pigeon

/ˈpɪdʒən//ˈpɪdʒən/

معنی: ترسو، دختر جوان، محبوبه، کبوتر، ساده وگول خور
معانی دیگر: مسئولیت، وظیفه، کار، کفتر (تیره ی columbidae از راسته ی columbiformes)، رجوع شود به: clay pigeon، دختر، زن جوان، (خودمانی) آدم گولو، زود باور، هالو، گوشت کبوتر

جمله های نمونه

1. a pigeon homes to its nest
کبوتر به لانه ی خود برمی گردد.

2. a carrier pigeon
کبوتر نامه رسان،کبوتر قاصد

3. a ring of white feathers around the neck of a pigeon
طوق پرهای سفید دور گردن کبوتر

4. Many journalists here choose to pigeon all but the most innocuous of stories.
[ترجمه گوگل]بسیاری از روزنامه‌نگاران اینجا انتخاب می‌کنند که همه داستان‌ها را به جز بی‌ضررترین داستان‌ها تهیه کنند
[ترجمه ترگمان]بسیاری از روزنامه نگاران در اینجا هر چیزی جز most و innocuous داستان ها را انتخاب می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A pigeon was cooing up in one of the elms.
[ترجمه گوگل]یک کبوتر در یکی از نارون ها داشت آویز می کرد
[ترجمه ترگمان]یک کبوتر در یکی از درخت های نارون دست و پا می زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The boy took a pot shot at a pigeon with his air gun.
[ترجمه گوگل]پسر با تفنگ بادی خود به سمت کبوتر شلیک کرد
[ترجمه ترگمان]پسر با تفنگ بادی به یک کبوتر شلیک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A pigeon emerges, wings flapping noisily, from the tower.
[ترجمه گوگل]کبوتری از برج بیرون می‌آید که بال‌هایش با صدای بلند تکان می‌خورد
[ترجمه ترگمان]کبوتر با بال های بلند از برج بیرون می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. She felt her son had been pigeon - holed as a problem child.
[ترجمه گوگل]او احساس می‌کرد که پسرش کبوتر است - به عنوان یک کودک مشکل دار سوراخ شده بود
[ترجمه ترگمان]احساس می کرد که پسرش مثل یک بچه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Transport? That's not my pigeon - ask Danny.
[ترجمه علی باقرنژاد] حمل و نقل؟ این در حوزه مسئولیت من نیست ( اصطلاح ) - از دنی بپرس.
|
[ترجمه گوگل]حمل و نقل؟ این کبوتر من نیست - از دنی بپرس
[ترجمه ترگمان]انتقال؟ این که کبوتر من نیست - از دنی بپرس -
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Each pigeon hole is clearly numbered by floor and by room.
[ترجمه گوگل]هر سوراخ کبوتر به وضوح بر اساس طبقه و اتاق شماره گذاری شده است
[ترجمه ترگمان]هر سوراخ کبوتر به طور واضح روی زمین و اتاق شماره دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The cat quietly crept up on the pigeon.
[ترجمه Linda] گربه به ارامی روی کبوتر افتاد
|
[ترجمه گوگل]گربه بی سر و صدا روی کبوتر خزید
[ترجمه ترگمان]گربه آهسته روی کبوترها خزید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Add these to to pigeon, with white wine and chicken stock.
[ترجمه گوگل]اینها را با شراب سفید و آب مرغ به کبوتر اضافه کنید
[ترجمه ترگمان]این ها را به کبوتر، با شراب سفید و سهام مرغ اضافه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. But that was the uniformed branch's pigeon, not his.
[ترجمه گوگل]اما این کبوتر شاخه لباس بود نه او
[ترجمه ترگمان]اما آن پرنده یونیفرم پوش، نه او
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. There was a red mark where the pigeon had pecked her hand.
[ترجمه گوگل]جایی که کبوتر دستش را نوک زده بود یک علامت قرمز بود
[ترجمه ترگمان]جایی که کبوتر دستش به او نوک زده بود، لکه سرخی به چشم می خورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ترسو (اسم)
coward, recreant, chicken, goosey, caitiff, goosy, pigeon

دختر جوان (اسم)
gill, kitty, pigeon, trull

محبوبه (اسم)
pigeon, ladylove

کبوتر (اسم)
pigeon

ساده وگول خور (اسم)
pigeon

انگلیسی به انگلیسی

• type of bird; stupid person, fool
a pigeon is a grey bird which is often seen in towns.

پیشنهاد کاربران

1. کبوتر 2. گوشت کبوتر 3. ( عامیانه ) هالو. آدم ساده لوح 4. ( عامیانه ) تیکه. لعبت 5. مسئولیت. کار. وظیفه
موسی کو تقی کبوتر
معنی گاد پوری هم میدهد .
علاوه بر معنای اشاره شده، به عنوان صفت به کسی میگن که ساده هست و زود گول میخوره. معادل واژه ساده لوح.
کبوتر، محبوبه، دختر جوان، ترسو، ساده وگول خور، علوم نظامی: در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
کفتر
pigeon ( n ) ( pɪdʒən ) =a fat gray and white bird with short legs
pigeon
He came and put the cat among the pigeons
اون اومد و ولوله ای به راه انداخت، اون اومد و سرو صدا راه انداخت
وقتی که یک نفر، معنی یک حرف یا جمله را می پرسد !
شما فقط همون را ترجمه کنید!
نه این که ۱۰ تا معنی به رو به مخاطب نشان بدید، شاید طرف اشتباهی یکی از لغات ترجمه شده را انتخاب کرده و آن کلمه هم یک معنی متفاوت بده !
...
[مشاهده متن کامل]

الان هم برای مثال:شما ده تا معنی آوردین که آدم نمیدونه کدومش معنییه کامل و دقیق میده من سوال کرده بودم کبوتر به انگلیسی شما آوردین فلان فلان فلان فلان. . . همون نزدیک تر به سوال را بگید اگه میخاستم معنی اون کلمهای دیگه ای رو که گذاشتینو بدونم خب ، سوالم رو جور دیگه می پرسیدم!!!!!!!!!

The pigeon has fucked a kid, wish you were here to see
کبوتر بچه کرده، کاش بودی و می دیدی
به معنی اوسکول میباشد
در لهجه مشهدی "موسی کو تقی" بهش میگن.
دختر جوان هست
کبوتر
کبوتر نامه رسان
نوعی کبوتر
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٦)

بپرس