yap

/ˈjæp//jæp/

معنی: حرف، سگ بد اصل، زوزه، صدای تند و تیز، عوعو کردن، زوزه کشیدن
معانی دیگر: واق واق کردن، واق زدن، زر زدن، وراجی کردن، (مانند صدای توله سگ) واق، یاپ، چرت و پرت، یاوه سرایی، زر زر، (خودمانی) آدم رذل، ش سگ زوزه کش، سخن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: yaps, yapping, yapped
(1) تعریف: to bark with sharp, high, shrill sounds, as a dog does.
مترادف: yawp, yelp, yip
مشابه: bark

(2) تعریف: (slang) to talk loudly and foolishly.
مشابه: blab, blather, chatter, jabber, prate, prattle, rave
اسم ( noun )
مشتقات: yappingly (adv.), yapper (n.)
(1) تعریف: a quick shrill bark; yelp.
مترادف: yawp, yelp, yip
مشابه: bark

(2) تعریف: (slang) loud, foolish talk.
مشابه: blather, chatter, jabber, prate, prattle

(3) تعریف: (slang) one's mouth.
مترادف: trap
مشابه: chop, jaw, mouth

(4) تعریف: (slang) a person considered loud, foolish, or rude.
مشابه: boor, churl, clown, lout, oaf, vulgarian, yokel

جمله های نمونه

1. His mother yap ped at him for staying away so long.
[ترجمه ترگمان]مادرش به من کمک کرد تا این همه مدت اینجا بمانم
[ترجمه گوگل]مادرش برای مدت طولانی از او مراقبت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The puppy gave a yap.
[ترجمه ترگمان]توله سگ صدای سگ به گوش رسید
[ترجمه گوگل]توله سگ یپ را به من داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I just wish Rob would keep his yap shut.
[ترجمه ترگمان] من فقط آرزو می کنم که \"راب\" yap خفه کنه
[ترجمه گوگل]من فقط آرزو می کنم راب یاب خود را خاموش نگه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. These lackeys of bourgeois criticism can yap in vain.
[ترجمه ترگمان]این نوکران انتقاد بورژواها بی هوده است
[ترجمه گوگل]این فقدان انتقاد بورژوایی می تواند بیهوده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A real man didn't prance around and yap at the mouth and preen for the camera.
[ترجمه ترگمان]یک مرد واقعی بالا و پایین می پرد و به سمت دوربین حرکت می کند و به دوربین نگاه می کند
[ترجمه گوگل]یک مرد واقعی در اطراف بیرون زد و یپ را در دهان گذاشت و برای دوربین قصد داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The convex lens and planoconcave mirror thermal lens compensation methods are proposed and applied to a high power pumped Tm:YAP laser.
[ترجمه ترگمان]لنز محدب و روش کمپنزاسیون لنز حرارتی آینه planoconcave پیشنهاد شده اند و برای یک مقدار تلمبه فشار قوی به کار برده می شوند: لیزر yap
[ترجمه گوگل]روشهای جبران لنزهای حرارتی لنز محدب و آینه های پلانوکوکلر برای لیزر Tm YAP با پمپاژ با قدرت بالا پیشنهاد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. What a yap he be, he do not know how to whisper.
[ترجمه ترگمان]اصلا بلد نیست چه جور حرف بزند
[ترجمه گوگل]او چه می کند، او نمی داند چطور می شود زمزمه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. They heard a yap and run out of the room.
[ترجمه ترگمان]صدای سگ را شنیدند و از اتاق خارج شد
[ترجمه گوگل]آنها یک یوپ را شنیدند و از اتاق خارج شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Cerium-doped orthoaluminate(YAP:Ce) is a kind of scintillator with high light yield and fast decay time, which makes it a good choice for applications in high-energy physics and medical imaging.
[ترجمه ترگمان]Cerium doped (yap: Ce)نوعی scintillator با بازده بالا و زمان پوسیدگی سریع است که آن را انتخاب خوبی برای کاربردهای فیزیک انرژی بالا و تصویربرداری پزشکی می سازد
[ترجمه گوگل]Orthoaluminate سیریم (YAP Ce) نوعی سانتریفیوژ با عملکرد نور بالا و زمان فاسد شدن سریع است که باعث می شود انتخاب خوبی برای کاربرد در فیزیک انرژی بالا و تصویربرداری پزشکی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. They heard a yap and ran out of the house.
[ترجمه ترگمان]صدای سگ را شنیدند و دوان دوان از خانه بیرون دویدند
[ترجمه گوگل]آنها یک یوپ را شنیدند و از خانه فرار کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Methods: YAP element was detected by PCR amplification and agarose gel electrophoresis.
[ترجمه ترگمان]روش ها: عنصر yap با الکتروفورز ژل PCR و الکتروفورز ژل agarose تشخیص داده شد
[ترجمه گوگل]روشها: عنصر YAP با استفاده از الگوریتم ژل PCR و الکتروفورز ژل آگارز شناسایی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Mr Yap told me that the train broke down last night but I was sleeping tight.
[ترجمه ترگمان]آقای yap به من گفت که قطار دیشب خراب شد اما من خوابیده بودم
[ترجمه گوگل]آقای یپ به من گفت که قطار شب گذشته نابود شد اما من تنگ خواب بودم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. I told her to shut her yap.
[ترجمه ترگمان]به او گفتم که در را ببندد
[ترجمه گوگل]من به او گفتم که یپ را خاموش کن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The cute puppy gave a yap.
[ترجمه ترگمان]سگ ناز یک سگ به او داد
[ترجمه گوگل]توله سگ ناز یک یوپ را داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

حرف (اسم)
word, particle, speech, talk, say, aitch, letter, yap, blabbermouth, jib, grapheme

سگ بد اصل (اسم)
yap, cur

زوزه (اسم)
yap, yowl, gnarl, yaup, yawp, vociferance

صدای تند و تیز (اسم)
yap

عوعو کردن (فعل)
bay, bark, bow-wow, yap, yowl

زوزه کشیدن (فعل)
bay, yap, yowl, howl, whimper, yip, ululate

به انگلیسی

• yelp, bark; chatter, foolish talk; uncouth person; mouth (slang)
yelp, bark; talk noisily or foolishly; chatter
if a dog yaps, it barks a lot with a high-pitched sound.

پیشنهاد کاربران

هاپ هاپ🐶🐕
کصشر گفتن، زوزه کشیدن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما