hippo

/ˈhɪpoʊ//ˈhɪpəʊ/

معنی: کرگدن
معانی دیگر: رجوع شود به: hippopotamus، پیشوند: اسب [hippodrome]، hippopotamus کرگدن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: hippos
• : تعریف: (informal) hippopotamus.

جمله های نمونه

1. The pictures of the hippo and the little boy resonate against all the other unseen pictures of harem girls.
[ترجمه ترگمان]تصاویر اسب آبی و پسر کوچک بر ضد همه تصاویر نامرئی دختران حرمسرا موج می زنند
[ترجمه گوگل]تصاویر هیپو و پسر کوچولو در برابر تمام عکس های غیر قابل مشاهده دختران حرم ترویج می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Like a bird on the back of a hippo, Hotchkis is happily going along for the symbiotic ride.
[ترجمه ترگمان]مانند پرنده ای که در پشت کرگدن است با خوشحالی همراه با ما به گردش می رود
[ترجمه گوگل]Hotchkis مانند یک پرنده در پشت یک هیپو با خوشحالی به دنبال سواری همزیستی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Hippix also runs on OS/2 platforms and Hippo reportedly has an installed base of OS/2 customers.
[ترجمه ترگمان]Hippix هم چنین بر روی سیستم عامل OS \/ ۲ اجرا می شود و کرگدن دارای یک پایگاه نصب شده از مشتریان \/ ۲ مشتری است
[ترجمه گوگل]Hippix همچنین بر روی سیستم عامل OS / 2 عمل می کند و Hippo گزارش می دهد که پایگاه نصب شده بر روی OS / 2 دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The ugly little hippo is the most beautiful thing in Mama's eyes.
[ترجمه ali] هیپو کوچک زشت ، زیباترین چیز در چشمان مادرش است.
|
[ترجمه ترگمان]اسب آبی کوچک، زیباترین چیز در چشمان مامانی است
[ترجمه گوگل]هیپو کوچک کمی زشت ترین چیز در چشم مادر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Hippo: (open the big mouth and burst out laughing ) You do fancy yourself as a star. You opine you'd be Yang Shu with a stripe T-shirt!
[ترجمه ترگمان]هیپو هوپ! تو خودت رو مثل یه ستاره می بینی به نظر تو یانگ شو با یه تی شرت راه راه
[ترجمه گوگل]هیپو: (دهان بزرگ را باز کنید و از خنده بیدار شوید) خودتان را به عنوان یک ستاره دلنشین می کنید شما می گویید یانگ شو با یک تی شرت نوار است!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Similarly, Augustine of Hippo wrote of the Israelites using Egyptian gold to build the tabernacle of God.
[ترجمه ترگمان]به همین ترتیب، قدیس آوگوستینوس نیز چنین نوشت که بنی اسرائیل از طلای مصر برای ساخت معبد خدا استفاده می کنند
[ترجمه گوگل]به همین ترتیب، آگوستین هیپو از اسرائیل با استفاده از طلا مصری برای ساختن محوطه ی خدا نوشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Tom: This is a great picture! It's a hippo.
[ترجمه ترگمان]این یه عکس عالیه اسب آبی است
[ترجمه گوگل]تام: این یک عکس عالی است! این هیپو است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Crocodile, elephant and hippo search along the river bank and soon met Monkey.
[ترجمه ترگمان]فیل و فیل و اسب آبی در ساحل رودخانه جستجو می کنند و به زودی میمون را ملاقات می کنند
[ترجمه گوگل]کروکودیل، فیل و جست و خیز کردن حوالی در امتداد رودخانه و به زودی با میمون ملاقات کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Forex Hippo has made me $358on my live account!
[ترجمه ترگمان]هیپو هوپ! من رو به حساب زنده من انداخت
[ترجمه گوگل]فارکس هیپوپ 358 دلار در حساب زنده من ایجاد کرده است!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. How can you tell if there's been a hippo in your fridge?
[ترجمه ترگمان]از کجا می تونی بگی یه کرگدن تو یخچال تو بوده؟
[ترجمه گوگل]چگونه می توانید بگویید که آیا در یخچال شما وجود دارد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. A hippo cow and her calf approached the young waterbuck on the island.
[ترجمه ترگمان]گاو و گوساله او به جزیره young در جزیره نزدیک شدند
[ترجمه گوگل]یک گاو هیپو و گوساله او به آبجو جوان در جزیره نزدیک شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. I'll build a palace made of stone. Two hippo - headed guards will serve.
[ترجمه ترگمان]یک قصر از سنگ درست می کنم دوتا گارد سلطنتی خدمت می کنن
[ترجمه گوگل]من یک کاخ ساخته شده از سنگ ساختم دو نگهبان هیپ هاپ خدمت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. A hippo is in or near the water most of its day.
[ترجمه ترگمان]اسب آبی بیشتر روز در آب است یا نزدیک آب است
[ترجمه گوگل]در بیشتر روزهای خود، حبیبی است یا نزدیک آب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. But at least you're not a hippo: their sweat is bright red-orange.
[ترجمه ترگمان]اما حداقل تو اسب آبی نیستی: عرق آن ها سرخ است - نارنجی
[ترجمه گوگل]اما حداقل شما هیپوپ نیستید: عرق آنها قرمز و نارنجی روشن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

کرگدن (اسم)
behemoth, rhino, hippo, hippopotamus

به انگلیسی

• hippopotamus, large african mammal which lives mainly in and near water
a hippo is a hippopotamus.

پیشنهاد کاربران

اسب ابی

اسب آبی
کرگدن، اسب آبی، هیپو
کلمه hippo و hypomi نیز در یک تجربه واقعی تسخیر شیطانی دیده شد که وقتی زن در خواب عمیق فرو می رفته شیطانی بنام لاماشتو وارد جسم او شده و با صدای نجواگون این دو کلمه را تکرار می کرده تا همزیستی یا تسخیر ایجاد شود و مانند طلسم استفاده شده
نظرخواهی از پردرآمدترین افراد
اسب آبی یا کرگدن
کرگدن یا اسب آبی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما