"و درین راه خواجه بوسهلِ حمدوی می نشست به نیم ترک ِ دیوان و در معاملات سخن می گفت که از همگان او بهتر دانست و نیز حشمتِ وزارت گرفته بود و امیر [وی را] به چشمی نیکو می نگریست. "
تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم
"و دیگر روز چون بار بگسست_و اعیان ری به جمله آمده بودند به خدمت با این مقدّمان و افزون بر ده هزار زن و مرد به نظاره ایستاده_اعیان را به نیم ترک بنشاندند"
تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم