پَی غم بر : پَی به معنای پایه، اساس، بنیاد یا اصل و ریشه و غم در پشت پرده ی ظاهر حروفی خود در ردیف حروف الفبای فارسی حامل تصویر عددی ۲۲ ۲۸ میباشد با جمع رقمی ۱۴ با تلفظ چهار وَ یک یا یک وَ چهار مساوی با ۵ و با جمع عددی مساوی با ۵۰ برابر با دو تا ۲۵ و هرکدام با تلفظ پنج تا دو یا دو تا پنج مساوی با ۱۰ و در کنار هم بصورت زوج های عددی ۵۵ ۵۵ و ۱۰۱۰، یکی از دو ۱۰ برای زنان و دیگری مردان در کنار هم بصورت زوج های دنیوی و هرکدام بطور انفرادی، مستقل و جدا از هم مشتمل بر ۵ ملکه و ۵ شاه خودی و غیر بیگانه از هم، ملکوتی، ملکوتی یا آسمانی، پاراپارادیزی، فرافردوسی یا بهشت برینی و جاودانه. یکی از دو پنج، دنیوی و با چهار تا تای غیبی از یک جنسیت اند و پنج تای دیگر از جنسیت مقابل. دو حرف بر در پشت پرده ی ظاهر حروفی خود در ردیف حروف الفبای فارسی حامل تصویر عددی ۲ ۱۲ میباشد با جمع رقمی ۵ و با جمع عددی ۱۴ با تلفظ چهارو یک یا یکو چهار مساوی با ۵ و حاصل این دو نوع جمع در کنار هم بصورت زوج عددی ۵۵.
... [مشاهده متن کامل]
لذا این واژه از طریق بازی کردن با حروف و اعداد ساخته شده و با ترکیب حروفی - عددی به شکل؛ پَی غم ۱۰، ۵ و ۵، از دیدگاه واژه سازان ماهر و خبره در میدان ناپیدای بازی کابلا با مرجعیت غیبی و نامعلوم به این معنا بوده که هیچکدام از ما افراد انسانی از نسل آدم و آدمه ی تورائی یا آدم و حوای ادیان ابراهیمی یعنی یهودیت و مسیحیت و اسلام، نبوده و نمیباشیم بلکه هرکدام دارای ۱۰ پَی با دو جنسیت معکوس؛ یکی مذکر یا مردانه و دیگری موئنث یا زنانه، مشتمل بر ۵ پَی، اصل یا ریشه ی شاهانه و ۵ تا ملکهانه، جملگی خودی و غیر بیگانه از هم و جاودانه میباشیم.
غین و میم ( غم ) در ردیف حروف الفبای عربی به ترتیب معادل اعداد ۱۹ و ۲۴ میباشند با جمع رقمی ۱۶ با تلفظ ۶ آسمان غیبی و یک آسمان عینی مساوی با هفت آسمان و با جمع عددی ۴۳ با تلفظ ۳ و ۴ مساوی با ۷ ( آسمان و زمین و هرآنچه که بین آنهاست ) و " بر " معادل ۲ ۱۰ مساوی با ۲۰ و در کنار هم بصورت زوج عددی ۱۰۱۰.
"بدان که خدای تعالی، قوّتی به پیغمبران، صلوات الله علیهم اجمعین، داده است و قوّة دیگر به پادشاهان، و بر خلق روی زمین واجب کرده که بدان دو قوّة بباید گروید و بدان راه راست ایزدی بدانست . و هر کس که آن را از فلک و کواکب و بروج داند، آفریدگار را از میانه بردارد و معتزلی و زندیقی و دهری باشد و جای او دوزخ بود"
... [مشاهده متن کامل]
تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"بدان شاخ ها اسلام بیاراست و قوّة خلفای پیغمبر اسلام در ایشان بست "
تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
دین آور پیغمبر؛ دستور زبان پارتی نگارش باغ بیدی. این واژه پارتی است که در نوشته های مانی آمده است: پس آن دین آور به تورانشاه گفت که. . . . . .
منبع. عکس فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی
پیغمبر ؛ پیک بر
پی :ریشه بیخ و بن ، پی ساختمان
غم : اندوه ماتم
بر: بردارنده، شخصی که چیزی را میبره
پیغمبر: یعنی شخصی که غم و اندوه را از پی و بیخ و بن میبره
پی یعنی، پایه ، غم همان، اندوه است، و بر هم ، میان ، کنار ، آغوش
واژه پیغمبر کاملا پارسی است در عربی می شود رسول نبی این واژه یعنی پیغمبر صد درصد پارسی است.
پیام آور
نبی
فرستاده
صاحب شرع . [ ح ِ ش َ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) پیغمبر. مشرع . شارع . قانونگزار : و ثبات عزم صاحب شرع بدان پیوست . ( کلیله و دمنه ) . || ( اِخ ) پیغمبر اسلام : پیغمبر ( ص ) گفته است : اتق من شر من احسنت الیه
... [مشاهده متن کامل] و سخن صاحب شرع حق است . . . ( تاریخ بیهقی ص 475 ) . فنحن لم نجد فی قول صاحب الشرع و لا فی افعاله ما یدل علی فساد علم المنطق . ( تتمه ٔ صوان الحکمة ص 67 ) .
پیغمبری، کسی که پیغام او برائت است. اعلام بیزاری جستن از عملی که دیگران در حال انجام آن عمل هستند .
پیام رسان
فرسته
بیشتر از پیغام می یاد. پیام آور ، پیام دهنده
رسول، مرسل، نبی، وخشور
پیغمبر: پیغمبردر پهلوی پیگامبر paygāmbar بوده است.
( ( به گفتار ِ پیغمبرت راه جوی ،
دل از تیرگیها ، بدین آب ، شوی ) )
( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 207 )
در زبان انگلیسی به پیامبر Prophet گفته می شود . که معنی پیشگو و غیب گو را می دهد . یهودیان به خصوصیات غیب گویی و پیشگویی پیامبران بیشتر اهمیت می دادند تا به راهنمایی و ارشاد آنان . لذا به دستورات و ارشاد های پیامبران اهمیت نداده و از دستورات آنها سر پیچی می کردند بخصوص اگر در ظاهربه نفعشان نبود . ( نگارنده )
... [مشاهده متن کامل]
پیام آور
پیامبر
صفت فاعلی است
اسم ( فارسی )
1_نبی
2_ رسول
انتقال دهنده پیام
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٢)