lethal

/ˈliːθl̩//ˈliːθl̩/

معنی: مهلک، مرگ اور، وابسته به مرگ کشنده
معانی دیگر: مرگ آور، مرگبار
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: lethally (adv.), lethality (n.)
• : تعریف: intended to cause or capable of causing death or extreme harm; deadly.
مترادف: deadly, deathly, fatal, killing, mortal, poisonous
متضاد: harmless
مشابه: baneful, harmful, malignant, murderous, noxious, pernicious, pestilent, terminal, toxic, virulent, vital

- Taken in large doses, this drug could be lethal.
[ترجمه ترگمان] مصرف زیاد، این مواد ممکنه کشنده باشه
[ترجمه گوگل] مصرف این دارو در دوزهای زیاد، این دارو می تواند کشنده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The huge man dealt him a lethal blow.
[ترجمه ترگمان] مرد تنومند با ضربه محکمی به او ضربه زد
[ترجمه گوگل] مرد عظیم به او ضربه ای مرگبار زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. a lethal dose of poison
مقدار مهلکی سم

2. a lethal weapon
سلاح مرگبار

3. shells containing lethal chemicals
پرتابه های حاوی مواد شیمیایی مهلک

4. car fumes are lethal
دود ماشین کشنده است.

5. this medicine is lethal in exessive doses
این دارو به میزان زیاده از حد مهلک است.

6. war dealt a lethal blow to the country's economy
جنگ ضربه ی مرگ آوری به اقتصاد کشور وارد آورد.

7. These chemicals are lethal to fish.
[ترجمه ترگمان]این مواد شیمیایی به ماهی مهلک هستند
[ترجمه گوگل]این مواد شیمیایی برای ماهیگیری کشنده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He was executed by lethal injection earlier today.
[ترجمه ترگمان]او امروز با تزریق مهلک اعدام شد
[ترجمه گوگل]او امروز به وسیله تزریق کشنده اعدام شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Pot-holes can be lethal for the unwary cyclist.
[ترجمه ترگمان]سوراخ Pot میتونه برای دوچرخه unwary ها هم کشنده باشه
[ترجمه گوگل]حفره های حفاری می تواند برای دوچرخه سوار ناامید کننده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The closure of the factory dealt a lethal blow to the town.
[ترجمه ترگمان]تعطیلی این کارخانه ضربه ای مهلک به شهر وارد کرد
[ترجمه گوگل]بسته شدن کارخانه ضربه ای مرگبار به شهر داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. It was a potentially lethal mixture of drugs.
[ترجمه ترگمان]این یک ترکیب بالقوه مرگبار از مواد مخدر بود
[ترجمه گوگل]این ترکیبی از مواد مخدر بالقوه کشنده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. You and that car-it's a lethal combination!
[ترجمه ترگمان]تو و اون ماشین یه ترکیب lethal!
[ترجمه گوگل]شما و آن ماشین - این ترکیب کشنده است!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. A hammer can be a lethal weapon.
[ترجمه ترگمان]یه چکش میتونه یه سلاح کشنده باشه
[ترجمه گوگل]یک چکش می تواند یک سلاح کشنده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. In some US states execution is by lethal injection.
[ترجمه ترگمان]در بعضی از ایالات آمریکا اعدام به وسیله تزریق مرگبار انجام می شود
[ترجمه گوگل]در برخی از ایالت های ایالات متحده اعدام با تزریق کشنده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Frost and wet are the lethal combination for plants.
[ترجمه ترگمان]فراست و مرطوب ترکیب کشنده گیاهان هستند
[ترجمه گوگل]فراست و مرطوب ترکیبی کشنده برای گیاهان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. Higher taxes and higher inflation were a lethal combination .
[ترجمه ترگمان]مالیات های بالاتر و تورم بالاتر ترکیبی مرگبار بودند
[ترجمه گوگل]مالیات بیشتر و تورم بیشتر یک ترکیب کشنده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. They were close to weaponizing ricin—a lethal plant toxin.
[ترجمه ترگمان]اونا نزدیک به \"weaponizing رایسن\" بودن یه سم کشنده سمی
[ترجمه گوگل]آنها نزدیک به تسلیحات ریسین، یک سموم گیاهی کشنده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. A man awaiting death by lethal injection has been saved by a last minute reprieve.
[ترجمه ترگمان]مردی که با تزریق کشنده در انتظار مرگ منتظر مرگ است در یک دقیقه دیگر نجات یافت می شود
[ترجمه گوگل]مردی که در اثر تزریق مرگبار در انتظار مرگ است، در آخرین لحظات نجات یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. The barriers are lethal to fish trying to swim upstream.
[ترجمه ترگمان]این موانع مهلک هستند و ماهی ها سعی در شنا کردن دارند
[ترجمه گوگل]موانع کشنده ماهی در تلاش برای شنا در بالادست هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مهلک (صفت)
noxious, disastrous, fatal, deadly, mortal, pernicious, baneful, lethal, feral, deathly, pestilent

مرگ اور (صفت)
mortal, lethal

وابسته به مرگ کشنده (صفت)
lethal

تخصصی

[علوم دامی] کشنده
[نساجی] کشنده

به انگلیسی

• fatal, deadly, causing death; very harmful, dangerous
something that is lethal can kill people or animals.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیمهلک، مرگ اور، وابسته به مرگ کشندهمعانی متفرقهمرگ آور، مرگباربررسی کلمهصفت ( adjective ) مشتقات : lethally ( adv. ) , lethality ( n. ) • : تعریف: intended to cause or c ...جمله های نمونه1. a lethal dose of poison مقدار مهلکی سم 2. a lethal weapon سلاح مرگبار 3. shells containing ...مترادفمهلک ( صفت ) noxious, disastrous, fatal, deadly, mortal, pernicious, baneful, lethal, feral, death ...بررسی تخصصی[علوم دامی] کشنده [نساجی] کشندهانگلیسی به انگلیسیfatal, deadly, causing death; very harmful, dangerous something that is lethal can kill people or an ...
معنی lethal، مفهوم lethal، تعریف lethal، معرفی lethal، lethal چیست، lethal یعنی چی، lethal یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف l، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف l، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف l، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف l
کلمه بعدی: lethal chamber
اشتباه تایپی: مثفاشم
آوا: /لتال/
عکس lethal : در گوگل
معنی lethal

پیشنهاد کاربران

کشنده
Killer
مرگبار
بادرود به پارسی دوستان گرانسنگ
به گزاره زیر بنگرید:
seedling was lethal.
در نگاه نخست بدین چم بازمی گردانیم :گیاهچه ها کشنده یا مرگ آور هستند؛که نادرست است.
پس ما در اینجا واژه ( میرا یا زیست ناپذیر ) راپیشنهاد می کنیم.
هولناک، فجیع
عامل مرگ
• fatal, deadly, causing death; very harmful, dangerous
• something that is lethal can kill people or animals.
.
Like lethal presence
what was your reason to leave your country and become a refugee?
- lethal presence. If I stayed, I would be in danger

کشنده ، اثر کشندگی داشتن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما