زیر پای کسی رو خالی کردن
کسی رو قربانی کردن
زیرآب کسی را زدن
زیرآب کسی را زدن
کسی را فدای خود کردن / زیرآبِ کسی را زدن برای نجات خود
کسی رو مقصر نشون دادن، زیر آب کسی رو زدن
به معنای خودمونی و غیر رسمی در زبان فارسی یعنی آدم فروشی کردن
🔸 معادل فارسی:
کسی را قربانی کردن
برای نجات خود، دیگری را قربانی کردن
تقصیر را گردن دیگری انداختن
دیگری را سپر بلا کردن
زیر پای کسی را خالی کردن ( بسته به بافت )
🔸 مثال ها:
• Trump dithers, then throws the Saudis under the bus.
... [مشاهده متن کامل]
ترامپ دودل و مردد می ماند و دست آخر سعودی ها را قربانی می کند.
• The manager threw his assistant under the bus when the project failed.
مدیر وقتی پروژه شکست خورد، تقصیر را گردن دستیارش انداخت.
• She was thrown under the bus by her own colleagues.
همکاران خودش او را قربانی کردند.
کسی را قربانی کردن
برای نجات خود، دیگری را قربانی کردن
تقصیر را گردن دیگری انداختن
دیگری را سپر بلا کردن
زیر پای کسی را خالی کردن ( بسته به بافت )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
ترامپ دودل و مردد می ماند و دست آخر سعودی ها را قربانی می کند.
مدیر وقتی پروژه شکست خورد، تقصیر را گردن دستیارش انداخت.
همکاران خودش او را قربانی کردند.
زیر اب کسی را زدن
یکی از همکارانم، به خاطر رییس، منو فدا کرد.
برای نفع شخصی یا خلاصی از سرزنش کسی را مقصر جلوه دادن .
مثلا مادر : چرا شیشه شکست ؟
من نبودم علی با توپ آنرا شکست .
مثلا مادر : چرا شیشه شکست ؟
من نبودم علی با توپ آنرا شکست .