تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

⬜ leisure time= اوقات فراغت ⚪ These days, my sister and I spend a lot of time learning, but in our leisure time, we go outside and play volleyball ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

🟪What is it like? یعنی چه جوریه؟ / چه شکلیه؟ / چه حسی داره؟ و برای پرسیدن درباره ویژگی یا تجربه یک چیز استفاده میشه. اینجا like حرف اضافه هست. وقتی ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

رجوع شود به duty

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

🟪What is it like? یعنی چه جوریه؟ / چه شکلیه؟ / چه حسی داره؟ و برای پرسیدن درباره ویژگی یا تجربه یک چیز استفاده میشه. اینجا like حرف اضافه هست. مثلا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟣Like / About / Approximately برای بیان مقدار تقریبی🟣 هر سه می تونن برای گفتن ( حدوداً / تقریباً ) استفاده بشن، اما از نظر رسمیت و لحن با هم فرق دا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟣Like / About / Approximately برای بیان مقدار تقریبی🟣 هر سه می تونن برای گفتن ( حدوداً / تقریباً ) استفاده بشن، اما از نظر رسمیت و لحن با هم فرق دا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟣Like / About / Approximately برای بیان مقدار تقریبی🟣 هر سه می تونن برای گفتن ( حدوداً / تقریباً ) استفاده بشن، اما از نظر رسمیت و لحن با هم فرق دا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

🟫 income tax= مالیات بر درآمد 🟤 Income tax takes up a big part of my salary. مالیات بر درآمد بخش زیادی از حقوقم رو میگیره. 🟤 I have to pay in ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟫 چند مثال با income : 🟤 My income is not bad. درآمدم بد نیست. 🟤 The staff complained because their income was so low. کارکنان شکایت کردند چو ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

I'm over the moon == I'm so happy ⬜ I'm over the moon: خیلی خوشحالم/از خوشحالی تو پوست خودم نمی گنجم ⚪ I'm over the moon that I got accepted to Oxfo ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟩Earn 🟢پول درآوردن / حقوق گرفتن ( در ازای کار ) 🟢 به دست آوردن / کسب کردن ( چیزی در ازای تلاش ) 🟢سزاوار شدن / لایق بودن 🟢 I earn $25, 000 a y ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟦 Chance = احتمال، فرصت، شانس، تصادف، ریسک. 🟦 by chance یعنی تصادفی، take a chance یعنی ریسک کردن، stand a chance یعنی شانس داشتن، chances are یع ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

📑 یک سری از کلمات مربوط به محیط کار ۱. Work environment = محیط کار ۲. Income = درآمد ۳. Salary = حقوق ( ماهانه یا سالانه ) ۴. Commission = کارمزد ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

📑 یک سری از کلمات مربوط به محیط کار ۱. Work environment = محیط کار ۲. Worker = کارگر ۳. Salary = حقوق ( ماهانه یا سالانه ) ۴. Commission = کارمزد ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

📑 یک سری از کلمات مربوط به محیط کار ۱. Work environment = محیط کار ۲. Worker = کارگر ۳. Salary = حقوق ( ماهانه یا سالانه ) ۴. Commission = کارمزد ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟩 Commission = کارمزد / پورسانت یعنی مبلغی که به کسی بابت فروش یا انجام یک کار پرداخت می شه ( معمولاً درصدی از فروش ) . هم می تونه قابل شمارش باشد ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

⬜ get on someone's nerves = رو اعصاب کسی راه رفتن ⚪ My coworker is getting on my nerves. همکارم داره رو اعصابم راه می ره. ⚪ That noise is gettin ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

⚪ A: This traffic is terrible! ⚪ B: Tell me about it! I've been stuck here for an hour. A: این ترافیک وحشتناکه! B: به من نگو/اخ گفتی ! یه ساعته ای ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

⚪ The company pays a fair wage to all workers. شرکت به همه ی کارگران دستمزد منصفانه می دهد. ⚪ Do you know what the minimum wage is in this state? ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟪Get paid = be paid🟪 🟪Get paid حقوق/دستمزد گرفتن، Get paid نسبت به be paid محاوره ای تر و رایج تره در گفتار. 🟪 Be paid حقوق/دستمزد گرفتن، خنث ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

🟪Get paid = be paid🟪 🟪Get paid حقوق/دستمزد گرفتن، Get paid نسبت به be paid محاوره ای تر و رایج تره در گفتار. 🟪 Be paid حقوق/دستمزد گرفتن، خنث ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

⬛ overtime= اضافه کاری ⚫ I worked a lot of overtime last week because we had a big project at the office. هفته ی گذشته خیلی اضافه کاری کردم چون یک ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

