نیکو سیرت
/nikusirat/
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و گماشته به حق باید دانست، و متغلّبان را که ستمکار و بدکردار باشند، خارجی باید گفت و با ایشان جهاد باید کرد. "
تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
دارای خلق و خوی پسندیده .
کسی که بسیار مهربان است بخشنده است دست و دل باز است به دیگران کمک می کند از جان و مال خود مایه می گذارد . به فقیران کمک می کند در راه خدا می بخشد خوش قلب و خوش باطن است چهره ی از مهربانی و نیکوی دارد .
خلق و خوی نیک