wheat

/ˈwiːt//wiːt/

معنی: گندم
معانی دیگر: دانه ی گندم، (انگلیس - جمع) محصول گندم، گندم های مزرعه، (گیاه شناسی) گندم (جنس triticum به ویژه bread wheat یا triticum aestivum)
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: the edible grain of certain cereal grasses, used in the making of flour and flour products.

(2) تعریف: the widely cultivated grasses that produce these grains.

جمله های نمونه

1. wheat and barley kernels
دانه های گندم و جو

2. wheat and rice are foodstuffs
گندم و برنج مواد خوراکی هستند.

3. wheat bread
نان گندم

4. wheat flour
آرد گندم

5. wheat germ
تخم جوانه زده ی گندم

6. wheat is a cereal that has been planted for thousands of years
گندم غله ای است که از هزاران سال پیش کشت می شده است.

7. wheat is a cultivated plant
گندم گیاهی کاشتنی است.

8. wheat laid flat by the wind and rain
گندمی که باد و باران آن را روی زمین تخت کرده است

9. wheat rust
زنگ گندم

10. wheat seed soaked in water soon germinates
تخم گندم خیسانده در آب زود جوانه می زند.

11. hard wheat
گندم پر گلوتن

12. spot wheat
گندم آماده(ی تحویل)

13. the wheat field is choked with weeds
علف مزرعه ی گندم را فرا گرفته است.

14. the wheat is up now
گندم اکنون بالا آمده است (رشد کرده است).

15. the wheat market
مظنه ی گندم،بازار گندم

16. whole wheat flour
آرد گندم خالص

17. winter wheat
گندم شتوی

18. farmers store wheat
کشاورزان گندم انبار می کنند.

19. he hoarded wheat
او گندم احتکار می کرد.

20. to convert wheat into flour
گندم را به آرد تبدیل کردن

21. to harvest wheat
گندم درو کردن

22. to hull wheat
سبوس (یا پوست) گندم را کندن و جدا کردن

23. to load wheat into a truck
گندم بار کامیون کردن

24. we raise wheat and beans
ما گندم و لوبیا به عمل می آوریم.

25. separate the wheat from the chaff
انسان ها یا چیزهای پرارزش را از کم ارزش ترها جدا کردن

26. a field of wheat
گندم زار

27. a stalk of wheat
یک ساقه ی گندم

28. each kilo of wheat has a quantity of dross
هر کیلو گندم مقداری ناژاوی (ناخالصی) دارد.

29. farmers took their wheat to the local mill
کشاورزان گندم خود را به آسیاب محل می بردند.

30. farmers were reaping wheat
کشاورزان گندم درو می کردند.

31. five bushels of wheat
پنج بوشل گندم

32. golden ears of wheat
خوشه های زرین گندم

33. most of the wheat will be transported by trucks
بیشتر آن گندم ها توسط کامیون حمل خواهد شد.

34. the price of wheat in today's market
نرخ گندم در بازار امروز

35. they gave the wheat field a quick dig
آنان در مزرعه ی گندم کنده کاری سریعی کردند.

36. they poured the wheat into the elevator
گندم را در سیلو ریختند.

37. to cut the wheat
گندم را بریدن (درو کردن)

38. to gather the wheat crop
محصول گندم را درو کردن و انباشتن

39. a few grains of wheat
چند دانه گندم

40. a field of waving wheat
کشتزاری از گندمی که موج می زند

41. heavy rains rotted the wheat
باران های سنگین گندم ها را فاسد کرد.

42. several tons of the wheat were downgraded for containing sand
چندین تن ازگندم ها را به خاطر داشتن شن تنزل مرغوبیت دادند.

43. the export of surplus wheat
صادرات گندم اضافه برنیاز

44. the outer shell of wheat
پوسته ی برونی گندم

45. the plane crash-landed in a wheat field
هواپیما در مزرعه ی گندم فرود اضطراری کرد.

46. to sow a field with wheat
در مزرعه بذر گندم افشاندن

47. fungible goods such as petroleum or wheat are different from non-fungible goods such as rugs or paintings
کالاهای قابل معاوضه مانند نفت و گندم با کالاهای غیر قابل معاوضه مانند فرش و نقاشی فرق دارند.

48. he counted each particular grain of wheat
او دانه های گندم را تک تک شمرد.

49. the boat's cargo consisted of wool and wheat
بار کشتی عبارت بود از پشم و گندم.

50. after the harvest, the gypsies came and gleaned wheat
بعد از برداشت محصول کولی ها آمدند و بقایای گندم را جمع کردند.

51. they received their wages in cash and in wheat
مزد خود را به صورت پول نقد و گندم دریافت کردند.

52. this is the mill where they used to flour wheat
این آسیابی است که در آن گندم را آرد می کردند.

مترادف ها

گندم (اسم)
wheat

به انگلیسی

• cereal grass cultivated for its edible grains; edible grain of the wheat plant that is used in the production of flour and flour products
wheat is a cereal plant which is ground into flour to make bread.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیگندممعانی متفرقهدانه ی گندم، ( انگلیس - جمع ) محصول گندم، ...بررسی کلمهاسم ( noun ) • ( 1 ) تعریف: the edible grain of certain cereal grasses, used in the making of ...جمله های نمونه1. wheat and barley kernels دانه های گندم و جو 2. wheat and rice are foodstuffs گندم و برنج موا ...مترادفگندم (اسم) wheatانگلیسی به انگلیسیcereal grass cultivated for its edible grains; edible grain of the wheat plant that is used in the p ...
معنی wheat، مفهوم wheat، تعریف wheat، معرفی wheat، wheat چیست، wheat یعنی چی، wheat یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف w، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف w، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف w، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف w
کلمه بعدی: wheat aggregate
اشتباه تایپی: صاثشف
آوا: /وهیت/
عکس wheat : در گوگل
معنی wheat

پیشنهاد کاربران

خوشه ی گندم
گندم
رنگ گندمی
گندم[noun]
گندم ، دانه گندم، محصول گندم، گندم های مزارع
Wheat : گندم
Barley : جو
Rye : چاودار یا روگن
Oat : جو دو سر

Flour : آرد

از این نوع گندم ها نان های مختلفی میسازند. . .
Wheat bread
Barley bread
Rye bread
Oatmeal bread
خوشه گندم
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما