لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
۱- (مصدر ) ستهیدن سخت ایستادن اصرار کردن در طلب چیزی پافشاری کردن دربار. امری . ۲ - ( اسم ) ستیهش اصرار ابرام. جمع : الحاحات .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. درخواست کردن.
دانشنامه اسلامی
پیشنهاد کاربران
"و درین مدافعت می رفت و سبکتگین الحاح می کرد و می ترسانیدشان، و کار سامانیان به پایان رسیده بود، اگر خواستند و اگر نخواستند، بو علی و ایلمنگو را به بلخ فرستادند در شعبان این سال. "
تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
اصرار نیز عربی استترجمه ی فارسی الحاح همون:: پافشاری و خواهش و زاری کردن هست چسبیدن به کسی و با خواهش و زاری گرفتن
اصرار به چیزی که واضح است
پیشنهاد ، لطفا برای افزایش فهم عر کلمه یک تصویر برای آن قرار دهید
سماجت
پافشاری کردن ، اصرار کردن 🌴🌴
پاپی شدن!