پیشنهادهای __ABANSABET (١٧٨)
⬜ leisure time= اوقات فراغت ⚪ These days, my sister and I spend a lot of time learning, but in our leisure time, we go outside and play volleyball ...
🟪What is it like? یعنی چه جوریه؟ / چه شکلیه؟ / چه حسی داره؟ و برای پرسیدن درباره ویژگی یا تجربه یک چیز استفاده میشه. اینجا like حرف اضافه هست. وقتی ...
رجوع شود به duty
🟪What is it like? یعنی چه جوریه؟ / چه شکلیه؟ / چه حسی داره؟ و برای پرسیدن درباره ویژگی یا تجربه یک چیز استفاده میشه. اینجا like حرف اضافه هست. مثلا ...
🟣Like / About / Approximately برای بیان مقدار تقریبی🟣 هر سه می تونن برای گفتن ( حدوداً / تقریباً ) استفاده بشن، اما از نظر رسمیت و لحن با هم فرق دا ...
🟣Like / About / Approximately برای بیان مقدار تقریبی🟣 هر سه می تونن برای گفتن ( حدوداً / تقریباً ) استفاده بشن، اما از نظر رسمیت و لحن با هم فرق دا ...
🟣Like / About / Approximately برای بیان مقدار تقریبی🟣 هر سه می تونن برای گفتن ( حدوداً / تقریباً ) استفاده بشن، اما از نظر رسمیت و لحن با هم فرق دا ...
🟫 income tax= مالیات بر درآمد 🟤 Income tax takes up a big part of my salary. مالیات بر درآمد بخش زیادی از حقوقم رو میگیره. 🟤 I have to pay in ...
🟫 چند مثال با income : 🟤 My income is not bad. درآمدم بد نیست. 🟤 The staff complained because their income was so low. کارکنان شکایت کردند چو ...
I'm over the moon == I'm so happy ⬜ I'm over the moon: خیلی خوشحالم/از خوشحالی تو پوست خودم نمی گنجم ⚪ I'm over the moon that I got accepted to Oxfo ...
🟩Earn 🟢پول درآوردن / حقوق گرفتن ( در ازای کار ) 🟢 به دست آوردن / کسب کردن ( چیزی در ازای تلاش ) 🟢سزاوار شدن / لایق بودن 🟢 I earn $25, 000 a y ...
🟦 Chance = احتمال، فرصت، شانس، تصادف، ریسک. 🟦 by chance یعنی تصادفی، take a chance یعنی ریسک کردن، stand a chance یعنی شانس داشتن، chances are یع ...
📑 یک سری از کلمات مربوط به محیط کار ۱. Work environment = محیط کار ۲. Income = درآمد ۳. Salary = حقوق ( ماهانه یا سالانه ) ۴. Commission = کارمزد ...
📑 یک سری از کلمات مربوط به محیط کار ۱. Work environment = محیط کار ۲. Worker = کارگر ۳. Salary = حقوق ( ماهانه یا سالانه ) ۴. Commission = کارمزد ...
📑 یک سری از کلمات مربوط به محیط کار ۱. Work environment = محیط کار ۲. Worker = کارگر ۳. Salary = حقوق ( ماهانه یا سالانه ) ۴. Commission = کارمزد ...
🟩 Commission = کارمزد / پورسانت یعنی مبلغی که به کسی بابت فروش یا انجام یک کار پرداخت می شه ( معمولاً درصدی از فروش ) . هم می تونه قابل شمارش باشد ...
⬜ get on someone's nerves = رو اعصاب کسی راه رفتن ⚪ My coworker is getting on my nerves. همکارم داره رو اعصابم راه می ره. ⚪ That noise is gettin ...
⚪ A: This traffic is terrible! ⚪ B: Tell me about it! I've been stuck here for an hour. A: این ترافیک وحشتناکه! B: به من نگو/اخ گفتی ! یه ساعته ای ...
⚪ The company pays a fair wage to all workers. شرکت به همه ی کارگران دستمزد منصفانه می دهد. ⚪ Do you know what the minimum wage is in this state? ...
🟪Get paid = be paid🟪 🟪Get paid حقوق/دستمزد گرفتن، Get paid نسبت به be paid محاوره ای تر و رایج تره در گفتار. 🟪 Be paid حقوق/دستمزد گرفتن، خنث ...
🟪Get paid = be paid🟪 🟪Get paid حقوق/دستمزد گرفتن، Get paid نسبت به be paid محاوره ای تر و رایج تره در گفتار. 🟪 Be paid حقوق/دستمزد گرفتن، خنث ...
⬛ overtime= اضافه کاری ⚫ I worked a lot of overtime last week because we had a big project at the office. هفته ی گذشته خیلی اضافه کاری کردم چون یک ...
⬜ Working conditions= شرایط کاری ⚪ The working conditions at my new job are really good. شرایط کاری در شغل جدیدم واقعاً خوب هست. ⚪ What are the w ...
Employee satisfaction is important to our company رضایت کارمندها برای شرکت ما مهمه.
⚪ Employee و Staff⚪ ⚫Employee = یعنی کارمند و رسمی و حقوقی تر، قابل شمارش و یکم تخصصی ترهست ⚫Staff = یعنی کارکنان ⚪Employee چون اسم قابل شمارش هست ...
⚪ Employee و Staff⚪ ⚫Employee = یعنی کارمند و رسمی و حقوقی تر، قابل شمارش و یکم تخصصی ترهست ⚫Staff = یعنی کارکنان ⚪Employee چون اسم قابل شمارش هست ...
🟤health, wellness, well - being 🟤 این سه کلمه مترادف هستند 🟢 Health = سلامت، بهبودی، تندرستی عمومی ترین و رایج ترین کلمه برای صحبت دربارهٔ سلام ...
🟤health, wellness, well - being 🟤 این سه کلمه مترادف هستند 🟢 Health = سلامت، بهبودی، تندرستی عمومی ترین و رایج ترین کلمه برای صحبت دربارهٔ سلام ...
🟤health, wellness, well - being 🟤 این سه کلمه مترادف هستند 🟢 Health = سلامت، بهبودی، تندرستی عمومی ترین و رایج ترین کلمه برای صحبت دربارهٔ سلام ...
🟢Wellness is important. سلامتی مهم است. 🟢I care about my wellness. من به سلامتی ام اهمیت می دهم. 🟢Does your company have a wellness program? ...
🟤This equipment is very old. این تجهیزات خیلی قدیمی است. 🟤We need new equipment for the office. ما برای دفتر به تجهیزات جدید نیاز داریم. 🟤Do ...
🟠This product is very popular این محصول خیلی محبوب است. 🟠 When will my product get to me? Or when will my product arrive? کی محصولم بدستم میرسه ی ...
🟫 in charge = مسئول / سرپرست 🟤 She is in charge of the office. او مسئول دفتر هست. 🟤 Who is in charge here? اینجا کی مسئول هست؟ 🟤 I am not in ...
🟫 in charge = مسئول / سرپرست 🟤 She is in charge of the office. او مسئول دفتر هست. 🟤 Who is in charge here? اینجا کی مسئول هست؟ 🟤 I am not in ...
⬛responsible for ( مسئولِ / پاسخگویِ ) ⚫I am responsible for the new project. من مسئول پروژه ی جدید هستم. ⚫Are you responsible for training the s ...
⬜day to day ( روزمره / روز به روز ) ⚪ I have a lot of day - to - day tasks. من کارهای روزمره ی زیادی دارم. ⚪ What is your day - to - day routine ...
🟧deal with ( سر و کار داشتن با / رسیدگی کردن به/ کنار اومدن با ) 🟠she deals with customers every day. او هر روز با مشتری ها سر و کار داره. 🟠Do ...
🟦involve ( شامل شدن / در بر گرفتن ) 🔵her job involves talking to people. شغل او شامل صحبت کردن با مردم هست. 🔵Does your work involve a lot of tr ...
🟠 Ambition = بلندپروازی، جاه طلبی، آرزو یا هدف بزرگ 🟧 ambition ( اسم ) noun هست 🟠 She has big ambitions for her future. او برای آینده اش آرزوها ...
🟠 Ambition = بلندپروازی، جاه طلبی، آرزو یا هدف بزرگ 🟧 ambition ( اسم ) noun هست 🟠 She has big ambitions for her future. او برای آینده اش آرزوها ...
🟤She has a lot of determination to learn English. او اراده زیادی برای یادگیری انگلیسی داره. 🟤His determination helped him find a new job. ارا ...
🟣Don’t let one bad day discourage you. نذار یه روز بد دلسردت کنه. 🟣 His words discouraged her from trying again. حرف هاش اون رو از دوباره تلاش ...
🟡I always encourage my sister to speak English. من همیشه خواهرمو تشویق می کنم انگلیسی حرف بزنه. 🟡My teacher encouraged me to ask more questions. ...
We spontaneously decided to explore the city after finishing our work. بعد از تمام کردن کارمان، خودجوش تصمیم گرفتیم شهر را بگردیم. She spontaneous ...
🟤 صاف تر ( از نظر سطح ) This glass table is smoother than the wooden one. این میز شیشه ای از میز چوبی صاف تر هست. 🟤 نرم تر ( از نظر بافت ) وقت ...
🟤 ناراحت، آزرده، اذیت شده I was bothered by the noise upstairs. از سر و صدای طبقهٔ بالا اذیت شدم. He looks really bothered. به نظر میاد خیلی ن ...
This workout is draining, but I enjoy it. این تمرین ورزشی خسته کننده هست، اما ازش لذت می برم. It was a really draining day. یک روز واقعاً خسته کن ...
🟤 تفاوت Vacation / Time Off / Comp Time 🟤 این سه اصطلاح همگی به نوعی با ( مرخصی و دور بودن از کار ) ارتباط دارند، اما معنی دقیقشون یکم متفاوته. ...
🟤 تفاوت Vacation / Time Off / Comp Time 🟤 این سه اصطلاح همگی به نوعی با ( مرخصی و دور بودن از کار ) ارتباط دارند، اما معنی دقیقشون یکم متفاوته. ...
🟤 تفاوت Vacation / Time Off / Comp Time 🟤 این سه اصطلاح همگی به نوعی با ( مرخصی و دور بودن از کار ) ارتباط دارند، اما معنی دقیقشون یکم متفاوته. ...
🟣 تفاوت Engaged in / Engaged with / Engaged to🟣 ما می تونیم از Engaged in و Engaged with برای زمانی استفاده کنیم که بخوایم بگیم با یک فعالیت، چیز، ...
🟣 تفاوت Engaged in / Engaged with / Engaged to🟣 ما می تونیم از Engaged in و Engaged with برای زمانی استفاده کنیم که بخوایم بگیم با یک فعالیت، چیز، ...
🟣 تفاوت Engaged in / Engaged with / Engaged to🟣 ما می تونیم از Engaged in و Engaged with برای زمانی استفاده کنیم که بخوایم بگیم با یک فعالیت، چیز، ...
🟤It has been ages/It has been a while تفاوت🟤 هر دو عبارت برای گفتن این استفاده می شوند که مدتی از آخرین باری که کاری انجام داده ایم یا کسی را دیده ...
🟤It has been ages/It has been a while تفاوت🟤 هر دو عبارت برای گفتن این استفاده می شوند که مدتی از آخرین باری که کاری انجام داده ایم یا کسی را دیده ...
Your presentation was absolutely excellent yesterday; I really loved how clearly you explained all the complicated data. ارائه ی دیروزت واقعاً عالی ...
🟫Look forward to look forward to یعنی مشتاقانه منتظر چیزی بودن / بی صبرانه منتظر چیزی بودن. 🟤نکته گرامری: بعد از look forward to اگر بخوایم فعل بی ...
🟫Look forward to look forward to یعنی مشتاقانه منتظر چیزی بودن / بی صبرانه منتظر چیزی بودن. 🟤نکته گرامری: بعد از look forward to اگر بخوایم فعل بی ...
You sound very upbeat this morning. امروز صبح خیلی سرحال ( سرزنده ) بنظر میرسی. I feel more upbeat after drinking coffee. بعد از خوردن قهوه بیشتر ...
تفاوت بین enjoy و pleasure : 🟢 enjoy = فعل → از چیزی لذت بردن تمرکز روی تجربه و عملِ لذت بردنِ شخص است. I enjoy attending the royal ball. از شر ...
تفاوت بین enjoy و pleasure : 🟢 enjoy = فعل → از چیزی لذت بردن تمرکز روی تجربه و عملِ لذت بردنِ شخص است. I enjoy attending the royal ball. از شر ...
🟣تفاوت used to - be used to - get used to 🟣 🟡 از Used to زمانی استفاده میشه که بخوایم بگیم در گذشته عادت داشتیم که یک کاری رو انجام بدیم ولی الان ...
🟣تفاوت used to - be used to - get used to 🟣 🟡 از Used to زمانی استفاده میشه که بخوایم بگیم در گذشته عادت داشتیم که یک کاری رو انجام بدیم ولی الان ...
🟣تفاوت used to - be used to - get used to 🟣 🟡 از Used to زمانی استفاده میشه که بخوایم بگیم در گذشته عادت داشتیم که یک کاری رو انجام بدیم ولی الان ...
🟢I've realized that I belong in the academic environment من فهمیدم ( فهمیده ام ) که به محیط دانشگاهی تعلق دارم. 🟢 My favorite environment at univ ...
🟩 Scholarship بورسیه ی تحصیلی I'm glad that I was able to get a scholarship from a Japanese university. خوشحالم که تونستم از یک دانشگاه ژاپنی بورس ...
🛫emigrate from خروج از کشور فعلی برای مثال: I emigrated from Iran من از ایران مهاجرت کردم. 🛬immigrate to ورود به کشور جدید برای مثال: I immigra ...
🛫emigrate from خروج از کشور فعلی برای مثال: I emigrated from Iran من از ایران مهاجرت کردم. 🛬immigrate to ورود به کشور جدید برای مثال: I immigra ...
This cake is so moist and soft that it melts in my mouth این کیک اونقدر تَر و نرمه که توی دهنم آب می شه. I put some cream on my face to keep my ski ...
It was raining heavily, so I just stayed in bed all day. بارون سنگینی می اومد، برای همین کل روز توی تخت موندم. Don't put salt on your food too hea ...
When I get thirsty, I prefer water over juice وقتی تشنه می شوم، آب را به آبمیوه ترجیح می دهم.
My room has been messy for 3 days because I haven't had time to clean it اتاقم سه روزه به هم ریخته چون وقت نکردم تمیزش کنم.
The little cafe near my house is so cozy, with wooden chairs, warm lighting, and the smell of fresh coffee that is everywhere. کافه ی کوچیک کنار خون ...
🟣خصوصیت / خصلت Honesty is my favorite quality in a person. راستگویی بهترین خصوصیتی ست که توی یه آدم دوست دارم. She has a very good quality: she i ...
🟣 تفاوت Relax، Wind down و Kick back🟣 هر سه به استراحت و آرام شدن مربوط هستند، اما حس و کاربردشان کمی متفاوت است 🟢 1. Relax = آرام شدن / استراحت ...
🟣 تفاوت Relax، Wind down و Kick back🟣 هر سه به استراحت و آرام شدن مربوط هستند، اما حس و کاربردشان کمی متفاوت است 🟢 1. Relax = آرام شدن / استراحت ...
🟣 تفاوت Relax، Wind down و Kick back🟣 هر سه به استراحت و آرام شدن مربوط هستند، اما حس و کاربردشان کمی متفاوت است 🟢 1. Relax = آرام شدن / استراحت ...
🟢 تفاوت Go over و Review🟢 🟩 در واقع Review هم در محیط های رسمی، کاری و نوشتاری کاربرد بیشتری داره و در مکالمهٔ روزمره هم رایج هست و همینطور میتونه ...
🟢 تفاوت Go over و Review🟢 🟩 در واقع Review هم در محیط های رسمی، کاری و نوشتاری کاربرد بیشتری داره و در مکالمهٔ روزمره هم رایج هست و همینطور میتونه ...
🟣 تفاوت write down وjot down 🟣 🟢 Write down = نوشتن / یادداشت کردن Write down یعنی چیزی رو بنویسی یا یادداشت کنی. تمرکزش روی خود عملِ نوشتن هست ...
🟢 Write down = نوشتن / یادداشت کردن Write down یعنی چیزی رو بنویسی یا یادداشت کنی. تمرکزش روی خود عملِ نوشتن هست و لزوماً نشون نمیده که سریع، کوتا ...
🟦 معنی اول: ریلکس کردن / لم دادن 🔵She kicked back on the grass and looked at the clouds. او روی چمن لم داد و به ابرها نگاه کرد. 🔵Let's kick bac ...
🟢 Go with 🟩1. انتخاب کردن / تصمیم گرفتن که یک گزینه رو انتخاب کنیم وقتی بین گزینه ها تصمیم می گیریم یکی رو انتخاب کنیم و با همون پیش بریم یا ممکنه ...
🔵 Make sense make sense یعنی چیزی منطقی، قابل فهم باشه. می تونیم دربارهٔ موضوع ، توضیحات، داستان، تصمیم، رفتار، برنامه یا یک موقعیت استفاده کنیم. ...
Take a deep breath and trust your instinct. یه نفس عمیق بکش و به حس درونیت اعتماد کن. You should trust your instincts. They are usually right. ت ...
🟣تفاوت read, study, go over, flip through🟣 read → صرفاً خواندن study → برای یادگیری/درس خواندن go over → مرور یا بررسی کردن flip through → سریع ور ...
🟣تفاوت read, study, go over, flip through🟣 read → صرفاً خواندن study → برای یادگیری/درس خواندن go over → مرور یا بررسی کردن flip through → سریع ور ...
🟣تفاوت read, study, go over, flip through🟣 read → صرفاً خواندن study → برای یادگیری/درس خواندن go over → مرور یا بررسی کردن flip through → سریع ور ...
🟣تفاوت read, study, go over, flip through🟣 read → صرفاً خواندن study → برای یادگیری/درس خواندن go over → مرور یا بررسی کردن flip through → سریع ور ...
When I was a child, I had a beautiful misconception. I thought that clouds were made of cotton candy! وقتی بچه بودم، یک تصور اشتباهِ قشنگ داشتم. فکر ...
🟤 Dough Dough معمولاً مخلوطی سفت تر و شکل پذیرتر از batter است که می توان آن را ورز داد، پهن کرد یا شکل داد. مثلاً: bread dough → خمیر نان🍞 pizza ...
🟠 Batter Batter معمولاً یک مخلوط نرم، روان یا نیمه روان است که معمولاً آن را می ریزیم داخل قالب، تابه و. . . . . . مثلاً: cake batter → مایهٔ کیک🍰 ...
🟣تاریخ انقضا 🔴I gave the milk a sniff. It smelled bad, so I checked the expiration date. It had expired یه بویِ کوتاه از شیر کشیدم. بوی بدی می د ...
یک بوی سریع و کوتاه از چیزی کشیدن مثلا عطر ، غذا و. . . مخصوصاً برای چک کردن اینکه مادهٔ غذایی خراب شده یا نه؛ مثلاً شیر یا آبمیوه رو باز می کنید و ی ...
🔵You bought this phone for 10 dollars? Give me a break! این گوشی رو ۱۰ دلار خریدی؟ گرفتی ما رو! 🔵He can run 100 meters in ۵ seconds? Give me a b ...
a little more = برای اسم های غیرقابل شمارش a few more = برای اسم های قابل شمارشِ جمع 🟠 a little more Can I have a little more water, please? میشه ...
این همون چیزیه که. . . . . . . This is what I eat for breakfast. این همون چیزیه که من برای صبحونه می خورم. This is what I do every day. این همو ...
آن همان چیزی هست که . . . . . . That is what I want for my birthday. ( اون ) همون چیزیه که برای تولدم می خوام. That is what makes me happy. ( ...
در ادامه توضیحات قبلی: 🟣feel like noun / V - ing میل ( مثلا دلم میخواد. . . ) /حوصلهٔ چیزی رو داشتن Feel like یک کاربرد دیگه هم داره: 🟣 . . . . ...
Before I head to bed, I write down a summary in English of everything I did during the day. قبل از اینکه برم بخوابم، یه خلاصه ی انگلیسی از تمام کار ...
Every morning, I head out with my husky for a jog. He's very frisky, and I really enjoy running with him. هر روز صبح، با هاسکیم از خونه بیرون می زن ...
🟢 کنار هم چیدن سرنخ ها و به نتیجه رسیدن: She was late and her eyes were red. I put two and two together and realized she had been crying. او دیر کر ...
Complete به عنوان صفت: I have a complete set of dishes I have a complete set of keys. We need a complete list of names. Is the set complete? من یک ...
کیک فنجانی، کیک یزدی خودمون After lunch, I feel like having something sweet, like one or two chocolate muffins. بعد از ناهار، دلم می خواد یه چیز ش ...
Last night I got a bit peckish so I headed to the kitchen, brewed some tea, and had it with some chocolate muffins. دیشب یه کم گرسنه شدم برای همین ...
Miscarriage ینی از دست رفتن بارداری به صورت خودبه خودی و سقط ناخواسته جنین. Abortion ینی پایان عمدی بارداری مثلا با تصمیم/مداخله پزشکی مثلا برای سلا ...
چای دم کردن In the afternoon, I usually take a short break, head to the kitchen, brew some tea, have a cup, and then get back to work. بعدازظهرها ...
جمع کردن / به پایان رساندن ( کار، جلسه، پروژه، قرارداد، پرونده، ماجرا ) Let's wrap up the meeting. بیا جلسه رو تموم کنیم / جمعش کنیم. I want to ...
زمانی استفاده می شه که بخوایم بگیم حوصله انجام اون کارو داریم یا دلمون میخواد انجامش بدیم بعد ازlike از فعل ( با ing ) استفاده میکنیم یا یک اسم مثلا: ...
زمانی استفاده می شه که بخوایم بگیم حوصله انجام اون کارو نداریم یا دلمون نمی خواد. بعد ازlike از فعل با ing استفاده میکنیم یا یک اسم مثلا: I don't f ...
Takeout ینی غذای بیرون بر، که میتونید تو ماشین، خونه ، جنگل یا هر مکان دیگه ای بخورید. Yesterday when I got home I was too tired to cook so I said ...
Sometimes when I am frustrated, I talk to my sister to shake it off. Before putting on your coat, shake the dust off. The dog shook the snow off ...
She wants to get into politics The way she talks about politics is amazing! get into = وارد شدن به یک حوزه مثلا سیاست اون میخواد وارد سیاست بشه طر ...
Watching the sunset gives me a peaceful feeling . Walking in the forest gives me a peaceful feeling. تماشای غروب آفتاب به من یه حس آرامش بخش میده ...
Imagine you are meeting some new people ( who are ) speaking Japanese to you, and you can understand and speak fluently. It's amazing! تصور کن با چن ...
Get out of the car hop out of the car get out of بیشتر به لحن شخص بستگی داره مثلا وقتی که عصبانی هستیم یا خنثی هستیم و عمومی تره که میگیم از ماشین ...
get out of میتونه هم معنی خارج شدن ذهنی داشته باشه هم فیزیکی Sometimes when I'm tired, I prefer watching Japanese anime because it helps me get out ...
بدتر شدن چیزی ( مخصوصاً وقتی اوضاع از قبل بد بوده و حالا بدتر شده ) . These days everything is tough for me and reflecting on the future makes it ...
Before I go outside, I pack my bag with everything I need: my keys, phone, water bottle. . . قبل از اینکه بیرون برم، کیفم را با هر چیزی که نیاز دا ...
I have an appointment with the doctor on Tuesday. من روز سه شنبه با پزشک وقت ملاقات دارم.
sometimes I drink green tea because it feels light and fresh گاهی وقتا چای سبز می نوشم به خاطر اینکه حس سبکی و تازگی داره
she makes me feel comfortable. These shoes are comfortable. I feel comfortable with this project. او باعث میشه من احساس راحتی کنم. این کفش ها ر ...
The government abolished slavery several years ago. . دولت چندین سال پیش قانون بردهداری را لغو کرد
مانع کاری شدن / سد راه شدن Don't let fear get in the way of your dreams. نگذار ترس سد راه رویاهایت شود.
خودشناسی - خودآگاهی I wish that I could fake it, but I’m way too self - aware. کاش میتونستم تظاهر کنم، ولی زیادی خودمو میشناسم.
Yesterday, while I was working on my project, I got frustrated for a bit, so I put the project aside, stepped ( past of step ) outside to get some fr ...
هوای تازه Sometimes I step outside to get some fresh air گاهی وقتا یک قدمی بیرون می زنم تا هوای تازه ای بگیرم ( بخورم )
When I start speaking Japanese, I feel more confident because I have tried very hard to speak it well for the last few months. وقتی شروع به صحبت ک ...
These days I'm frustrated and a bit tired because I'm working on a project with my advisor, but he doesn't help me at all – even though he was the on ...
پیاده روی کردن/قدم زدن In the afternoon, I usually go outside to take a walk because it helps me stay energetic, just like I feel in the mornings. ...
I repeat short phrases aloud to practice speaking. I repeat short phrases out loud to practice speaking. عبارت های کوتاه را بلند تکرار می کنم تا ...
I repeat short phrases aloud to practice speaking. I repeat short phrases out loud to practice speaking. عبارت های کوتاه را بلند تکرار می کنم تا ...
I repeat short phrases out loud to practice speaking عبارت های کوتاه رو بلند تکرار می کنم تا صحبت کردن ( مکالمه ) رو تمرین کنم.
I'm proud of my progress in learning Japanese. به پیشرفتم در یادگیری زبان ژاپنی افتخار می کنم.
Today when I woke up, first I reached for my phone to check the emails امروز وقتی از خواب بیدار شدم، اول از همه دستم رو به سمت گوشیم دراز کردم ( که ...
Every morning when I wake up, first I stretch my arms, . yawn a little and slowly get up هر روز صبح وقتی از خواب بیدار می شوم، اول دست هایم را می ک ...
۱. طعم تلخ This lemon is very bitter. I don't like bitter chocolate. You left the tea too long; now it's bitter. این لیمو خیلی تلخ است. من ...
Every morning when I wake up, I lie in bed for a few minutes and think about the day ahead. هر روز صبح وقتی از خواب بیدار می شوم چند دقیقه در تخت ...
. After about 5 minutes, I put my phone away بعد از حدوداً ۵ دقیقه، گوشی رو کنار گذاشتم.
. While I was exercising the power went out حین اینکه داشتم ورزش می کردم برق رفت.
در مباحث کامپیوتر: عملکرد گیتxor به این صورت است: زمانی که تعداد 1 های ورودی فرد باشد خروجی 1 میشود و زمانی که که تعداد 1های ورودی زوج باشد خروجی 0 م ...
در مباحث کامپیوتر: عملکرد گیتxor به این صورت است: زمانی که تعداد 1 های ورودی فرد باشد خروجی 1 میشود و زمانی که که تعداد 1های ورودی زوج باشد خروجی 0 م ...
در مدار منطقی و معماری کامپیوتر: گیت nor درواقع به این صورت است: NOR= or بعلاوهnot نکته: گیت or مانند جمع در ریاضیات عمل میکند: در گیت or زمانی که 2 ...
در مبحث مدار منطقی و معماری کامپیوتر: NAND= and بعلاوهnot در گیت and زمانی که دو ورودی به اسم A, B داشته باشیم: نکته: گیت and مانند ضرب در ریاضیات ...
تفاوت multiplexer با decoder در این هست که در multiplexer ما چندین ورودی و فقط یک خروجی داریم و با استفاده از selectorها مشخص می کنیم که کدوم ورودی ب ...
تفاوت Full Adder با Half Adder در اینه که فول ادر carry ورودی می پذیره ولی هاف ادر carry ورودی نمی پذیره ولی هردو carry خروجی و sum تولید میکنند به ...
تفاوت Full Adder با Half Adder در اینه که فول ادر carry ورودی می پذیره ولی هاف ادر carry ورودی نمی پذیره ولی هردو carry خروجی و sum رو تولید میکنند. ...
Survival در جایگاه اسم: His survival was a miracle after the accident زنده ماندن او پس از حادثه یک معجزه بود. her chances of survival are not good ...
Survival در جایگاه اسم: His survival was a miracle after the accident زنده ماندن او پس از حادثه یک معجزه بود. her chances of survival are not good ...
From now on, we have a regular meeting every Tuesday از این به بعد، هر سه شنبه جلسه ی منظمی داریم.
دوستان دقت کنید Progress در جایگاه فعل و اسم تلفظ آن فرق میکند. در جایگاه اسم: ( Progress: ( 'prɑgrəs در جایگاه فعل: Progress: prə'grɛs در جایگاه ...
Interestدر جایگاه اسم: [U] we both have an interest in music ما هر دو یک سلیقه داریم در موزیک یا هم سلیقه هستیم در موزیک Interest در جایگاه فعل: Her ...
Interestدر جایگاه اسم: [U] we both have an interest in music ما هر دو یک سلیقه داریم در موزیک یا هم سلیقه هستیم در موزیک Interest در جایگاه فعل: Her ...
Regular در جایگاه صفت: Is he your regular doctor? آیا او پزشک همیشگی ( معمول ) شما هست؟ His heartbeat is strong and regular ضربان قلب او قوی و منظم ...
Regular در جایگاه صفت: Is he your regular doctor? آیا او پزشک همیشگی ( معمول ) شما هست؟ His heartbeat is strong and regular ضربان قلب او قوی و منظم ...
Regular در جایگاه صفت: Is he your regular doctor? آیا او پزشک همیشگی ( معمول ) شما هست؟ His heartbeat is strong and regular ضربان قلب او قوی و منظم ...
در جایگاه اسم: ?Do you know the dangers of smoking آیا خطرات سیگار کشیدن را میدانی؟ Endanger در جایگاه فعل: smoking can endanger your health سیگار ...
در جایگاه اسم: ?Do you know the dangers of smoking آیا خطرات سیگار کشیدن را میدانی؟ Endanger در جایگاه فعل: smoking can endanger your health سیگار ...
danger در جایگاه اسم: ?Do you know the dangers of smoking آیا خطرات سیگار کشیدن را میدانی؟ Endanger در جایگاه فعل: smoking can endanger your heal ...
Interestدر جایگاه اسم: [U] we both have an interest in music ما هر دو یک سلیقه داریم در موزیک یا هم سلیقه هستیم در موزیک Interest در جایگاه فعل: Her ...
Regular در جایگاه صفت: Is he your regular doctor? آیا او پزشک همیشگی ( معمول ) شما هست؟ His heartbeat is strong and regular ضربان قلب او قوی و منظم ...
به این معنی هم می تونه باشه: کاری را خوب انجام دادن، به تعهد یا انتظار عمل کردن، موفق شدن در انجام وظیفه یا رسیدن به نتیجه مطلوب، عملکرد عالی یا د ...
اگر فقط بگوییم couple ( بدون of و بدون اسم بعدش ) ، بیشتر منظور زن و شوهر یایک زوج است. اگر بگوییم a couple of noun ، یعنی ، دو تا، چندتا یا دو سه ...
Nothing left=معنی تحت اللفظی:دیگر چیزی باقی نمانده Left در جایگاه صفت معنی باقیمانده میدهد Nothing هیچ چیز که در جایگاه ضمیر است Proud of the strengt ...
یک اصطلاح هست و مفهوم آن ، بسته به موضوع و ترجمه mine می تواند تغییر کنه . ( برای ضمیر مالکیت ) :مستقیماً به چیزی که به من مربوط بود برخورد کردم ( ...
Don't be so childish His childish dream never faded Don’t be childish, it’s just a game! Please don’t be childish during the meeting
. That's against the law . he is against seeing him ( does not want to see )
Cold در جایگاه صفت2کاربرد داره:1سردی فیزیکی: It's cold outside The tea got cold 2سردی عاطفی/رفتاری: She gave me a cold stare He has a cold personali ...
نزدیک من بمان ( تو موقعیت های معمولی، راهنمایی، عاطفی میشه ازش استفاده کرد ) "The museum is crowded today. Stay close to meبا لحن معمولی. As your ...
Outside به عنوان حرف اضافه ( Preposition ) نقش:رابطهٔ مکانی بین دو چیز رو نشون میده ( معمولاً به معنی خارج از یا بیرون از ) . - The cat is outsid ...
دیگر کار از کار گذشته تصمیم نهایی گرفته شده و نمی توان آن را تغییر داد سرنوشت رقم خورده است "We’ve signed the contract. The die is cast. " ( قراردا ...
"Second - guessing yourself" یک اصطلاح رایج در انگلیسی است که به معنای: �شک کردن به خودت�، �پس اندیشیِ زیاد� یا �دائماً تصمیمات خود را زیر سؤال بردن ...
He left and she arrived shortly after ترکیب shortly after معنیش میشه ( کمی بعد ) He left and she arrived after اینجا after به عنوان قید استفاده ...
( به این معنی است که ) :means that فونتیک آمریکن /miːnz/
1. Catch you later: - معنی: بعداً بهت ملحق می شم، همون بعدا میبینمت هم معنی میده - نوعش غیررسمی و دوستانه تر. - استفاده معمولاً بین دوستان و در م ...
کلمه "read" دو نوع تلفظ داره ( با توجه به فونتیک ) که به زمان و گرامر بستگی داره: 1. **/riːd/**: این تلفظ برای زمان حال است. مثلاً: - I read a book ...