pinto bean:لوبیا چیتی ✅Lentil:عدس ✅Spilt pea:لپه ✅Garbanzo bean:نخود ✅Peas:نخود سبز ✅Soybean:سویا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسامی لیست حبوبات و غلات: ✅Kidney bean:لوبیا قرمز ✅Pinto bean:لوبیا چیتی ✅Lentil:عدس ✅Spilt pea:لپه ✅Garbanzo bean:نخود ✅Peas:نخود سبز ✅Soybean:سویا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسامی لیست حبوبات و غلات: ✅Kidney bean:لوبیا قرمز ✅Pinto bean:لوبیا چیتی ✅Lentil:عدس ✅Spilt pea:لپه ✅Garbanzo bean:نخود ✅Peas:نخود سبز ✅Soybean:سویا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسامی لیست حبوبات و غلات: ✅Kidney bean:لوبیا قرمز ✅Pinto bean:لوبیا چیتی ✅Lentil:عدس ✅Spilt pea:لپه ✅Garbanzo bean:نخود ✅Peas:نخود سبز ✅Soybean:سویا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اسامی لیست حبوبات و غلات: ✅Kidney bean:لوبیا قرمز ✅Pinto bean:لوبیا چیتی ✅Lentil:عدس ✅Spilt pea:لپه ✅Garbanzo bean:نخود ✅Peas:نخود سبز ✅Soybean:سویا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اسامی لیست حبوبات و غلات: ✅Kidney bean:لوبیا قرمز ✅Pinto bean:لوبیا چیتی ✅Lentil:عدس ✅Spilt pea:لپه ✅Garbanzo bean:نخود ✅Peas:نخود سبز ✅Soybean:سویا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اسامی لیست حبوبات و غلات: ✅Kidney bean:لوبیا قرمز ✅Pinto bean:لوبیا چیتی ✅Lentil:عدس ✅Spilt pea:لپه ✅Garbanzo bean:نخود ✅Peas:نخود سبز ✅Soybean:سویا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسامی لیست حبوبات و غلات: ✅Kidney bean:لوبیا قرمز ✅Pinto bean:لوبیا چیتی ✅Lentil:عدس ✅Spilt pea:لپه ✅Garbanzo bean:نخود ✅Peas:نخود سبز ✅Soybean:سویا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اسامی لیست حبوبات و غلات: ✅Kidney bean:لوبیا قرمز ✅Pinto bean:لوبیا چیتی ✅Lentil:عدس ✅Spilt pea:لپه ✅Garbanzo bean:نخود ✅Peas:نخود سبز ✅Soybean:سویا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اسامی لیست حبوبات و غلات: ✅Kidney bean:لوبیا قرمز ✅Pinto bean:لوبیا چیتی ✅Lentil:عدس ✅Spilt pea:لپه ✅Garbanzo bean:نخود ✅Peas:نخود سبز ✅Soybean:سویا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اسامی لیست حبوبات و غلات: ✅Kidney bean:لوبیا قرمز ✅Pinto bean:لوبیا چیتی ✅Lentil:عدس ✅Spilt pea:لپه ✅Garbanzo bean:نخود ✅Peas:نخود سبز ✅Soybean:سویا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بیست چهارساعته Nonstop 24/7

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساده، بی نمک، چیزی که نه شوره نه شیرینه نه تنده نه تلخه کسل کننده، یکنواخت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یه اصطلاح هست: نزول گیر، نزول خوار معنی کلمات: Shark:کوسه Loan:وام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از حد گذشتن، به سرعت افزایش یافتن، سر به فلک گذاشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیشترین بهره را از چیزی بردن، بهترین استفاده مفید را از چیزی کردن، کمال استفاده رو از چیزی بردن

پیشنهاد
٠

کمال استفاده رو از چیزی بردن، بیشترین بهره را از چیزی بردن، بهترین استفاده مفید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

بی میل بودن، نفرت داشتن Despise, hate

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کشنده، مرگ بار، مخرب، مهلک، مرگ آور Sulfur dioxide is a lethal gas!

پیشنهاد
١

کسی رو مقصر نشون دادن، زیر آب کسی رو زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خیارشور، ترشی vegetable or fruit which are kept in the salt water or vinegar اصطلاح: I'm in the pickle تو دردسر افتادم!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به شرط اینکه He can come with us, provided he pays for his own meals

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

امر کردن، کنترل کردن، فرمان دادن Command the skies

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

مهم، حائز اهمیت، اولویت completing their missions is paramount

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سفر اکتشافی، سفری پر از ماجراجویی سفر دریایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرم و نرم، دنج، راحت Cozy, toasty

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Odyssey سفر طولانی، سفری پر ماجرا Journey, voyage

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشکل سر راه، مانع ( کسی ) سد راه کسی، انسداد I didn't look at the obstacles ahead of me

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گله، گروهی از چیزی، قوم، کَس و کار Flock of ducks

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قلمرو پادشاهی، حیطه No one gates a hero of the realm

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترغیب کردن، جذب کردن، وسوسه کردن، اغوا کردن، مجاب کردن، تشویق کردن She is too professional in luring men to do anything that she wants

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دسترسی داشتن، اجازه دسترسی داشتن Access to the internet دسترسی به اینترنت Access to the laptop دسترسی به لپ تاپ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

طرح کردن، ابداع کردن، درست کردن They must devise a plan to survive

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طرز وحشتناک زیاد از یه چیزی، توهین آمیز، زننده Outrageous exhausted It's too outrageous that you can't take the responsibility of your own life

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پشت سر هم، متوالی - He won the game for consecutive three years - He won the game three in a row Repeatedly

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خواستار چیزی بودن، گشتن، طلب، جست و جو کردن The place you seeking isn't real Want, look for, crave

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کهنه، قدیمی Outdated

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خیلی، زیاد، ده ها، متعدد، خیلی زیاد A lot, lots, too much, extremely, wildly

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نفرین شده، دور از رحمت خدا، بدشانس We're damned bro, we aren't lucky at all

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طور عجیبی قشنگ، جذاب There is something quaint about it and it's extremely attractive for me!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحمل کردن، کنار آمدن، سازگاری داشتن She couldn't cope so she left the house Stand sth, tolerate

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

رسمی: آبی غیر رسمی: غمگین Blue valentine ولنتاین غمگین Blue smile لبخند تلخ، لبخند غمگین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

باور داشتن، عقیده داشتن Believe, think Ronaldo reckons that he's the best player in football history

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مشارکت داشتن، شرکت کردن، دخالت داشتن، نقش داشتن U should participate to this classes

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

از ته قلب، از صمیم قلب، صادقانه، به راستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حاضر جوابی، تیکه انداختن، ریشخند، طعنه زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تجاوز کردن، مورد تجاوز جنسی قرار دادن He didn't even rape me, he just touched himself

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ور زدن، پر حرفی کردن، تند و سریع و پشت سر هم حرف زدن، هذیان گفتن Non - stop talking

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نام برخی پرندگان ✅Eagle:عقاب ✅Pigeon: کبوتر ✅Peacock: طاووس ✅Crow: کلاغ ✅Sparrow: گنجشک ✅Owl:جغد ✅Parrot:طوطی ✅Swan:قو ✅Woodpecker:دارکوب ✅Bat:خف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نام برخی پرندگان ✅Eagle:عقاب ✅Pigeon: کبوتر ✅Peacock: طاووس ✅Crow: کلاغ ✅Sparrow: گنجشک ✅Owl:جغد ✅Parrot:طوطی ✅Swan:قو ✅Woodpecker:دارکوب ✅Bat:خف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام برخی پرندگان ✅Eagle:عقاب ✅Pigeon: کبوتر ✅Peacock: طاووس ✅Crow: کلاغ ✅Sparrow: گنجشک ✅Owl:جغد ✅Parrot:طوطی ✅Swan:قو ✅Woodpecker:دارکوب ✅Bat:خف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نام برخی پرندگان ✅Eagle:عقاب ✅Pigeon: کبوتر ✅Peacock: طاووس ✅Crow: کلاغ ✅Sparrow: گنجشک ✅Owl:جغد ✅Parrot:طوطی ✅Swan:قو ✅Woodpecker:دارکوب ✅Bat:خف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نام برخی پرندگان ✅Eagle:عقاب ✅Pigeon: کبوتر ✅Peacock: طاووس ✅Crow: کلاغ ✅Sparrow: گنجشک ✅Owl:جغد ✅Parrot:طوطی ✅Swan:قو ✅Woodpecker:دارکوب ✅Bat:خف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نام برخی پرندگان ✅Eagle:عقاب ✅Pigeon: کبوتر ✅Peacock: طاووس ✅Crow: کلاغ ✅Sparrow: گنجشک ✅Owl:جغد ✅Parrot:طوطی ✅Swan:قو ✅Woodpecker:دارکوب ✅Bat:خف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام برخی پرندگان ✅Eagle:عقاب ✅Pigeon: کبوتر ✅Peacock: طاووس ✅Crow: کلاغ ✅Sparrow: گنجشک ✅Owl:جغد ✅Parrot:طوطی ✅Swan:قو ✅Woodpecker:دارکوب ✅Bat:خف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام برخی پرندگان ✅Eagle:عقاب ✅Pigeon: کبوتر ✅Peacock: طاووس ✅Crow: کلاغ ✅Sparrow: گنجشک ✅Owl:جغد ✅Parrot:طوطی ✅Swan:قو ✅Woodpecker:دارکوب ✅Bat:خف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست اعضای صورت به انگلیسی: ✅Temple:شقیقه ✅Eyelash: مژه ✅Eyebrow: ابرو ✅Eyelid:پلک ✅Cheek:لپ ✅Forehead:پیشونی ✅Chin:چونه ✅Jaw:فک ✅Jawline: زاویه فک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نام برخی پرندگان ✅Eagle:عقاب ✅Pigeon: کبوتر ✅Peacock: طاووس ✅Crow: کلاغ ✅Sparrow: گنجشک ✅Owl:جغد ✅Parrot:طوطی ✅Swan:قو ✅Woodpecker:دارکوب ✅Bat:خف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

لیست اعضای صورت به انگلیسی: ✅Temple:شقیقه ✅Eyelash: مژه ✅Eyebrow: ابرو ✅Eyelid:پلک ✅Cheek:لپ ✅Forehead:پیشونی ✅Chin:چونه ✅Jaw:فک ✅Jawline: زاویه فک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست اعضای صورت به انگلیسی: ✅Temple:شقیقه ✅Eyelash: مژه ✅Eyebrow: ابرو ✅Eyelid:پلک ✅Cheek:لپ ✅Forehead:پیشونی ✅Chin:چونه ✅Jaw:فک ✅Jawline: زاویه فک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست اعضای صورت به انگلیسی: ✅Temple:شقیقه ✅Eyelash: مژه ✅Eyebrow: ابرو ✅Eyelid:پلک ✅Cheek:لپ ✅Forehead:پیشونی ✅Chin:چونه ✅Jaw:فک ✅Jawline: زاویه فک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست اعضای صورت به انگلیسی: ✅Temple:شقیقه ✅Eyelash: مژه ✅Eyebrow: ابرو ✅Eyelid:پلک ✅Cheek:لپ ✅Forehead:پیشونی ✅Chin:چونه ✅Jaw:فک ✅Jawline: زاویه فک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست اعضای صورت به انگلیسی: ✅Temple:شقیقه ✅Eyelash: مژه ✅Eyebrow: ابرو ✅Eyelid:پلک ✅Cheek:لپ ✅Forehead:پیشونی ✅Chin:چونه ✅Jaw:فک ✅Jawline: زاویه فک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

لیست اعضای صورت به انگلیسی: ✅Temple:شقیقه ✅Eyelash: مژه ✅Eyebrow: ابرو ✅Eyelid:پلک ✅Cheek:لپ ✅Forehead:پیشونی ✅Chin:چونه ✅Jaw:فک ✅Jawline: زاویه فک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست اعضای صورت به انگلیسی: ✅Temple:شقیقه ✅Eyelash: مژه ✅Eyebrow: ابرو ✅Eyelid:پلک ✅Cheek:لپ ✅Forehead:پیشونی ✅Chin:چونه ✅Jaw:فک ✅Jawline: زاویه فک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست اعضای صورت به انگلیسی: ✅Temple:شقیقه ✅Eyelash: مژه ✅Eyebrow: ابرو ✅Eyelid:پلک ✅Cheek:لپ ✅Forehead:پیشونی ✅Chin:چونه ✅Jaw:فک ✅Jawline: زاویه فک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست اعضای صورت به انگلیسی: ✅Temple:شقیقه ✅Eyelash: مژه ✅Eyebrow: ابرو ✅Eyelid:پلک ✅Cheek:لپ ✅Forehead:پیشونی ✅Chin:چونه ✅Jaw:فک ✅Jawline: زاویه فک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست اعضای صورت به انگلیسی: ✅Temple:شقیقه ✅Eyelash: مژه ✅Eyebrow: ابرو ✅Eyelid:پلک ✅Cheek:لپ ✅Forehead:پیشونی ✅Chin:چونه ✅Jaw:فک ✅Jawline: زاویه فک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

لیست اعضای صورت به انگلیسی: ✅Temple:شقیقه ✅Eyelash: مژه ✅Eyebrow: ابرو ✅Eyelid:پلک ✅Cheek:لپ ✅Forehead:پیشونی ✅Chin:چونه ✅Jaw:فک ✅Jawline: زاویه فک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام برخی حیوانات دریایی: ✅shark:کوسه ✅Octopus: اختاپوس ✅Blue whale:وال آبی ✅Fish:ماهی ✅Dolphin: دلفین ✅Crab: خرچنگ ✅Prawn:میگو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام برخی حیوانات دریایی: ✅shark:کوسه ✅Octopus: اختاپوس ✅Blue whale:وال آبی ✅Fish:ماهی ✅Dolphin: دلفین ✅Crab: خرچنگ ✅Prawn:میگو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نام برخی حیوانات دریایی: ✅shark:کوسه ✅Octopus: اختاپوس ✅Blue whale:وال آبی ✅Fish:ماهی ✅Dolphin: دلفین ✅Crab: خرچنگ ✅Prawn:میگو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نام برخی حیوانات دریایی: ✅shark:کوسه ✅Octopus: اختاپوس ✅Blue whale:وال آبی ✅Fish:ماهی ✅Dolphin: دلفین ✅Crab: خرچنگ ✅Prawn:میگو، شاه میگو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام برخی حیوانات دریایی: ✅shark:کوسه ✅Octopus: اختاپوس ✅Blue whale:وال آبی ✅Fish:ماهی ✅Dolphin: دلفین ✅Crab: خرچنگ ✅Prawn:میگو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نام برخی حیوانات دریایی: ✅shark:کوسه ✅Octopus: اختاپوس ✅Blue whale:وال آبی ✅Fish:ماهی ✅Dolphin: دلفین ✅Crab: خرچنگ ✅Prawn:میگو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نام برخی پستانداران: ✅Tiger: ببر ✅Lion:شیر ✅Giraffe: زرافه ✅Zebra:گورخر ✅Panda:پاندا ✅Bear:خرس ✅Wolf:گرگ ✅Monkey:میمون ✅Fox:روباه ✅Jaguar:جگوار ✅Gor ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نام برخی پستانداران: ✅Tiger: ببر ✅Lion:شیر ✅Giraffe: زرافه ✅Zebra:گورخر ✅Panda:پاندا ✅Bear:خرس ✅Wolf:گرگ ✅Monkey:میمون ✅Fox:روباه ✅Jaguar:جگوار ✅Gor ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

نام برخی پستانداران: ✅Tiger: ببر ✅Lion:شیر ✅Giraffe: زرافه ✅Zebra:گورخر ✅Panda:پاندا ✅Bear:خرس ✅Wolf:گرگ ✅Monkey:میمون ✅Fox:روباه ✅Jaguar:جگوار ✅Gor ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نام برخی پستانداران: ✅Tiger: ببر ✅Lion:شیر ✅Giraffe: زرافه ✅Zebra:گورخر ✅Panda:پاندا ✅Bear:خرس ✅Wolf:گرگ ✅Monkey:میمون ✅Fox:روباه ✅Jaguar:جگوار ✅Gor ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نام برخی پستانداران: ✅Tiger: ببر ✅Lion:شیر ✅Giraffe: زرافه ✅Zebra:گورخر ✅Panda:پاندا ✅Bear:خرس ✅Wolf:گرگ ✅Monkey:میمون ✅Fox:روباه ✅Jaguar:جگوار ✅Gor ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در فارسی عامیانه کلوچه و در انگلیسی سُم شتری آلت تناسلی کلوچه ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نام برخی پستانداران: ✅Tiger: ببر ✅Lion:شیر ✅Giraffe: زرافه ✅Zebra:گورخر ✅Panda:پاندا ✅Bear:خرس ✅Wolf:گرگ ✅Monkey:میمون ✅Fox:روباه ✅Jaguar:جگوار ✅Gor ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نام برخی پستانداران: ✅Tiger: ببر ✅Lion:شیر ✅Giraffe: زرافه ✅Zebra:گورخر ✅Panda:پاندا ✅Bear:خرس ✅Wolf:گرگ ✅Monkey:میمون ✅Fox:روباه ✅Jaguar:جگوار ✅Gor ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نام برخی پستانداران: ✅Tiger: ببر ✅Lion:شیر ✅Giraffe: زرافه ✅Zebra:گورخر ✅Panda:پاندا ✅Bear:خرس ✅Wolf:گرگ ✅Monkey:میمون ✅Fox:روباه ✅Jaguar:جگوار ✅Gor ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نام برخی پستانداران: ✅Tiger: ببر ✅Lion:شیر ✅Giraffe: زرافه ✅Zebra:گورخر ✅Panda:پاندا ✅Bear:خرس ✅Wolf:گرگ ✅Monkey:میمون ✅Fox:روباه ✅Jaguar:جگوار ✅Gor ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نام برخی پستانداران: ✅Tiger: ببر ✅Lion:شیر ✅Giraffe: زرافه ✅Zebra:گورخر ✅Panda:پاندا ✅Bear:خرس ✅Wolf:گرگ ✅Monkey:میمون ✅Fox:روباه ✅Jaguar:جگوار ✅Gor ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

اعضای دست به انگلیسی: ✅Index finger: انگشت اشاره ✅Ring finger: انگشت حلقه ✅Little finger:انگشت کوچیکه ✅Middle finger: انگشت وسط ✅Thumb:شست ✅Palm:ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اعضای دست به انگلیسی: ✅Index finger: انگشت اشاره ✅Ring finger: انگشت حلقه ✅Little finger:انگشت کوچیکه ✅Middle finger: انگشت وسط ✅Thumb:شست ✅Palm:ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اعضای دست به انگلیسی: ✅Index finger: انگشت اشاره ✅Ring finger: انگشت حلقه ✅Little finger:انگشت کوچیکه ✅Middle finger: انگشت وسط ✅Thumb:شست ✅Palm:ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اعضای دست به انگلیسی: ✅Index finger: انگشت اشاره ✅Ring finger: انگشت حلقه ✅Little finger:انگشت کوچیکه ✅Middle finger: انگشت وسط ✅Thumb:شست ✅Palm:ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اعضای دست به انگلیسی: ✅Index finger: انگشت اشاره ✅Ring finger: انگشت حلقه ✅Little finger:انگشت کوچیکه ✅Middle finger: انگشت وسط ✅Thumb:شست ✅Palm:ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اعضای دست به انگلیسی: ✅Index finger: انگشت اشاره ✅Ring finger: انگشت حلقه ✅Little finger:انگشت کوچیکه ✅Middle finger: انگشت وسط ✅Thumb:شست ✅Palm:ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اعضای دست به انگلیسی: ✅Index finger: انگشت اشاره ✅Ring finger: انگشت حلقه ✅Little finger:انگشت کوچیکه ✅Middle finger: انگشت وسط ✅Thumb:شست ✅Palm:ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

لیست اعضای داخلی بدن به انگلیسی: ✅Brain: مغز ✅Lung:ریه ✅Liver:کبد ✅Heart:قلب ✅Stomach:شیکم ✅Kidney:کلیه ✅Pharynx:حلق ✅Larynx: حنجره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست اعضای داخلی بدن به انگلیسی: ✅Brain: مغز ✅Lung:ریه ✅Liver:کبد ✅Heart:قلب ✅Stomach:شیکم ✅Kidney:کلیه ✅Pharynx:حلق ✅Larynx: حنجره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

لیست اعضای داخلی بدن به انگلیسی: ✅Brain: مغز ✅Lung:ریه ✅Liver:کبد ✅Heart:قلب ✅Stomach:شیکم ✅Kidney:کلیه ✅Pharynx:حلق ✅Larynx: حنجره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست اعضای داخلی بدن به انگلیسی: ✅Brain: مغز ✅Lung:ریه ✅Liver:کبد ✅Heart:قلب ✅Stomach:شیکم ✅Kidney:کلیه ✅Pharynx:حلق ✅Larynx: حنجره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

لیست اعضای داخلی بدن به انگلیسی: ✅Brain: مغز ✅Lung:ریه ✅Liver:کبد ✅Heart:قلب ✅Stomach:شیکم ✅Kidney:کلیه ✅Pharynx:حلق ✅Larynx: حنجره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست اعضای داخلی بدن به انگلیسی: ✅Brain: مغز ✅Lung:ریه ✅Liver:کبد ✅Heart:قلب ✅Stomach:شیکم ✅Kidney:کلیه ✅Pharynx:حلق ✅Larynx: حنجره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نان لواش، نان جو، نان تست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پشیمان بودن، متاسف بودن، احساس اندوه کردن I don't feel regret at all and I've been living my best life!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وسیع، جادار We should find a roomy palace for leaving our stuffs there

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

احمق، خنگ، کودن Dense, stupid

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم زد، مخلوط کردن move a liquid around with a spoon or anything else

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

رئیس، مدیر عامل، بزرگ جایی I only take order from our chairman, no one else!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خودرو مسافرتی بزرگ، وسیله نقلیه تفریحی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

از قرار معلوم، طبقه گفته، با این اوصاف، اینجور که میگن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

که اینطور، پس قضیه این بوده Is that so

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

که اینطور، پس اینطوری بوده، پس قضیه همین بوده Is that so

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گذراندن وقت، اتلاف وقت، انجام دادن کاری برای پر کردن وقت When I'm at airport or bus usually i read books to kill time

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چخبر، چه خبرا How are things What's up What's good

پیشنهاد
٠

دعا کن، امیدوار باش، امیدت رو از دست نده، خودتو نباز!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چه خبر، چه خبرا What's up

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

زده به سرت، دیوانه شدی Are you nuts? Crazy, foolish

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مخ کسی رو زدن، کسی رو جذب کردن Are you hitting on me?

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Watch your language Watch your mouth Watch your tongue حرف دهنتو بفهم، بفهم چی میگی، مراقب باش چی از دهنت بیرون میاد، !

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Watch your language Watch your mouth Watch your tongue حرف دهنتو بفهم، مواظب حرف زدنت باش، بپا چی میگی!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Watch your language Watch your mouth Watch your tongue حرف دهنتو بفهم، مراقب حرف زدنت باش، بفهم چی میگی، مراقب باش چی میگی!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دردت چیه، مشکلت چیه، از چی ناراحتی، چی داره اذیتت میکنه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یعنی بیخیال کسی شدن، قید کسی رو زدن، باهاش کاری نداشتن، ولش کردن I'm over you I'm done with you

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شرت کم بسلامت، بری که دیگه برنگردی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اخم کردن، قیافه در هم داشتن، قیافه ناراحت داشتن Don't pout Don't sulk هردو به معنی اخم نکن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

خدایی نکرده، خدا نکنه، زبونم لال، استغفرالله

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

دل به دریا زدن، خطر را به جان خریدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

اصلا، به هیچ وجه، حرفشم نزن، غیرممکنه Hell no, fck no

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برقارو خاموش کن Turn off Turn off the lights

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اجباری، الزامی I'm under no mandatory to answer your questions

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شانه خالی کردن، طفره رفتن، در رفتن از زیر چیزی یا کاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

اجبار، الزامی I'm under no obligation to answer any of your questions

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک زن با میل جنسی بیش از حد زنی که تمام طول روز میخواهد در فعالیت های جنسی شرکت کند زنی بسیار شهوتی، زنی حشری همچنین مخفف آن nympho است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفف nymphomaniac یک زن با میل جنسی بیش از حد زنی که تمام طول روز میخواهد در فعالیت های جنسی شرکت کند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فخر فروشی، خودنمایی، جار زدن، به نمایش گذاشتن، پز دادن، کلاس گذاشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترساندن، تشر رفتن، تهدید کردن، قلدری کردن، چشم غره رفتن Threat, intimidate

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متین، سنگین، محجوب، موقر She's too demure and acts well

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

استارت کاری را زدن، جرقه چیزی را زدن Start, embark, launch

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

خرخون، درس خون Nerd Someone who studies too much

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روستایی، دهاتی، برونشهری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

بهتر کردن، بهبود بخشیدن، ارتقا Improve, make better I must enrich my life and have better lifestyle!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آفرین! خودشه! ادامه بده! همینه! ماشاالله!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یه اصطلاحه خوب بخوابی خواب راحت داشته باشی راحت بخوابی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درد، تیر کشیدن My heart feels aching

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پناهگاه، پناه، جایی که انسان بتواند آنجا بماند و پناه ببرد به آن Shelter A refuge for a homeless A shelter for a homeless

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

- پرورشگاه - مهدکودک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دو معنی داره: 1_تیرگی، تاریکی، سیاهی Darkness 2_دلتنگی کردن Miss

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لرزیدن، در حال لرزیدن بر اثر هرچیزی مثل سرما یا ترس!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سردرگم، مردد، دودل He's always torn and ain't able to decide right!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

سرزنش کردن، تشر رفتن، غر زدن، دعوا کردن، توبیخ کردن He accepted her scolding because she always complaining

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دو تا معنی داره - دچار تیک عصبی شدن، چشمم می پره و هی پلک میزنه. - عکس العمل سریع، تند و تیز بودن، فرز بودن ( در گیم و بازی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

منفعت داشتن، سود داشتن، سود بخش بودن What's the benefits of using this app? Is this even profitable ?

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بخشش، بخشیدن، فضل، بزرگی Lying to my face Thought you would've shown a little grace!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مشتاقانه، از سر یا روی اشتیاق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرومزاده، کثیف، دغل باز، ناپاک Bastard Recently you became too filthy, I don't wanna see you no more!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شوخ طبع، لطیفه گو، بامزه، زبون دار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رفقا، دوستان، بچه ها، داداشیا Guys, folks, homies بیشتر در قدیم این کلمات استفاده میشده و کوچه بازاری است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اخم کردن، ناراضی بودن Sulk You even look better when you frown girl!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تبعید، تبعید کردن، دور شده a woman and her children journey to find the family's patriarch, who was exiled years before

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

عزاداری کردن ، احساس اندوه کردن، غصه خوردن Look at your face, It wears a thousand sorrows

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دیدار دوباره، بهم رسیدن، دور هم جمع شدن We'll reunite EACH other soon buddy

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پرهیز کردن، خودداری کردن، منع کردن Pilots must abstain from alcohol for 24 hours before flying!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تاثیر، نفوذ، اثر، تاثیر کردن بر. . . ، تحت تاثیر قرار دادن، تاثیر گذاشتن I'm a bad influence u should ignore me and . . . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مثال زدنی، موثر، عالی، معرکه، مهیج Your interview was so sensational and outstanding, everybody liked it!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صدای کلفت، صدای خش دار، صدا عمیق و کلفت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تصمیم گرفتن، تصمیم محکم گرفتن I'm determined to help you with your homeworks!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آشتی، آتش بس، صلح I won't take no truce with him!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشرفته، حرفه ای، ماهر Professional, expert We employ some of the most advanced aircraft in the world to complete our missions and defend our country.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زشت، نامطلوب، شرم آور، چندش آور These exams are hideous, I can't stand it no more!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جلف، مسخره، ننر، ضایع، لوس، بی مزه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ممنوع کردن، تحریم کردن، اجازه داده نشده Allow is the opposite of Forbid It's forbidden to touch this photo frame!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوشتیپ، خوش لباس I'm definitely out dressed you من قطعا از تو خوشتیپ ترم!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

محرمانه، مخفیانه، موزیانه، سری، موزی This project is wildly hush hush and important for our company!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فازت چیه؟ مشکلت چیه؟ هدفت چیه؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساکت، حرف نزن، سکوت کن، ادامه نده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوستان املای صحیح این کلمه petrichor هست به معنای" بو خاک بعد از باران"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

outdid سنگ تموم گذاشتن، همه تلاش خود را کردن، زحمت خود را کشیدن You outdid yourself تو سنگ تموم خودتو گذاشتی، تو تلاشتو کردی!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پاداش، انعام، دستمزد، کارمزد، جایزه Bonus, tip

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخت، شدید، تنگاتنگ، طاقت فرسا Severe, complex A fierce battle

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سست، ضعیف، فرتوته، ناتوان، بی توان Feeble, flimsy

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معمولی، ناچیز، ساده، پیش پا افتاده Average Seems like you don't have problem with being medicore

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

خرج از شهر، حومه شهر، بیرون شهر، حاشیه شهر countryside

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خداحافظ، تا بعد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تالیف شده، گرد آوری شده، جمع آوری شده، تهیه شده The first Persian dictionary was compiled around 1000 years ago!!!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

representation مثال، نمونه، نماد You're the exact representation of your father! مترادف: instance, example

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرفتن زبان، قادر به درست صحبت کردن نبودن، شل بودن زبان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آدم لاشی، مغرور، رو مخ، خارک**، آشغال Piece of shit

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریلکس بودن، خونسرد بودن، آروم بودن Being relax and calm

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پارتی بازی کردن، تبعیض قائل شدن، استثنا قائل شدن pull some strings

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پارتی بازی کردن، استثنا قائل شدن، عزیز پروری، تبعیض قائل شدن Favoritism

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

استقامت، پایداری I'm interested in consistency, stability, respect and loyalty!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

ارتباط برقرار کردن، تعامل داشتن، بده بستان داشتن Communication

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوتاه شده i don't mind I wanna achieve my goals, idm how hard the situation get

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفف کلمات Bitcoin و bitch هست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست اعضای صورت به انگلیسی: ✅Temple:شقیقه ✅Eyelash: مژه ✅Eyebrow: ابرو ✅Eyelid:پلک ✅Cheek:لپ ✅Forehead:پیشونی ✅Chin:چونه ✅Jaw:فک ✅Jawline: زاویه فک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

اعضای دست به انگلیسی: ✅Index finger: انگشت اشاره ✅Ring finger: انگشت حلقه ✅Little finger:انگشت کوچیکه ✅Middle finger: انگشت وسط ✅Thumb:شست ✅Palm:ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

لیست اعضای داخلی بدن به انگلیسی: ✅Brain: مغز ✅Lung:ریه ✅Liver:کبد ✅Heart:قلب ✅Stomach:شیکم ✅Kidney:کلیه ✅Pharynx:حلق ✅Larynx: حنجره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Eased up کند شدن، آروم شدن، بند اومدن The rain has eased up

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Ice pop یا popsicle بستنی یخی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حیله گر، کسی که از زیر کار در میره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کسی که از زیرکار در میره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوزاش، نوازش کردن He patted his pockets pretending to look for his cigarettes

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

مادرخوانده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رشوه، زیر میزی پول دادن I want our boodle!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

inspired الهام گرفته از ، برگرفته از Inspired by a true story

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مات و مبهوت خیره ماندن به کسی یا چیزی Stare I'll thank you if you stop gawping at me

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

روحیه، خلق و خو I like your spirit, you are too brave and always looking for mystery

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

عالی، خوب، محشر، شگغت انگیز Everything is Tickety boo

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیچیده، سخت، دشوار Hard Complicated Severe

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای توضیف شدت زیاد چیزی It's a big fat nope به منظور اینکه جواب من نه قطعی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

خپل، تپل Get your pudgy fingers off of me

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرده برداری از چیزی، آشکار شدن The truth will be uncovered

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

خراب کاری کردن، گند زدن، بهم ریختن چیزی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بزن بریم، بیا شروعش کنیم Let's go, let's dive in

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

انتخاب خودته، میل خودته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

غرور، تکبر، بالیدن، مغرور بودن I got too much pride to say im sorry

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

این طرز نوشته اشتباه هست Head or tail:شیر یا خط

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

طفره رفتن، اجتناب کردن Don't evade and answer my question right now

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

عازم به جایی بودن، به، به سوی I'm off to London

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

آفرین، مرحبا، عالی بود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرف پوچ، چرند، حرف بی فایده Foolish talk, nonsense

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

کاری را بدون اشتباه و به بهترین شکل ممکن انجام دادن Tomorrow she has quiz and i know she'll ace it

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ساده لوح نباش اینقدر، احمق نباش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

نفس گرفتن، نفس کشیدن، نفسی تازه کردن، استراحت کوچیک کردن I can't take my breath since I'm pregnant

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

an enjoyable exciting علاقه، عشق، اشتیاق Your grandmother was my zing

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

همون hide and seek هست که بمعنی قایم موشک بازی کردن Hide:قایم شدن Seek:دنبال چیزی گشتن، پی چیزی بودن، جست و جو کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

تجدید نظر کردن، نظر خود را پس گرفتن، بازنگری کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

حرف مفت زدن، چرند گفتن، مضخرف گفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

رها کردن، ول کردن، آزاد کردن Releas him guys

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بشکن زدن با انگشتان Whenever i hear this song, i wanna snap my fingers

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بی خیال، خونسرد، ریلکس، آروم Someone who doesn't know how to react Relax

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

جرعت، جربزه، جیگر داشتن I need enough gut to tell her that i love her

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خسته، خسته شدن از، وا دادن I'm sick of waiting for miracle

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

An expression of annoyance or disappointment ( like we say pif in farsi )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جشن، مراسمی باشکوه، کنسرت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

باهم درست حرف بزن، خوب حرف بزن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

از اول، از همون ابتدا I didn't like that shoes from the get go

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

خرابه، مشکل داره Broken

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

چشم، به روی چشم، حتما

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترشرو، عصبانی، دلخور، کینه Ypu don't have to get huffy I'm just trying to help

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاچه خواری، خایه مالی Don't get all slobbery, no one likes a kiss ass!

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تیر کشیدن، درد، قلنج When i got twinge in my neck i turn my neck around

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بی خیال شو، بس کن، ادامه نده، کشش نده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنی آره و بله هست بعضی وقتا برای جلب توجه هم میشه مثل: هی، هی تو Aye u

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرفتن، اسیر کردن، بازداشت کردن Seize him!

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ور زدن، پر حرفی کردن، تند و سریع و پشت سر هم حرف زدن، وراجی کردن، هذیان گفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

از دست دادن زمان و وقت، تاخیر کردن Don't dally my friend, we've got a lot to do

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

هدف، مسئولیت my objective was to mop the house but now it's your turn

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دست خط، طرز نوشتن I can write as well but my penmanship isn't good enough

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرف تو خالی، حرف یامفت، مزخرف، چرند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در جریان بودن، در جریال حل شدن، در راه انجام شدن !The game is afoot

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

ولرم و نیم گرم، خیلی داغ نیست و از دهن افتاده This tea is tepid

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

unpleasant رومخ، ناپسند، نا خوشایند، زننده، بد، ناجور، ناراحت کننده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

به جایی رفتن، برای انجام کاری رفتن Head to bed now, I'll wash the dishes

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پر حرفی، وراجی، یاوه گویی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

حواسا جمع! حواسا اینجا چشا اینجا رو ببینه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

خودم به شخصه. . . I myself ain't interested in playing tennis

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنی آلوده و کثیف هم میباشد بعضی اوقات This water is too murky for me

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

بسیارظریف، بسیار ریز