تفاوت intestine و gut؛
🔸 معنی دقیق:
هر دو کلمه به بخش هایی از دستگاه گوارش اشاره دارند، اما تفاوت های ظریفی در کاربرد و دامنه معنایی آن ها وجود دارد:
1. Intestine ( روده ) :
این واژه اصطلاح پزشکی و علمی دقیق تری است.
... [مشاهده متن کامل]
به طور خاص به بخش لوله ای شکل دستگاه گوارش که در شکم قرار دارد و غذا را پس از معده هضم و جذب می کند، اشاره دارد.
روده به دو بخش اصلی تقسیم می شود: روده کوچک ( small intestine ) و روده بزرگ ( large intestine ) .
زمانی که در مورد عملکرد فیزیولوژیکی یا بیماری های مربوط به این اندام صحبت می کنیم، معمولاً از "intestine" استفاده می شود.
مثال:
"The absorption of nutrients primarily occurs in the small intestine. "
( جذب مواد مغذی عمدتاً در روده کوچک اتفاق می افتد. )
2. Gut ( روده / شکم / دل و روده ) :
این واژه عامیانه تر، کلی تر، و گاهی اوقات با بار عاطفی بیشتری به کار می رود.
می تواند به کل دستگاه گوارش ( از معده تا روده ها ) اشاره کند.
اغلب به معنای شکم به کار می رود، مخصوصاً وقتی در مورد احساسات یا غریزه ی اولیه صحبت می شود ( مثلاً "gut feeling" یا "gut instinct" ) .
در زبان عامیانه، گاهی برای اشاره به "دل و روده" ( اعضای داخلی شکم ) نیز استفاده می شود، به خصوص در موارد آسیب یا جراحت.
همچنین به باکتری ها و میکروب های موجود در روده ( microbiome ) نیز "gut flora" یا "gut bacteria" گفته می شود.
🔸 مثال ها برای مقایسه:
Intestine: "Doctors performed surgery to remove a blockage in the patient's intestine. "
( پزشکان برای برداشتن انسداد در روده ی بیمار جراحی انجام دادند. ) - اینجا "intestine" دقیقاً به اندام اشاره دارد.
Gut: "The marathon runner felt a pain in his gut during the race. "
( دونده ی ماراتن در طول مسابقه در ناحیه شکمش احساس درد کرد. ) - اینجا "gut" به طور کلی به ناحیه شکم اشاره دارد.
Gut: "Maintaining a healthy gut is crucial for digestion. "
( حفظ سلامت روده ( کل دستگاه گوارش ) برای هضم ضروری است. ) - اینجا "gut" به کل سیستم گوارشی اشاره دارد.
Trump's top general walks out of Pentagon as Hegseth moves to gut his command in sweeping purge
�ژنرال ارشد ترامپ از پنتاگون خارج شد، در حالی که هگزت برای برچیدن فرماندهی او در یک پاکسازی گسترده دست به کار شده است. �
جسارت
فعل
cause ( someone ) to feel extremely upset or disappointed
به شدت باعث ناراحتی یا ناامیدی کسی شدن.
It guts me to think about what my mother and brother missed out on.
در حالت فعل به معنی تخلیه کردن است.
They said, 'You know, we've been practicing this for many years, but no one had the guts to tell us to do it. '
آنها گفتند: �می دانی، ما سال هاست که این کار را تمرین می کنیم، اما هیچ کسی جرات نکرده به ما بگوید که این کار را انجام دهیم. �
You have the guts
تو جیگرشو داری
بستگی به جمله داره مثلا:
gut reactions ===instinctive reactions
واکنش های غریزی
احساس ( در برابر عقل )
غریزی
gut ( stomach ) . He was shot in the gut.
شکم
I have the gut من جراتشو دارم gut در اینجا به معنی جرات و از نوع اسم هست
Dare فعل هست به معنی جرئت داشتن
destroy, demolish
به معنی دلخور کردن هم هست
منبع بی بی سی
when employers gut middle managers, everyone hurts.
جرات
بنیه، نیرو، شکنبه، ( در جمع ) دل و روده، احشاء، پر خوری، شکم گندگی، طاقت، روده در آوردن از، غارت کردن، حریصانه خوردن، زه راکت، زه، تنگه، ورزش: وسط خط
To destroy completely by fire
paunch, belly, potbelly, spare tyre ( Brit. slang ) - guts: intestines, belly, bowels, entrails, innards ( informal ) , insides ( informal ) , stomach, viscera, courage, audacity, backbone, bottle ( slang ) , daring, mettle, nerve, pluck, spirit
... [مشاهده متن کامل]
- disembowel, clean
- ravage, clean out, despoil, empty
[adjective
- gut reaction: instinctive, basic, heartfelt, intuitive, involuntary, natural, spontaneous, unthinking, visceral
جرات
بنیه، نیرو، شکنبه، ( در جمع ) دل و روده، احشاء، پر خوری، شکم گندگی، طاقت، روده در آوردن از، غارت کردن، حریصانه خوردن، زه راکت، زه، تنگه، ورزش: وسط خط
در زبان باستانی لری واژه کهن وآریایی�گدهGeda� به معنی شکم، سیرابی، دل، شکمبه و. . . به کارمیرود. این واژه نیز واردزبانهای اروپایی ( انگلیسی. . . ) شده وبه صورت �gut� به معنی شکم، دل و روده به کار میرود.
... [مشاهده متن کامل] همچنین واژه �gutty� به معنی شکمو نیز به کار میرود. در برخی از گویشهای لری واژه کهن�گده geda� به صورت�گییهgiiah� نیز به کار میرود که حذف دال درلری معمول ورایج است. حرف دال در واژه کهن �گده� به حرف ت در واژه انگلیسی�gut� تبدیل شده است. یعنی گده> گاتgut. اصطلاح�گده یا گییه غویین� به معنی شکم بزرگ به کار میرود.
در ادامه ی مطلب قبلی ، بجای دستگاه تجزیه و تحلیل ، معنای دورتر ولی گویاتر gut می تواند مزاج ، روحی و جسمی باشد. مثلا در این جمله:
The words of a dead man are modified in the guts of the living.
جهاز هاضمه. که مجازا می شود آن را سیستم تجزیه و تحلیل ترجمه کرد
جهاز هاضمه. که معنای مجازی اش می تواند سیستم تجزیه و تحلیل باشد
جرعت، جربزه، جیگر داشتن
I need enough gut to tell her that i love her
بعضی جاها جُربُزه هم معنی میده
مثلا میگه که جربزه اینکار رو داری؟
do you have the guts?
I was gutted من ناامید شدم I was gutted when I lost the match
دستگاه گوارش
در پارسی:
گـــَده، گدک: شکمبه، معده
در کردی، لری، پشتو:
گدَه: معده
بامدادان چو ثریدِ گدک و پاچه زنند
می خورند از پیِ آن کله و گیپا در کار
دوست عزیز که گفتی مثل amerucan gut talent.
اون got هست
این کلمه دارای دو نوع معنی بوده یک بُعد فیزیکی و جسمانی ( اعماء و احشاء داخلی شکم ) و یک بعد روانی و درونی ( جرات ، غرایز ، درونیات )
کلمه ی فارسی ای که در کاربردی مشابه استفاده می شود کلمه ی "دل" می باشد که هم در کاربرد:
... [مشاهده متن کامل]
*دلم درد میکرد ( دل و روده )
و هم در کاربرد:
*او دل انجام این کار را ندارد ( دل و جرات )
*به ندای دلت گوش بده ( درونیات یا غرایز )
حسِ درونی، احساس درونی، حسِ قلبی، ( حسی/ احساسی که از دل شما بر می خیزد )
غریزه هم معنی میده:
Trust your gut = به غریزه ت اعتماد کن
I follow my gut
حس ششم پیروی کردن یا دنبال کردن.
شهود
I have a gut feeling یه حسی بهم میگه
عمق یا اساس کاری یا چیزی
Trust your guts = به غریزه ی خودت اعتماد کن
خالی کردن، تخلیه سازی
- دل و جرات
- پایداری
- زور
- طاقت
دل و روده ؛ پاک کردن ( مرغ , ماهی ) ؛ تخریب کردن ( داخل ساختمان )
# Meat stays in the gut longer than vegetable matter# He scaled the fish and removed the guts# She gutted the fish and cut off their heads
... [مشاهده متن کامل]
# He skinned and gutted the rabbit
# The church was gutted by fire
# a fire gutted the bookshop last week
دل و روده ی کسیو درآوردن
You can tell them you were defending yourself when you gutted this man. .
ما معمولا gut رو با feeling میاریم
یعنی gut feeling حس ششم یا همان sixth sense
ﺳﻠﺐ ﻛﺮﺩﻥ, ﮔﺮﻓﺘﻦ
روده
جرات داشتن
شکم، منظور چربی تو قسمت شکم
احساسات درونی
حس ششم
جرات
. . . . you guts to attend . . . .
در آوردن دل و روده مثل دیالوگ معروف
Ghostface:No, you listen you little bitch, you hang up on me again and I'll gut you like a fish, undrestand?yeah
a strong feeling about something
دل و روده، ( مجازی ) احساس
gut درونی غریزی
gut talent استعداد درونی ، غریزی
روده. معده
feeling
adj. basic or essential; based on instincts or emotions
جیگر ( برای بیان اینکه کسی شجاعت داره )
حس غریزی ( مثلا میگوییم : به دلم افتاد که . . . )
دل ( احساسی در دل مربوط به وقوع اتفاقی )
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٥٧)