اجتناب کردن از — رایج ترین معادل
گریختن از / فرار کردن از — وقتی معنای فرار یا رهایی دارد
طفره رفتن از — به ویژه در مورد مسئولیت، پاسخ یا انجام کاری
دور زدن — وقتی منظور دور زدن قانون، مقررات یا محدودیت است
... [مشاهده متن کامل]
شانه خالی کردن از — در مورد مسئولیت یا تعهد
جاخالی دادن از — در معنای غیررسمی تر
He evaded the police for three months. او سه ماه از پلیس فرار کرد. ( یا: گریخت. )
She tried to evade the question. او سعی کرد از پاسخ دادن طفره برود.
Many people evade taxes. بسیاری از مردم فرار مالیاتی می کنند.
He evaded military service. او از خدمت سربازی فرار کرد.
The criminal evaded capture for years. جنایتکار سال ها از دستگیری گریخت.
You cannot evade your responsibilities forever. نمی توانی برای همیشه از مسئولیت هایت شانه خالی کنی.
The fighter evaded the punch. جنگجو از مشت طَی کرد ( جاخالی داد ) .
معنی:
طفره رفتن / فرار کردن از / دوری جستن از / از دستِ چیزی یا کسی گریختن
📌 تفاوت و نکات مهم:
• **evade** به معنای اجتناب عمدی از چیزی یا کسی، معمولاً با زیرکی یا برای فرار از مسئولیت، سؤال، قانون یا خطر است.
... [مشاهده متن کامل]
• **avoid** واژه ای کلی تر است و به معنای اجتناب کردن یا دوری کردن از چیزی است، بدون اینکه لزوماً عنصر فریب یا زیرکی وجود داشته باشد.
• **escape** به معنای فرار از یک موقعیت، مکان یا خطر پس از گرفتار شدن در آن است.
• **dodge** معمولاً غیررسمی تر است و به طفره رفتن از سؤال، مسئولیت یا برخورد با چیزی اشاره دارد.
• در متون آکادمیک و رسمی، **evade** اغلب برای توصیف فرار از پاسخ گویی، مسئولیت، مالیات، قانون یا حتی شناسایی توسط سیستم ایمنی ( immune evasion ) به کار می رود.
**نمونه های آکادمیک:**
* *Some participants attempted to evade sensitive questions. *
برخی از شرکت کنندگان تلاش کردند از پاسخ دادن به پرسش های حساس **طفره بروند**.
* *Individuals may use the internet to evade negative emotions. *
افراد ممکن است از اینترنت برای **گریز از** هیجان های منفی استفاده کنند.
* *The virus has evolved mechanisms to evade the immune system. *
ویروس سازوکارهایی برای **گریز از** سیستم ایمنی تکامل داده است.
🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :**
Verb ( فعل )
🔹 **تلفظ ( American ) :**
• /ɪˈveɪd/
( ای وِید )
💡 **تفاوت ظریف با avoid:**
* **avoid** = به طور کلی دوری کردن.
* *She avoided the meeting. *
* او از جلسه اجتناب کرد.
* **evade** = با زیرکی یا برای فرار از مسئولیت، پاسخ یا پیامدها طفره رفتن.
* *He evaded the question. *
* او از پاسخ دادن به سؤال طفره رفت.
به معنای
فرارِ هوشمندانه، فریبکارانه
یا
سیستماتیک
است. وقتی یک باکتری سیستم ایمنی را دور می زند، یا یک شخص از پرداخت مالیات فرار می کند ( Tax evasion ) ، حتماً از Evade استفاده می کنیم.
طفره رفتن
اجتناب کردن
دوری کردن از چیزی ( معمولا عمدی )
طفره رفتن از پاسخ دادن/مسئولیت/قانون/سوال
اجتناب کردن با زیرکی
دو کلمه شبیه به هم هر دو به معنی "در رفتن":
evade: به معنی در رفتن ( مترکز بر مایل نبودن یا پیچوندن ) مثلا: بچه تنبلی که تکالیفش رو پیچونده.
elude: به معنی در رفتن ( متمرکز بر زرنگی و مهارت ) مثلا: یک مجرم که گرفتنش سخت باشه، یا یه مطلب که فهمیدنش سخت باشه.
فرار کردن / گریختن / جاخالی دادن - فعل
The thief tried to evade the policeشونه خالی کردن / فرار کردن ( از وظیفه، مالیات ) - فعل
He was arrested for trying to evade his taxesطفره رفتن / پیچوندن ( جواب سوال ) - فعل
... [مشاهده متن کامل]
The politician continued to evade the question
از ذهن کسی پریدن / گریختن ( برای یک فکر یا کلمه ) - فعل
The right word continued to evade me
کلمه "Evade" به طور کلی به معنای فرار کردن، طفره رفتن یا شونه خالی کردن از چیزیه، چه اون چیز یک شخص باشه، چه یک وظیفه مثل پرداخت مالیات، یا یک سوال مستقیم. این کلمه روی عملِ دوری کردن و روبرو نشدن با چیزی به صورت ماهرانه یا زیرکانه تاکید داره.
تولیدن
↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید:
📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم vad
📌 این ریشه، معادل "go" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "go" مربوط هستند.
... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال:
🔘 evade: To go away from or escape something
🔘 invade: To go into a place forcefully or aggressively
🔘 pervade: To go through and spread throughout something
1. طفره رفتن. شانه خالی کردن از. از زیر ( چیزی ) در رفتن 2. رو گردان بودن از 3. فرار کردن از. در رفتن از. از چنگ ( کسی یا چیزی ) گریختن 4. جا خالی دادن. دفع کردن
مثال:
he tried to evade capture
او تلاش کرد از دستگیری و توقیف فرار کند.
1. طفره رفتن از / اجتناب کردن از
2. فرار کردن از ( هر چیزی )
پرگرفت
ماستمالی، کلاه شرعی.
I imagine they’re people who want to evade taxes or to circumvent certain laws or regulations.
گمان می کنم افرادی هستن که می خوان از زیر مالیات فرار کنن یا قوانین یا مقررات خاصی رو دور بزنن
گریختن، طفره رفتن
طفره رفتن، اجتناب کردن
Don't evade and answer my question right now
invade: هجوم بردن
evade: قسر در رفتن
evade ( v ) ( ɪˈveɪd ) =to escape from sth sb, e. g. For two weeks they evaded the press. evasive ( adj ) e. g. evasive answers. evasively, evasiveness, evasion, e. g. His speech was full of evasions.
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : evade
✅️ اسم ( noun ) : evasion / evasiveness
✅️ صفت ( adjective ) : evasive
✅️ قید ( adverb ) : evasively
1. دور شدن یا اجتناب از ( حبس، اسیر و غیره ) ؛ در رفتن
2. دور زدن، شرک زدن یا طفره رفتن ( قانون، وظیفه و غیره )
3. اجتناب از پاسخ دادن ( یک سوال )
در متون نظامی به معنی رادارگریزی
these missiles can evade our air defense systems
این موشکها میتونند از سامانه های پدافند هوایی ما فرار کنند ( قابلیت رادارگریزی )
◀️ ( He evades working ( He doesn't work well
از زیر کار در میره ( خوب کار نمیکنه )
۱. دوری کردن از کسی - اجتناب کردن از روبرو شدن با کسی
۲. از انجام کاری دوری کردن - طفره رفتن
۳. شانه خالی کردن ( از انجام کاری ضروری که بی برو برگشت باید انجام بشه )
... [مشاهده متن کامل]
verb
[ obj]
1 a : to stay away from ( someone or something ) : to avoid ( someone or something
◀️The criminals have so far managed to evade the police
◀️They have evaded capture/arrest. [=have avoided being captured/arrested]
◀️His criminal activities somehow evaded detection. [=were not detected]
🔴 ( b : to avoid dealing with or facing ( something
◀️a politician skilled at evading difficult questions
◀️The governor has been accused of evading the issue.
🔴 ( c : to avoid doing ( something required
◀️[illegally evading taxes [=failing to pay taxes
2
🔴 ( a : to not be understood by ( someone
◀️Their purpose in doing this evades me. [=I don't understand their purpose]
🔴 ( b : to fail to be achieved by ( someone
◀️Up to now, success has evaded [=eluded] me
- They evaded military service.
- آنان از خدمت نظام شانه خالی کردند.
- a scheme to evade paying taxes
- نقش های برای گریز از پرداخت مالیات
- She evaded the judge's questions.
- او به پرسش های قاضی پاسخ های گریزآمیز داد.
طفره رفتن، زیر بار نرفتن ، شانه خالی کردن
evade ( verb ) = elude ( verb )
به معناهای: طفره رفتن، فرار کردن، گریختن، جیم شدن
طفره رفتن، دور زدن،
Sidestep
Dodge
Avoid
Circumvent
I told him to put his hands on the truck, but he sidestepped me and pulled a
. gun from his waistband
His move to the abroad neatly
. sidestepped a sad end
قسر در رفتن
فرار کردن
از هر چیزی که شما ازش فرار کنی
حالا اون میتونه، فرار از مسعله باشه، فرار از باز جویی باشه، فرار از صحبت کردن باشه، فرار از کار کردن باشه، فرار از درس خوندن باشه.
فرار از گوش ندادن به صحبت کسی باشه ( فرار کنی ازش، طفره بری ) .
پیچوندن
You evade answering
جواب رو پیچوندی
dodge - scape
دور زدن ( تحریم )
منطقه عملیاتی را ترک کردن
جیم شدن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣٢)