بغلگاه
لغت نامه دهخدا
پیشنهاد کاربران
"و در رفت و مادر را در کنار گرفت و به درود کرد، و مادرش زره بر وی راست می کرد و بغلگاه می دوخت و می گفت "دندان افشار با این فاسقان تا بهشت یابی"، چنانکه گفتی او را به پالوده خوردن می فرستد، و البته جزعی نکرد، چنانکه زنان کنند. "
تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
تاریخ بیهقی، مجلّد ششم