"چون رسولان بدان مغروران رسیدند و پیغام ها بگزاردند، بسیار اشتلم کردند و گفتند: امیر در بزرگ غلط است که پنداشته است که ناحیت و مردم این [جا] بر آن جمله است که دید و بر آن بگذشت. بباید آمد که اینجا شمشیر و حربه و سنگ است. "
تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
1 - گرفتن چیزی به زور. 2 - لاف زدن . 3 - تندی ، خشونت . 4 - ظلم ، زور.
کُردی خرکی به کعبه گم کرد
در کعبه دوید و اشتلم کرد
نظامی، لیلی و مجنون
چون بدریا راه شد از جام خُم
خُمّ با جیحون برآرد اُشتلم
دفتر ششم مولانا
اشتلم osh to lom
در گویش شهربابکی یعنی اعتراض و داد وبیداد شخص بدلیل نپذیرفن چیزی هست
لاف زدن