پیشنهاد‌های شایان ارازی (٨١٤)

بازدید
٥٠٤
تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"گفت: سبحان الله العظیم ! اگر عایشه، امّ المؤمنین و این خواهر دو مرد بودندی، هرگز این خلافت به بنی امیّه نرسیدی، این است جگر و صبر، حیلت باید کرد تا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"گفت: سبحان الله العظیم ! اگر عایشه، امّ المؤمنین و این خواهر دو مرد بودندی، هرگز این خلافت به بنی امیّه نرسیدی، این است جگر و صبر، حیلت باید کرد تا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"گفت: سبحان الله العظیم ! اگر عایشه، امّ المؤمنین و این خواهر دو مرد بودندی، هرگز این خلافت به بنی امیّه نرسیدی، این است جگر و صبر، حیلت باید کرد تا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"گفت: سبحان الله العظیم ! اگر عایشه، امّ المؤمنین و این خواهر دو مرد بودندی، هرگز این خلافت به بنی امیّه نرسیدی، این است جگر و صبر، حیلت باید کرد تا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"خبر کشتن به مادرش آوردند، هیچ جزعی نکرد و گفت: انّا لله و انّا الیه راجعون ، اگر پسرم نه چنین کردی، نه پسر زبیر و نبسه بوبکر صدّیق، رضی الله عنهما، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"خبر کشتن به مادرش آوردند، هیچ جزعی نکرد و گفت: انّا لله و انّا الیه راجعون ، اگر پسرم نه چنین کردی، نه پسر زبیر و نبسه بوبکر صدّیق، رضی الله عنهما، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"خبر کشتن به مادرش آوردند، هیچ جزعی نکرد و گفت: انّا لله و انّا الیه راجعون ، اگر پسرم نه چنین کردی، نه پسر زبیر و نبسه بوبکر صدّیق، رضی الله عنهما، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"خبر کشتن به مادرش آوردند، هیچ جزعی نکرد و گفت: انّا لله و انّا الیه راجعون ، اگر پسرم نه چنین کردی، نه پسر زبیر و نبسه بوبکر صدّیق، رضی الله عنهما، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"خبر کشتن به مادرش آوردند، هیچ جزعی نکرد و گفت: انّا لله و انّا الیه راجعون ، اگر پسرم نه چنین کردی، نه پسر زبیر و نبسه بوبکر صدّیق، رضی الله عنهما، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و سر عبدالله زبیر، رضی الله عنهما، را به نزدیک عبدالملک مروان فرستاد و فرمود تا جثه او را بر دار کردند" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

پیشنهاد
٠

"و سر عبدالله زبیر، رضی الله عنهما، را به نزدیک عبدالملک مروان فرستاد و فرمود تا جثه او را بر دار کردند" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

پیشنهاد
٠

"و سر عبدالله زبیر، رضی الله عنهما، را به نزدیک عبدالملک مروان فرستاد و فرمود تا جثه او را بر دار کردند" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و سر عبدالله زبیر، رضی الله عنهما، را به نزدیک عبدالملک مروان فرستاد و فرمود تا جثه او را بر دار کردند" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و سر عبدالله زبیر، رضی الله عنهما، را به نزدیک عبدالملک مروان فرستاد و فرمود تا جثه او را بر دار کردند" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و سر عبدالله زبیر، رضی الله عنهما، را به نزدیک عبدالملک مروان فرستاد و فرمود تا جثه او را بر دار کردند" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

پیشنهاد
٠

"و سر عبدالله زبیر، رضی الله عنهما، را به نزدیک عبدالملک مروان فرستاد و فرمود تا جثه او را بر دار کردند" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و در رفت و مادر را در کنار گرفت و به درود کرد، و مادرش زره بر وی راست می کرد و بغلگاه می دوخت و می گفت "دندان افشار با این فاسقان تا بهشت یابی"، چنا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و در رفت و مادر را در کنار گرفت و به درود کرد، و مادرش زره بر وی راست می کرد و بغلگاه می دوخت و می گفت "دندان افشار با این فاسقان تا بهشت یابی"، چنا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و در رفت و مادر را در کنار گرفت و به درود کرد، و مادرش زره بر وی راست می کرد و بغلگاه می دوخت و می گفت "دندان افشار با این فاسقان تا بهشت یابی"، چنا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و در رفت و مادر را در کنار گرفت و به درود کرد، و مادرش زره بر وی راست می کرد و بغلگاه می دوخت و می گفت "دندان افشار با این فاسقان تا بهشت یابی"، چنا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"عبدالملک مروان با لشکر بسیار از شام قصد مصعب کرد که مردم و آلت و عدّت او داشت، و میان ایشان جنگی بزرگ افتاد و مصعب کشته شد، عبدالملک سوی شام بازگشت ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

"عبدالملک مروان با لشکر بسیار از شام قصد مصعب کرد که مردم و آلت و عدّت او داشت، و میان ایشان جنگی بزرگ افتاد و مصعب کشته شد، عبدالملک سوی شام بازگشت ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"عبدالملک مروان با لشکر بسیار از شام قصد مصعب کرد که مردم و آلت و عدّت او داشت، و میان ایشان جنگی بزرگ افتاد و مصعب کشته شد، عبدالملک سوی شام بازگشت ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"عبدالملک مروان با لشکر بسیار از شام قصد مصعب کرد که مردم و آلت و عدّت او داشت، و میان ایشان جنگی بزرگ افتاد و مصعب کشته شد، عبدالملک سوی شام بازگشت ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"عبدالملک مروان با لشکر بسیار از شام قصد مصعب کرد که مردم و آلت و عدّت او داشت، و میان ایشان جنگی بزرگ افتاد و مصعب کشته شد، عبدالملک سوی شام بازگشت ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"عبدالملک مروان با لشکر بسیار از شام قصد مصعب کرد که مردم و آلت و عدّت او داشت، و میان ایشان جنگی بزرگ افتاد و مصعب کشته شد، عبدالملک سوی شام بازگشت ...

پیشنهاد
٠

"عبدالملک مروان با لشکر بسیار از شام قصد مصعب کرد که مردم و آلت و عدّت او داشت، و میان ایشان جنگی بزرگ افتاد و مصعب کشته شد، عبدالملک سوی شام بازگشت ...

پیشنهاد
٠

"عبدالملک مروان با لشکر بسیار از شام قصد مصعب کرد که مردم و آلت و عدّت او داشت، و میان ایشان جنگی بزرگ افتاد و مصعب کشته شد، عبدالملک سوی شام بازگشت ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"عبدالملک مروان با لشکر بسیار از شام قصد مصعب کرد که مردم و آلت و عدّت او داشت، و میان ایشان جنگی بزرگ افتاد و مصعب کشته شد، عبدالملک سوی شام بازگشت ...

پیشنهاد
٠

"عبدالملک مروان با لشکر بسیار از شام قصد مصعب کرد که مردم و آلت و عدّت او داشت، و میان ایشان جنگی بزرگ افتاد و مصعب کشته شد، عبدالملک سوی شام بازگشت ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"عبدالملک مروان با لشکر بسیار از شام قصد مصعب کرد که مردم و آلت و عدّت او داشت، و میان ایشان جنگی بزرگ افتاد و مصعب کشته شد، عبدالملک سوی شام بازگشت ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"گفت: بوبکر حصیری را و پسرش را خلیفه با جبّه و موزه به خانه خواجه آورد و بایستانید و عقابین بردند، کس نمیداند که حال چیست، و چندین محتشم به خدمت آمده ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"حصیری خواجه را دشنام داد و گفت "بگیرید این سگ را تا کرا زهره آن باشد که این را فریاد رسد" و خواجه را قوی تر بر زبان آورد. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

"و شاعر آل عباس حثّ می کند بوالعباس سفّاح را بر کشتن بنی امیه در قصیده یی که گفته است و نام شاعر سدیف بود" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

"و شاعر آل عباس حثّ می کند بوالعباس سفّاح را بر کشتن بنی امیه در قصیده یی که گفته است و نام شاعر سدیف بود" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

پیشنهاد
١

"و شاعر آل عباس حثّ می کند بوالعباس سفّاح را بر کشتن بنی امیه در قصیده یی که گفته است و نام شاعر سدیف بود" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

"و شاعر آل عباس حثّ می کند بوالعباس سفّاح را بر کشتن بنی امیه در قصیده یی که گفته است و نام شاعر سدیف بود" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و شاعر آل عباس حثّ می کند بوالعباس سفّاح را بر کشتن بنی امیه در قصیده یی که گفته است و نام شاعر سدیف بود" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و شاعر آل عباس حثّ می کند بوالعباس سفّاح را بر کشتن بنی امیه در قصیده یی که گفته است و نام شاعر سدیف بود" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و شاعر آل عباس حثّ می کند بوالعباس سفّاح را بر کشتن بنی امیه در قصیده یی که گفته است و نام شاعر سدیف بود" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و شاعر آل عباس حثّ می کند بوالعباس سفّاح را بر کشتن بنی امیه در قصیده یی که گفته است و نام شاعر سدیف بود" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و شاعر آل عباس حثّ می کند بوالعباس سفّاح را بر کشتن بنی امیه در قصیده یی که گفته است و نام شاعر سدیف بود" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و این زید را طاقت برسید از جور بنی امیه و خروج کرد در روزگار خلافت هشام بن عبدالملک ، و نصر سیّار امیر خراسان بود، و قصّه این خروج دراز است و در توا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و این زید را طاقت برسید از جور بنی امیه و خروج کرد در روزگار خلافت هشام بن عبدالملک ، و نصر سیّار امیر خراسان بود، و قصّه این خروج دراز است و در توا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و این زید را طاقت برسید از جور بنی امیه و خروج کرد در روزگار خلافت هشام بن عبدالملک ، و نصر سیّار امیر خراسان بود، و قصّه این خروج دراز است و در توا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و این زید را طاقت برسید از جور بنی امیه و خروج کرد در روزگار خلافت هشام بن عبدالملک ، و نصر سیّار امیر خراسان بود، و قصّه این خروج دراز است و در توا ...

پیشنهاد
٠

"و این زید را طاقت برسید از جور بنی امیه و خروج کرد در روزگار خلافت هشام بن عبدالملک ، و نصر سیّار امیر خراسان بود، و قصّه این خروج دراز است و در توا ...

پیشنهاد
٠

"و این زید را طاقت برسید از جور بنی امیه و خروج کرد در روزگار خلافت هشام بن عبدالملک ، و نصر سیّار امیر خراسان بود، و قصّه این خروج دراز است و در توا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و این زید را طاقت برسید از جور بنی امیه و خروج کرد در روزگار خلافت هشام بن عبدالملک ، و نصر سیّار امیر خراسان بود، و قصّه این خروج دراز است و در توا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و این زید را طاقت برسید از جور بنی امیه و خروج کرد در روزگار خلافت هشام بن عبدالملک ، و نصر سیّار امیر خراسان بود، و قصّه این خروج دراز است و در توا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و این زید را طاقت برسید از جور بنی امیه و خروج کرد در روزگار خلافت هشام بن عبدالملک ، و نصر سیّار امیر خراسان بود، و قصّه این خروج دراز است و در توا ...

پیشنهاد
٠

"و این زید را طاقت برسید از جور بنی امیه و خروج کرد در روزگار خلافت هشام بن عبدالملک ، و نصر سیّار امیر خراسان بود، و قصّه این خروج دراز است و در توا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

"و این زید را طاقت برسید از جور بنی امیه و خروج کرد در روزگار خلافت هشام بن عبدالملک ، و نصر سیّار امیر خراسان بود، و قصّه این خروج دراز است و در توا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و این زید را طاقت برسید از جور بنی امیه و خروج کرد در روزگار خلافت هشام بن عبدالملک ، و نصر سیّار امیر خراسان بود، و قصّه این خروج دراز است و در توا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و من که بوالفضلم کتاب بسیار فرونگریسته ام خاصّه اخبار و از آن التقاط ها کرده ، در میانه این تاریخ چنین سخن ها از برای آن آرم تا خفتگان و به دنیا فری ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و من که بوالفضلم کتاب بسیار فرونگریسته ام خاصّه اخبار و از آن التقاط ها کرده ، در میانه این تاریخ چنین سخن ها از برای آن آرم تا خفتگان و به دنیا فری ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و من که بوالفضلم کتاب بسیار فرونگریسته ام خاصّه اخبار و از آن التقاط ها کرده ، در میانه این تاریخ چنین سخن ها از برای آن آرم تا خفتگان و به دنیا فری ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و من که بوالفضلم کتاب بسیار فرونگریسته ام خاصّه اخبار و از آن التقاط ها کرده ، در میانه این تاریخ چنین سخن ها از برای آن آرم تا خفتگان و به دنیا فری ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و من که بوالفضلم کتاب بسیار فرونگریسته ام خاصّه اخبار و از آن التقاط ها کرده ، در میانه این تاریخ چنین سخن ها از برای آن آرم تا خفتگان و به دنیا فری ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر رضی به بخارا بازآمد روز چهارشنبه نیمه جمادی الاخری سنه اثنتین و ثمانین و ثلثمائه و این عبد العزیز عمّش را بگرفت و بازداشت و هر دو چشم وی پر ک ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر رضی به بخارا بازآمد روز چهارشنبه نیمه جمادی الاخری سنه اثنتین و ثمانین و ثلثمائه و این عبد العزیز عمّش را بگرفت و بازداشت و هر دو چشم وی پر ک ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر رضی به بخارا بازآمد روز چهارشنبه نیمه جمادی الاخری سنه اثنتین و ثمانین و ثلثمائه و این عبد العزیز عمّش را بگرفت و بازداشت و هر دو چشم وی پر ک ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و از�خزائن سامانیان مال های بی اندازه و ذخایر نفیس برداشت، پس نالان شد به علّت بواسیر و چون عزم درست کرد که به کاشغر باز رود عبد العزیز بن نوح بن نص ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و از�خزائن سامانیان مال های بی اندازه و ذخایر نفیس برداشت، پس نالان شد به علّت بواسیر و چون عزم درست کرد که به کاشغر باز رود عبد العزیز بن نوح بن نص ...

پیشنهاد
٠

"و از�خزائن سامانیان مال های بی اندازه و ذخایر نفیس برداشت، پس نالان شد به علّت بواسیر و چون عزم درست کرد که به کاشغر باز رود عبد العزیز بن نوح بن نص ...

پیشنهاد
٠

"و از�خزائن سامانیان مال های بی اندازه و ذخایر نفیس برداشت، پس نالان شد به علّت بواسیر و چون عزم درست کرد که به کاشغر باز رود عبد العزیز بن نوح بن نص ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و از�خزائن سامانیان مال های بی اندازه و ذخایر نفیس برداشت، پس نالان شد به علّت بواسیر و چون عزم درست کرد که به کاشغر باز رود عبد العزیز بن نوح بن نص ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و از�خزائن سامانیان مال های بی اندازه و ذخایر نفیس برداشت، پس نالان شد به علّت بواسیر و چون عزم درست کرد که به کاشغر باز رود عبد العزیز بن نوح بن نص ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و از�خزائن سامانیان مال های بی اندازه و ذخایر نفیس برداشت، پس نالان شد به علّت بواسیر و چون عزم درست کرد که به کاشغر باز رود عبد العزیز بن نوح بن نص ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و از�خزائن سامانیان مال های بی اندازه و ذخایر نفیس برداشت، پس نالان شد به علّت بواسیر و چون عزم درست کرد که به کاشغر باز رود عبد العزیز بن نوح بن نص ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و از�خزائن سامانیان مال های بی اندازه و ذخایر نفیس برداشت، پس نالان شد به علّت بواسیر و چون عزم درست کرد که به کاشغر باز رود عبد العزیز بن نوح بن نص ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و از�خزائن سامانیان مال های بی اندازه و ذخایر نفیس برداشت، پس نالان شد به علّت بواسیر و چون عزم درست کرد که به کاشغر باز رود عبد العزیز بن نوح بن نص ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گفت: بوبکر حصیری را و پسرش را خلیفه با جبّه و موزه به خانه خواجه آورد و بایستانید و عقابین بردند، کس نمیداند که حال چیست، و چندین محتشم به خدمت آمده ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گفت: بوبکر حصیری را و پسرش را خلیفه با جبّه و موزه به خانه خواجه آورد و بایستانید و عقابین بردند، کس نمیداند که حال چیست، و چندین محتشم به خدمت آمده ...

پیشنهاد
٠

گفت: بوبکر حصیری را و پسرش را خلیفه با جبّه و موزه به خانه خواجه آورد و بایستانید و عقابین بردند، کس نمیداند که حال چیست، و چندین محتشم به خدمت آمده ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گفت: بوبکر حصیری را و پسرش را خلیفه با جبّه و موزه به خانه خواجه آورد و بایستانید و عقابین بردند، کس نمیداند که حال چیست، و چندین محتشم به خدمت آمده ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گفت: بوبکر حصیری را و پسرش را خلیفه با جبّه و موزه به خانه خواجه آورد و بایستانید و عقابین بردند، کس نمیداند که حال چیست، و چندین محتشم به خدمت آمده ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گفت: بوبکر حصیری را و پسرش را خلیفه با جبّه و موزه به خانه خواجه آورد و بایستانید و عقابین بردند، کس نمیداند که حال چیست، و چندین محتشم به خدمت آمده ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"حصیری خواجه را دشنام داد و گفت "بگیرید این سگ را تا کرا زهره آن باشد که این را فریاد رسد" و خواجه را قوی تر بر زبان آورد. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گفت: بوبکر حصیری را و پسرش را خلیفه با جبّه و موزه به خانه خواجه آورد و بایستانید و عقابین بردند، کس نمیداند که حال چیست، و چندین محتشم به خدمت آمده ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"حصیری خواجه را دشنام داد و گفت "بگیرید این سگ را تا کرا زهره آن باشد که این را فریاد رسد" و خواجه را قوی تر بر زبان آورد. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"چنان افتاد که حصیری با پسرش بوالقاسم به باغ رفته بودند. به باغ خواجه علی میکائیل که نزدیک است، و شراب بی اندازه خورده و شب آنجا مقام کرده و آنگاه صب ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"چنان افتاد که حصیری با پسرش بوالقاسم به باغ رفته بودند. به باغ خواجه علی میکائیل که نزدیک است، و شراب بی اندازه خورده و شب آنجا مقام کرده و آنگاه صب ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"چنان افتاد که حصیری با پسرش بوالقاسم به باغ رفته بودند. به باغ خواجه علی میکائیل که نزدیک است، و شراب بی اندازه خورده و شب آنجا مقام کرده و آنگاه صب ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"چنان افتاد که حصیری با پسرش بوالقاسم به باغ رفته بودند. به باغ خواجه علی میکائیل که نزدیک است، و شراب بی اندازه خورده و شب آنجا مقام کرده و آنگاه صب ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"چنان افتاد که حصیری با پسرش بوالقاسم به باغ رفته بودند. به باغ خواجه علی میکائیل که نزدیک است، و شراب بی اندازه خورده و شب آنجا مقام کرده و آنگاه صب ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"چنان افتاد که حصیری با پسرش بوالقاسم به باغ رفته بودند. به باغ خواجه علی میکائیل که نزدیک است، و شراب بی اندازه خورده و شب آنجا مقام کرده و آنگاه صب ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"چنان افتاد که حصیری با پسرش بوالقاسم به باغ رفته بودند. به باغ خواجه علی میکائیل که نزدیک است، و شراب بی اندازه خورده و شب آنجا مقام کرده و آنگاه صب ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"چنان افتاد که حصیری با پسرش بوالقاسم به باغ رفته بودند. به باغ خواجه علی میکائیل که نزدیک است، و شراب بی اندازه خورده و شب آنجا مقام کرده و آنگاه صب ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و مادر حسنک زنی بود سخت جگرآور، چنان شنودم که دو سه ماه ازو این حدیث نهان داشتند، چون بشنید، جزعی نکرد، چنانکه زنان کنند، بلکه بگریست به درد، چنانکه ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و مادر حسنک زنی بود سخت جگرآور، چنان شنودم که دو سه ماه ازو این حدیث نهان داشتند، چون بشنید، جزعی نکرد، چنانکه زنان کنند، بلکه بگریست به درد، چنانکه ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و مادر حسنک زنی بود سخت جگرآور، چنان شنودم که دو سه ماه ازو این حدیث نهان داشتند، چون بشنید، جزعی نکرد، چنانکه زنان کنند، بلکه بگریست به درد، چنانکه ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و این همه اسباب منازعت و مکاوحت از بهر حطام دنیا به یک سوی نهادند" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و این همه اسباب منازعت و مکاوحت از بهر حطام دنیا به یک سوی نهادند" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و این همه اسباب منازعت و مکاوحت از بهر حطام دنیا به یک سوی نهادند" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند، و مرد خود مرده بود که جلّادش رسن به گلو افکنده بود و خبه کرده. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند، و مرد خود مرده بود که جلّادش رسن به گلو افکنده بود و خبه کرده. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند، و مرد خود مرده بود که جلّادش رسن به گلو افکنده بود و خبه کرده. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند، و مرد خود مرده بود که جلّادش رسن به گلو افکنده بود و خبه کرده. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند، و مرد خود مرده بود که جلّادش رسن به گلو افکنده بود و خبه کرده. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"بدین خلیفه خرف شده بباید نبشت که من از بهر قدر عبّاسیان انگشت در کرده ام در همه جهان و قرمطی می جویم و آنچه یافته آید و درست گردد، بر دار می کشند و ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"بدین خلیفه خرف شده بباید نبشت که من از بهر قدر عبّاسیان انگشت در کرده ام در همه جهان و قرمطی می جویم و آنچه یافته آید و درست گردد، بر دار می کشند و ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"بدین خلیفه خرف شده بباید نبشت که من از بهر قدر عبّاسیان انگشت در کرده ام در همه جهان و قرمطی می جویم و آنچه یافته آید و درست گردد، بر دار می کشند و ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"بدین خلیفه خرف شده بباید نبشت که من از بهر قدر عبّاسیان انگشت در کرده ام در همه جهان و قرمطی می جویم و آنچه یافته آید و درست گردد، بر دار می کشند و ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"بدین خلیفه خرف شده بباید نبشت که من از بهر قدر عبّاسیان انگشت در کرده ام در همه جهان و قرمطی می جویم و آنچه یافته آید و درست گردد، بر دار می کشند و ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"بدین خلیفه خرف شده بباید نبشت که من از بهر قدر عبّاسیان انگشت در کرده ام در همه جهان و قرمطی می جویم و آنچه یافته آید و درست گردد، بر دار می کشند و ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"چنین بود و لکن خلیفه را چندگونه صورت کردند تا نیک آزار گرفت و از جای بشد و حسنک را قرمطی خواند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"چنین بود و لکن خلیفه را چندگونه صورت کردند تا نیک آزار گرفت و از جای بشد و حسنک را قرمطی خواند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"چنین بود و لکن خلیفه را چندگونه صورت کردند تا نیک آزار گرفت و از جای بشد و حسنک را قرمطی خواند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و خیلتاش دررسید، از اسب فرود آمد و شمشیر برکشید و دبّوس درکش گرفت و اسب بگذاشت . " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و خیلتاش دررسید، از اسب فرود آمد و شمشیر برکشید و دبّوس درکش گرفت و اسب بگذاشت . " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"در ساعت فرمود که تا گچگران را بخواندند و آن خانه سپید کردند و مهره زدند که گویی هرگز بر آن دیوارها نقش نبوده است، و جامه افکندند و راست کردند و قفل ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"در ساعت فرمود که تا گچگران را بخواندند و آن خانه سپید کردند و مهره زدند که گویی هرگز بر آن دیوارها نقش نبوده است، و جامه افکندند و راست کردند و قفل ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"در ساعت فرمود که تا گچگران را بخواندند و آن خانه سپید کردند و مهره زدند که گویی هرگز بر آن دیوارها نقش نبوده است، و جامه افکندند و راست کردند و قفل ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"این نامه چون نبشته آمد خیلتاش را پیش بخواند و آن گشادنامه را مهر کرد و به وی داد و گفت: چنان باید که به هشت روز به هرات روی و چنین و چنان کنی و همه ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"این نامه چون نبشته آمد خیلتاش را پیش بخواند و آن گشادنامه را مهر کرد و به وی داد و گفت: چنان باید که به هشت روز به هرات روی و چنین و چنان کنی و همه ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر بخفت و وی به وثاق خویش آمد و سواری از دیوسواران خویش نامزد کرد با سه اسب خیاره خویش و با وی بنهاد که به شش روز و شش شب و نیم روز به هرات رود ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر بخفت و وی به وثاق خویش آمد و سواری از دیوسواران خویش نامزد کرد با سه اسب خیاره خویش و با وی بنهاد که به شش روز و شش شب و نیم روز به هرات رود ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر محمود چون برین حال واقف گشت وقت قیلوله به خرگاه آمد و این سخن با نوشتگین خاصه خادم بگفت" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر محمود چون برین حال واقف گشت وقت قیلوله به خرگاه آمد و این سخن با نوشتگین خاصه خادم بگفت" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر محمود چون برین حال واقف گشت وقت قیلوله به خرگاه آمد و این سخن با نوشتگین خاصه خادم بگفت" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"پس خبر این خانه به صورت الفیه سخت پوشیده به امیر محمود نبشتند و نشان بدادند که چون از سرای عدنانی بگذشته آید، باغی است بزرگ، بر دست راست این باغ حوض ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"پس خبر این خانه به صورت الفیه سخت پوشیده به امیر محمود نبشتند و نشان بدادند که چون از سرای عدنانی بگذشته آید، باغی است بزرگ، بر دست راست این باغ حوض ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"پس خبر این خانه به صورت الفیه سخت پوشیده به امیر محمود نبشتند و نشان بدادند که چون از سرای عدنانی بگذشته آید، باغی است بزرگ، بر دست راست این باغ حوض ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و این خانه را از سقف تا به پای زمین صورت کردند، صورت های الفیه ، از انواع گرد آمدن مردان با زنان، همه برهنه، چنانکه جمله آن کتاب را صورت و حکایت و س ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و این خانه را از سقف تا به پای زمین صورت کردند، صورت های الفیه ، از انواع گرد آمدن مردان با زنان، همه برهنه، چنانکه جمله آن کتاب را صورت و حکایت و س ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و این خانه را از سقف تا به پای زمین صورت کردند، صورت های الفیه ، از انواع گرد آمدن مردان با زنان، همه برهنه، چنانکه جمله آن کتاب را صورت و حکایت و س ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و از بیداری و حزم و احتیاط این پادشاه محتشم ، رضی الله عنه، یکی آن است که به روزگار جوانی که به هرات می بود و پنهان از پدر شراب می خورد، پوشیده از ر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و از بیداری و حزم و احتیاط این پادشاه محتشم ، رضی الله عنه، یکی آن است که به روزگار جوانی که به هرات می بود و پنهان از پدر شراب می خورد، پوشیده از ر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و از بیداری و حزم و احتیاط این پادشاه محتشم ، رضی الله عنه، یکی آن است که به روزگار جوانی که به هرات می بود و پنهان از پدر شراب می خورد، پوشیده از ر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و از بیداری و حزم و احتیاط این پادشاه محتشم رضی الله عنه یکی آن است که به روزگار جوانی که به هرات می بود و پنهان از پدر شراب می خورد، پوشیده از ریحا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون رسولان بدان مغروران رسیدند و پیغام ها بگزاردند، بسیار اشتلم کردند و گفتند: امیر در بزرگ غلط است که پنداشته است که ناحیت و مردم این [جا] بر آن جم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون رسولان بدان مغروران رسیدند و پیغام ها بگزاردند، بسیار اشتلم کردند و گفتند: امیر در بزرگ غلط است که پنداشته است که ناحیت و مردم این [جا] بر آن جم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"مردم غوری چون مور و ملخ به سر آن کوه پیدا آمدند، سواره و پیاده با سلاح تمام، و گذرها و راه ها بگرفتند و بانگ و غریو برآوردند و به فلاخن سنگ می انداخ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"مردم غوری چون مور و ملخ به سر آن کوه پیدا آمدند، سواره و پیاده با سلاح تمام، و گذرها و راه ها بگرفتند و بانگ و غریو برآوردند و به فلاخن سنگ می انداخ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون رسولان بدان مغروران رسیدند و پیغام ها بگزاردند، بسیار اشتلم کردند و گفتند: امیر در بزرگ غلط است که پنداشته است که ناحیت و مردم این [جا] بر آن جم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"مردم غوری چون مور و ملخ به سر آن کوه پیدا آمدند، سواره و پیاده با سلاح تمام، و گذرها و راه ها بگرفتند و بانگ و غریو برآوردند و به فلاخن سنگ می انداخ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر آنجا فرود آمد و لشکر را فرمود تا بر چهار جانب فرود آمدند و همه شب کار می ساختند و منجنیق می نهادند. چون روز شد، امیر برنشست و پیش کار رفت به نف ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر آنجا فرود آمد و لشکر را فرمود تا بر چهار جانب فرود آمدند و همه شب کار می ساختند و منجنیق می نهادند. چون روز شد، امیر برنشست و پیش کار رفت به نف ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و چون شب تاریک شد، آن ملاعین بگریختند و دیه بگذاشتند. و همه شب لشکر منصور بغارت مشغول بودند و غنیمت یافتند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"�[پیش ] تا امیر حرکت کرد بر آن جانب، دانشمندی را به رسولی آنجا فرستاد با دو مرد غوری از آن بوالحسن خلف و شیروان تا ترجمانی کنند و پیغام های قوی داد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و چون شب تاریک شد، آن ملاعین بگریختند و دیه بگذاشتند. و همه شب لشکر منصور بغارت مشغول بودند و غنیمت یافتند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"و چون شب تاریک شد، آن ملاعین بگریختند و دیه بگذاشتند. و همه شب لشکر منصور بغارت مشغول بودند و غنیمت یافتند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و چون شب تاریک شد، آن ملاعین بگریختند و دیه بگذاشتند. و همه شب لشکر منصور به غارت مشغول بودند و غنیمت یافتند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"�[پیش ] تا امیر حرکت کرد بر آن جانب، دانشمندی را به رسولی آنجا فرستاد با دو مرد غوری از آن بوالحسن خلف و شیروان تا ترجمانی کنند و پیغام های قوی داد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"�[پیش ] تا امیر حرکت کرد بر آن جانب، دانشمندی را به رسولی آنجا فرستاد با دو مرد غوری از آن بوالحسن خلف و شیروان تا ترجمانی کنند و پیغام های قوی داد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر غلامان را گفت: دست ها به تیر بگشایند، غلامان تیر انداختن گرفتند و چنان غلبه کردند که کس را از غوریان زهره نبودی که سر از برج برکردندی . " تاری ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر غلامان را گفت: دست ها به تیر بگشایند، غلامان تیر انداختن گرفتند و چنان غلبه کردند که کس را از غوریان زهره نبودی که سر از برج برکردندی . " تاری ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ملاعین حصار غور برجوشیدند و به یکبارگی خروش کردند سخت هول که زمین بخواست درید" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ملاعین حصار غور برجوشیدند و به یکبارگی خروش کردند سخت هول که زمین بخواست درید" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ملاعین حصار غور برجوشیدند و به یکبارگی خروش کردند سخت هول که زمین بخواست درید" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر گرد بر گرد قلعت بگشت و جنگ جای ها بدید" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و منزل نخستین باشان بود و دیگر خیسار و دیگر بریان و آنجا دو روز ببود تا لشکر به تمامی دررسید، پس از آنجا به پار رفت و دو روز ببود و از آنجا به چشت ر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر گرد بر گرد قلعت بگشت و جنگ جای ها بدید" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و منزل نخستین باشان بود و دیگر خیسار و دیگر بریان و آنجا دو روز ببود تا لشکر به تمامی دررسید، پس از آنجا به پار رفت و دو روز ببود و از آنجا به چشت ر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و منزل نخستین باشان بود و دیگر خیسار و دیگر بریان و آنجا دو روز ببود تا لشکر به تمامی دررسید، پس از آنجا به پار رفت و دو روز ببود و از آنجا به چشت ر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و منزل نخستین باشان بود و دیگر خیسار و دیگر بریان و آنجا دو روز ببود تا لشکر به تمامی دررسید، پس از آنجا به پار رفت و دو روز ببود و از آنجا به چشت ر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و منزل نخستین باشان بود و دیگر خیسار و دیگر بریان و آنجا دو روز ببود تا لشکر به تمامی دررسید، پس از آنجا به پار رفت و دو روز ببود و از آنجا به چشت ر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و منزل نخستین باشان بود و دیگر خیسار و دیگر بریان و آنجا دو روز ببود تا لشکر به تمامی دررسید، پس از آنجا به پار رفت و دو روز ببود و از آنجا به چشت ر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و چون گروهی از ایشان به حصار التجا کردند، مقدّمی از ایشان بر برجی از قلعت بود و بسیار شوخی می کرد و مسلمانان را به درد می داشت ، یک چوبه تیر بر حلق ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و چون گروهی از ایشان به حصار التجا کردند، مقدّمی از ایشان بر برجی از قلعت بود و بسیار شوخی می کرد و مسلمانان را به درد می داشت ، یک چوبه تیر بر حلق ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و چون گروهی از ایشان به حصار التجا کردند، مقدّمی از ایشان بر برجی از قلعت بود و بسیار شوخی می کرد و مسلمانان را به درد می داشت ، یک چوبه تیر بر حلق ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و چون گروهی از ایشان به حصار التجا کردند، مقدّمی از ایشان بر برجی از قلعت بود و بسیار شوخی می کرد و مسلمانان را به درد می داشت ، یک چوبه تیر بر حلق ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و چون گروهی از ایشان به حصار التجا کردند، مقدّمی از ایشان بر برجی از قلعت بود و بسیار شوخی می کرد و مسلمانان را به درد می داشت ، یک چوبه تیر بر حلق ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و در سنه خمس و اربعمائه امیر محمود از بست تاختن آورد بر جانب خوابین که ناحیتی است از غور پیوسته ی بست و زمین داور و آنجا کافران پلیدتر و قوی تر بودن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و در سنه خمس و اربعمائه امیر محمود از بست تاختن آورد بر جانب خوابین که ناحیتی است از غور پیوسته ی بست و زمین داور و آنجا کافران پلیدتر و قوی تر بودن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و در سنه خمس و اربعمائه امیر محمود از بست تاختن آورد بر جانب خوابین که ناحیتی است از غور پیوسته ی بست و زمین داور و آنجا کافران پلیدتر و قوی تر بودن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و در سنه خمس و اربعمائه امیر محمود از بست تاختن آورد بر جانب خوابین که ناحیتی است از غور پیوسته ی بست و زمین داور و آنجا کافران پلیدتر و قوی تر بودن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و در سنه خمس و اربعمائه امیر محمود از بست تاختن آورد بر جانب خوابین که ناحیتی است از غور پیوسته ی بست و زمین داور و آنجا کافران پلیدتر و قوی تر بودن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و در سنه خمس و اربعمائه امیر محمود از بست تاختن آورد بر جانب خوابین که ناحیتی است از غور پیوسته ی بست و زمین داور و آنجا کافران پلیدتر و قوی تر بودن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و در سنه خمس و اربعمائه امیر محمود از بست تاختن آورد بر جانب خوابین که ناحیتی است از غور پیوسته ی بست و زمین داور و آنجا کافران پلیدتر و قوی تر بودن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و امیران غور به خدمت امیر آمدند، گروهی به رغبت و گروهی به رهبت که اثرهای بزرگ نمود تا از وی بترسیدند و دم درکشیدند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و امیران غور به خدمت امیر آمدند، گروهی به رغبت و گروهی به رهبت که اثرهای بزرگ نمود تا از وی بترسیدند و دم درکشیدند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و امیران غور به خدمت امیر آمدند، گروهی به رغبت و گروهی به رهبت که اثرهای بزرگ نمود تا از وی بترسیدند و دم درکشیدند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"فرمود تا از آن طاوسان چند نر و ماده با خویشتن آرم، و شش جفت برده آمد. و فرمود تا آن را در باغ بگذاشتند، و خایه و بچه کردند، و به هرات از ایشان نسل پ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"فرمود تا از آن طاوسان چند نر و ماده با خویشتن آرم، و شش جفت برده آمد. و فرمود تا آن را در باغ بگذاشتند، و خایه و بچه کردند، و به هرات از ایشان نسل پ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"به خواب دیدم که من به زمین غور بودمی ، و همچنین که این جای هاست، آنجا نیز حصار بودی، و بسیار طاوس و خروس بودی، من ایشان را می گرفتمی و زیر قبای خویش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"فرمود تا از آن طاوسان چند نر و ماده با خویشتن آرم، و شش جفت برده آمد. و فرمود تا آن را در باغ بگذاشتند، و خایه و بچه کردند، و به هرات از ایشان نسل پ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"به خواب دیدم که من به زمین غور بودمی ، و همچنین که این جای هاست، آنجا نیز حصار بودی، و بسیار طاوس و خروس بودی، من ایشان را می گرفتمی و زیر قبای خویش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"به خواب دیدم که من به زمین غور بودمی ، و همچنین که این جای هاست، آنجا نیز حصار بودی، و بسیار طاوس و خروس بودی، من ایشان را می گرفتمی و زیر قبای خویش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"به خواب دیدم که من به زمین غور بودمی ، و همچنین که این جای هاست، آنجا نیز حصار بودی، و بسیار طاوس و خروس بودی، من ایشان را می گرفتمی و زیر قبای خویش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"به خواب دیدم که من به زمین غور بودمی ، و همچنین که این جای هاست، آنجا نیز حصار بودی، و بسیار طاوس و خروس بودی، من ایشان را می گرفتمی و زیر قبای خویش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و این بایتگین زمین داوری، بدان وقت که امیر محمود سیستان بستد و خلف برافتاد، با خویشتن صد و سی طاوس نر و ماده آورده بود، گفتندی که خانه زادند به زمین ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و این بایتگین زمین داوری، بدان وقت که امیر محمود سیستان بستد و خلف برافتاد، با خویشتن صد و سی طاوس نر و ماده آورده بود، گفتندی که خانه زادند به زمین ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و این بایتگین زمین داوری، بدان وقت که امیر محمود سیستان بستد و خلف برافتاد، با خویشتن صد و سی طاوس نر و ماده آورده بود، گفتندی که خانه زادند به زمین ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"و این بایتگین زمین داوری، بدان وقت که امیر محمود سیستان بستد و خلف برافتاد، با خویشتن صد و سی طاوس نر و ماده آورده بود، گفتندی که خانه زادند به زمین ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و این بایتگین زمین داوری، بدان وقت که امیر محمود سیستان بستد و خلف برافتاد، با خویشتن صد و سی طاوس نر و ماده آورده بود، گفتندی که خانه زادند به زمین ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و این بایتگین زمین داوری، بدان وقت که امیر محمود سیستان بستد و خلف برافتاد، با خویشتن صد و سی طاوس نر و ماده آورده بود، گفتندی که خانه زادند به زمین ...

پیشنهاد
٠

"و این بایتگین زمین داوری، بدان وقت که امیر محمود سیستان بستد و خلف برافتاد، با خویشتن صد و سی طاوس نر و ماده آورده بود، گفتندی که خانه زادند به زمین ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و این بایتگین زمین داوری، بدان وقت که امیر محمود سیستان بستد و خلف برافتاد، با خویشتن صد و سی طاوس نر و ماده آورده بود، گفتندی که خانه زادند به زمین ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و این بایتگین زمین داوری، بدان وقت که امیر محمود سیستان بستد و خلف برافتاد، با خویشتن صد و سی طاوس نر و ماده آورده بود، گفتندی که خانه زادند به زمین ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و جالینوس - و او بزرگتر حکمای عصر خویش بود، چنانکه نیست همتا آمد در علم طب و گوشت و خون و طبایع تن مردمان و نیست همتاتر بود در معالجت اخلاق و وی را ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و این بایتگین زمین داوری، بدان وقت که امیر محمود سیستان بستد و خلف برافتاد، با خویشتن صد و سی طاوس نر و ماده آورده بود، گفتندی که خانه زادند به زمین ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و جالینوس - و او بزرگتر حکمای عصر خویش بود، چنانکه نیست همتا آمد در علم طب و گوشت و خون و طبایع تن مردمان و نیست همتاتر بود در معالجت اخلاق و وی را ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و جالینوس - و او بزرگتر حکمای عصر خویش بود، چنانکه نیست همتا آمد در علم طب و گوشت و خون و طبایع تن مردمان و نیست همتاتر بود در معالجت اخلاق و وی را ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و جالینوس - و او بزرگتر حکمای عصر خویش بود، چنانکه نیست همتا آمد در علم طب و گوشت و خون و طبایع تن مردمان و نیست همتاتر بود در معالجت اخلاق و وی را ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و جالینوس - و او بزرگتر حکمای عصر خویش بود، چنانکه نیست همتا آمد در علم طب و گوشت و خون و طبایع تن مردمان و نیست همتاتر بود در معالجت اخلاق و وی را ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و جالینوس - و او بزرگتر حکمای عصر خویش بود، چنانکه نیست همتا آمد در علم طب و گوشت و خون و طبایع تن مردمان و نیست همتاتر بود در معالجت اخلاق و وی را ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و جالینوس - و او بزرگتر حکمای عصر خویش بود، چنانکه نیست همتا آمد در علم طب و گوشت و خون و طبایع تن مردمان و نیست همتاتر بود در معالجت اخلاق و وی را ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و جالینوس - و او بزرگتر حکمای عصر خویش بود، چنانکه نیست همتا آمد در علم طب و گوشت و خون و طبایع تن مردمان و نیست همتاتر بود در معالجت اخلاق و وی را ...

پیشنهاد
٠

"و در اخبار ملوک عجم خواندم ترجمه ابن مقفّع که بزرگ تر و فاضل تر پادشاهان ایشان عادت داشتند [که ] پیوسته به روز و شب تا آنگه که بخفتندی با ایشان خردم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و در اخبار ملوک عجم خواندم ترجمه ابن مقفّع که بزرگ تر و فاضل تر پادشاهان ایشان عادت داشتند [که ] پیوسته به روز و شب تا آنگه که بخفتندی با ایشان خردم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و در اخبار ملوک عجم خواندم ترجمه ابن مقفّع که بزرگ تر و فاضل تر پادشاهان ایشان عادت داشتند [که ] پیوسته به روز و شب تا آنگه که بخفتندی با ایشان خردم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و در اخبار ملوک عجم خواندم ترجمه ابن مقفّع که بزرگ تر و فاضل تر پادشاهان ایشان عادت داشتند [که ] پیوسته به روز و شب تا آنگه که بخفتندی با ایشان خردم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و چنانکه آن طبیبان را داروها و عقاقیر است از هندوستان و هر جا آورده ، این طبیبان را نیز داروهاست و آن خرد است و تجارب پسندیده، چه دیده و چه از کتب خ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و چنانکه آن طبیبان را داروها و عقاقیر است از هندوستان و هر جا آورده ، این طبیبان را نیز داروهاست و آن خرد است و تجارب پسندیده، چه دیده و چه از کتب خ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و در اخبار ملوک عجم خواندم ترجمه ابن مقفّع که بزرگ تر و فاضل تر پادشاهان ایشان عادت داشتند [که ] پیوسته به روز و شب تا آنگه که بخفتندی با ایشان خردم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و چنانکه آن طبیبان را داروها و عقاقیر است از هندوستان و هر جا آورده ، این طبیبان را نیز داروهاست و آن خرد است و تجارب پسندیده، چه دیده و چه از کتب خ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

"و چنانکه آن طبیبان را داروها و عقاقیر است از هندوستان و هر جا آورده ، این طبیبان را نیز داروهاست و آن خرد است و تجارب پسندیده، چه دیده و چه از کتب خ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"پس از آن آشکارا گردید کار رضا، و مأمون او را ولی عهد کرد و علم های سیاه برانداخت و سبز کرد و نام رضا بر درم و دینار و طراز جامه ها نبشتند و کار آشکا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

"پس از آن آشکارا گردید کار رضا، و مأمون او را ولی عهد کرد و علم های سیاه برانداخت و سبز کرد و نام رضا بر درم و دینار و طراز جامه ها نبشتند و کار آشکا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"پس از آن آشکارا گردید کار رضا، و مأمون او را ولی عهد کرد و علم های سیاه برانداخت و سبز کرد و نام رضا بر درم و دینار و طراز جامه ها نبشتند و کار آشکا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"پس از آن آشکارا گردید کار رضا، و مأمون او را ولی عهد کرد و علم های سیاه برانداخت و سبز کرد و نام رضا بر درم و دینار و طراز جامه ها نبشتند و کار آشکا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"پس از آن آشکارا گردید کار رضا، و مأمون او را ولی عهد کرد و علم های سیاه برانداخت و سبز کرد و نام رضا بر درم و دینار و طراز جامه ها نبشتند و کار آشکا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"پس از آن آشکارا گردید کار رضا، و مأمون او را ولی عهد کرد و علم های سیاه برانداخت و سبز کرد و نام رضا بر درم و دینار و طراز جامه ها نبشتند و کار آشکا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"و مردی معتمد را از بطانه ی خویش نامزد کرد تا با معتمد مأمون بشد، و هر دو به مدینه رفتند و خلوتی کردند با رضا و نامه عرضه کردند و پیغام ها دادند" تا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و مردی معتمد را از بطانه ی خویش نامزد کرد تا با معتمد مأمون بشد، و هر دو به مدینه رفتند و خلوتی کردند با رضا و نامه عرضه کردند و پیغام ها دادند" تا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"و مردی معتمد را از بطانه ی خویش نامزد کرد تا با معتمد مأمون بشد، و هر دو به مدینه رفتند و خلوتی کردند با رضا و نامه عرضه کردند و پیغام ها دادند" تا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و مردی معتمد را از بطانه ی خویش نامزد کرد تا با معتمد مأمون بشد، و هر دو به مدینه رفتند و خلوتی کردند با رضا و نامه عرضه کردند و پیغام ها دادند" تا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

"در ساعت دویت و کاغذ و قلم خواست و این ملطّفه را بنبشت و به فضل داد. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

پیشنهاد
٠

"چون محمّد زبیده کشته شد و خلافت به مأمون رسید، دو سال و چیزی به مرو بماند، و آن قصّه دراز است، فضل سهل وزیر خواست که خلافت از عباسیان بگرداند و به ع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"در ساعت دویت و کاغذ و قلم خواست و این ملطّفه را بنبشت و به فضل داد. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون محمّد زبیده کشته شد و خلافت به مأمون رسید، دو سال و چیزی به مرو بماند، و آن قصّه دراز است، فضل سهل وزیر خواست که خلافت از عباسیان بگرداند و به ع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون محمّد زبیده کشته شد و خلافت به مأمون رسید، دو سال و چیزی به مرو بماند، و آن قصّه دراز است، فضل سهل وزیر خواست که خلافت از عباسیان بگرداند و به ع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون محمّد زبیده کشته شد و خلافت به مأمون رسید، دو سال و چیزی به مرو بماند، و آن قصّه دراز است، فضل سهل وزیر خواست که خلافت از عباسیان بگرداند و به ع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون محمّد زبیده کشته شد و خلافت به مأمون رسید، دو سال و چیزی به مرو بماند، و آن قصّه دراز است، فضل سهل وزیر خواست که خلافت از عباسیان بگرداند و به ع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون محمّد زبیده کشته شد و خلافت به مأمون رسید، دو سال و چیزی به مرو بماند، و آن قصّه دراز است، فضل سهل وزیر خواست که خلافت از عباسیان بگرداند و به ع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"چون محمّد زبیده کشته شد و خلافت به مأمون رسید، دو سال و چیزی به مرو بماند، و آن قصّه دراز است، فضل سهل وزیر خواست که خلافت از عباسیان بگرداند و به ع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون محمّد زبیده کشته شد و خلافت به مأمون رسید، دو سال و چیزی به مرو بماند، و آن قصّه دراز است، فضل سهل وزیر خواست که خلافت از عباسیان بگرداند و به ع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون محمّد زبیده کشته شد و خلافت به مأمون رسید، دو سال و چیزی به مرو بماند، و آن قصّه دراز است، فضل سهل وزیر خواست که خلافت از عباسیان بگرداند و به ع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون محمّد زبیده کشته شد و خلافت به مأمون رسید، دو سال و چیزی به مرو بماند، و آن قصّه دراز است، فضل سهل وزیر خواست که خلافت از عباسیان بگرداند و به ع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون محمّد زبیده کشته شد و خلافت به مأمون رسید، دو سال و چیزی به مرو بماند، و آن قصّه دراز است، فضل سهل وزیر خواست که خلافت از عباسیان بگرداند و به ع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون محمّد زبیده کشته شد و خلافت به مأمون رسید، دو سال و چیزی به مرو بماند، و آن قصّه دراز است، فضل سهل وزیر خواست که خلافت از عباسیان بگرداند و به ع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"در ذوالرّیاستین که فضل سهل را گفتند و ذوالیمینین که طاهر را گفتند و ذوالقلمین که صاحب دیوان رسالت مأمون بود قصّه یی دراز بگویم تا اگر کسی نداند، او ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون محمّد زبیده کشته شد و خلافت به مأمون رسید، دو سال و چیزی به مرو بماند، و آن قصّه دراز است، فضل سهل وزیر خواست که خلافت از عباسیان بگرداند و به ع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"در ذوالرّیاستین که فضل سهل را گفتند و ذوالیمینین که طاهر را گفتند و ذوالقلمین که صاحب دیوان رسالت مأمون بود قصّه یی دراز بگویم تا اگر کسی نداند، او ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"در ذوالرّیاستین که فضل سهل را گفتند و ذوالیمینین که طاهر را گفتند و ذوالقلمین که صاحب دیوان رسالت مأمون بود قصّه یی دراز بگویم تا اگر کسی نداند، او ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"در ذوالرّیاستین که فضل سهل را گفتند و ذوالیمینین که طاهر را گفتند و ذوالقلمین که صاحب دیوان رسالت مأمون بود قصّه یی دراز بگویم تا اگر کسی نداند، او ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"در ذوالرّیاستین که فضل سهل را گفتند و ذوالیمینین که طاهر را گفتند و ذوالقلمین که صاحب دیوان رسالت مأمون بود قصّه یی دراز بگویم تا اگر کسی نداند، او ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"در ذوالرّیاستین که فضل سهل را گفتند و ذوالیمینین که طاهر را گفتند و ذوالقلمین که صاحب دیوان رسالت مأمون بود قصّه یی دراز بگویم تا اگر کسی نداند، او ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"در ذوالرّیاستین که فضل سهل را گفتند و ذوالیمینین که طاهر را گفتند و ذوالقلمین که صاحب دیوان رسالت مأمون بود قصّه یی دراز بگویم تا اگر کسی نداند، او ...

پیشنهاد
٠

"در ذوالرّیاستین که فضل سهل را گفتند و ذوالیمینین که طاهر را گفتند و ذوالقلمین که صاحب دیوان رسالت مأمون بود قصّه یی دراز بگویم تا اگر کسی نداند، او ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"در ذوالرّیاستین که فضل سهل را گفتند و ذوالیمینین که طاهر را گفتند و ذوالقلمین که صاحب دیوان رسالت مأمون بود قصّه یی دراز بگویم تا اگر کسی نداند، او ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"در ذوالرّیاستین که فضل سهل را گفتند و ذوالیمینین که طاهر را گفتند و ذوالقلمین که صاحب دیوان رسالت مأمون بود قصّه یی دراز بگویم تا اگر کسی نداند، او ...

پیشنهاد
١

"چنین آورده اند که فضل وزیر مأمون خلیفه به مرو عتاب کرد با حسین مصعب پدر طاهر ذوالیمینین و گفت: پسرت طاهر دیگر گونه شد و باد در سر کرد و خویشتن را نم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"چنین آورده اند که فضل وزیر مأمون خلیفه به مرو عتاب کرد با حسین مصعب پدر طاهر ذوالیمینین و گفت: پسرت طاهر دیگر گونه شد و باد در سر کرد و خویشتن را نم ...

پیشنهاد
١

"چنین آورده اند که فضل وزیر مأمون خلیفه به مرو عتاب کرد با حسین مصعب پدر طاهر ذوالیمینین و گفت: پسرت طاهر دیگر گونه شد و باد در سر کرد و خویشتن را نم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چنین آورده اند که فضل وزیر مأمون خلیفه به مرو عتاب کرد با حسین مصعب پدر طاهر ذوالیمینین و گفت: پسرت طاهر دیگر گونه شد و باد در سر کرد و خویشتن را نم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"چنین آورده اند که فضل وزیر مأمون خلیفه به مرو عتاب کرد با حسین مصعب پدر طاهر ذوالیمینین و گفت: پسرت طاهر دیگر گونه شد و باد در سر کرد و خویشتن را نم ...

پیشنهاد
١

"چنین آورده اند که فضل وزیر مأمون خلیفه به مرو عتاب کرد با حسین مصعب پدر طاهر ذوالیمینین و گفت: پسرت طاهر دیگر گونه شد و باد در سر کرد و خویشتن را نم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"چنین آورده اند که فضل وزیر مأمون خلیفه به مرو عتاب کرد با حسین مصعب پدر طاهر ذوالیمینین و گفت: پسرت طاهر دیگر گونه شد و باد در سر کرد و خویشتن را نم ...

پیشنهاد
٠

"چنین آورده اند که فضل وزیر مأمون خلیفه به مرو عتاب کرد با حسین مصعب پدر طاهر ذوالیمینین و گفت: پسرت طاهر دیگر گونه شد و باد در سر کرد و خویشتن را نم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چنین آورده اند که فضل وزیر مأمون خلیفه به مرو عتاب کرد با حسین مصعب پدر طاهر ذوالیمینین و گفت: پسرت طاهر دیگر گونه شد و باد در سر کرد و خویشتن را نم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چنین آورده اند که فضل وزیر مأمون خلیفه به مرو عتاب کرد با حسین مصعب پدر طاهر ذوالیمینین و گفت: پسرت طاهر دیگر گونه شد و باد در سر کرد و خویشتن را نم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"چنین آورده اند که فضل وزیر مأمون خلیفه به مرو عتاب کرد با حسین مصعب پدر طاهر ذوالیمینین و گفت: پسرت طاهر دیگر گونه شد و باد در سر کرد و خویشتن را نم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چنین آورده اند که فضل وزیر مأمون خلیفه به مرو عتاب کرد با حسین مصعب پدر طاهر ذوالیمینین و گفت: پسرت طاهر دیگر گونه شد و باد در سر کرد و خویشتن را نم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و در اخبار رؤسا خواندم که اشناس - و او را افشین خواندندی - از جنگ بابک خرّم دین چون بپرداخت و فتح برآمد و به بغداد رسید، معتصم امیرالمؤمنین، رضی الل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چنین آورده اند که فضل وزیر مأمون خلیفه به مرو عتاب کرد با حسین مصعب پدر طاهر ذوالیمینین و گفت: پسرت طاهر دیگر گونه شد و باد در سر کرد و خویشتن را نم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"و در اخبار رؤسا خواندم که اشناس - و او را افشین خواندندی - از جنگ بابک خرّم دین چون بپرداخت و فتح برآمد و به بغداد رسید، معتصم امیرالمؤمنین، رضی الل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"و در اخبار رؤسا خواندم که اشناس - و او را افشین خواندندی - از جنگ بابک خرّم دین چون بپرداخت و فتح برآمد و به بغداد رسید، معتصم امیرالمؤمنین، رضی الل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"و در اخبار رؤسا خواندم که اشناس - و او را افشین خواندندی - از جنگ بابک خرّم دین چون بپرداخت و فتح برآمد و به بغداد رسید، معتصم امیرالمؤمنین، رضی الل ...

پیشنهاد
١

"و در اخبار رؤسا خواندم که اشناس - و او را افشین خواندندی - از جنگ بابک خرّم دین چون بپرداخت و فتح برآمد و به بغداد رسید، معتصم امیرالمؤمنین، رضی الل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و در اخبار رؤسا خواندم که اشناس - و او را افشین خواندندی - از جنگ بابک خرّم دین چون بپرداخت و فتح برآمد و به بغداد رسید، معتصم امیرالمؤمنین، رضی الل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

"و در اخبار رؤسا خواندم که اشناس - و او را افشین خواندندی - از جنگ بابک خرّم دین چون بپرداخت و فتح برآمد و به بغداد رسید، معتصم امیرالمؤمنین، رضی الل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"وی دویت و کاغذ پیش من بنهاد و خود از خرگاه بیرون رفت. امیر نسخت عهد و سوگندنامه که خود نبشته بود به خطّ خود به من انداخت ، و چنان نبشتی که از آن نیک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"وی دویت و کاغذ پیش من بنهاد و خود از خرگاه بیرون رفت. امیر نسخت عهد و سوگندنامه که خود نبشته بود به خطّ خود به من انداخت ، و چنان نبشتی که از آن نیک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"وی دویت و کاغذ پیش من بنهاد و خود از خرگاه بیرون رفت. امیر نسخت عهد و سوگندنامه که خود نبشته بود به خطّ خود به من انداخت ، و چنان نبشتی که از آن نیک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"وی دویت و کاغذ پیش من بنهاد و خود از خرگاه بیرون رفت. امیر نسخت عهد و سوگندنامه که خود نبشته بود به خطّ خود به من انداخت ، و چنان نبشتی که از آن نیک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"وی دویت و کاغذ پیش من بنهاد و خود از خرگاه بیرون رفت. امیر نسخت عهد و سوگندنامه که خود نبشته بود به خطّ خود به من انداخت ، و چنان نبشتی که از آن نیک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"وی دویت و کاغذ پیش من بنهاد و خود از خرگاه بیرون رفت. امیر نسخت عهد و سوگندنامه که خود نبشته بود به خطّ خود به من انداخت ، و چنان نبشتی که از آن نیک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و در آن وقت که امیران مسعود و محمود، رضی الله عنهما، به گرگان بودند و قصد ری داشتند این محدّث به ستارآباد رفت نزدیک منوچهر و منوچهر او را بازگردانید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و در آن وقت که امیران مسعود و محمود، رضی الله عنهما، به گرگان بودند و قصد ری داشتند این محدّث به ستارآباد رفت نزدیک منوچهر و منوچهر او را بازگردانید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

"و در آن وقت که امیران مسعود و محمود، رضی الله عنهما، به گرگان بودند و قصد ری داشتند این محدّث به ستارآباد رفت نزدیک منوچهر و منوچهر او را بازگردانید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و در آن وقت که امیران مسعود و محمود، رضی الله عنهما، به گرگان بودند و قصد ری داشتند این محدّث به ستارآباد رفت نزدیک منوچهر و منوچهر او را بازگردانید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و در آن وقت که امیران مسعود و محمود، رضی الله عنهما، به گرگان بودند و قصد ری داشتند این محدّث به ستارآباد رفت نزدیک منوچهر و منوچهر او را بازگردانید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و در آن وقت که امیران مسعود و محمود، رضی الله عنهما، به گرگان بودند و قصد ری داشتند این محدّث به ستارآباد رفت نزدیک منوچهر و منوچهر او را بازگردانید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و در آن وقت که امیران مسعود و محمود، رضی الله عنهما، به گرگان بودند و قصد ری داشتند این محدّث به ستارآباد رفت نزدیک منوچهر و منوچهر او را بازگردانید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و در آن وقت که امیران مسعود و محمود، رضی الله عنهما، به گرگان بودند و قصد ری داشتند این محدّث به ستارآباد رفت نزدیک منوچهر و منوچهر او را بازگردانید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و در آن وقت که امیران مسعود و محمود، رضی الله عنهما، به گرگان بودند و قصد ری داشتند این محدّث به ستارآباد رفت نزدیک منوچهر و منوچهر او را بازگردانید ...

پیشنهاد
٠

"و در آن وقت که امیران مسعود و محمود، رضی الله عنهما، به گرگان بودند و قصد ری داشتند این محدّث به ستارآباد رفت نزدیک منوچهر و منوچهر او را بازگردانید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و در آن وقت که امیران مسعود و محمود، رضی الله عنهما، به گرگان بودند و قصد ری داشتند این محدّث به ستارآباد رفت نزدیک منوچهر و منوچهر او را بازگردانید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و هر آنگاه که آن محدّث را به سوی گرگان فرستادی، بهانه آوردی که [از] آنجا تخم سپرغم ها و ترنج و طبق ها و دیگر چیزها آورده می آید" تاریخ بیهقی، مجلّد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و هر آنگاه که آن محدّث را به سوی گرگان فرستادی، بهانه آوردی که [از] آنجا تخم سپرغم ها و ترنج و طبق ها و دیگر چیزها آورده می آید" تاریخ بیهقی، مجلّد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و هر آنگاه که آن محدّث را به سوی گرگان فرستادی، بهانه آوردی که [از] آنجا تخم سپرغم ها و ترنج و طبق ها و دیگر چیزها آورده می آید" تاریخ بیهقی، مجلّد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"�و میان امیر مسعود و منوچهر قابوس والی گرگان و طبرستان پیوسته مکاتبت بود سخت پوشیده، چه آن وقت که به هرات می بود و چه بدین روزگار. " تاریخ بیهقی، م ...

پیشنهاد
٠

"�و میان امیر مسعود و منوچهر قابوس والی گرگان و طبرستان پیوسته مکاتبت بود سخت پوشیده، چه آن وقت که به هرات می بود و چه بدین روزگار. " تاریخ بیهقی، م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"�و میان امیر مسعود و منوچهر قابوس والی گرگان و طبرستان پیوسته مکاتبت بود سخت پوشیده، چه آن وقت که به هرات می بود و چه بدین روزگار. " تاریخ بیهقی، م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"�و میان امیر مسعود و منوچهر قابوس والی گرگان و طبرستان پیوسته مکاتبت بود سخت پوشیده، چه آن وقت که به هرات می بود و چه بدین روزگار. " تاریخ بیهقی، م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"�و میان امیر مسعود و منوچهر قابوس والی گرگان و طبرستان پیوسته مکاتبت بود سخت پوشیده، چه آن وقت که به هرات می بود و چه بدین روزگار. " تاریخ بیهقی، م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"�و میان امیر مسعود و منوچهر قابوس والی گرگان و طبرستان پیوسته مکاتبت بود سخت پوشیده، چه آن وقت که به هرات می بود و چه بدین روزگار. " تاریخ بیهقی، م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون کارها بر آن جانب قرار گرفت و امیر محمود عزیمت درست کرد بازگشتن را، فرزند را خلعت داد و پیغام آمد نزدیک وی به زبان بوالحسن عقیلی که: پسرم محمّد ر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون کارها بر آن جانب قرار گرفت و امیر محمود عزیمت درست کرد بازگشتن را، فرزند را خلعت داد و پیغام آمد نزدیک وی به زبان بوالحسن عقیلی که: پسرم محمّد ر ...

پیشنهاد
٠

"چون کارها بر آن جانب قرار گرفت و امیر محمود عزیمت درست کرد بازگشتن را، فرزند را خلعت داد و پیغام آمد نزدیک وی به زبان بوالحسن عقیلی که: پسرم محمّد ر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون کارها بر آن جانب قرار گرفت و امیر محمود عزیمت درست کرد بازگشتن را، فرزند را خلعت داد و پیغام آمد نزدیک وی به زبان بوالحسن عقیلی که: پسرم محمّد ر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"در مجلّد پنجم بیاورده ام که امیر مسعود رضی الله عنه در بلخ آمد روز یکشنبه نیمه ذی الحجّة سنه احدی و عشرین و اربعمائه و به راندن کار ملک مشغول شد" ت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"در مجلّد پنجم بیاورده ام که امیر مسعود رضی الله عنه در بلخ آمد روز یکشنبه نیمه ذی الحجّة سنه احدی و عشرین و اربعمائه و به راندن کار ملک مشغول شد" ت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"در مجلّد پنجم بیاورده ام که امیر مسعود رضی الله عنه در بلخ آمد روز یکشنبه نیمه ذی الحجّة سنه احدی و عشرین و اربعمائه و به راندن کار ملک مشغول شد" ت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"در مجلّد پنجم بیاورده ام که امیر مسعود رضی الله عنه در بلخ آمد روز یکشنبه نیمه ذی الحجّة سنه احدی و عشرین و اربعمائه و به راندن کار ملک مشغول شد" ت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و پادشاهان حیلت ها بسیار کرده اند که چون به مکاشفت و دشمنی آشکارا کاری نرفته است به زرق و افتعال دست زده اند تا برفته است . " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

"و پادشاهان حیلت ها بسیار کرده اند که چون به مکاشفت و دشمنی آشکارا کاری نرفته است به زرق و افتعال دست زده اند تا برفته است . " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و پادشاهان حیلت ها بسیار کرده اند که چون به مکاشفت و دشمنی آشکارا کاری نرفته است به زرق و افتعال دست زده اند تا برفته است . " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و پادشاهان حیلت ها بسیار کرده اند که چون به مکاشفت و دشمنی آشکارا کاری نرفته است به زرق و افتعال دست زده اند تا برفته است . " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و پادشاهان حیلت ها بسیار کرده اند که چون به مکاشفت و دشمنی آشکارا کاری نرفته است به زرق و افتعال دست زده اند تا برفته است . " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون بر آن واقف گشتم، گفتی طشتی بر سر من ریختند پر از آتش و نیک بترسیدم از سطوت محمودی و خشک بماندم . " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون بر آن واقف گشتم، گفتی طشتی بر سر من ریختند پر از آتش و نیک بترسیدم از سطوت محمودی و خشک بماندم . " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و چون به ری "امیر دیدار با قدر خان کرده بود و تابستان به غزنین بازآمد و قصد سفر سومنات کرد و به حسنک نامه فرمود نبشتن که "به نشابور بباید بود، که ما ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و چون به ری رسیدند امیر محمود به دولاب فرود آمد بر راهِ طبرستان نزدیکِ شهر، و امیر مسعود به علی آباد لشکرگاه ساخت بر راهِ قزوین، و میانِ هر دو لشکر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و چون به ری رسیدند امیر محمود به دولاب فرود آمد بر راهِ طبرستان نزدیکِ شهر، و امیر مسعود به علی آباد لشکرگاه ساخت بر راهِ قزوین، و میانِ هر دو لشکر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و چون به ری رسیدند امیر محمود به دولاب فرود آمد بر راهِ طبرستان نزدیکِ شهر، و امیر مسعود به علی آباد لشکرگاه ساخت بر راهِ قزوین، و میانِ هر دو لشکر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و چون به ری رسیدند امیر محمود به دولاب فرود آمد بر راهِ طبرستان نزدیکِ شهر، و امیر مسعود به علی آباد لشکرگاه ساخت بر راهِ قزوین، و میانِ هر دو لشکر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"و چون به ری رسیدند امیر محمود به دولاب فرود آمد بر راهِ طبرستان نزدیکِ شهر، و امیر مسعود به علی آباد لشکرگاه ساخت بر راهِ قزوین، و میانِ هر دو لشکر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر دیدار با قدر خان کرده بود و تابستان به غزنین بازآمد و قصد سفر سومنات کرد و به حسنک نامه فرمود نبشتن که "به نشابور بباید بود، که ما قصد غزوی دور ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"یک روز به منزلی که آن را چاشت خواران گویند، خواسته بود پدر که پسر را فروگیرد" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر دیدار با قدر خان کرده بود و تابستان به غزنین بازآمد و قصد سفر سومنات کرد و به حسنک نامه فرمود نبشتن که "به نشابور بباید بود، که ما قصد غزوی دور ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر دیدار با قدر خان کرده بود و تابستان به غزنین بازآمد و قصد سفر سومنات کرد و به حسنک نامه فرمود نبشتن که "به نشابور بباید بود، که ما قصد غزوی دور ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر دیدار با قدر خان کرده بود و تابستان به غزنین بازآمد و قصد سفر سومنات کرد و به حسنک نامه فرمود نبشتن که "به نشابور بباید بود، که ما قصد غزوی دور ...

پیشنهاد
٠

"و حرّه را که سوی نشابور آوردند، من که بوالفضلم، بدان وقت شانزده ساله بودم، دیدم خواجه را که بیامد و تکلّفی کرده بودند در نشابور از خوازه ها زدن و آر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر دیدار با قدر خان کرده بود و تابستان به غزنین بازآمد و قصد سفر سومنات کرد و به حسنک نامه فرمود نبشتن که "به نشابور بباید بود، که ما قصد غزوی دور ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و حرّه را که سوی نشابور آوردند، من که بوالفضلم، بدان وقت شانزده ساله بودم، دیدم خواجه را که بیامد و تکلّفی کرده بودند در نشابور از خوازه ها زدن و آر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و حرّه را که سوی نشابور آوردند، من که بوالفضلم، بدان وقت شانزده ساله بودم، دیدم خواجه را که بیامد و تکلّفی کرده بودند در نشابور از خوازه ها زدن و آر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و حرّه را که سوی نشابور آوردند، من که بوالفضلم، بدان وقت شانزده ساله بودم، دیدم خواجه را که بیامد و تکلّفی کرده بودند در نشابور از خوازه ها زدن و آر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و حرّه را که سوی نشابور آوردند، من که بوالفضلم، بدان وقت شانزده ساله بودم، دیدم خواجه را که بیامد و تکلّفی کرده بودند در نشابور از خوازه ها زدن و آر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر محمود رضی الله عنه او را گفت: "مذهب راست از آن امام ابوحنیفه رحمة الله علیه تبّانیان دارند و شاگردان ایشان، چنانکه در ایشان هیچ طعن نتوانند کرد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر محمود رضی الله عنه او را گفت: "مذهب راست از آن امام ابوحنیفه رحمة الله علیه تبّانیان دارند و شاگردان ایشان، چنانکه در ایشان هیچ طعن نتوانند کرد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر محمود رضی الله عنه او را گفت: "مذهب راست از آن امام ابوحنیفه رحمة الله علیه تبّانیان دارند و شاگردان ایشان، چنانکه در ایشان هیچ طعن نتوانند کرد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر محمود رضی الله عنه او را گفت: "مذهب راست از آن امام ابوحنیفه رحمة الله علیه تبّانیان دارند و شاگردان ایشان، چنانکه در ایشان هیچ طعن نتوانند کرد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر محمود رضی الله عنه او را گفت: "مذهب راست از آن امام ابوحنیفه رحمة الله علیه تبّانیان دارند و شاگردان ایشان، چنانکه در ایشان هیچ طعن نتوانند کرد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر محمود رضی الله عنه او را گفت: "مذهب راست از آن امام ابوحنیفه رحمة الله علیه تبّانیان دارند و شاگردان ایشان، چنانکه در ایشان هیچ طعن نتوانند کرد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و سیمجوریان برافتادند و کار سپاه سالاری امیر محمود قرار گرفت و محتشم شد. و دل در غزنین بسته بود و هر کجا مردی یا زنی در صناعتی استاد یافتی، اینجا می ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و رضی پشیمان شد از فرستادن بوعلی و گفت: پادشاهان اطراف ما را بخایند، نامه نبشت و بو علی را بازخواست. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و سیمجوریان برافتادند و کار سپاه سالاری امیر محمود قرار گرفت و محتشم شد. و دل در غزنین بسته بود و هر کجا مردی یا زنی در صناعتی استاد یافتی، اینجا می ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و درین مدافعت می رفت و سبکتگین الحاح می کرد و می ترسانیدشان، و کار سامانیان به پایان رسیده بود، اگر خواستند و اگر نخواستند، بو علی و ایلمنگو را به ب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و درین مدافعت می رفت و سبکتگین الحاح می کرد و می ترسانیدشان، و کار سامانیان به پایان رسیده بود، اگر خواستند و اگر نخواستند، بو علی و ایلمنگو را به ب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"�و چند روز که پیش امیر رضی شد و آمد، او را با چند تن از مقدّمان او فروگرفتند و ستوران و سلاح و تجمّل و آلت هرچه داشتند، غارت کردند و نماز شام بوعلی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بو علی به خوارزم افتاد و آنجا او را بازداشتند و غلامش ایلمنگو قیامت بر خوارزمیان فرود آورد تا او را رها کردند. سپس از آن چربک ِ امیرِ خراسان بخورد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"�و چند روز که پیش امیر رضی شد و آمد، او را با چند تن از مقدّمان او فروگرفتند و ستوران و سلاح و تجمّل و آلت هرچه داشتند، غارت کردند و نماز شام بوعلی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بو علی به خوارزم افتاد و آنجا او را بازداشتند و غلامش ایلمنگو قیامت بر خوارزمیان فرود آورد تا او را رها کردند. سپس از آن چربک ِ امیرِ خراسان بخورد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و �دولت سیمجوریان به سر آمد، چنانکه یک به دو نرسید و پای ایشان در زمین قرار نگرفت. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"و بو علی به خوارزم افتاد و آنجا او را بازداشتند و غلامش ایلمنگو قیامت بر خوارزمیان فرود آورد تا او را رها کردند. سپس از آن چربک ِ امیرِ خراسان بخورد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر محمود و پسر خلف با سواران سخت گزیده و مبارز و آسوده ناگاه از کمین برآمدند و بر فائق و ایلمنگو زدند زدنی سخت استوار، چنانکه هزیمت شدند. " تاریخ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و شبگیر روزِ یکشنبه ده روز مانده از جمادی الاخری سنه خمس و ثمانین و ثلثمائه جنگ کردند و نیک بکوشیدند و معظم لشکر امیر سبکتگین را نیک بمالیدند و نزدی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و شبگیر روزِ یکشنبه ده روز مانده از جمادی الاخری سنه خمس و ثمانین و ثلثمائه جنگ کردند و نیک بکوشیدند و معظم لشکر امیر سبکتگین را نیک بمالیدند و نزدی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر محمود و پسر خلف با سواران سخت گزیده و مبارز و آسوده ناگاه از کمین برآمدند و بر فائق و ایلمنگو زدند زدنی سخت استوار، چنانکه هزیمت شدند. " تاریخ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و جای جای در آن صحراها افرازها و کوه پایه ها بود، پاره کوهی دیدیم، امیر سبکتگین گفت: یافتم، و اسب بداشت و غلامی پنج و شش را پیاده کرد و گفت: فلان جا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و شبگیر روزِ یکشنبه ده روز مانده از جمادی الاخری سنه خمس و ثمانین و ثلثمائه جنگ کردند و نیک بکوشیدند و معظم لشکر امیر سبکتگین را نیک بمالیدند و نزدی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و جای جای در آن صحراها افرازها و کوه پایه ها بود، پاره کوهی دیدیم، امیر سبکتگین گفت: یافتم، و اسب بداشت و غلامی پنج و شش را پیاده کرد و گفت: فلان جا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و جای جای در آن صحراها افرازها و کوه پایه ها بود، پاره کوهی دیدیم، امیر سبکتگین گفت: یافتم، و اسب بداشت و غلامی پنج و شش را پیاده کرد و گفت: فلان جا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر رضی وی را بنواخت و منشور داد به موضع ِ خراجِ حایطی که او داشت. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر رضی وی را بنواخت و منشور داد به موضع ِ خراجِ حایطی که او داشت. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و این مسئله ناچار روشن تر باید کرد: اگر طاعنی گوید که اگر آرزو و خشم نبایستی ، خدای عزّوجل در تن مردم نیافریدی. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"پس چون ضعیفی افتد میان دو قوی، توان دانست که حال چون باشد، و آنجا معایب و مثالب ظاهر گردد و محاسن و مناقب پنهان ماند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"پس چون ضعیفی افتد میان دو قوی، توان دانست که حال چون باشد، و آنجا معایب و مثالب ظاهر گردد و محاسن و مناقب پنهان ماند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"پس چون ضعیفی افتد میان دو قوی، توان دانست که حال چون باشد، و آنجا معایب و مثالب ظاهر گردد و محاسن و مناقب پنهان ماند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و هوا سخت گرم ایستاد و مهتران و بزرگان سردابه ها فرمودند قیلوله را" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و هوا سخت گرم ایستاد و مهتران و بزرگان سردابه ها فرمودند قیلوله را" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بدان که خدای تعالی، قوّتی به پیغمبران، صلوات الله علیهم اجمعین، داده است و قوّة دیگر به پادشاهان، و بر خلق روی زمین واجب کرده که بدان دو قوّة بباید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بدان که خدای تعالی، قوّتی به پیغمبران، صلوات الله علیهم اجمعین، داده است و قوّة دیگر به پادشاهان، و بر خلق روی زمین واجب کرده که بدان دو قوّة بباید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بدان که خدای تعالی، قوّتی به پیغمبران، صلوات الله علیهم اجمعین، داده است و قوّة دیگر به پادشاهان، و بر خلق روی زمین واجب کرده که بدان دو قوّة بباید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بدان که خدای تعالی، قوّتی به پیغمبران، صلوات الله علیهم اجمعین، داده است و قوّة دیگر به پادشاهان، و بر خلق روی زمین واجب کرده که بدان دو قوّة بباید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بدان که خدای تعالی، قوّتی به پیغمبران، صلوات الله علیهم اجمعین، داده است و قوّة دیگر به پادشاهان، و بر خلق روی زمین واجب کرده که بدان دو قوّة بباید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"بدان که خدای تعالی، قوّتی به پیغمبران، صلوات الله علیهم اجمعین، داده است و قوّة دیگر به پادشاهان، و بر خلق روی زمین واجب کرده که بدان دو قوّة بباید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بدان که خدای تعالی، قوّتی به پیغمبران، صلوات الله علیهم اجمعین، داده است و قوّة دیگر به پادشاهان، و بر خلق روی زمین واجب کرده که بدان دو قوّة بباید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بدان که خدای تعالی، قوّتی به پیغمبران، صلوات الله علیهم اجمعین، داده است و قوّة دیگر به پادشاهان، و بر خلق روی زمین واجب کرده که بدان دو قوّة بباید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بدان که خدای تعالی، قوّتی به پیغمبران، صلوات الله علیهم اجمعین، داده است و قوّة دیگر به پادشاهان، و بر خلق روی زمین واجب کرده که بدان دو قوّة بباید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بدان که خدای تعالی، قوّتی به پیغمبران، صلوات الله علیهم اجمعین، داده است و قوّة دیگر به پادشاهان، و بر خلق روی زمین واجب کرده که بدان دو قوّة بباید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"تا چون نگاه کرده آید محمود و مسعود، رحمة الله علیهما، دو آفتاب روشن بودند پوشیده صبحی و شفقی که چون آن صبح و شفق برگذشته است روشنی آن آفتاب ها پیدا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"تا چون نگاه کرده آید محمود و مسعود، رحمة الله علیهما، دو آفتاب روشن بودند پوشیده صبحی و شفقی که چون آن صبح و شفق برگذشته است روشنی آن آفتاب ها پیدا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

"تا چون نگاه کرده آید محمود و مسعود، رحمة الله علیهما، دو آفتاب روشن بودند پوشیده صبحی و شفقی که چون آن صبح و شفق برگذشته است روشنی آن آفتاب ها پیدا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"تا چون نگاه کرده آید محمود و مسعود، رحمة الله علیهما، دو آفتاب روشن بودند پوشیده صبحی و شفقی که چون آن صبح و شفق برگذشته است روشنی آن آفتاب ها پیدا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"تا چون نگاه کرده آید محمود و مسعود، رحمة الله علیهما، دو آفتاب روشن بودند پوشیده صبحی و شفقی که چون آن صبح و شفق برگذشته است روشنی آن آفتاب ها پیدا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"تا چون نگاه کرده آید محمود و مسعود، رحمة الله علیهما، دو آفتاب روشن بودند پوشیده صبحی و شفقی که چون آن صبح و شفق برگذشته است روشنی آن آفتاب ها پیدا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"تا چون نگاه کرده آید محمود و مسعود، رحمة الله علیهما، دو آفتاب روشن بودند پوشیده صبحی و شفقی که چون آن صبح و شفق برگذشته است روشنی آن آفتاب ها پیدا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"تا چون نگاه کرده آید محمود و مسعود، رحمة الله علیهما، دو آفتاب روشن بودند پوشیده صبحی و شفقی که چون آن صبح و شفق برگذشته است روشنی آن آفتاب ها پیدا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بدان شاخ ها اسلام بیاراست و قوّة خلفای پیغمبر اسلام در ایشان بست " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"تا چون نگاه کرده آید محمود و مسعود، رحمة الله علیهما، دو آفتاب روشن بودند پوشیده صبحی و شفقی که چون آن صبح و شفق برگذشته است روشنی آن آفتاب ها پیدا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بدان شاخ ها اسلام بیاراست و قوّة خلفای پیغمبر اسلام در ایشان بست " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بدان شاخ ها اسلام بیاراست و قوّة خلفای پیغمبر اسلام در ایشان بست " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بدان شاخ ها اسلام بیاراست و قوّة خلفای پیغمبر اسلام در ایشان بست " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"ایزد، عزّذکره، چون خواست که دولت بدین بزرگی پیدا شود بر روی زمین، امیر عادل سبکتگین را از درجه کفر به درجه ایمان رسانید و وی را مسلمانی عطا داد" تا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"ایزد، عزّذکره، چون خواست که دولت بدین بزرگی پیدا شود بر روی زمین، امیر عادل سبکتگین را از درجه کفر به درجه ایمان رسانید و وی را مسلمانی عطا داد" تا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بباید نگریست که چون مصطفی، علیه السّلام، یگانه روی زمین بود، او را یاران بر چه جمله داد که پس از وفات وی چه کردند و اسلام به کدام درجه رسانیدند چن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"ایزد، عزّذکره، چون خواست که دولت بدین بزرگی پیدا شود بر روی زمین، امیر عادل سبکتگین را از درجه کفر به درجه ایمان رسانید و وی را مسلمانی عطا داد" تا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بباید نگریست که چون مصطفی، علیه السّلام، یگانه روی زمین بود، او را یاران بر چه جمله داد که پس از وفات وی چه کردند و اسلام به کدام درجه رسانیدند چن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بباید نگریست که چون مصطفی، علیه السّلام، یگانه روی زمین بود، او را یاران بر چه جمله داد که پس از وفات وی چه کردند و اسلام به کدام درجه رسانیدند چن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بباید نگریست که چون مصطفی، علیه السّلام، یگانه روی زمین بود، او را یاران بر چه جمله داد که پس از وفات وی چه کردند و اسلام به کدام درجه رسانیدند چن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بباید نگریست که چون مصطفی، علیه السّلام، یگانه روی زمین بود، او را یاران بر چه جمله داد که پس از وفات وی چه کردند و اسلام به کدام درجه رسانیدند چن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

"و بباید نگریست که چون مصطفی، علیه السّلام، یگانه روی زمین بود، او را یاران بر چه جمله داد که پس از وفات وی چه کردند و اسلام به کدام درجه رسانیدند چن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بباید نگریست که چون مصطفی، علیه السّلام، یگانه روی زمین بود، او را یاران بر چه جمله داد که پس از وفات وی چه کردند و اسلام به کدام درجه رسانیدند چن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"پس اگر طاعنی یا حاسدی گوید که اصل بزرگان این خاندان بزرگ از کودکی آمده است خامل ذکر، جواب او آنست که تا ایزد، عزّ ذکره، آدم را بیافریده است، تقدیر چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"پس اگر طاعنی یا حاسدی گوید که اصل بزرگان این خاندان بزرگ از کودکی آمده است خامل ذکر، جواب او آنست که تا ایزد، عزّ ذکره، آدم را بیافریده است، تقدیر چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"پس اگر طاعنی یا حاسدی گوید که اصل بزرگان این خاندان بزرگ از کودکی آمده است خامل ذکر، جواب او آنست که تا ایزد، عزّ ذکره، آدم را بیافریده است، تقدیر چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"پس اگر طاعنی یا حاسدی گوید که اصل بزرگان این خاندان بزرگ از کودکی آمده است خامل ذکر، جواب او آنست که تا ایزد، عزّ ذکره، آدم را بیافریده است، تقدیر چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"پس اگر طاعنی یا حاسدی گوید که اصل بزرگان این خاندان بزرگ از کودکی آمده است خامل ذکر، جواب او آنست که تا ایزد، عزّ ذکره، آدم را بیافریده است، تقدیر چ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و اما اردشیر بابکان : بزرگتر چیزی که از وی روایت کنند آنست که وی دولتِ شده ی عجم را بازآورد و سنّتی از عدل میانِ ملوک نهاد و پس از مرگ وی گروهی بر آ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و اما اردشیر بابکان : بزرگتر چیزی که از وی روایت کنند آنست که وی دولتِ شده ی عجم را بازآورد و سنّتی از عدل میانِ ملوک نهاد و پس از مرگ وی گروهی بر آ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و اما اردشیر بابکان : بزرگتر چیزی که از وی روایت کنند آنست که وی دولتِ شده ی عجم را بازآورد و سنّتی از عدل میانِ ملوک نهاد و پس از مرگ وی گروهی بر آ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و پس از وی پانصد سال ملک یونانیان که بداشت و بر روی زمین بکشید به یک تدبیر راست بود که ارسطاطالیس استاد اسکندر کرد و گفت: مملکت قسمت باید کرد میان م ...

پیشنهاد
٠

"و اما اردشیر بابکان : بزرگتر چیزی که از وی روایت کنند آنست که وی دولتِ شده ی عجم را بازآورد و سنّتی از عدل میانِ ملوک نهاد و پس از مرگ وی گروهی بر آ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و پس از وی پانصد سال ملک یونانیان که بداشت و بر روی زمین بکشید به یک تدبیر راست بود که ارسطاطالیس استاد اسکندر کرد و گفت: مملکت قسمت باید کرد میان م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و پس از وی پانصد سال ملک یونانیان که بداشت و بر روی زمین بکشید به یک تدبیر راست بود که ارسطاطالیس استاد اسکندر کرد و گفت: مملکت قسمت باید کرد میان م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و پس از وی پانصد سال ملک یونانیان که بداشت و بر روی زمین بکشید به یک تدبیر راست بود که ارسطاطالیس استاد اسکندر کرد و گفت: مملکت قسمت باید کرد میان م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و پس از وی پانصد سال ملک یونانیان که بداشت و بر روی زمین بکشید به یک تدبیر راست بود که ارسطاطالیس استاد اسکندر کرد و گفت: مملکت قسمت باید کرد میان م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و پس از وی پانصد سال ملک یونانیان که بداشت و بر روی زمین بکشید به یک تدبیر راست بود که ارسطاطالیس استاد اسکندر کرد و گفت: مملکت قسمت باید کرد میان م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و اسکندر مردی محتال و گربز بود، پیش از آنکه نزدیک فور آمد، حیلتی ساخت در کشتنِ فور، به آنکه از جانبِ لشکرِ فور بانگی به نیرو آمد و فور را دل مشغول ش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

"و اسکندر مردی محتال و گربز بود، پیش از آنکه نزدیک فور آمد، حیلتی ساخت در کشتنِ فور، به آنکه از جانبِ لشکرِ فور بانگی به نیرو آمد و فور را دل مشغول ش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

"و اسکندر مردی محتال و گربز بود، پیش از آنکه نزدیک فور آمد، حیلتی ساخت در کشتنِ فور، به آنکه از جانبِ لشکرِ فور بانگی به نیرو آمد و فور را دل مشغول ش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و اسکندر مردی محتال و گربز بود، پیش از آنکه نزدیک فور آمد، حیلتی ساخت در کشتنِ فور، به آنکه از جانبِ لشکرِ فور بانگی به نیرو آمد و فور را دل مشغول ش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دارا را خود ثقات او کشتند و کار زیر و زبر شد. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دارا را خود ثقات او کشتند و کار زیر و زبر شد. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و اسکندر مردی محتال و گربز بود، پیش از آنکه نزدیک فور آمد، حیلتی ساخت در کشتنِ فور، به آنکه از جانبِ لشکرِ فور بانگی به نیرو آمد و فور را دل مشغول ش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"زلّت او با دارا آن بود که به نشابور در جنگ خویشتن را بر شبهِ رسولی به لشکر دارا برد، وی را بشناختند و خواستند که بگیرند، امّا بجست " تاریخ بیهقی، م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"زلّت او با دارا آن بود که به نشابور در جنگ خویشتن را بر شبهِ رسولی به لشکر دارا برد، وی را بشناختند و خواستند که بگیرند، امّا بجست " تاریخ بیهقی، م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"زلّت او با دارا آن بود که به نشابور در جنگ خویشتن را بر شبهِ رسولی به لشکر دارا برد، وی را بشناختند و خواستند که بگیرند، امّا بجست " تاریخ بیهقی، م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"گرد عالم گشتن چه سود؟ پادشاه ضابط باید، که چون ملکی و بقعتی بگیرد و آن را ضبط نتواند کرد و زود دست به مملکتِ دیگر یازد و همچنان بگذرد و آن را مهمل گ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"گرد عالم گشتن چه سود؟ پادشاه ضابط باید، که چون ملکی و بقعتی بگیرد و آن را ضبط نتواند کرد و زود دست به مملکتِ دیگر یازد و همچنان بگذرد و آن را مهمل گ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"گرد عالم گشتن چه سود؟ پادشاه ضابط باید، که چون ملکی و بقعتی بگیرد و آن را ضبط نتواند کرد و زود دست به مملکتِ دیگر یازد و همچنان بگذرد و آن را مهمل گ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و از آن پادشاهان که ایشان را قهر کرد، چون آن خواست که او را گردن نهادند و خویشتن را کهتر وی خواندند، راست بدان مانست که سوگند گران داشته است و آن را ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و از آن پادشاهان که ایشان را قهر کرد، چون آن خواست که او را گردن نهادند و خویشتن را کهتر وی خواندند، راست بدان مانست که سوگند گران داشته است و آن را ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"گرد عالم گشتن چه سود؟ پادشاه ضابط باید، که چون ملکی و بقعتی بگیرد و آن را ضبط نتواند کرد و زود دست به مملکتِ دیگر یازد و همچنان بگذرد و آن را مهمل گ ...

پیشنهاد
٠

"چنان گویم که فاضل تر ملوک گذشته گروهی اند که بزرگتر بودند. و از آن گروه دو تن را نام برده اند یکی اسکندر یونانی و دیگر اردشیر پارسی. " تاریخ بیهقی، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و از آن پادشاهان که ایشان را قهر کرد، چون آن خواست که او را گردن نهادند و خویشتن را کهتر وی خواندند، راست بدان مانست که سوگند گران داشته است و آن را ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و از آن پادشاهان که ایشان را قهر کرد، چون آن خواست که او را گردن نهادند و خویشتن را کهتر وی خواندند، راست بدان مانست که سوگند گران داشته است و آن را ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چنان گویم که فاضل تر ملوک گذشته گروهی اند که بزرگتر بودند. و از آن گروه دو تن را نام برده اند یکی اسکندر یونانی و دیگر اردشیر پارسی. " تاریخ بیهقی، ...

پیشنهاد
٠

"چنان گویم که فاضل تر ملوک گذشته گروهی اند که بزرگتر بودند. و از آن گروه دو تن را نام برده اند یکی اسکندر یونانی و دیگر اردشیر پارسی. " تاریخ بیهقی، ...

پیشنهاد
٠

"چنان گویم که فاضل تر ملوک گذشته گروهی اند که بزرگتر بودند. و از آن گروه دو تن را نام برده اند یکی اسکندر یونانی و دیگر اردشیر پارسی. " تاریخ بیهقی، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چنان گویم که فاضل تر ملوک گذشته گروهی اند که بزرگتر بودند. و از آن گروه دو تن را نام برده اند یکی اسکندر یونانی و دیگر اردشیر پارسی. " تاریخ بیهقی، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چنان گویم که فاضل تر ملوک گذشته گروهی اند که بزرگتر بودند. و از آن گروه دو تن را نام برده اند یکی اسکندر یونانی و دیگر اردشیر پارسی. " تاریخ بیهقی، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چنان گویم که فاضل تر ملوک گذشته گروهی اند که بزرگتر بودند. و از آن گروه دو تن را نام برده اند یکی اسکندر یونانی و دیگر اردشیر پارسی. " تاریخ بیهقی، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امّا غرض من آن است که تاریخ پایه یی بنویسم و بنائی بزرگ افراشته گردانم، چنانکه ذکر آن تا آخر روزگار باقی ماند. و توفیق اتمام آن از حضرت صمدیّت خواهم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

امّا غرض من آن است که تاریخ پایه یی بنویسم و بنائی بزرگ افراشته گردانم، چنانکه ذکر آن تا آخر روزگار باقی ماند. و توفیق اتمام آن از حضرت صمدیّت خواهم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امّا غرض من آن است که تاریخ پایه یی بنویسم و بنائی بزرگ افراشته گردانم، چنانکه ذکر آن تا آخر روزگار باقی ماند. و توفیق اتمام آن از حضرت صمدیّت خواهم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امّا غرض من آن است که تاریخ پایه یی بنویسم و بنائی بزرگ افراشته گردانم، چنانکه ذکر آن تا آخر روزگار باقی ماند. و توفیق اتمام آن از حضرت صمدیّت خواهم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امّا غرض من آن است که تاریخ پایه یی بنویسم و بنائی بزرگ افراشته گردانم، چنانکه ذکر آن تا آخر روزگار باقی ماند. و توفیق اتمام آن از حضرت صمدیّت خواهم ...

پیشنهاد
٠

"و غرض من نه آن است که مردم این عصر را بازنمایم حال سلطان مسعود، انار الله برهانه ، که او را دیده اند و از بزرگی و شهامت و تفرّدِ وی در همه ادوات ِ س ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و غرض من نه آن است که مردم این عصر را بازنمایم حال سلطان مسعود، انار الله برهانه ، که او را دیده اند و از بزرگی و شهامت و تفرّدِ وی در همه ادوات ِ س ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و غرض من نه آن است که مردم این عصر را بازنمایم حال سلطان مسعود، انار الله برهانه ، که او را دیده اند و از بزرگی و شهامت و تفرّدِ وی در همه ادوات ِ س ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و غرض من نه آن است که مردم این عصر را بازنمایم حال سلطان مسعود، انار الله برهانه ، که او را دیده اند و از بزرگی و شهامت و تفرّدِ وی در همه ادوات ِ س ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و غرض من نه آن است که مردم این عصر را بازنمایم حال سلطان مسعود، انار الله برهانه ، که او را دیده اند و از بزرگی و شهامت و تفرّدِ وی در همه ادوات ِ س ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و غرض من نه آن است که مردم این عصر را بازنمایم حال سلطان مسعود، انار الله برهانه ، که او را دیده اند و از بزرگی و شهامت و تفرّدِ وی در همه ادوات ِ س ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و غرض من نه آن است که مردم این عصر را بازنمایم حال سلطان مسعود، انار الله برهانه ، که او را دیده اند و از بزرگی و شهامت و تفرّدِ وی در همه ادوات ِ س ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و من که فضلی ندارم و در درجه ی ایشان نیستم ، چون مجتازان بوده ام تا اینجا رسیدم. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و من که فضلی ندارم و در درجه ی ایشان نیستم ، چون مجتازان بوده ام تا اینجا رسیدم. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و توفیقِ اصلح خواهم از خدای، عزّوجلّ، و یاری به تمام کردن این تاریخ" تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و من که فضلی ندارم و در درجه ی ایشان نیستم ، چون مجتازان بوده ام تا اینجا رسیدم. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و نخست خطبه یی خواهم نبشت و چند فصل سخن بدان پیوست، آنگاه تاریخِ روزگارِ همایونِ او براند که این کتابی خواهد بود عَلی ٰ حِده �" تاریخ بیهقی، باقی م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و توفیقِ اصلح خواهم از خدای، عزّوجلّ، و یاری به تمام کردن این تاریخ" تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و نخست خطبه یی خواهم نبشت و چند فصل سخن بدان پیوست، آنگاه تاریخِ روزگارِ همایونِ او براند که این کتابی خواهد بود عَلی ٰ حِده �" تاریخ بیهقی، باقی م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و نخست خطبه یی خواهم نبشت و چند فصل سخن بدان پیوست، آنگاه تاریخِ روزگارِ همایونِ او براند که این کتابی خواهد بود عَلی ٰ حِده �" تاریخ بیهقی، باقی م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امّا نگفتم که هنوز این ملک چون مستوفزی بود، و روی به بلخ داشت، و اکنون امروز که به بلخ رسید [و] کارها همه برقرار بازآمد، راندن تاریخ از لونی دیگر با ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امّا نگفتم که هنوز این ملک چون مستوفزی بود، و روی به بلخ داشت، و اکنون امروز که به بلخ رسید [و] کارها همه برقرار بازآمد، راندن تاریخ از لونی دیگر با ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و سلطان مسعود، رضی الله عنه، به سعادت و دوستکامی می آمد تا به شبورقان و آنجا عید اضحی بکرد و به سوی بلخ آمد" تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و سلطان مسعود، رضی الله عنه، به سعادت و دوستکامی می آمد تا به شبورقان و آنجا عید اضحی بکرد و به سوی بلخ آمد" تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و نامه ها که از کوتوال کُرک آمدی، همه عبدوس عرضه کردی، آنگاه نزدیک استادم فرستادی و جواب آن من نبشتمی که بوالفضلم بر مثال ِ استادم. " تاریخ بیهقی، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و نامه ها که از کوتوال کُرک آمدی، همه عبدوس عرضه کردی، آنگاه نزدیک استادم فرستادی و جواب آن من نبشتمی که بوالفضلم بر مثال ِ استادم. " تاریخ بیهقی، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و نامه ها که از کوتوال کُرک آمدی، همه عبدوس عرضه کردی، آنگاه نزدیک استادم فرستادی و جواب آن من نبشتمی که بوالفضلم بر مثال ِ استادم. " تاریخ بیهقی، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و سلطان مسعود، رضی الله عنه، به سعادت و دوستکامی می آمد تا به شبورقان و آنجا عید اضحی بکرد و به سوی بلخ آمد" تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بیشتر خلوت ها با بوسهل زوزنی بود و صارفات او می برید و مرافعات را او می نهاد و مصادرات او می کرد، و مردمان از وی بشکوهیدند. " تاریخ بیهقی، باقی م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بیشتر خلوت ها با بوسهل زوزنی بود و صارفات او می برید و مرافعات را او می نهاد و مصادرات او می کرد، و مردمان از وی بشکوهیدند. " تاریخ بیهقی، باقی م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بیشتر خلوت ها با بوسهل زوزنی بود و صارفات او می برید و مرافعات را او می نهاد و مصادرات او می کرد، و مردمان از وی بشکوهیدند. " تاریخ بیهقی، باقی م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بیشتر خلوت ها با بوسهل زوزنی بود و صارفات او می برید و مرافعات را او می نهاد و مصادرات او می کرد، و مردمان از وی بشکوهیدند. " تاریخ بیهقی، باقی م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"�و مستوفیان چون طاهر و بوالفتح رازی و دیگران نزدیک بوسهل حمدوی می نشستند. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بیشتر خلوت ها با بوسهل زوزنی بود و صارفات او می برید و مرافعات را او می نهاد و مصادرات او می کرد، و مردمان از وی بشکوهیدند. " تاریخ بیهقی، باقی م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و درین راه خواجه بوسهلِ حمدوی می نشست به نیم ترک ِ دیوان و در معاملات سخن می گفت که از همگان او بهتر دانست و نیز حشمتِ وزارت گرفته بود و امیر [وی را ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و خواجه بوالقاسم کثیر نیز به دیوان عرض می نشست و در باب لشکر امیر سخن با وی می گفت. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"که مرد با خرد تمام بود گرم و سرد چشیده و کتب خوانده و عواقب را بدانسته، تا لاجرم جاهش بر جای بماند. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"که مرد با خرد تمام بود گرم و سرد چشیده و کتب خوانده و عواقب را بدانسته، تا لاجرم جاهش بر جای بماند. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

پیشنهاد
٠

"و هم درین راه به مروالرّود خواجه حسن، ادام الله سلامته، کدخدای ِ امیر محمّد به درگاه رسید و از گوزگانان می آمد" تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و هم درین راه به مروالرّود خواجه حسن، ادام الله سلامته، کدخدای ِ امیر محمّد به درگاه رسید و از گوزگانان می آمد" تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و هم درین راه به مروالرّود خواجه حسن، ادام الله سلامته، کدخدای ِ امیر محمّد به درگاه رسید و از گوزگانان می آمد" تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و تدبیری دیگر ساختند در برانداختنِ خوارزم شاه آلتونتاش سخت واهی و سست" تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و تدبیری دیگر ساختند در برانداختنِ خوارزم شاه آلتونتاش سخت واهی و سست" تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"�و اگر بر طرفی خدمتی باشد و مرا فرموده آید تا سالار و پیشرو باشم، آن خدمت به سر برم و جان و تن و سوزیان و مردم را دریغ ندارم" تاریخ بیهقی، باقی مان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و تدبیری دیگر ساختند در برانداختنِ خوارزم شاه آلتونتاش سخت واهی و سست" تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر ماضی مدّت یافت و دولت و قاعده ی ملک سخت قوی و استوار پیشِ خداوند نهاد و برفت؛ اگر رأی عالی بیند، باید که هیچ کس را زهره و تمکین ِ آن نباشد که ی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"با وی نیز عهدی و مقاربتی باید، هر چند بر آن اعتمادی نباشد، ناچار کردنی است، و چون کرده آمد، نواحی بلخ و تخارستان و چغانیان و ترمذ و قبادیان و ختلان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"با وی نیز عهدی و مقاربتی باید، هر چند بر آن اعتمادی نباشد، ناچار کردنی است، و چون کرده آمد، نواحی بلخ و تخارستان و چغانیان و ترمذ و قبادیان و ختلان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"با وی نیز عهدی و مقاربتی باید، هر چند بر آن اعتمادی نباشد، ناچار کردنی است، و چون کرده آمد، نواحی بلخ و تخارستان و چغانیان و ترمذ و قبادیان و ختلان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"با وی نیز عهدی و مقاربتی باید، هر چند بر آن اعتمادی نباشد، ناچار کردنی است، و چون کرده آمد، نواحی بلخ و تخارستان و چغانیان و ترمذ و قبادیان و ختلان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"با وی نیز عهدی و مقاربتی باید، هر چند بر آن اعتمادی نباشد، ناچار کردنی است، و چون کرده آمد، نواحی بلخ و تخارستان و چغانیان و ترمذ و قبادیان و ختلان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"با وی نیز عهدی و مقاربتی باید، هر چند بر آن اعتمادی نباشد، ناچار کردنی است، و چون کرده آمد، نواحی بلخ و تخارستان و چغانیان و ترمذ و قبادیان و ختلان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون عبدوس و بوسعد مسعدی باز آمدند، ما به بلخ رسیده بودیم، جواب آوردند سخت نیکو و بندگانه با بسیار تواضع و بندگی، و عذرِ رفتنِ به تعجیل سخت نیکو بازن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"حدیثِ خانان ترکستان از فرایض است با ایشان مکاتبت کردن به وقتِ آمدن به بلخ در ضمانِ سلامت و سعادت، و انگاه بر اثر رسولان فرستادن و عقد و عهد خواستن" ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

و امروز آن را ترتیب باید کرد تا دوستی زیادت گردد، نه آنکه ایشان دوستانِ به حقیقت باشند، اما مجاملت در میانه بماند و اغوائی نکنند. " تاریخ بیهقی، باق ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

