bite the bullet


لب خود را گزیدن، جلو خشم یا اعتراض خود را گرفتن، سختی را با شجاعت تحمل کردن، تاب آوردن، سوختن و ساختن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to endure the pain or difficulty of voluntarily forced effort, or the unpleasantness of a situation forced upon one.

- We bit the bullet and finished the climb.
[ترجمه MPMF] ما جلوی سختی ها تاب آوردیم و صعود را به اتمام رساندیم
|
[ترجمه ترگمان] گلوله رو گاز گرفتیم و بالا رفتن رو تموم کردیم
[ترجمه گوگل] ما گلوله را بچینیم و صعود را تمام کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I bit the bullet and accepted him as a supervisor.
[ترجمه M] من تحمل کردم و اون رو به عنوان سرپرست پذیرفتم
|
[ترجمه فریبا] سختی رو به جون خریدم
|
[ترجمه ترگمان] گلوله را گاز گرفتم و او را به عنوان سرپرست پذیرفته بودم
[ترجمه گوگل] گلوله را بچسبانید و او را به عنوان سرپرست پذیرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• endure pain or a hard situation with courage and perseverance (expression used before the days of anesthetics when soldiers held a bullet between their teeth to endure the pain of surgery)

پیشنهاد کاربران

دندون رو جیگر گذاشتن
جام زهر را نوشیدن
۱. برخلاف میل باطنی کاری رو انجام دادن
۲. آدم خودشو مجبورکنه که کار ناخوشایندی رو انجام بده.
مثال : متنفرم برم دندانپزشک اما مجبورم برم
I hate going to the dentist, but I'll just have to bite the bullet.
کاریه ک دوس ندارم اما مجبورم انجام بدم
رنجی را به جان خریدن
تحمل کردن رنجی
دل به دریا زدن
طاقت آوردن، تحمل کردن، تحمل سختی باشجاعت، تاب آوردن،
دندان روی جگر گذاشتن
سوختن و ساختن
این اصطلاح اولین بارتوسط Rudyard Kipling در سال 1891 در رمان the light that failed مورد استفاده قرار گرفتو. رسم بر این بود که سربازان آسیب دیده در میدان جنگ برای تحمل عمل جراحی بدون بیهوشی گلوله اسلحه را بین دندان های خود میگذاشتند. ( به نقل از سایت مهرداد اکبری اصل )
با یک شرایط سخت روبرو شدن و قاطعانه عمل کردن و ازش دوری نکردن ، انجام دادن یا قبول کردن یک چیز ناخوشایند بعد از یک دوره تعلل
تحمل کردن Have to endure
رنجی را با شکیبایی پذیرفتن
در فیلم zombieland 2019 متنی اومده ک دوست داشتم ب اشتراک بزارم
So either we're doing this right now , or I am biting the
. bullett , and I am doing the old guy
معنی: پس یا الان اینکار رو انجام میدم ( منظورش س. . س ) و یا ( تحمل میکنم، میزنم ب سیم اخر، دلو میزنم ب دریا ) و میرم ب اون پیرمرده میدم
To get something over with because it is inevitable

I hate going to the dentist, but I'll just have to bite the bullet
از رفتن به دندونپزشکی متنفرم ولی خب مجبورم که برم.

@لَنگویچ
تحمل کردن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما