mattress

/ˈmætrəs//ˈmætrɪs/

معنی: فراش، تشک
معانی دیگر: برخوابه، (از ریشه ی عربی)، تشک بادی (از پلاستیک که با آن روی آب هم می شود خوابید) (air mattress هم می گویند)، لایی

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a large rectangular pad consisting of a strong fabric filled with soft material such as fiber, hair, straw, or foam rubber, and used as a cushion to sleep on.

(2) تعریف: a similar pad filled with air or water.

جمله های نمونه

1. foam mattress
تشک ابری

2. a lumpy mattress
تشک ناصاف،تشک قلمبه قلمبه

3. a spring mattress
تشک فنردار

4. a straw-filled mattress
تشک پرشده از کاه

5. to stuff a mattress with cotton
تشک را با پنبه پر کردن

6. she concealed her money beneath the mattress
پول خود را زیر تشک پنهان کرد.

7. the children were bouncing on the mattress
بچه ها روی تشک ورجه وورجه می کردند.

8. zarry hides her savings under the mattress
زری اندوخته های خود را زیر تشک پنهان می کند.

9. in my youth, i used to put my trousers under the mattress to give it a crease
در جوانی شلوار خودم را زیر تشک می انداختم تا خط پیدا کند.

10. My grandmother keeps her money under the mattress.
[ترجمه ترگمان]مادر بزرگم پول او را زیر تشک نگه می دارد
[ترجمه گوگل]مادربزرگ من پول خود را زیر تشک نگه می دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Mattress are filled with feathers, cotton, or straw.
[ترجمه ترگمان]mattress پر از پرها، پنبه یا کاه است
[ترجمه گوگل]تشک پر از پر، پنبه، یا نی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The metal springs were sticking through the mattress.
[ترجمه ترگمان]فنر فلزی از روی تشک بیرون زده بود
[ترجمه گوگل]چشمه های فلزی از طریق تشک چسبیده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. She likes a soft pillow and a hard mattress.
[ترجمه ترگمان]او بالش نرم و تشک سفت را دوست دارد
[ترجمه گوگل]او یک بالش نرم و یک تشک سخت را دوست دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Most doctors recommend sleeping on a firm mattress.
[ترجمه ترگمان]اغلب پزشکان توصیه می کنند که روی یک تشک محکم بخوابند
[ترجمه گوگل]اکثر پزشکان توصیه می کنند خواب بر روی یک تشک شرکت داشته باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. We can sleep on a mattress on the floor.
[ترجمه ترگمان] میتونیم روی یه تشک روی زمین بخوابیم
[ترجمه گوگل]ما می توانیم بر روی یک تشک بر روی زمین بخوابیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. The mattress and base are normally bought as a set.
[ترجمه ترگمان]تشک و پایه به طور معمول به عنوان یک مجموعه خریداری می شوند
[ترجمه گوگل]تشک و پایه معمولا به عنوان مجموعه ای خریداری می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

فراش (اسم)
apparitor, bed, footman, mattress, servant, lackey, wife, sergeant-at-arms, guard of the ka'beh in mecca, lacquey

تشک (اسم)
mattress, panel, pad

تخصصی

[عمران و معماری] پوشش ترکه ای
[نساجی] بستر - تشک

به انگلیسی

• large rectangular pad made of soft or springy material that is placed on a bedframe or on the floor to sleep on, pad filled with air or water for sleeping on
a mattress is a large, flat layer of padding which is put on a bed to make it comfortable to sleep on.

پیشنهاد کاربران

تشک
تشک بادی/تشک پلاستیکی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما