زندیقی

لغت نامه دهخدا

زندیقی. [ زِ ] ( حامص ) الحاد. کفر. بیدینی. ( ناظم الاطباء ). || ( ص نسبی ) ملحد. کافر. بیدین : هر کس که آن را از فلک و کواکب داند...معتزلی و زندیقی و دهری شود و جای وی در دوزخ بود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 93 ). رجوع به ماده قبل شود.

پیشنهاد کاربران

"بدان که خدای تعالی، قوّتی به پیغمبران، صلوات الله علیهم اجمعین، داده است و قوّة دیگر به پادشاهان، و بر خلق روی زمین واجب کرده که بدان دو قوّة بباید گروید و بدان راه راست ایزدی بدانست . و هر کس که آن را از فلک و کواکب و بروج داند، آفریدگار را از میانه بردارد و معتزلی و زندیقی و دهری باشد و جای او دوزخ بود"
...
[مشاهده متن کامل]

تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

زندیک در عربی زندیق، در لغت به معنای خواننده زند می باشد. اما به معنای بدعتگذار به کار می رود و به ویژه به مزدکیان اطلاق می شود. ( از کتاب افول و سقوط شاهنشاهی ساسانی، نوشته پروانه پورشریعتی )