مرافعات

/morAfe~At/

لغت نامه دهخدا

مرافعات. [ م ُ ف َ / ف ِ ] ( ع اِ ) عرض داشتها که به خدمت بزرگان نویسند. ( غیاث اللغات ). ج ِ مرافعة. رجوع به مرافعت و مرافعة و مرافعه شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر و اسم ) جمع مرافعه .
عرض داشتها که به خدمت بزرگان نویسند

پیشنهاد کاربران

"و بیشتر خلوت ها با بوسهل زوزنی بود و صارفات او می برید و مرافعات را او می نهاد و مصادرات او می کرد، و مردمان از وی بشکوهیدند. "
تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم
مرافعات: منازعات ، دعاوی ، شکایات