و امروز آن را ترتیب باید کرد تا دوستی زیادت گردد، نه آنکه ایشان دوستانِ به حقیقت باشند، اما مجاملت در میانه بماند و اغوائی نکنند. " تاریخ بیهقی، باق ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"�و نیز آن معانی که پیغام داده شد، باید که بشنود و جواب های مشبع دهد تا بر آن واقف شده آید. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"خطِّ امیر مسعود، رضی الله عنه: "حاجب فاضل، خوارزمشاه، ادام اللّه عزّه ، برین نامه اعتماد کند و دل قوی دارد که دل ما به جانب وی است ، و الله المعین ل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و چند فریضه است که چون به بلخ رسیم در ضمانِ سلامت آن را پیش خواهیم گرفت چون مکاتبت کردن با خانان ترکستان و آوردن خواجه ی فاضل، ابوالقاسم احمد بن الح ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"عبدوس را فرموده آمد و بوسعد مسعدی را که معتمد و وکیلِ در است از جهت وی، مثال داده شد تا آن را به زودی نزدیک وی برند و برسانند و جواب بیارند تا بر آن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"عبدوس را فرموده آمد و بوسعد مسعدی را که معتمد و وکیلِ در است از جهت وی، مثال داده شد تا آن را به زودی نزدیک وی برند و برسانند و جواب بیارند تا بر آن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"این مهمّات که می بایست که با وی به مشافهه اندر آن رأی زده آید، به نامه راست شود. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امّا یک چیز بر دل ما ضجرت کرده است و می اندیشیم که نباید که حاسدان دولت را _ که کار این است که جهد خویش می کنند تا که برود و اگر نرود، دل مشغولی ها ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

"امّا یک چیز بر دل ما ضجرت کرده است و می اندیشیم که نباید که حاسدان دولت را _ که کار این است که جهد خویش می کنند تا که برود و اگر نرود، دل مشغولی ها ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و چون عبدوس به درگاه آمد و این بگفت، ما رأی حاجب را درین باب جزیل یافتیم، " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"اما چون اندیشیدیم که خوارزم ثغری بزرگ است و وی از آنجای رفته است و ما هنوز به غزنین نرسیده ، و باشد که دشمنان تأویلی دیگر گونه کنند و نباید که در غی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"مراد می بود که این همه به مشاهدات و استصواب ِ وی باشد، و دیگر اختیار آن بود تا وی را به سزا تر بازگردانیده شود. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"مراد می بود که این همه به مشاهدات و استصواب ِ وی باشد، و دیگر اختیار آن بود تا وی را به سزا تر بازگردانیده شود. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و می خواستیم که او را با خویشتن به بلخ بریم یکی آنکه در مهمّات ملک که پیش داریم، با رأی روشنِ او رجوع کنیم که معطّل مانده است چون مکاتبت کردن با خان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و می خواستیم که او را با خویشتن به بلخ بریم یکی آنکه در مهمّات ملک که پیش داریم، با رأی روشنِ او رجوع کنیم که معطّل مانده است چون مکاتبت کردن با خان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و می خواستیم که او را با خویشتن به بلخ بریم یکی آنکه در مهمّات ملک که پیش داریم، با رأی روشنِ او رجوع کنیم که معطّل مانده است چون مکاتبت کردن با خان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و می خواستیم که او را با خویشتن به بلخ بریم یکی آنکه در مهمّات ملک که پیش داریم، با رأی روشنِ او رجوع کنیم که معطّل مانده است چون مکاتبت کردن با خان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امروز البتّه روی گفتار نیست، انقیاد باید نمود به هر چه خداوند بیند و فرماید" تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"گفتم: چنین کنم و بیامدم و نامه نبشته آمد برین نسخت که تعلیق کرده آمده است. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"گفتم: من بدانستم که نامه چون نبشته باید، فرمانِ عالی کدام کس را بیند که برد؟ گفت: وکیلِ درش را باید داد تا با عبدوس برود. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و لیکن بس شنونده است و هر کسی زهره ی آن دارد که نه به اندازه و پایگاه خویش با وی سخن گوید، و او را بدو نخواهند گذاشت . " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بر لفظ عالی رفته است که ایشان را این تمکین نباشد. اکنون چنانکه بنده می شنود و می بیند، ایشان را تمکین سخت تمام است. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"گفتم: من که بو نصرم ضمانم که از آلتونتاش جز راستی و طاعت نیاید. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر که دوش نامه رسیده است از خواجه احمدِ عبدالصّمد کدخداش که کجات و جقراق و خفچاق می جنبند، از غیبتِ من ناگاه خللی افتد. " تاریخ بیهقی، باقی مان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"پس امیر، رحمة اللّه علیه، مرا بخواند و خالی کرد و گفت: چنان می نماید که آلتونتاش مستوحش رفته است. گفتم "زندگانی خداوند دراز باد. به چه سبب؟ و نه هما ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر که دوش نامه رسیده است از خواجه احمدِ عبدالصّمد کدخداش که کجات و جقراق و خفچاق می جنبند، از غیبتِ من ناگاه خللی افتد. " تاریخ بیهقی، باقی مان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر که دوش نامه رسیده است از خواجه احمدِ عبدالصّمد کدخداش که کجات و جقراق و خفچاق می جنبند، از غیبتِ من ناگاه خللی افتد. " تاریخ بیهقی، باقی مان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون یک پاس از شب بماند، آلتونتاش با خاصّگانِ خود برنشست و برفت، و فرموده بود که کوس نباید زد تا به جا نیارند که او برفت. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون یک پاس از شب بماند، آلتونتاش با خاصّگانِ خود برنشست و برفت، و فرموده بود که کوس نباید زد تا به جا نیارند که او برفت. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون یک پاس از شب بماند، آلتونتاش با خاصّگانِ خود برنشست و برفت، و فرموده بود که کوس نباید زد تا به جا نیارند که او برفت. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"تو که بو نصری باید اندیشه ی کار من داری، همچنانکه تا این غایت داشتی، با آن که تو هم مُمَکَّن نخواهی بودن در شغل خویش، که آن نظام که بود بگسست و کاره ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"تو که بو نصری باید اندیشه ی کار من داری، همچنانکه تا این غایت داشتی، با آن که تو هم مُمَکَّن نخواهی بودن در شغل خویش، که آن نظام که بود بگسست و کاره ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و این پادشاه حلیم و کریم و بزرگ است، امّا چنانکه بر وی کار دیدم، این گروهی مردم که گرد او درآمده اند، هر یکی چون وزیری ایستاده ، و وی سخن می شنود و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و پیغام داد که "من دستوری یافتم به رفتن سوی خوارزم، و فردا شب که آگاه شوند، ما رفته باشیم و استطلاع ِ رأی دیگر تا بروم، نخواهم کرد که قاعده کژ می بی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و پیغام داد که "من دستوری یافتم به رفتن سوی خوارزم، و فردا شب که آگاه شوند، ما رفته باشیم و استطلاع ِ رأی دیگر تا بروم، نخواهم کرد که قاعده کژ می بی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و گفت: بنده را خوش تر آن بودی که چون پیر شده است، از لشکری دست بکشیدی و به غزنین رفتی و بر سر تربت سلطان ماضی بنشستی، امّا چون فرمان خداوند برین جمل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دستوری دهیم تا سوی خوارزم بازگردد امّا اندیشیدیم که مگر آنجا دیرتر بماند و در آن دیار باشد که خللی افتد، و دیگر آنکه از پاریاب سویِ اندخود رفتن نز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دستوری دهیم تا سوی خوارزم بازگردد امّا اندیشیدیم که مگر آنجا دیرتر بماند و در آن دیار باشد که خللی افتد، و دیگر آنکه از پاریاب سویِ اندخود رفتن نز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دستوری دهیم تا سوی خوارزم بازگردد امّا اندیشیدیم که مگر آنجا دیرتر بماند و در آن دیار باشد که خللی افتد، و دیگر آنکه از پاریاب سویِ اندخود رفتن نز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و ما بسیار نصیحت کردیم و گفتیم چاکری است مطیع و فرزندان و حشم و چاکران و تبع بسیار دارد، از وی خطا نرفته است که مستحقّ آن است که بر وی دل گران باید ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و نیز پس ازین کس را زهره نباشد که سخن وی گوید جز به نیکویی. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و ما بسیار نصیحت کردیم و گفتیم چاکری است مطیع و فرزندان و حشم و چاکران و تبع بسیار دارد، از وی خطا نرفته است که مستحقّ آن است که بر وی دل گران باید ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و ما بسیار نصیحت کردیم و گفتیم چاکری است مطیع و فرزندان و حشم و چاکران و تبع بسیار دارد، از وی خطا نرفته است که مستحقّ آن است که بر وی دل گران باید ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و ما بسیار نصیحت کردیم و گفتیم چاکری است مطیع و فرزندان و حشم و چاکران و تبع بسیار دارد، از وی خطا نرفته است که مستحقّ آن است که بر وی دل گران باید ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بو نصر مشکان نیز با دبیرِ آلتونتاش بگفت بدین چه شنود و او سکون گرفت . " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"منتظریم جواب این نامه را که به زودی باز رسد تا به تازه گشتن اخبار سلامت خان و رفتن کارها بر قضیّت مراد، لباس شادی پوشیم و آن را از بزرگتر مواهب شمری ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"منتظریم جواب این نامه را که به زودی باز رسد تا به تازه گشتن اخبار سلامت خان و رفتن کارها بر قضیّت مراد، لباس شادی پوشیم و آن را از بزرگتر مواهب شمری ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"منتظریم جواب این نامه را که به زودی باز رسد تا به تازه گشتن اخبار سلامت خان و رفتن کارها بر قضیّت مراد، لباس شادی پوشیم و آن را از بزرگتر مواهب شمری ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و چون این کارها برین جمله قرار گرفت، خان را بشارت داده آمد، تا آنچه رفته است به جمله معلوم وی گردد و بهره خویش ازین شادی بردارد و این خبر شایع و مست ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و از غزنین نامه کوتوال بوعلی رسید که جمله خزائن دینار و درم و جامه و همه اصناف نعمت و سلاح به خازنان ما سپرد و هیچ چیزی نمانده است از اسباب خلاف بحم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و از غزنین نامه کوتوال بوعلی رسید که جمله خزائن دینار و درم و جامه و همه اصناف نعمت و سلاح به خازنان ما سپرد و هیچ چیزی نمانده است از اسباب خلاف بحم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و از غزنین نامه کوتوال بوعلی رسید که جمله خزائن دینار و درم و جامه و همه اصناف نعمت و سلاح به خازنان ما سپرد و هیچ چیزی نمانده است از اسباب خلاف بحم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و از غزنین نامه کوتوال بوعلی رسید که جمله خزائن دینار و درم و جامه و همه اصناف نعمت و سلاح به خازنان ما سپرد و هیچ چیزی نمانده است از اسباب خلاف بحم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و از غزنین نامه کوتوال بوعلی رسید که جمله خزائن دینار و درم و جامه و همه اصناف نعمت و سلاح به خازنان ما سپرد و هیچ چیزی نمانده است از اسباب خلاف بحم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و نامه ها رفت جملگی این حال ها را به جمله مملکت، به ری و سپاهان و آن نواحی نیز، تا مقرّر گردد به دور و نزدیک که کار و سخن یک رویه گشت و همه اسباب مح ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و نامه ها رفت جملگی این حال ها را به جمله مملکت، به ری و سپاهان و آن نواحی نیز، تا مقرّر گردد به دور و نزدیک که کار و سخن یک رویه گشت و همه اسباب مح ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و نامه ها رفت جملگی این حال ها را به جمله مملکت، به ری و سپاهان و آن نواحی نیز، تا مقرّر گردد به دور و نزدیک که کار و سخن یک رویه گشت و همه اسباب مح ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و برادر علی، منگیتراک، و فقیه بو بکر حصیری که دررسیدند به هرات احوال را به تمامی شرح کردند. و استطلاع رای کرده بودند تا بر مثال ها که از آن ما یابند ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و پس از رسیدن ما به نشابور، رسول خلیفه دررسید با عهد و لوا و نعوت و کرامات ، چنانکه هیچ پادشاه را مانند آن یاد نداشتند. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و پس از رسیدن ما به نشابور، رسول خلیفه دررسید با عهد و لوا و نعوت و کرامات ، چنانکه هیچ پادشاه را مانند آن یاد نداشتند. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و نامه ها رسید سوی ما پوشیده از غزنین که حاجب [علی ] ایل - ارسلان ، زعیم الحجّاب و بگتغدی حاجب، سالار غلامان بندگی نموده اند. " تاریخ بیهقی، باقی م ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و رسولی با وی نامزد کردند با مشتی عشوه و پیغام که ولی عهد پدر وی است و ری از آن به ما داد تا چون او را قضای مرگ فرا رسد، هر کسی بر آنچه داریم، اقتصا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و رسولی با وی نامزد کردند با مشتی عشوه و پیغام که ولی عهد پدر وی است و ری از آن به ما داد تا چون او را قضای مرگ فرا رسد، هر کسی بر آنچه داریم، اقتصا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و اگر، فالعیاذ بالله، میان ما مکاشفتی به پای شود، ناچار خون ها ریزند و وزر و وبال به حاصل شود و بدو بازگردد که ما چون ولی عهد پدریم و این مجاملت واج ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

"و اگر، فالعیاذ بالله، میان ما مکاشفتی به پای شود، ناچار خون ها ریزند و وزر و وبال به حاصل شود و بدو بازگردد که ما چون ولی عهد پدریم و این مجاملت واج ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و اگر، فالعیاذ بالله، میان ما مکاشفتی به پای شود، ناچار خون ها ریزند و وزر و وبال به حاصل شود و بدو بازگردد که ما چون ولی عهد پدریم و این مجاملت واج ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و مصرّح گفته آمده است که اگر آنچه مثال دادیم، به زودی آنرا امضا نباشد و به تعلّل و مدافعتی مشغول شده آید، ناچار ما را باز باید گشت" تاریخ بیهقی، با ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و اگر، فالعیاذ بالله، میان ما مکاشفتی به پای شود، ناچار خون ها ریزند و وزر و وبال به حاصل شود و بدو بازگردد که ما چون ولی عهد پدریم و این مجاملت واج ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و اگر، فالعیاذ بالله، میان ما مکاشفتی به پای شود، ناچار خون ها ریزند و وزر و وبال به حاصل شود و بدو بازگردد که ما چون ولی عهد پدریم و این مجاملت واج ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و مصرّح گفته آمده است که اگر آنچه مثال دادیم، به زودی آنرا امضا نباشد و به تعلّل و مدافعتی مشغول شده آید، ناچار ما را باز باید گشت" تاریخ بیهقی، با ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

و برادر خلیفت ما باشد، چنانکه نخست بر منابر نام ما برند به شهرها و خطبه به نام ما کنند، آنگاه نام وی، و بر سکّه درم و دینار و طراز جامه نخست نام ما ن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امّا شرط آن است که از زرّاد خانه پنج هزار اشتربار سلاح، و بیست هزار اسب از مرکب و ترکی ، دوهزار غلام سوار آراسته با ساز و آلت تمام، و پانصد پیل خیار ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امّا شرط آن است که از زرّاد خانه پنج هزار اشتربار سلاح، و بیست هزار اسب از مرکب و ترکی ، دوهزار غلام سوار آراسته با ساز و آلت تمام، و پانصد پیل خیار ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امّا شرط آن است که از زرّاد خانه پنج هزار اشتربار سلاح، و بیست هزار اسب از مرکب و ترکی ، دوهزار غلام سوار آراسته با ساز و آلت تمام، و پانصد پیل خیار ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و مصرّح بگفتیم که مر ما را چندان ولایت در پیش است و آن را به فرمان امیر المؤمنین می بباید گرفت و ضبط کرد که آن را حد و اندازه نیست، هم پشتی و یکدلی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و مصرّح بگفتیم که مر ما را چندان ولایت در پیش است و آن را به فرمان امیر المؤمنین می بباید گرفت و ضبط کرد که آن را حد و اندازه نیست، هم پشتی و یکدلی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"رسول فرستادیم نزدیک برادر به تعزیت و تهنیت نشستن بر تخت ملک و پیغام ها دادیم رسول را که اندران صلاح ذات البین بود و سکون خراسان و عراق و فراغت دل هز ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"رسول فرستادیم نزدیک برادر به تعزیت و تهنیت نشستن بر تخت ملک و پیغام ها دادیم رسول را که اندران صلاح ذات البین بود و سکون خراسان و عراق و فراغت دل هز ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"رسول فرستادیم نزدیک برادر به تعزیت و تهنیت نشستن بر تخت ملک و پیغام ها دادیم رسول را که اندران صلاح ذات البین بود و سکون خراسان و عراق و فراغت دل هز ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"رسول فرستادیم نزدیک برادر به تعزیت و تهنیت نشستن بر تخت ملک و پیغام ها دادیم رسول را که اندران صلاح ذات البین بود و سکون خراسان و عراق و فراغت دل هز ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر که پدر ما هر چند ما را ولی عهد کرده بود به روزگار حیات خویش، درین آخرها که لختی مزاج او بگشت و سستی بر اصالت رأیی بدان بزرگی که او را بود، دس ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر که پدر ما هر چند ما را ولی عهد کرده بود به روزگار حیات خویش، درین آخرها که لختی مزاج او بگشت و سستی بر اصالت رأیی بدان بزرگی که او را بود، دس ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بعد از آن شنودیم که برادر ما، امیر محمّد را اولیا و حشم در حال ، چون ما دور بودیم، از گوزگانان بخواندند و بر تخت ملک نشاندند و بر وی به امیری سلام ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر المؤمنین اعزازها ارزانی می داشت و مکاتبت پیوسته تا بشتابیم و به مدینة السّلام رویم و غضاضتی که جاه خلافت را می باشد از گروهی اذناب ، آن را در ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر المؤمنین اعزازها ارزانی می داشت و مکاتبت پیوسته تا بشتابیم و به مدینة السّلام رویم و غضاضتی که جاه خلافت را می باشد از گروهی اذناب ، آن را در ...

پیشنهاد
١

"و امیر المؤمنین اعزازها ارزانی می داشت و مکاتبت پیوسته تا بشتابیم و به مدینة السّلام رویم و غضاضتی که جاه خلافت را می باشد از گروهی اذناب ، آن را در ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"و امیر المؤمنین اعزازها ارزانی می داشت و مکاتبت پیوسته تا بشتابیم و به مدینة السّلام رویم و غضاضتی که جاه خلافت را می باشد از گروهی اذناب ، آن را در ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر المؤمنین اعزازها ارزانی می داشت و مکاتبت پیوسته تا بشتابیم و به مدینة السّلام رویم و غضاضتی که جاه خلافت را می باشد از گروهی اذناب ، آن را در ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر المؤمنین اعزازها ارزانی می داشت و مکاتبت پیوسته تا بشتابیم و به مدینة السّلام رویم و غضاضتی که جاه خلافت را می باشد از گروهی اذناب ، آن را در ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر المؤمنین اعزازها ارزانی می داشت و مکاتبت پیوسته تا بشتابیم و به مدینة السّلام رویم و غضاضتی که جاه خلافت را می باشد از گروهی اذناب ، آن را در ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"خرد آن مثال دهد و تجارب آن اقتضا کند که جهد کرده آید تا بناهای افراشته را در دوستی افراشته تر کرده آید تا از هر دو جانب دوستان شادمانه شوند و حاسدان ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بر خان پوشیده نیست که حال پدر ما، امیر ماضی بر چه جمله بود. به هر چه ببایست که باشد پادشاهان بزرگ را، از آن زیادت تر بود، و از آن شرح کردن نباید که ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"بر خان پوشیده نیست که حال پدر ما، امیر ماضی بر چه جمله بود. به هر چه ببایست که باشد پادشاهان بزرگ را، از آن زیادت تر بود، و از آن شرح کردن نباید که ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"این همه آنرا کنند تا که چون ایشان را منادی حق درآید و تخت ملک را به درود کنند و بروند، فرزندان ایشان که مستحقّ آن تخت باشند و بر جای های ایشان بنشین ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"این همه آنرا کنند تا که چون ایشان را منادی حق درآید و تخت ملک را به درود کنند و بروند، فرزندان ایشان که مستحقّ آن تخت باشند و بر جای های ایشان بنشین ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. بعد الصّدر و الدّعاء، خان داند که بزرگان و ملوک روزگار که با یکدیگر دوستی به سر برند و راه مصلحت سپرند وفاق و ملاطفات را ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. بعد الصّدر و الدّعاء، خان داند که بزرگان و ملوک روزگار که با یکدیگر دوستی به سر برند و راه مصلحت سپرند وفاق و ملاطفات را ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. بعد الصّدر و الدّعاء، خان داند که بزرگان و ملوک روزگار که با یکدیگر دوستی به سر برند و راه مصلحت سپرند وفاق و ملاطفات را ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. بعد الصّدر و الدّعاء، خان داند که بزرگان و ملوک روزگار که با یکدیگر دوستی به سر برند و راه مصلحت سپرند وفاق و ملاطفات را ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. بعد الصّدر و الدّعاء، خان داند که بزرگان و ملوک روزگار که با یکدیگر دوستی به سر برند و راه مصلحت سپرند وفاق و ملاطفات را ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. بعد الصّدر و الدّعاء، خان داند که بزرگان و ملوک روزگار که با یکدیگر دوستی به سر برند و راه مصلحت سپرند وفاق و ملاطفات را ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. بعد الصّدر و الدّعاء، خان داند که بزرگان و ملوک روزگار که با یکدیگر دوستی به سر برند و راه مصلحت سپرند وفاق و ملاطفات را ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. بعد الصّدر و الدّعاء، خان داند که بزرگان و ملوک روزگار که با یکدیگر دوستی به سر برند و راه مصلحت سپرند وفاق و ملاطفات را ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. بعد الصّدر و الدّعاء، خان داند که بزرگان و ملوک روزگار که با یکدیگر دوستی به سر برند و راه مصلحت سپرند وفاق و ملاطفات را ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. بعد الصّدر و الدّعاء، خان داند که بزرگان و ملوک روزگار که با یکدیگر دوستی به سر برند و راه مصلحت سپرند وفاق و ملاطفات را ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و آن استاد سخن لیثی شاعر سخت نیکو گفته است درین معنی، و الابیات: کاروانی همی از ری به سوی دسکره شد آب پیش آمد و مردم همه بر قنطره شد گله دزدان از ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و آن استاد سخن لیثی شاعر سخت نیکو گفته است درین معنی، و الابیات: کاروانی همی از ری به سوی دسکره شد آب پیش آمد و مردم همه بر قنطره شد گله دزدان از ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و آن استاد سخن لیثی شاعر سخت نیکو گفته است درین معنی، و الابیات: کاروانی همی از ری به سوی دسکره شد آب پیش آمد و مردم همه بر قنطره شد گله دزدان از ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و آن استاد سخن لیثی شاعر سخت نیکو گفته است درین معنی، و الابیات: کاروانی همی از ری به سوی دسکره شد آب پیش آمد و مردم همه بر قنطره شد گله دزدان از ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و آن استاد سخن لیثی شاعر سخت نیکو گفته است درین معنی، و الابیات: کاروانی همی از ری به سوی دسکره شد آب پیش آمد و مردم همه بر قنطره شد گله دزدان از ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و آن استاد سخن لیثی شاعر سخت نیکو گفته است درین معنی، و الابیات: کاروانی همی از ری به سوی دسکره شد آب پیش آمد و مردم همه بر قنطره شد گله دزدان از ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و استادم هر چند در خرد و فضل آن بود که بود، از تهذیب های محمودی چنانکه باید، یگانه زمانه شد. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و استادم هر چند در خرد و فضل آن بود که بود، از تهذیب های محمودی چنانکه باید، یگانه زمانه شد. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و استادم هر چند در خرد و فضل آن بود که بود، از تهذیب های محمودی چنانکه باید، یگانه زمانه شد. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بو نصر جواب داد که هرچه خداوند اندیشیده است، همه فریضه است و عین صواب است. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"حاجب کدخدای خویش را نزدیک وی فرستاد و پیغام داد که مجمّزی رسیده است از هرات با نامه سلطانی، فرمانی داده است در باب امیر به خوبی و نیکویی" تاریخ بیه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"از دور مجمّزی پیدا شد از راه؛ امیر محمّد او را بدید و نیز نرفت تا پرسد که مجمّز به چه سبب آمده است، و کسی را از آن خویش نزد بگتگین حاجب فرستاد. مجمّ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و استادم دو نسخت کرد این دو نامه را، چنانکه او کردی، یکی به تازی سوی خلیفه و یکی به پارسی به قدر خان . " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و استادم دو نسخت کرد این دو نامه را، چنانکه او کردی، یکی به تازی سوی خلیفه و یکی به پارسی به قدر خان . " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و استادم دو نسخت کرد این دو نامه را، چنانکه او کردی، یکی به تازی سوی خلیفه و یکی به پارسی به قدر خان . " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"ما درین هفته حرکت خواهیم کرد بر جانب بلخ تا این زمستان آنجا باشیم و آنچه نهادنی است با خانان ترکستان نهاده آید و احوال آن جانب را مطالعت کنیم و خواج ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر جلال الدّوله محمّد چون این بشنید، بگریست و دانست که کار چیست؛ اگر خواست و اگر نخواست، او را تنها از قلعه فرود آوردند و غریو از خانگیان او برآمد ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"امیر محمّد، رضی الله عنه، چون روزی دو بر آمد، دلش به جای ها شد ؛ کوتوال را گفته بود که از حاجب باید پرسید تا سبب چه بود که کسی نزدیک من نمی آید؟ کوت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر برادر را دل قوی باید داشت و هیچ بدگمانی به خویشتن راه نباید داد که این زمستان به بلخ خواهیم بود و بهارگه چون به غزنین آییم تدبیر آوردن او برمدا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر برادر را دل قوی باید داشت و هیچ بدگمانی به خویشتن راه نباید داد که این زمستان به بلخ خواهیم بود و بهارگه چون به غزنین آییم تدبیر آوردن او برمدا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر را براندند و سواری سیصد و کوتوال قلعه کوهتیز با پیاده یی سیصد تمام سلاح با او، و نشاندند حرم ها را در عماری ها و حاشیت را بر استران و خران. " ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر را براندند و سواری سیصد و کوتوال قلعه کوهتیز با پیاده یی سیصد تمام سلاح با او، و نشاندند حرم ها را در عماری ها و حاشیت را بر استران و خران. " ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر را براندند و سواری سیصد و کوتوال قلعه کوهتیز با پیاده یی سیصد تمام سلاح با او، و نشاندند حرم ها را در عماری ها و حاشیت را بر استران و خران. " ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر محمّد، رضی الله عنه، چون روزی دو بر آمد، دلش به جای ها شد ؛ کوتوال را گفته بود که از حاجب باید پرسید تا سبب چه بود که کسی نزدیک من نمی آید؟ کوت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون روز ما آهنگ قلعه کردیم تا به خدمت رویم، کسان حاجب بگتگین گفتند که "امروز بازگردید که شغلی فریضه است به امیر، فرمانی رسیده است به خیر و نیکویی تا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و پس از آن به روزی چند مجمّزی رسید از هرات نزدیک حاجب بگتگین، نزدیک نماز شام؛ و با امیر، رضی الله عنه، بگفتند و بونصر طبیب را که از جمله ندما بود نز ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و گفت: بوبکر دبیر به سلامت رفت سوی گرمسیر تا از راه کرمان به عراق و مکّه رود. و دلم از جهت وی فارغ شد که به دست این بی حرمتان نیفتاد، خاصّه بوسهل زو ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر محمّد، رضی الله عنه، نیز لختی خرسندتر گشت و در شراب خوردن آمد و پیوسته می خورد. یک روز بر آن خضراءِ بلندتر شراب می خوردیم، و ما در پیش او نش ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و گفت: بوبکر دبیر به سلامت رفت سوی گرمسیر تا از راه کرمان به عراق و مکّه رود. و دلم از جهت وی فارغ شد که به دست این بی حرمتان نیفتاد، خاصّه بوسهل زو ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"و امیر محمّد، رضی الله عنه، نیز لختی خرسندتر گشت و در شراب خوردن آمد و پیوسته می خورد. یک روز بر آن خضراءِ بلندتر شراب می خوردیم، و ما در پیش او نش ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و هر روزی بر حکم عادت به خدمت رفتیمی من و یارانم مطربان و قوّالان و ندیمان پیر، و آنجا چیزی خوردیمی و نماز شام را بازگشتیمی. " تاریخ بیهقی، باقی ما ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و هر روزی بر حکم عادت به خدمت رفتیمی من و یارانم مطربان و قوّالان و ندیمان پیر، و آنجا چیزی خوردیمی و نماز شام را بازگشتیمی. " تاریخ بیهقی، باقی ما ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و حاجب بگتگین زیادت احتیاط پیش گرفت و لکن کسی را از ما از وی بازنداشت. و نیکوداشت ها هر روز به زیادت بود، چنانکه اگر به مثل شیر مرغ خواستی، در وقت ح ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و هر روزی بر حکم عادت به خدمت رفتیمی من و یارانم مطربان و قوّالان و ندیمان پیر، و آنجا چیزی خوردیمی و نماز شام را بازگشتیمی. " تاریخ بیهقی، باقی ما ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"من و ماننده من که خدمتگاران امیر محمّد بودیم، ماهی یی را مانستیم از آب بیفتاده و در خشکی مانده و غارت شده و بینوا گشته و دل نمی داد که از پای قلعه ک ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و نماز دیگر این قوم نزدیک امیر محمّد رسیدند، و چون ایشان را به جمله نزدیک خویش دید، خدای را، عزّوجلّ، سپاس داری کرد و حدیث سوزیان فراموش کرد. " تار ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چنانکه زالان نشابور گویند: مادر مرده و ده درم وام " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"خطیب گفت: قریب سی سال بود تا ایشان در دست دیلمان اسیر بودند و رسوم اسلام مدروس بود که کار مُلک از چون فخرالدّوله و صاحب اسماعیل عباد به زنی و پسری ع ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"خطیب گفت: قریب سی سال بود تا ایشان در دست دیلمان اسیر بودند و رسوم اسلام مدروس بود که کار مُلک از چون فخرالدّوله و صاحب اسماعیل عباد به زنی و پسری ع ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" خطیب گفت: قریب سی سال بود تا ایشان در دست دیلمان اسیر بودند و رسوم اسلام مدروس بود که کار مُلک از چون فخرالدّوله و صاحب اسماعیل عباد به زنی و پسری ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر سهو آن بود که ترکمانان را که مُسته خراسان بخورده بودند و سلطان ماضی ایشان را به شمشیر به بلخان کوه انداخته بود استمالت کردند و بخواندند تا زی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"این ترکمانان به خدمت سلطان آمده بودند و وی خمار تاش حاجب را سپاه سالار ایشان کرد. درین وقت به هرات رایش چنان افتاد که لشکر به مکران فرستد با سالاری ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر سهو آن بود که ترکمانان را که مُسته خراسان بخورده بودند و سلطان ماضی ایشان را به شمشیر به بلخان کوه انداخته بود استمالت کردند و بخواندند تا زی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"این ترکمانان به خدمت سلطان آمده بودند و وی خمار تاش حاجب را سپاه سالار ایشان کرد. درین وقت به هرات رایش چنان افتاد که لشکر به مکران فرستد با سالاری ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و نیز شنودم که طغرل حاجبش را بر وی در نهان مشرف کرده بودند تا انفاس یوسف می شمرد و هر چه رود بازمی نماید و آن ناجوانمرد این ضمان بکرد که او را چون ف ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و نیز شنودم که طغرل حاجبش را بر وی در نهان مشرف کرده بودند تا انفاس یوسف می شمرد و هر چه رود بازمی نماید و آن ناجوانمرد این ضمان بکرد که او را چون ف ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و نیز شنودم که طغرل حاجبش را بر وی در نهان مشرف کرده بودند تا انفاس یوسف می شمرد و هر چه رود بازمی نماید و آن ناجوانمرد این ضمان بکرد که او را چون ف ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"وی از هرات برفت با غلامان خویش و هفت و هشت سرهنگِ سلطانی با سواری پانصد سوی بست و زاولستان و قصدار. و شنودم به درست که این سرهنگان را پوشیده سلطان م ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"وی از هرات برفت با غلامان خویش و هفت و هشت سرهنگِ سلطانی با سواری پانصد سوی بست و زاولستان و قصدار. و شنودم به درست که این سرهنگان را پوشیده سلطان م ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"وی از هرات برفت با غلامان خویش و هفت و هشت سرهنگِ سلطانی با سواری پانصد سوی بست و زاولستان و قصدار. و شنودم به درست که این سرهنگان را پوشیده سلطان م ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"وی از هرات برفت با غلامان خویش و هفت و هشت سرهنگِ سلطانی با سواری پانصد سوی بست و زاولستان و قصدار. و شنودم به درست که این سرهنگان را پوشیده سلطان م ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و ایشان بیامدند، قزل و بوقه و کوکتاش و دیگر مقدّمان، و خدمتی چند سره بکردند و آخر بیازردند و به سر عادت خویش که غارت بود باز شدند، چنانکه بازنمایم" ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و ایشان بیامدند، قزل و بوقه و کوکتاش و دیگر مقدّمان، و خدمتی چند سره بکردند و آخر بیازردند و به سر عادت خویش که غارت بود باز شدند، چنانکه بازنمایم" ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر سهو آن بود که ترکمانان را که مُسته خراسان بخورده بودند و سلطان ماضی ایشان را به شمشیر به بلخان کوه انداخته بود استمالت کردند و بخواندند تا زی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر سهو آن بود که ترکمانان را که مُسته خراسان بخورده بودند و سلطان ماضی ایشان را به شمشیر به بلخان کوه انداخته بود استمالت کردند و بخواندند تا زی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر سهو آن بود که ترکمانان را که مُسته خراسان بخورده بودند و سلطان ماضی ایشان را به شمشیر به بلخان کوه انداخته بود استمالت کردند و بخواندند تا زی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر سهو آن بود که ترکمانان را که مُسته خراسان بخورده بودند و سلطان ماضی ایشان را به شمشیر به بلخان کوه انداخته بود استمالت کردند و بخواندند تا زی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و ناصحان وی باز [نه ] نموده بودند که غور و غایت این حدیث بزرگ است و علی تگین بدین یک ناحیت بازنایستد، و وی را آرزوهای دیگر خیزد، چنانکه ناداده آمد ی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر سهو آن بود که ترکمانان را که مُسته خراسان بخورده بودند و سلطان ماضی ایشان را به شمشیر به بلخان کوه انداخته بود استمالت کردند و بخواندند تا زی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"رسولی نامزد کرد تا نزدیک علی تگین رود، مردی سخت جلد که وی را بو القاسم رحّال گفتندی" تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"اعتماد ما بر تو ده چندان است که پدر ما را بوده است، به کار مشغول باید بود و همان نصیحت ها که پدرم را کرده ای می باید کرد که همه شنوده آید که ما را ر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"به دیوان باید رفت که مهمّات ملک بسیار است و می باید که چون تو ده تن استی و نیست و جز تو را نداریم، کی راست آید که به دیوان ننشینی؟" تاریخ بیهقی، با ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بنده را آن خوش تر آید که امروز بر راه وی رفته آید و گذاشته نیاید که هیچکس را تمکین آن باشد که خداوند را گوید که "فلان کار بد کرد، بهتر از آن می با ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"البتّه همداستان نباشم و کس را زهره نیست که درین ابواب با من سخن گوید، چه محلّ هر کس پیداست " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و رای بر آن قرار می گیرد که بدین زودی سوی غزنین نرویم و از اینجا سوی بلخ کشیم و خوارزمشاه را که اینجاست و همیشه از وی راستی دیده ایم و در این روزگار ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"گفت: به از این می خواهم، بی حشمت نصیحت باید کرد و عیب این کارها باز نمود. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و رأی بر آن قرار می گیرد که بدین زودی سوی غزنین نرویم و از اینجا سوی بلخ کشیم و خوارزمشاه را که اینجاست و همیشه از وی راستی دیده ایم و در این روزگار ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بوسهل زوزنی کمانِ قصد و عصبیّت به زه کرد" تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"وزیر بو سهل زوزنی با وزیر حسنکِ معزول سخت بد بود که در روزگار وزارت بر وی استخفاف ها کردی، تا خشم سلطان را بر وی دائمی می داشت و به بلخ رسانید بدو آ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"اکنون به عاجل الحال بوسهل فرمود تا وزیر حسنک را به علیِ رایض سپردند که چاکر بوسهل بود، تا او را به خانه خویش برد و بدو هر چیزی رسانید از انواع استخف ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و کار وزیر حسنک آشفته گشت که به روزگار جوانی ناکردنی ها کرده بود و زبان نگاه ناداشته و این سلطان بزرگ محتشم را خیر خیر بیازرده. " تاریخ بیهقی، باقی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و کار وزیر حسنک آشفته گشت که به روزگار جوانی ناکردنی ها کرده بود و زبان نگاه ناداشته و این سلطان بزرگ محتشم را خیر خیر بیازرده. " تاریخ بیهقی، باقی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و کار وزیر حسنک آشفته گشت که به روزگار جوانی ناکردنی ها کرده بود و زبان نگاه ناداشته و این سلطان بزرگ محتشم را خیر خیر بیازرده. " تاریخ بیهقی، باقی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر عضد الدّوله یوسف گفت: سخت صواب آمد و فرمان خداوند راست، به هر چه فرماید. سلطان مسعود او را بنواخت و خلعتی گرانمایه داد" تاریخ بیهقی، باقی ماند ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"امیر عضد الدّوله یوسف گفت: سخت صواب آمد و فرمان خداوند راست، به هر چه فرماید. سلطان مسعود او را بنواخت و خلعتی گرانمایه داد" تاریخ بیهقی، باقی ماند ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و پدریان را نیک از آن درد می آمد و می ژکیدند و آخر بیفگندندش" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"مشتی غوغا و مفسدان که جمع آمده بودند، مغرورِ آل بویه را گفتند: عامه را خطری نباشد، قصد باید کرد که ما تا دو سه روز ری را به دستِ تو دهیم. " تاریخ ب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چه دانند که آن ثغر جز به حشمت وی مضبوط نباشد" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"تدبیر آن سازند و لطایف الحیل به کار آرند تا من زودتر بازگردم که آثار خیر و روشنایی نمی بینم. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چه دانند که آن ثغر جز به حشمت وی مضبوط نباشد" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"از مسعدی شنودم وکیل در، که خوارزمشاه سخت نومید گشت و به دست و پای بمرد اما تجلّدی تمام نمود تا به جای نیارند که وی از جای بشده است. " تاریخ بیهقی، ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"هر کسی که رسید او را چنان خدمت کردند که پادشاهان را کنند که دل ها و چشم ها به حشمت این مرد آگنده بود" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چنین کنم و علی مرا به کار است شغل های بزرگ را، و این مالشی و دندانی بود که بدو نموده آمد. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چرا به خوارزمشاه ننگریست و اقتدا بدو نکرد؟" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و سلطان بر تخت بود اندر آن رواق که پیوسته است بدان خانه ی بهاری"

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"وی هر کسی را لطف می کرد و زهرخنده می زد" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"وی هر کسی را لطف می کرد و زهرخنده می زد" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"سی غلام اندر آمدند و او را بگرفتند و قبا و کلاه و موزه از وی جدا کردند" تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم "و معتمدان می فرستادند پذیره ی وی دمادم با هر یکی نولطفی و نوعی از نواخت و دل گرمی" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"سلطان طاهر دبیر را گفت حاجب را بگوی که لشکر را بیستگانی تا کدام وقت داده است و کدام کس ساخته تر باشد؟ که فوجی را به مکران خواهم فرستاد" تاریخ بیهقی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"سلطان طاهر دبیر را گفت حاجب را بگوی که لشکر را بیستگانی تا کدام وقت داده است و کدام کس ساخته تر باشد؟ که فوجی را به مکران خواهم فرستاد" تاریخ بیهقی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و فریفته شد به خلعتی و ساخت زر که یافت" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"سلطان اجابت کرد و شراب خواست و بیاوردند و مطربان زخمه گرفتند و نشاط بالا گرفت و شراب دادن گرفتند، چنانکه همگان خرّم باز گشتند مگر سپاه سالار که هرگز ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"دویست هزار درم و اسبی با ستام زر و پنجاه پاره جامه ی نابریده ی مرتفع، و از عود و مشک و کافور چند خریطه؛" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"دویست هزار درم و اسبی با ستام زر و پنجاه پاره جامه ی نابریده ی مرتفع، و از عود و مشک و کافور چند خریطه؛" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

"دویست هزار درم و اسبی با ستام زر و پنجاه پاره جامه ی نابریده ی مرتفع، و از عود و مشک و کافور چند خریطه؛" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"و هفت دواج بیرون گرفتند؛ یکی از آن سیاه و دیگر دبیقی های بغدادی به غایت نادر ملکانه. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و هفت دواج بیرون گرفتند؛ یکی از آن سیاه و دیگر دبیقی های بغدادی به غایت نادر ملکانه. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و هفت دواج بیرون گرفتند؛ یکی از آن سیاه و دیگر دبیقی های بغدادی به غایت نادر ملکانه. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بر اثر رسول استران موکبی می آوردند با صندوق های خلعت خلافت و ده اسب از آن دو با ساخت زر و نعل زر و هشت به جل و برقع زربفت. " تاریخ بیهقی، مجلّد پ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بر اثر رسول استران موکبی می آوردند با صندوق های خلعت خلافت و ده اسب از آن دو با ساخت زر و نعل زر و هشت به جل و برقع زربفت. " تاریخ بیهقی، مجلّد پ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"و بر اثر رسول استران موکبی می آوردند با صندوق های خلعت خلافت و ده اسب از آن دو با ساخت زر و نعل زر و هشت به جل و برقع زربفت. " تاریخ بیهقی، مجلّد پ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"کاری ساختند که کسی به هیچ روزگار بر آن جمله یاد نداشت، چنانکه از دروازه های شهر تا بازار خوازه بر خوازه و قبّه بر قبّه بود تا شارستانِ مسجدِ آدینه ک ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"ایشان چون شنیدند که امیر نزدیک نشابور رسید، خواستند که خوازه ها زنند و بسیار شادی کنند. " "کاری ساختند که کسی به هیچ روزگار بر آن جمله یاد نداشت، چ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بقیتی از هزیمتیان که هر جایی پنهان شده بودند، چون شب آمد، بگریختند. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بویهی اسب تازی داشت خیاره، با چند تن که نیک اسبه بودند، بجستند" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بویهی اسب تازی داشت خیاره، با چند تن که نیک اسبه بودند، بجستند" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"ایشان را هزیمت کردند هزیمتی هول" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"ایشان را هزیمت کردند هزیمتی هول" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و بویهی اسب تازی داشت خیاره، با چند تن که نیک اسبه بودند، بجستند" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"حسن فرمود تا علامتِ بزرگ را پیشتر بردند و با سوارانِ پخته ی گزیده حمله افگند به فیروزی" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"حسن فرمود تا علامتِ بزرگ را پیشتر بردند و با سوارانِ پخته ی گزیده حمله افگند به فیروزی" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"حسن فرمود تا علامتِ بزرگ را پیشتر بردند و با سوارانِ پخته ی گزیده حمله افگند به فیروزی" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این بدان می گوییم تا خونی ریخته نگردد و بغی را سویِ تو افگندیم. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"جمله کشاورزان و وکلا و بزرگان توانگر را و هر که را بازمی خواندند، بگرفتند و مالی عظیم از ایشان بستدند و عزیزانِ قوم ذلیل گشتند" تاریخ بیهقی، مجلّد ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"جمله کشاورزان و وکلا و بزرگان توانگر را و هر که را بازمی خواندند، بگرفتند و مالی عظیم از ایشان بستدند و عزیزانِ قوم ذلیل گشتند" تاریخ بیهقی، مجلّد ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"جمله کشاورزان و وکلا و بزرگان توانگر را و هر که را بازمی خواندند، بگرفتند و مالی عظیم از ایشان بستدند و عزیزانِ قوم ذلیل گشتند" تاریخ بیهقی، مجلّد ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"که املاکِ ایشان موقوف مانده است و اوقافِ اجداد و آباء ایشان هم از پرگار افتاده و طرق و سبلِ آن بگردیده. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنگه اشارت کرد به قاضی مختارِ بوسعد که اوقاف را که از آنِ میکائیلیان است به جمله از دستِ متغلّبان بیرون کند و به معتمدی سپارد" تاریخ بیهقی، مجلّد پن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و آن اوقاف زنده گردد و ارتفاعِ آن به طرق و سبل رسد. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"که املاکِ ایشان موقوف مانده است و اوقافِ اجداد و آباء ایشان هم از پرگار افتاده و طرق و سبلِ آن بگردیده. " "و آن اوقاف زنده گردد و ارتفاعِ آن به طرق ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"آنگه اشارت کرد به قاضی مختارِ بوسعد که اوقاف را که از آنِ میکائیلیان است به جمله از دستِ متغلّبان بیرون کند و به معتمدی سپارد" تاریخ بیهقی، مجلّد پ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

که املاکِ ایشان موقوف مانده است و اوقافِ اجداد و آباء ایشان هم از پرگار افتاده و طرق و سبلِ آن بگردیده. " "و آن اوقاف زنده گردد و ارتفاعِ آن به طرق ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

که املاکِ ایشان موقوف مانده است و اوقافِ اجداد و آباء ایشان هم از پرگار افتاده و طرق و سبلِ آن بگردیده. " "و آن اوقاف زنده گردد و ارتفاعِ آن به طرق ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

که املاکِ ایشان موقوف مانده است و اوقافِ اجداد و آباء ایشان هم از پرگار افتاده و طرق و سبلِ آن بگردیده. " "و آن اوقاف زنده گردد و ارتفاعِ آن به طرق ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

که املاکِ ایشان موقوف مانده است و اوقافِ اجداد و آباء ایشان هم از پرگار افتاده و طرق و سبلِ آن بگردیده. " "و آن اوقاف زنده گردد و ارتفاعِ آن به طرق ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"مجلسِ مظالم و درِ سرای گشاده است، هر کسی را که مظلمتی است، بباید آمد و بی حشمت سخنِ خویش گفت تا انصافِ تمام داده آید. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آنگاه اگر پس از این کسی بر راه تهوّر و تعدی رود، سزای خویش ببیند. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آنگاه اگر پس از این کسی بر راه تهوّر و تعدی رود، سزای خویش ببیند. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"مجلسِ مظالم و درِ سرای گشاده است، هر کسی را که مظلمتی است، بباید آمد و بی حشمت سخنِ خویش گفت تا انصافِ تمام داده آید. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"مجلسِ مظالم و درِ سرای گشاده است، هر کسی را که مظلمتی است، بباید آمد و بی حشمت سخنِ خویش گفت تا انصافِ تمام داده آید. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"مجلسِ مظالم و درِ سرای گشاده است، هر کسی را که مظلمتی است، بباید آمد و بی حشمت سخنِ خویش گفت تا انصافِ تمام داده آید. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"مجلسِ مظالم و درِ سرای گشاده است، هر کسی را که مظلمتی است، بباید آمد و بی حشمت سخنِ خویش گفت تا انصافِ تمام داده آید. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"و قاعده ی کارها به نشابور در مرافعات و جز آن همه به رسم قدیم بازبرند" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"و اکنون می فرماییم به عاجل الحال تا رسم هایِ حسنکیِ نو را باطل کنند" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و اکنون می فرماییم به عاجل الحال تا رسم هایِ حسنکیِ نو را باطل کنند" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و خداوندِ تو را و هر کس که بی فرمانِ سلطان ما اینجا آید، زوبین آبداده و شمشیر است. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

"و خداوندِ تو را و هر کس که بی فرمانِ سلطان ما اینجا آید، زوبین آبداده و شمشیر است. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"مشتی غوغا و مفسدان که جمع آمده بودند، مغرورِ آل بویه را گفتند: عامه را خطری نباشد، قصد باید کرد که ما تا دو سه روز ری را به دستِ تو دهیم. " تاریخ ب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"حسنِ سلیمان گفت: این مشتی اوباش اند که پیش آمدند از هر جایی فراز آمده، به یک ساعت از ایشان گورستانی توان کرد. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"از بهر بزرگ زادگیِ تو که دست تنگ شده ای و بر ما اقتراحی کنی، تو را حقّی گزاریم"

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بازگرد که تو سلطان و راعی ما نیستی. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"جنگی قوی به پای شد و چند بار آن مخاذیل نیرو کردند در حمله اما هیچ طرفی نیافتند که صفِّ حسن سخت استوار بود. چون روز گرم تر شد و مخاذیل را تشنگی دریاف ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"وقت نماز دیگر حسن منادی فرمود که دست از کشتن و گرفتن بکشید که بیگاه شد. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"جنگی قوی به پای شد و چند بار آن مخاذیل نیرو کردند در حمله اما هیچ طرفی نیافتند که صفِّ حسن سخت استوار بود. چون روز گرم تر شد و مخاذیل را تشنگی دریاف ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و همه لشکر بر نشستند و پیش شدند با کوکبه ی بزرگ و تکلف بی اندازه، سپاه سالار در پیش، کوکبه ی دیگر قضاة و سادات و علما و فقها و کوکبه ی دیگر اعیان در ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون از نان خوردن فارغ شدند، نزل ها بیاوردند از حدّ و اندازه گذشته و بیست هزار درم سیمِ گرمابه" "بسیار خوردنی و نزل فرستادند و چیزی بخوردند و به گرم ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون تحیّت امیر بر آمد، امیر بر پای خاست و بساط تخت را ببوسید و پس بنشست. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون از نان خوردن فارغ شدند، نزل ها بیاوردند از حدّ و اندازه گذشته و بیست هزار درم سیمِ گرمابه" "بسیار خوردنی و نزل فرستادند و چیزی بخوردند و به گرم ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر از تخت به زیر آمد و مصلّی باز افگندند که یعقوب لیث بر این جمله کرده بود. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و نعوت سلطانی این بود که نبشتم: ناصر دین الله، حافظ عباد الله، المنتقم من اعداء الله، ظهیر خلیفة الله امیرالمؤمنین. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و چون این رسول بازگشت، سلطان مسعود قوی دل شد، کار ها از لونی دیگر پیش گرفت. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و نعوت سلطانی این بود که نبشتم: ناصر دین الله، حافظ عباد الله، المنتقم من اعداء الله، ظهیر خلیفة الله امیرالمؤمنین. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و قضاة و فقها و علما در آمدند و فصل ها گفتند در تهنیت و تعزیت و امیر، رضی الله عنه، را بستودند. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"رسول برفت سلخ شعبان. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"سرهنگان تفاریق و خیلتاشان را بر آن خوان[ها] بنشاندند" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و قضاة و فقها و علما در آمدند و فصل ها گفتند در تهنیت و تعزیت و امیر، رضی الله عنه، را بستودند. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

"و نخست جنیبتانِ بسیار با سلاحِ تمام و برگستوان و غلامانِ ساخته با علامتها و مطردها و خیلِ خاصّه ی او بسیار سوار و پیاده" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و نخست جنیبتانِ بسیار با سلاحِ تمام و برگستوان و غلامانِ ساخته با علامت ها و مطردها و خیلِ خاصّه ی او بسیار سوار و پیاده" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر مسعود به روستای بیهق رسید در ضمانِ سلامت و نصرت و غازی سپاه سالارِ خراسان به خدمتِ استقبال رفت با بسیار لشکر و زینتی و اهبتی تمام بساخت. " ت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و نخست جنیبتانِ بسیار با سلاحِ تمام و برگستوان و غلامانِ ساخته با علامتها و مطردها و خیلِ خاصّه ی او بسیار سوار و پیاده" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر مسعود به روستای بیهق رسید در ضمانِ سلامت و نصرت و غازی سپاه سالارِ خراسان به خدمتِ استقبال رفت با بسیار لشکر و زینتی و اهبتی تمام بساخت. " ت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر مسعود به روستای بیهق رسید در ضمانِ سلامت و نصرت و غازی سپاه سالارِ خراسان به خدمتِ استقبال رفت با بسیار لشکر و زینتی و اهبتی تمام بساخت. " ت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"این اعداد است و رسمی، بر اثر نیکویی ها بینی. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و به حاجب بزرگ، علی نامه نبشتند با نواخت بسیار و سلطان توقیع کرد و به خطّ خویش فصلی نبشت". تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"از عبد الملک مستوفی به بست شنیدم هم در سنه خمسین و اربعمائه - و این آزاد - مرد مردی دبیر است و مقبول القول و به کار آمده و در استیفا آیتی - گفت: بدا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"از عبد الملک مستوفی به بست شنیدم هم در سنه خمسین و اربعمائه - و این آزاد - مرد مردی دبیر است و مقبول القول و به کار آمده و در استیفا آیتی - گفت: بدا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"گفت: بدان وقت که امیر سبکتگین، رضی اللّه عنه، بست بگرفت و بایتوزیان برافتادند، زعیمی بود به ناحیت جالقان ، وی را احمد بوعمر گفتندی، مردی پیر و سدید ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"گفت: بدان وقت که امیر سبکتگین، رضی اللّه عنه، بست بگرفت و بایتوزیان برافتادند، زعیمی بود به ناحیت جالقان ، وی را احمد بوعمر گفتندی، مردی پیر و سدید ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

"که چنان خواندم در اخبار موسی، علیه السّلام، که بدان وقت که شبانی می کرد یک شب گوسپندان را سوی حظیره می راند، وقت نماز بود و شبی تاریک و باران به نیر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"یک روز برنشستم نزدیکِ نمازِ دیگر و به صحرا بیرون رفتم به بلخ و همان یک اسب داشتم و سخت تیزتگ و دونده بود، چنانکه هر صید که پیش آمدی، بازنرفتی . " ت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"یک روز برنشستم نزدیکِ نمازِ دیگر و به صحرا بیرون رفتم به بلخ و همان یک اسب داشتم و سخت تیزتگ و دونده بود، چنانکه هر صید که پیش آمدی، بازنرفتی . " ت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"آهویی دیدم ماده و بچه با وی. اسب را برانگیختم و نیک نیرو کردم و بچه از مادر جدا ماند و غمی شد. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون لختی براندم، آوازی به گوش من آمد. باز نگریستم، مادر بچه بود که بر اثرِ من می آمد و غریوی و خواهشکی می کرد. اسب برگردانیدم به طمعِ آنکه مگر وی را ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون لختی براندم، آوازی به گوش من آمد. باز نگریستم، مادر بچه بود که بر اثرِ من می آمد و غریوی و خواهشکی می کرد. اسب برگردانیدم به طمعِ آنکه مگر وی را ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"این بیچارگک می آمد و می نالید تا نزدیک شهر رسیدم، آن مادرش همچنان نالان نالان می آمد دلم بسوخت و با خود گفتم: ازین آهو بره چه خواهد آمد؟ برین مادر م ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و من به خانه رسیدم، شب تاریک شده بود و اسبم بی جو بمانده، سخت تنگ دل شدم و چون غمناک در وثاق بخفتم. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"به خواب دیدم پیرمردی را سخت فره مند که نزدیک من آمد و مرا می گفت: �یا سبکتگین، بدانکه آن بخشایش که بر آن آهوی ماده کردی و آن بچگک بدو بازدادی. . . " ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"و حاجبِ بزرگ، عبداللهِ طاهر بیش از همه او را تبجیل کرد" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

"چون اعیان و ارکان و محتشمان و حجاب آمدن گرفتند، هم بر آن جمله هر کس به اندازه ی خویش او را گرم پرسیدی و توقیر و احترام واجب می داشتند. " تاریخ بیهق ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"عبدالله بفرمود تا در نخست سرایِ خلافت در صفّه شادروانی نصب کنند و چند تا محفوری بیفگنند و مقرّر کرد که فضلِ ربیع را در آن صفّه بنشانند پیش از بار، . ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"عبدالله بفرمود تا در نخست سرایِ خلافت در صفّه شادروانی نصب کنند و چند تا محفوری بیفگنند و مقرّر کرد که فضلِ ربیع را در آن صفّه بنشانند پیش از بار، . ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"عبدالله بفرمود تا در نخست سرایِ خلافت در صفّه شادروانی نصب کنند و چند تا محفوری بیفگنند و مقرّر کرد که فضلِ ربیع را در آن صفّه بنشانند پیش از بار، . ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و او را اعلام داد تا پگاه تر در غلس بیامد و در آن صفه زیر شادروان بنشست. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"گفت: "فرمان بردارم به هر چه فرمان است و آنچه صلاحِ من در آن است و تو بینی و مثال دهی که عبداللّهی از آن زاستر نشوم. " عبدالله بفرمود تا در نخست سرای ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"که به خدای عزّوجلّ سوگند خورم که تا مرا زندگانی است عنان با عنان خلفا ننهاده ام، اینک با عنان تو نهادم مکافاتِ این مَکرُمَت را که به راستایِ من کردی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"که به خدای عزّوجلّ سوگند خورم که تا مرا زندگانی است عنان با عنان خلفا ننهاده ام، اینک با عنان تو نهادم مکافاتِ این مکرمت را که به راستایِ من کردی. " ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چون بار بگسست و هر کس به جای خویش بازگشتند عبداللهِ طاهر، حاجبِ بزرگ، وزیر را با خود یار گرفت در بابِ فضلِ ربیع عنایت کردند تا حضرتِ خلافت بر وی به ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

"و خردمندان دانند که غورِ این حکایت چیست و هر دو تمام شد و پس به سرِ تاریخ باز شدم. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

"و اما نویسندگان را چه گناه توان نهاد؟ که ماموران بودند و مامور را از فرمان برداری چه چاره است، خاصّه پادشاه؛ و اگر ما دبیری را فرماییم که چیزی نویس، ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤

"و اما نویسندگان را چه گناه توان نهاد؟ که ماموران بودند و مامور را از فرمان برداری چه چاره است، خاصّه پادشاه؛ و اگر ما دبیری را فرماییم که چیزی نویس، ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و واجب است این ملطّفه ها را نگاه داشتن تا مردمان آن را بخوانند و بدانند که پدر چه می سگالید و خدای، عزّوجلّ، چه خواست و نیز دل و اعتقادِ نویسندگان ب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دل در فرع بستن و اصل را به جای ماندن مُحال است" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"به سرای سپنج مهمان را دل نهادن همیشگی نه رواست" دیوان رودکی سمرقندی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"باید که اعیان و رعایا از تو خشنود باشند و شکر کنند؛ و نصیبِ تو از نواخت و نهمت و جاه و منزلت سخت تمام باشد از حسن رای ما. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر روز چون بار بگسست_و اعیان ری به جمله آمده بودند به خدمت با این مقدّمان و افزون بر ده هزار زن و مرد به نظاره ایستاده_اعیان را به نیم ترک بنشان ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر شهاب الدوله مسعود دیگر روز، الخمیس لثلث عشر لیلة مضین من رجب سنة احدىٰ و عشرین و اربعمائة از شهر ری حرکت کرد به طالع سعد و فرخی با اهبتی و عد ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

". . . گفتند: زندگانی خداوند دراز باد، تا از بلا و ستمِ دیلمان رسته ایم و نام این دولت بزرگ که همیشه باد، بر ما نشسته است، در خوابِ امن غنوده ایم. . ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

". . . خطیب گفت: قریب سی سال بود تا ایشان در دست دیلمان اسیر بودند و رسوم اسلام مدروس بود که کار مُلک از چون فخرالدّوله و صاحب اسماعیل عباد به زنی و ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

به نام نیک تو خواجه فریفته نشوم که نام نیک تو دام است و زرق مر نان را رودکی، قصاید و قطعات، شماره ی ۳

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

به یک گردش به شاهنشاهی آرد دهد دیهیم و تاج و گوشوارا رودکی، قصاید و قطعات، شماره ی ۲

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چو عارض برفروزی می بسوزد چو من پروانه بر گردت هزارا رودکی، قصاید و قطعات، شماره ۲

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

". . . و کار امیرمحمد به کجا رسید آنگاه که وی را از قلعتِ تگیناباد به قلعتِ مندیش برد بگتگین حاجب و به کوتوال سپرد و بازگشت. " تاریخ بیهقی، مجلد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست سهی قدان سیه چشم ماه سیما را غزلیات حافظ، غزل شماره ی ۴

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکر فروش که عمرش دراز باد چرا تفقدی نکند طوطی شکرخا را غزلیات حافظ، غزل شماره ی ۴

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"بازگشت و لشکر را که با وی بود به لشکرگاه فرستاد و کوتوالِ قلعت را بخواند و گفت که: " احتیاط از لونی دیگر باید کرد، اکنون که لشکر برود و بی مثالِ من ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

"و سرهنگ بوعلیِ کوتوال گفته بود تا نامه ها نبشتند به اطراف ولایات بدین خبر" تاریخ بیهقی، مجلد پنجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�. . . او را گفت از چه می نالی؟ گفت: مردی درویشم و بُنی خرما دارم، یک پیل را نزدیکِ خرمابنانِ من می دارند، پیلبان همه خرمایِ من رایگان می ببرد، الله ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر آنچه می گذرد دل منه که دجله بسی پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد گلستان سعدی، باب هشتم در آداب صحبت، حکمت ۱۰۷

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

سفله طبع مار دارد بی خلاف جهد کن تا روی سفله ننگری رودکی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرشته خوی شود آدمی به کم خوردن و گر خورد چو بهایم بیوفتد چو جماد گلستان–باب هفتم–حکایت ۱۹

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دروغین مثلا: Pseudo Sebeos ( سبئوس دروغین )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

البته نباید فراموش کنیم که پیکار زاب دیگری هم در تاریخ رخ داده است و آن در روز ۱۲ دسامبر ۶۲۷ میلادی در نزدیکی خرابه های شهر باستانی نینوا میان سپاهیا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

But they were killed on the spot. اما آنها همانجا کشته شدند.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

به طور کلی تو زمینه های کشورداری و سیاسی میشه "امور" مثلا در مثال زیر میشه "امور داخلی" Khosrow II launched an offensive against Constantinople, ost ...