لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
قسمنامه ورقه ای که نویسند و مضمون آن در ایران باستان در محاکمه های مبهم و پیچیده دو طرف دعوا را مورد آزمایش قرار میدادند و هر کس در آزمایش قرار میدادند و هر کس در آزمایش موفق میشد او را محق مدانستند
فرهنگ عمید
۲. شعری که در آن شاعر قسم را بیاورد.
مترادف ها
شهادت نامه، استشهاد، گواهی نامه، سوگندنامه
پیمان، سوگندنامه، عهد، سوگند، یمین، میثاق
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
"وی دویت و کاغذ پیش من بنهاد و خود از خرگاه بیرون رفت. امیر نسخت عهد و سوگندنامه که خود نبشته بود به خطّ خود به من انداخت ، و چنان نبشتی که از آن نیکوتر نبودی، چنانکه دبیران استاد در انشاء آن عاجز آمدندی"
تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
پیمان نوشت، پیمان نامه
تراژدی