by no means

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
• : تعریف: absolutely not; not at all.

جمله های نمونه

1. This list is by no means exhaustive.
[ترجمه گوگل]این فهرست به هیچ وجه کامل نیست
[ترجمه ترگمان]این فهرست به هیچ وجه جامع نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It is by no means certain that we'll finish the project by June.
[ترجمه گوگل]به هیچ وجه مطمئن نیستیم که پروژه را تا ژوئن به پایان خواهیم رساند
[ترجمه ترگمان]این به هیچ وجه قطعی نیست که ما پروژه را تا ماه ژوئن به پایان برسانیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She is by no means pretty.
[ترجمه گوگل]او به هیچ وجه زیبا نیست
[ترجمه ترگمان]او به هیچ وجه زیبا نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Aggression is by no means a male-only trait.
[ترجمه گوگل]پرخاشگری به هیچ وجه یک ویژگی مردانه نیست
[ترجمه ترگمان]پرخاشگری به هیچ وجه یک ویژگی مذکر نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. This is by no means an exhaustive list but it gives an indication of the many projects taking place.
[ترجمه گوگل]این به هیچ وجه یک لیست جامع نیست، اما نشان دهنده بسیاری از پروژه های در حال انجام است
[ترجمه ترگمان]این به هیچ وجه یک لیست کامل نیست اما نشان می دهد که پروژه های بسیاری رخ می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. These truths were by no means self - evident when Galileo first suggested them.
[ترجمه گوگل]این حقایق زمانی که گالیله برای اولین بار آنها را پیشنهاد کرد به هیچ وجه آشکار نبود
[ترجمه ترگمان]این حقایق به هیچ وجه معلوم نبود که گالیله اولین بار آن ها را پیشنهاد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. This by no means the first time you have been late.
[ترجمه گوگل]این به هیچ وجه اولین باری نیست که دیر کرده اید
[ترجمه ترگمان]این به هیچ وجه اولین باری نیست که دیر کردی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The Mafia is by no means ignored by Italian television.
[ترجمه گوگل]مافیا به هیچ وجه توسط تلویزیون ایتالیا نادیده گرفته نمی شود
[ترجمه ترگمان]مافیا به هیچ وجه توسط تلویزیون ایتالیا مورد توجه قرار نمی گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Poverty and deprivation are by no means confined to the north of the country.
[ترجمه گوگل]فقر و محرومیت به هیچ وجه محدود به شمال کشور نیست
[ترجمه ترگمان]فقر و محرومیت به هیچ وجه به شمال کشور محدود نمی شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. That was by no means the end of the matter.
[ترجمه گوگل]این به هیچ وجه پایان کار نبود
[ترجمه ترگمان]این به هیچ وجه پایان کار نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. These problems are by no means peculiar to this country.
[ترجمه گوگل]این مشکلات به هیچ وجه مختص این کشور نیست
[ترجمه ترگمان]این مسائل ربطی به این کشور ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. In movies, talent by no means guarantees success.
[ترجمه گوگل]در فیلم ها، استعداد به هیچ وجه موفقیت را تضمین نمی کند
[ترجمه ترگمان]در فیلم ها، استعداد به هیچ وجه تضمین موفقیت را تضمین نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Politics is by no means the only arena in which women are excelling.
[ترجمه گوگل]سیاست به هیچ وجه تنها عرصه ای نیست که زنان در آن برتری می یابند
[ترجمه ترگمان]سیاست به هیچ وجه تنها جایی نیست که زنان در آن برتر هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The problem is by no means peculiar to America.
[ترجمه گوگل]مشکل به هیچ وجه مختص آمریکا نیست
[ترجمه ترگمان]این مشکل به هیچ وجه مخصوص آمریکا نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. It is by no means certain that the game will take place.
[ترجمه گوگل]به هیچ وجه قطعی نیست که بازی برگزار شود
[ترجمه ترگمان]به هیچ وجه مشخص نیست که بازی رخ خواهد داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• under no condition, in no way, in no manner, certainly not
no way!, under no circumstance whatsoever!, no with a capital "n"!

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
• "The project is by no means finished; there is still a lot of work to do. "
این پروژه به هیچ وجه تمام نشده است؛ هنوز کارهای زیادی باید انجام شود.
• "This solution is by no means perfect, but it's the best we have. "
...
[مشاهده متن کامل]

این راه حل به هیچ وجه کامل نیست، اما بهترین گزینه ای است که داریم.
• "He is by no means the only person responsible for this mistake. "
او به هیچ عنوان تنها فرد مسئول این اشتباه نیست.
🔸 نکته:
این عبارت معمولاً قبل از صفت، اسم، یا فعل جمله می آید و جایگاه آن در جمله انعطاف پذیر است.
هم معنی های آن عبارتند از:
• "Not at all" ( اصلاً )
• "Under no circumstances" ( تحت هیچ شرایطی )
• "In no way" ( به هیچ وجه )
• "Absolutely not" ( قطعاً نه )
نکته گرامری مهم این است که با وجود اینکه این عبارت معنایی منفی دارد، فعل جمله نباید منفی شود، زیرا خود عبارت بار منفی را منتقل می کند ( مثلاً می گوییم "He is by no means responsible" نه "He isn't by no means responsible" ) .
این عبارت در متون رسمی، قراردادها، و پاسخ های قاطع برای رد کامل یک موضوع کاربرد گسترده ای دارد.

by no means =not at all, e. g. I’m by no means sure that this is the right thing to do.
by no means
به هیچ عنوان
هرگز، هیچگاه
اصلا، به هیچ وجه، حرفشم نزن، غیرممکنه
Hell no, fck no
به هیچ وجه
اصلا
by all means: با کمال میل
by no means: به هیچ وجه
به هیچ وجه نیست .
مثال :This book is good
This book is by no means good.
این کتاب به هیچ وجه خوب نیست .
این کتاب اصلا و ابدا خوب نیست .
for anything
I wouldn’t go back there for anything
به هیچ وجه
یا
به هیچ طریقی
از این عبارت میتونیم برای ساختار inversion هم استفاده کنیم مثلا:
جمله اصلی:
It's not easy using inversion . . . [ با لحن سوالی بخونید]
جمله inverted شده:
By no means is it easy to use inversion
اصلاً، ابداً، به هیچ وجه
The merger is by no means a done deal yet
این ادغام ( دو یا چند شرکت و غیره ) به هیچ وجه هنوز نهایی نشده است
بدون شک
ابدا ، به هیچ وجه ، به هیچ طریق ( وسیله )
نه. تمایلی ندارم.
البته با توجه به این گفتم که "by all means " میشه " با کمال میل".
به هیچ روی
اصلا و ابدا، هرگز، عُمرا
به هیچ عنوان، به هیچ نحوی، اصلا
به هیچ وجه
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٠)