پیشنهادهای شایان ارازی (٧١٩)
"پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند، و مرد خود مرده بود که جلّادش رسن به گلو افکنده بود و خبه کرده. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند، و مرد خود مرده بود که جلّادش رسن به گلو افکنده بود و خبه کرده. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند، و مرد خود مرده بود که جلّادش رسن به گلو افکنده بود و خبه کرده. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند، و مرد خود مرده بود که جلّادش رسن به گلو افکنده بود و خبه کرده. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند، و مرد خود مرده بود که جلّادش رسن به گلو افکنده بود و خبه کرده. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"بدین خلیفه خرف شده بباید نبشت که من از بهر قدر عبّاسیان انگشت در کرده ام در همه جهان و قرمطی می جویم و آنچه یافته آید و درست گردد، بر دار می کشند و ...
"بدین خلیفه خرف شده بباید نبشت که من از بهر قدر عبّاسیان انگشت در کرده ام در همه جهان و قرمطی می جویم و آنچه یافته آید و درست گردد، بر دار می کشند و ...
"بدین خلیفه خرف شده بباید نبشت که من از بهر قدر عبّاسیان انگشت در کرده ام در همه جهان و قرمطی می جویم و آنچه یافته آید و درست گردد، بر دار می کشند و ...
"بدین خلیفه خرف شده بباید نبشت که من از بهر قدر عبّاسیان انگشت در کرده ام در همه جهان و قرمطی می جویم و آنچه یافته آید و درست گردد، بر دار می کشند و ...
"بدین خلیفه خرف شده بباید نبشت که من از بهر قدر عبّاسیان انگشت در کرده ام در همه جهان و قرمطی می جویم و آنچه یافته آید و درست گردد، بر دار می کشند و ...
"بدین خلیفه خرف شده بباید نبشت که من از بهر قدر عبّاسیان انگشت در کرده ام در همه جهان و قرمطی می جویم و آنچه یافته آید و درست گردد، بر دار می کشند و ...
"چنین بود و لکن خلیفه را چندگونه صورت کردند تا نیک آزار گرفت و از جای بشد و حسنک را قرمطی خواند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"چنین بود و لکن خلیفه را چندگونه صورت کردند تا نیک آزار گرفت و از جای بشد و حسنک را قرمطی خواند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"چنین بود و لکن خلیفه را چندگونه صورت کردند تا نیک آزار گرفت و از جای بشد و حسنک را قرمطی خواند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"و خیلتاش دررسید، از اسب فرود آمد و شمشیر برکشید و دبّوس درکش گرفت و اسب بگذاشت . " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"و خیلتاش دررسید، از اسب فرود آمد و شمشیر برکشید و دبّوس درکش گرفت و اسب بگذاشت . " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"در ساعت فرمود که تا گچگران را بخواندند و آن خانه سپید کردند و مهره زدند که گویی هرگز بر آن دیوارها نقش نبوده است، و جامه افکندند و راست کردند و قفل ...
"در ساعت فرمود که تا گچگران را بخواندند و آن خانه سپید کردند و مهره زدند که گویی هرگز بر آن دیوارها نقش نبوده است، و جامه افکندند و راست کردند و قفل ...
"در ساعت فرمود که تا گچگران را بخواندند و آن خانه سپید کردند و مهره زدند که گویی هرگز بر آن دیوارها نقش نبوده است، و جامه افکندند و راست کردند و قفل ...
"این نامه چون نبشته آمد خیلتاش را پیش بخواند و آن گشادنامه را مهر کرد و به وی داد و گفت: چنان باید که به هشت روز به هرات روی و چنین و چنان کنی و همه ...
"این نامه چون نبشته آمد خیلتاش را پیش بخواند و آن گشادنامه را مهر کرد و به وی داد و گفت: چنان باید که به هشت روز به هرات روی و چنین و چنان کنی و همه ...
"و امیر بخفت و وی به وثاق خویش آمد و سواری از دیوسواران خویش نامزد کرد با سه اسب خیاره خویش و با وی بنهاد که به شش روز و شش شب و نیم روز به هرات رود ...
"و امیر بخفت و وی به وثاق خویش آمد و سواری از دیوسواران خویش نامزد کرد با سه اسب خیاره خویش و با وی بنهاد که به شش روز و شش شب و نیم روز به هرات رود ...
"و امیر محمود چون برین حال واقف گشت وقت قیلوله به خرگاه آمد و این سخن با نوشتگین خاصه خادم بگفت" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"و امیر محمود چون برین حال واقف گشت وقت قیلوله به خرگاه آمد و این سخن با نوشتگین خاصه خادم بگفت" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"و امیر محمود چون برین حال واقف گشت وقت قیلوله به خرگاه آمد و این سخن با نوشتگین خاصه خادم بگفت" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"پس خبر این خانه به صورت الفیه سخت پوشیده به امیر محمود نبشتند و نشان بدادند که چون از سرای عدنانی بگذشته آید، باغی است بزرگ، بر دست راست این باغ حوض ...
"پس خبر این خانه به صورت الفیه سخت پوشیده به امیر محمود نبشتند و نشان بدادند که چون از سرای عدنانی بگذشته آید، باغی است بزرگ، بر دست راست این باغ حوض ...
"پس خبر این خانه به صورت الفیه سخت پوشیده به امیر محمود نبشتند و نشان بدادند که چون از سرای عدنانی بگذشته آید، باغی است بزرگ، بر دست راست این باغ حوض ...
"و این خانه را از سقف تا به پای زمین صورت کردند، صورت های الفیه ، از انواع گرد آمدن مردان با زنان، همه برهنه، چنانکه جمله آن کتاب را صورت و حکایت و س ...
"و این خانه را از سقف تا به پای زمین صورت کردند، صورت های الفیه ، از انواع گرد آمدن مردان با زنان، همه برهنه، چنانکه جمله آن کتاب را صورت و حکایت و س ...
"و این خانه را از سقف تا به پای زمین صورت کردند، صورت های الفیه ، از انواع گرد آمدن مردان با زنان، همه برهنه، چنانکه جمله آن کتاب را صورت و حکایت و س ...
"و از بیداری و حزم و احتیاط این پادشاه محتشم ، رضی الله عنه، یکی آن است که به روزگار جوانی که به هرات می بود و پنهان از پدر شراب می خورد، پوشیده از ر ...
"و از بیداری و حزم و احتیاط این پادشاه محتشم ، رضی الله عنه، یکی آن است که به روزگار جوانی که به هرات می بود و پنهان از پدر شراب می خورد، پوشیده از ر ...
"و از بیداری و حزم و احتیاط این پادشاه محتشم ، رضی الله عنه، یکی آن است که به روزگار جوانی که به هرات می بود و پنهان از پدر شراب می خورد، پوشیده از ر ...
"و از بیداری و حزم و احتیاط این پادشاه محتشم رضی الله عنه یکی آن است که به روزگار جوانی که به هرات می بود و پنهان از پدر شراب می خورد، پوشیده از ریحا ...
"چون رسولان بدان مغروران رسیدند و پیغام ها بگزاردند، بسیار اشتلم کردند و گفتند: امیر در بزرگ غلط است که پنداشته است که ناحیت و مردم این [جا] بر آن جم ...
"چون رسولان بدان مغروران رسیدند و پیغام ها بگزاردند، بسیار اشتلم کردند و گفتند: امیر در بزرگ غلط است که پنداشته است که ناحیت و مردم این [جا] بر آن جم ...
"مردم غوری چون مور و ملخ به سر آن کوه پیدا آمدند، سواره و پیاده با سلاح تمام، و گذرها و راه ها بگرفتند و بانگ و غریو برآوردند و به فلاخن سنگ می انداخ ...
"مردم غوری چون مور و ملخ به سر آن کوه پیدا آمدند، سواره و پیاده با سلاح تمام، و گذرها و راه ها بگرفتند و بانگ و غریو برآوردند و به فلاخن سنگ می انداخ ...
"چون رسولان بدان مغروران رسیدند و پیغام ها بگزاردند، بسیار اشتلم کردند و گفتند: امیر در بزرگ غلط است که پنداشته است که ناحیت و مردم این [جا] بر آن جم ...
"مردم غوری چون مور و ملخ به سر آن کوه پیدا آمدند، سواره و پیاده با سلاح تمام، و گذرها و راه ها بگرفتند و بانگ و غریو برآوردند و به فلاخن سنگ می انداخ ...
"امیر آنجا فرود آمد و لشکر را فرمود تا بر چهار جانب فرود آمدند و همه شب کار می ساختند و منجنیق می نهادند. چون روز شد، امیر برنشست و پیش کار رفت به نف ...
"امیر آنجا فرود آمد و لشکر را فرمود تا بر چهار جانب فرود آمدند و همه شب کار می ساختند و منجنیق می نهادند. چون روز شد، امیر برنشست و پیش کار رفت به نف ...
"و چون شب تاریک شد، آن ملاعین بگریختند و دیه بگذاشتند. و همه شب لشکر منصور بغارت مشغول بودند و غنیمت یافتند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"�[پیش ] تا امیر حرکت کرد بر آن جانب، دانشمندی را به رسولی آنجا فرستاد با دو مرد غوری از آن بوالحسن خلف و شیروان تا ترجمانی کنند و پیغام های قوی داد ...
"و چون شب تاریک شد، آن ملاعین بگریختند و دیه بگذاشتند. و همه شب لشکر منصور بغارت مشغول بودند و غنیمت یافتند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"و چون شب تاریک شد، آن ملاعین بگریختند و دیه بگذاشتند. و همه شب لشکر منصور بغارت مشغول بودند و غنیمت یافتند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"و چون شب تاریک شد، آن ملاعین بگریختند و دیه بگذاشتند. و همه شب لشکر منصور به غارت مشغول بودند و غنیمت یافتند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"�[پیش ] تا امیر حرکت کرد بر آن جانب، دانشمندی را به رسولی آنجا فرستاد با دو مرد غوری از آن بوالحسن خلف و شیروان تا ترجمانی کنند و پیغام های قوی داد ...