اگنده


معنی انگلیسی:
compact

لغت نامه دهخدا

( آگنده ) آگنده. [ گ َ دَ / دِ ] ( ن مف ) رجوع به آکنده شود.

فرهنگ فارسی

( آگنده ) ( اسم ) ۱ - انباشته پر مملو ممتلی . ۲ - حشو در نهاده . ۳ - نهان کرده پوشیده مخفی . ۴ - مدفون دفین در خاک فرو برده . ۵ - نگار کرده ملون منقش . ۶ - مغزدار میان پر. ۷ - سخت فربه با گوشتی سخت پیچیده .

پیشنهاد کاربران

"هر کسی که رسید او را چنان خدمت کردند که پادشاهان را کنند که دل ها و چشم ها به حشمت این مرد آگنده بود"
تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم
لمالم. مالامال. لبالب. پر. اشباع شده. لبریز