مدینه السلام

لغت نامه دهخدا

( مدینةالسلام ) مدینةالسلام.[ م َ ن َ تُس ْ س َ ] ( اِخ ) نام دیگر بغداد است. لقبی است که منصور خلیفه به بغداد داده است بدان مناسبت که دجله را وادی السلام می گفته اند. ( ترجمه تقویم البلدان ص 330 ). رجوع به الوزراء والکتاب ص 68 و تاریخ جهانگشای ج 2 ص 180 و نزهةالقلوب ج 3 ص 33 و نقود ص 47 و بغداد و مدینةالمنصور در این لغتنامه شود : و مکاتیب پیوسته تا بشتابیم و به مدینةالسلام رویم. ( تاریخ بیهقی ص 73 ).
ور به مدینةالسلام آوری از عراق رخ
دجله در آتشین عرق خون شود از مبتری.
خاقانی.

فرهنگ فارسی

نام دیگر بغداد است

پیشنهاد کاربران

"و امیر المؤمنین اعزازها ارزانی می داشت و مکاتبت پیوسته تا بشتابیم و به مدینة السّلام رویم و غضاضتی که جاه خلافت را می باشد از گروهی اذناب ، آن را دریابیم و آن غضاضت را دور کنیم. و عزیمت ما بر آن قرار گرفته بود که هر ایینه و ناچار فرمان عالی را نگاه داشته آید و سعادت دیدار امیر المؤمنین خویشتن را حاصل کرده شود، خبر رسید که پدر ما به جوار رحمت خدای پیوست. "
...
[مشاهده متن کامل]

تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم