مهراب خان غلامی

مهراب خان غلامی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



مصطفی سرخوش٠٠:٥١ - ١٤٠٢/٠١/١٠از آن روز دشمن به ما چیره گشت که مارا روان و خرد تیره گشتگزارش
0 | 0
dispensation٢٣:٥٦ - ١٤٠١/١١/٢٧special permission, especially from the Church, to do something that is not usually allowed: - مجوز ویژه، خصوصا صادر شده از جانب کلیسا، جهت انجام دا ... گزارش
0 | 0
trolling٢٠:٥٠ - ١٤٠١/١١/٢٢the act of leaving an insulting message on the internet in order to annoy someone منبع : https://dictionary. cambridge. org/spellcheck/english/?q=ri ... گزارش
0 | 0
هاینه هاینریش٢١:١٨ - ١٤٠١/٠٩/١١هاینریش هاینه : دانایان اندیشه های جدیدی کشف می کنند، نادان ها آنها را ممنوع می کنند. منبع : http://philosophers. atspace. com/گزارش
2 | 0
تقلب٠٣:٥٤ - ١٤٠١/٠٩/١١در عربی یعنی روی گردانیدن از چیزی. منبع : آیه 144 سوره بقره. ترجمه جلال الدین فارسیگزارش
0 | 0
science١٧:٤٤ - ١٤٠١/٠٨/١٣the careful study of the structure and behaviour of the physical world, especially by watching, measuring, and doing experiments, and the development ... گزارش
2 | 0
مست چاه٢٣:٤١ - ١٤٠٠/٠٢/١٧یار مستچاهی : در زبان تاجیکی به معنی * کمر باریک* یا به معنی * یار تاجیکی * می باشد. و در این خصوص، زنده یاد استاد ابوالقاسم لاهوتی، ترانه ای را با ... گزارش
0 | 0
دفره١٥:١٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٢معنی * دفره * در زبان کوردی : — مغرور —نوعی بیماری کشنده دام. Resources : اپلیکیشن دیکشنری واژگان کوردی به اهتمام آقای کاوه وارانی. Applicatio ... گزارش
0 | 0
داج٠٢:٥٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢آسمان بی ابر و اما داج و تاریک و تبا مهرِ دردآکنده هم نوری نتاباند و برفت شاعر : احب دریاپناه داج : تاریک و ظلمانیگزارش
5 | 0
لنبک٠١:٤٧ - ١٣٩٩/١١/٢٤لُنبَک آب کش ( یا آب فروش ) مردی سخاوتمند و شریف و مهمان نواز و در عین حال فقیر و تنگدست بود، شرح داستان لنبک آب کش، و براهام ( مردی یهودی ) خسیس و ت ... گزارش
0 | 0
litter box٢١:٢٦ - ١٣٩٩/١١/١٠جعبه مخصوص مستراح گربه خانگیگزارش
18 | 0
casting٠٧:٣٨ - ١٣٩٩/١١/٠٥انتخاب بازیگر جهت ایفای یک نقش در فیلم یا نمایشنامه یا تئاتر و . . .گزارش
90 | 0
scaphism٠٨:٣٩ - ١٣٩٩/١١/٠١دو کرجی : دو کرجی نام نوعی شکنجه است که توسط هخامنشیان برای تنبیه یاغیان یونانی که با استفاده از دو کرجی هم اندازه انجام می شده است. محکوم را در یکی ... گزارش
5 | 0
barebacked١٨:٢٦ - ١٣٩٩/١٠/٢٧Sex without a condom, especially anal sex and mainly between two men. سکس بدون پوشش کاندوم، بویژه سکس مقعدی و عمدتاً بین دو مرد.گزارش
0 | 0
lupe١٧:٢٧ - ١٣٩٩/١٠/٢٧Lupe Fuentes‎ بازیگر پورنگزارش
0 | 0
age paly١٥:٣٣ - ١٣٩٩/١٠/٢٧نوعی بازی که در آن افراد معمولاً در جایگاه سِن واقعی خود نقش ایفا نمی کنند، در واقع افراد وانمود میکنند که جوان تر ( و گاهی اوقات هم مُسِن تر ) از سن ... گزارش
0 | 0
shrink back from٢٣:٠٩ - ١٣٩٩/١٠/٢٦حذر داشتن. بر حذر بودن. پا پس کشیدن ( معمولاً از ترس ) . منصرف شدن ( بیشتر بخاطر ترس ) . عقب کشیدن. گزارش
7 | 0
صمون٢٣:١٨ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦صمون ( به ندرت سمون هم نوشته می شود ) نوعی نان بسیار خوشمزه و پر طرفدار است که میشه این ادعا رو داشت که صمون ، به طور خاص و ویژه، فقط در استان ایلام ... گزارش
5 | 0
cookbook٠٩:٣٢ - ١٣٩٩/٠٨/١٤Cook The Book : تقلب کردن در اسناد، سند سازی غیر قانونی ( اغلب برای فرار از مالیات ) . منبع : فیلم breaking bad. S04E09.گزارش
7 | 2
travertine١٩:٢٧ - ١٣٩٩/٠٨/١٣نوعی از سنگ آهک با کیفیت بالا که از چشمه های آب گرم به دست می آید و جهت سنگ نما و کف ساختمان ها ( معمولاً ساختمان های غیر مسکونی ) به کار می رود. ام ... گزارش
0 | 0
take the fifth١٣:٤٧ - ١٣٩٩/٠٨/١٢سرِ خود و بدون اجازه رها کردن مسؤولیت. کار و شغل را بدون هماهنگی و بی اجازه رها کردن و رفتن. رها کردن ناگهانی مأموریت کاری در حین کار.گزارش
2 | 0
in on٠٣:٤٨ - ١٣٩٩/٠٨/١٢مطلع بودن، آگاهی داشتن، دانستن. — Let Us In On it : بگوما هم بدونیم.گزارش
2 | 1
زینگ٠٤:٣٣ - ١٣٩٩/٠٧/١١در زبان کوردی، زینگ با کسره نون، یعنی زندهگزارش
2 | 1
مخروطات١٩:٤٨ - ١٣٩٩/٠٦/١٤مخروطات نام کتابی است نوشته آپولونیوس، ریاضیدان یونانیگزارش
0 | 0
bareback٢٣:٣٠ - ١٣٩٩/٠٣/١٣Sex without a condom, especially anal sex and mainly between two men. سکس بدون پوشش کاندوم، بویژه سکس مقعدی و عمدتاً بین دو مرد.گزارش
34 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



gut١٨:٠٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٨
• Fire gutted the office building.
ساختمان اداری در میان شعله های آتش از بین رفت.
2 | 1
LAD١٣:٥٨ - ١٣٩٩/١٠/٢٧
• The little lad was a real handful. He was always up to mischief.
پسر بچه تخس و چموش بود، مدام در حال شیطنت بود.
0 | 0