⬜ Working conditions= شرایط کاری ⚪ The working conditions at my new job are really good. شرایط کاری در شغل جدیدم واقعاً خوب هست. ⚪ What are the w ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

Employee satisfaction is important to our company رضایت کارمندها برای شرکت ما مهمه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

⚪ Employee و Staff⚪ ⚫Employee = یعنی کارمند و رسمی و حقوقی تر، قابل شمارش و یکم تخصصی ترهست ⚫Staff = یعنی کارکنان ⚪Employee چون اسم قابل شمارش هست ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

⚪ Employee و Staff⚪ ⚫Employee = یعنی کارمند و رسمی و حقوقی تر، قابل شمارش و یکم تخصصی ترهست ⚫Staff = یعنی کارکنان ⚪Employee چون اسم قابل شمارش هست ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

🟤health, wellness, well - being 🟤 این سه کلمه مترادف هستند 🟢 Health = سلامت، بهبودی، تندرستی عمومی ترین و رایج ترین کلمه برای صحبت دربارهٔ سلام ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟤health, wellness, well - being 🟤 این سه کلمه مترادف هستند 🟢 Health = سلامت، بهبودی، تندرستی عمومی ترین و رایج ترین کلمه برای صحبت دربارهٔ سلام ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

🟤health, wellness, well - being 🟤 این سه کلمه مترادف هستند 🟢 Health = سلامت، بهبودی، تندرستی عمومی ترین و رایج ترین کلمه برای صحبت دربارهٔ سلام ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟢Wellness is important. سلامتی مهم است. 🟢I care about my wellness. من به سلامتی ام اهمیت می دهم. 🟢Does your company have a wellness program? ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟤This equipment is very old. این تجهیزات خیلی قدیمی است. 🟤We need new equipment for the office. ما برای دفتر به تجهیزات جدید نیاز داریم. 🟤Do ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟠This product is very popular این محصول خیلی محبوب است. 🟠 When will my product get to me? Or when will my product arrive? کی محصولم بدستم میرسه ی ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

🟫 in charge = مسئول / سرپرست 🟤 She is in charge of the office. او مسئول دفتر هست. 🟤 Who is in charge here? اینجا کی مسئول هست؟ 🟤 I am not in ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟫 in charge = مسئول / سرپرست 🟤 She is in charge of the office. او مسئول دفتر هست. 🟤 Who is in charge here? اینجا کی مسئول هست؟ 🟤 I am not in ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

⬛responsible for ( مسئولِ / پاسخگویِ ) ⚫I am responsible for the new project. من مسئول پروژه ی جدید هستم. ⚫Are you responsible for training the s ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

⬜day to day ( روزمره / روز به روز ) ⚪ I have a lot of day - to - day tasks. من کارهای روزمره ی زیادی دارم. ⚪ What is your day - to - day routine ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

🟧deal with ( سر و کار داشتن با / رسیدگی کردن به/ کنار اومدن با ) 🟠she deals with customers every day. او هر روز با مشتری ها سر و کار داره. 🟠Do ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟦involve ( شامل شدن / در بر گرفتن ) 🔵her job involves talking to people. شغل او شامل صحبت کردن با مردم هست. 🔵Does your work involve a lot of tr ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

🟠 Ambition = بلندپروازی، جاه طلبی، آرزو یا هدف بزرگ 🟧 ambition ( اسم ) noun هست 🟠 She has big ambitions for her future. او برای آینده اش آرزوها ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟠 Ambition = بلندپروازی، جاه طلبی، آرزو یا هدف بزرگ 🟧 ambition ( اسم ) noun هست 🟠 She has big ambitions for her future. او برای آینده اش آرزوها ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🟤She has a lot of determination to learn English. او اراده زیادی برای یادگیری انگلیسی داره. 🟤His determination helped him find a new job. ارا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟣Don’t let one bad day discourage you. نذار یه روز بد دلسردت کنه. 🟣 His words discouraged her from trying again. حرف هاش اون رو از دوباره تلاش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🟡I always encourage my sister to speak English. من همیشه خواهرمو تشویق می کنم انگلیسی حرف بزنه. 🟡My teacher encouraged me to ask more questions. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

We spontaneously decided to explore the city after finishing our work. بعد از تمام کردن کارمان، خودجوش تصمیم گرفتیم شهر را بگردیم. She spontaneous ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🟤 صاف تر ( از نظر سطح ) This glass table is smoother than the wooden one. این میز شیشه ای از میز چوبی صاف تر هست. 🟤 نرم تر ( از نظر بافت ) وقت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟤 ناراحت، آزرده، اذیت شده I was bothered by the noise upstairs. از سر و صدای طبقهٔ بالا اذیت شدم. He looks really bothered. به نظر میاد خیلی ن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

This workout is draining, but I enjoy it. این تمرین ورزشی خسته کننده هست، اما ازش لذت می برم. It was a really draining day. یک روز واقعاً خسته کن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟤 تفاوت Vacation / Time Off / Comp Time 🟤 این سه اصطلاح همگی به نوعی با ( مرخصی و دور بودن از کار ) ارتباط دارند، اما معنی دقیقشون یکم متفاوته. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🟤 تفاوت Vacation / Time Off / Comp Time 🟤 این سه اصطلاح همگی به نوعی با ( مرخصی و دور بودن از کار ) ارتباط دارند، اما معنی دقیقشون یکم متفاوته. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🟤 تفاوت Vacation / Time Off / Comp Time 🟤 این سه اصطلاح همگی به نوعی با ( مرخصی و دور بودن از کار ) ارتباط دارند، اما معنی دقیقشون یکم متفاوته. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟣 تفاوت Engaged in / Engaged with / Engaged to🟣 ما می تونیم از Engaged in و Engaged with برای زمانی استفاده کنیم که بخوایم بگیم با یک فعالیت، چیز، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🟣 تفاوت Engaged in / Engaged with / Engaged to🟣 ما می تونیم از Engaged in و Engaged with برای زمانی استفاده کنیم که بخوایم بگیم با یک فعالیت، چیز، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟣 تفاوت Engaged in / Engaged with / Engaged to🟣 ما می تونیم از Engaged in و Engaged with برای زمانی استفاده کنیم که بخوایم بگیم با یک فعالیت، چیز، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🟤It has been ages/It has been a while تفاوت🟤 هر دو عبارت برای گفتن این استفاده می شوند که مدتی از آخرین باری که کاری انجام داده ایم یا کسی را دیده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🟤It has been ages/It has been a while تفاوت🟤 هر دو عبارت برای گفتن این استفاده می شوند که مدتی از آخرین باری که کاری انجام داده ایم یا کسی را دیده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Your presentation was absolutely excellent yesterday; I really loved how clearly you explained all the complicated data. ارائه ی دیروزت واقعاً عالی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🟫Look forward to look forward to یعنی مشتاقانه منتظر چیزی بودن / بی صبرانه منتظر چیزی بودن. 🟤نکته گرامری: بعد از look forward to اگر بخوایم فعل بی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟫Look forward to look forward to یعنی مشتاقانه منتظر چیزی بودن / بی صبرانه منتظر چیزی بودن. 🟤نکته گرامری: بعد از look forward to اگر بخوایم فعل بی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

You sound very upbeat this morning. امروز صبح خیلی سرحال ( سرزنده ) بنظر میرسی. I feel more upbeat after drinking coffee. بعد از خوردن قهوه بیشتر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تفاوت بین enjoy و pleasure : 🟢 enjoy = فعل → از چیزی لذت بردن تمرکز روی تجربه و عملِ لذت بردنِ شخص است. I enjoy attending the royal ball. از شر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تفاوت بین enjoy و pleasure : 🟢 enjoy = فعل → از چیزی لذت بردن تمرکز روی تجربه و عملِ لذت بردنِ شخص است. I enjoy attending the royal ball. از شر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🟣تفاوت used to - be used to - get used to 🟣 🟡 از Used to زمانی استفاده میشه که بخوایم بگیم در گذشته عادت داشتیم که یک کاری رو انجام بدیم ولی الان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟣تفاوت used to - be used to - get used to 🟣 🟡 از Used to زمانی استفاده میشه که بخوایم بگیم در گذشته عادت داشتیم که یک کاری رو انجام بدیم ولی الان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🟣تفاوت used to - be used to - get used to 🟣 🟡 از Used to زمانی استفاده میشه که بخوایم بگیم در گذشته عادت داشتیم که یک کاری رو انجام بدیم ولی الان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟢I've realized that I belong in the academic environment من فهمیدم ( فهمیده ام ) که به محیط دانشگاهی تعلق دارم. 🟢 My favorite environment at univ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟩 Scholarship بورسیه ی تحصیلی I'm glad that I was able to get a scholarship from a Japanese university. خوشحالم که تونستم از یک دانشگاه ژاپنی بورس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🛫emigrate from خروج از کشور فعلی برای مثال: I emigrated from Iran من از ایران مهاجرت کردم. 🛬immigrate to ورود به کشور جدید برای مثال: I immigra ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🛫emigrate from خروج از کشور فعلی برای مثال: I emigrated from Iran من از ایران مهاجرت کردم. 🛬immigrate to ورود به کشور جدید برای مثال: I immigra ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

This cake is so moist and soft that it melts in my mouth این کیک اونقدر تَر و نرمه که توی دهنم آب می شه. I put some cream on my face to keep my ski ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

It was raining heavily, so I just stayed in bed all day. بارون سنگینی می اومد، برای همین کل روز توی تخت موندم. Don't put salt on your food too hea ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

When I get thirsty, I prefer water over juice وقتی تشنه می شوم، آب را به آبمیوه ترجیح می دهم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

My room has been messy for 3 days because I haven't had time to clean it اتاقم سه روزه به هم ریخته چون وقت نکردم تمیزش کنم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The little cafe near my house is so cozy, with wooden chairs, warm lighting, and the smell of fresh coffee that is everywhere. کافه ی کوچیک کنار خون ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟣خصوصیت / خصلت Honesty is my favorite quality in a person. راستگویی بهترین خصوصیتی ست که توی یه آدم دوست دارم. She has a very good quality: she i ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟣 تفاوت Relax، Wind down و Kick back🟣 هر سه به استراحت و آرام شدن مربوط هستند، اما حس و کاربردشان کمی متفاوت است 🟢 1. Relax = آرام شدن / استراحت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟣 تفاوت Relax، Wind down و Kick back🟣 هر سه به استراحت و آرام شدن مربوط هستند، اما حس و کاربردشان کمی متفاوت است 🟢 1. Relax = آرام شدن / استراحت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟣 تفاوت Relax، Wind down و Kick back🟣 هر سه به استراحت و آرام شدن مربوط هستند، اما حس و کاربردشان کمی متفاوت است 🟢 1. Relax = آرام شدن / استراحت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟢 تفاوت Go over و Review🟢 🟩 در واقع Review هم در محیط های رسمی، کاری و نوشتاری کاربرد بیشتری داره و در مکالمهٔ روزمره هم رایج هست و همینطور میتونه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🟢 تفاوت Go over و Review🟢 🟩 در واقع Review هم در محیط های رسمی، کاری و نوشتاری کاربرد بیشتری داره و در مکالمهٔ روزمره هم رایج هست و همینطور میتونه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🟣 تفاوت write down وjot down 🟣 🟢 Write down = نوشتن / یادداشت کردن Write down یعنی چیزی رو بنویسی یا یادداشت کنی. تمرکزش روی خود عملِ نوشتن هست ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟢 Write down = نوشتن / یادداشت کردن Write down یعنی چیزی رو بنویسی یا یادداشت کنی. تمرکزش روی خود عملِ نوشتن هست و لزوماً نشون نمیده که سریع، کوتا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟦 معنی اول: ریلکس کردن / لم دادن 🔵She kicked back on the grass and looked at the clouds. او روی چمن لم داد و به ابرها نگاه کرد. 🔵Let's kick bac ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🟢 Go with 🟩1. انتخاب کردن / تصمیم گرفتن که یک گزینه رو انتخاب کنیم وقتی بین گزینه ها تصمیم می گیریم یکی رو انتخاب کنیم و با همون پیش بریم یا ممکنه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔵 Make sense make sense یعنی چیزی منطقی، قابل فهم باشه. می تونیم دربارهٔ موضوع ، توضیحات، داستان، تصمیم، رفتار، برنامه یا یک موقعیت استفاده کنیم. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Take a deep breath and trust your instinct. یه نفس عمیق بکش و به حس درونیت اعتماد کن. You should trust your instincts. They are usually right. ت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🟣تفاوت read, study, go over, flip through🟣 read → صرفاً خواندن study → برای یادگیری/درس خواندن go over → مرور یا بررسی کردن flip through → سریع ور ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🟣تفاوت read, study, go over, flip through🟣 read → صرفاً خواندن study → برای یادگیری/درس خواندن go over → مرور یا بررسی کردن flip through → سریع ور ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🟣تفاوت read, study, go over, flip through🟣 read → صرفاً خواندن study → برای یادگیری/درس خواندن go over → مرور یا بررسی کردن flip through → سریع ور ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

🟣تفاوت read, study, go over, flip through🟣 read → صرفاً خواندن study → برای یادگیری/درس خواندن go over → مرور یا بررسی کردن flip through → سریع ور ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

When I was a child, I had a beautiful misconception. I thought that clouds were made of cotton candy! وقتی بچه بودم، یک تصور اشتباهِ قشنگ داشتم. فکر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🟤 Dough Dough معمولاً مخلوطی سفت تر و شکل پذیرتر از batter است که می توان آن را ورز داد، پهن کرد یا شکل داد. مثلاً: bread dough → خمیر نان🍞 pizza ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🟠 Batter Batter معمولاً یک مخلوط نرم، روان یا نیمه روان است که معمولاً آن را می ریزیم داخل قالب، تابه و. . . . . . مثلاً: cake batter → مایهٔ کیک🍰 ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟣تاریخ انقضا 🔴I gave the milk a sniff. It smelled bad, so I checked the expiration date. It had expired یه بویِ کوتاه از شیر کشیدم. بوی بدی می د ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

یک بوی سریع و کوتاه از چیزی کشیدن مثلا عطر ، غذا و. . . مخصوصاً برای چک کردن اینکه مادهٔ غذایی خراب شده یا نه؛ مثلاً شیر یا آبمیوه رو باز می کنید و ی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔵You bought this phone for 10 dollars? Give me a break! این گوشی رو ۱۰ دلار خریدی؟ گرفتی ما رو! 🔵He can run 100 meters in ۵ seconds? Give me a b ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

a little more = برای اسم های غیرقابل شمارش a few more = برای اسم های قابل شمارشِ جمع 🟠 a little more Can I have a little more water, please? میشه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

این همون چیزیه که. . . . . . . This is what I eat for breakfast. این همون چیزیه که من برای صبحونه می خورم. This is what I do every day. این همو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آن همان چیزی هست که . . . . . . That is what I want for my birthday. ( اون ) همون چیزیه که برای تولدم می خوام. That is what makes me happy. ( ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در ادامه توضیحات قبلی: 🟣feel like noun / V - ing میل ( مثلا دلم میخواد. . . ) /حوصلهٔ چیزی رو داشتن Feel like یک کاربرد دیگه هم داره: 🟣 . . . . ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Before I head to bed, I write down a summary in English of everything I did during the day. قبل از اینکه برم بخوابم، یه خلاصه ی انگلیسی از تمام کار ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Every morning, I head out with my husky for a jog. He's very frisky, and I really enjoy running with him. هر روز صبح، با هاسکیم از خونه بیرون می زن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🟢 کنار هم چیدن سرنخ ها و به نتیجه رسیدن: She was late and her eyes were red. I put two and two together and realized she had been crying. او دیر کر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Complete به عنوان صفت: I have a complete set of dishes I have a complete set of keys. We need a complete list of names. Is the set complete? من یک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

کیک فنجانی، کیک یزدی خودمون After lunch, I feel like having something sweet, like one or two chocolate muffins. بعد از ناهار، دلم می خواد یه چیز ش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

Last night I got a bit peckish so I headed to the kitchen, brewed some tea, and had it with some chocolate muffins. دیشب یه کم گرسنه شدم برای همین ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Miscarriage ینی از دست رفتن بارداری به صورت خودبه خودی و سقط ناخواسته جنین. Abortion ینی پایان عمدی بارداری مثلا با تصمیم/مداخله پزشکی مثلا برای سلا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

چای دم کردن In the afternoon, I usually take a short break, head to the kitchen, brew some tea, have a cup, and then get back to work. بعدازظهرها ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

جمع کردن / به پایان رساندن ( کار، جلسه، پروژه، قرارداد، پرونده، ماجرا ) Let's wrap up the meeting. بیا جلسه رو تموم کنیم / جمعش کنیم. I want to ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

زمانی استفاده می شه که بخوایم بگیم حوصله انجام اون کارو داریم یا دلمون میخواد انجامش بدیم بعد ازlike از فعل ( با ing ) استفاده میکنیم یا یک اسم مثلا: ...

پیشنهاد
٢

زمانی استفاده می شه که بخوایم بگیم حوصله انجام اون کارو نداریم یا دلمون نمی خواد. بعد ازlike از فعل با ing استفاده میکنیم یا یک اسم مثلا: I don't f ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Takeout ینی غذای بیرون بر، که میتونید تو ماشین، خونه ، جنگل یا هر مکان دیگه ای بخورید. Yesterday when I got home I was too tired to cook so I said ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Sometimes when I am frustrated, I talk to my sister to shake it off. Before putting on your coat, shake the dust off. The dog shook the snow off ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

She wants to get into politics The way she talks about politics is amazing! get into = وارد شدن به یک حوزه مثلا سیاست اون میخواد وارد سیاست بشه طر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Watching the sunset gives me a peaceful feeling . Walking in the forest gives me a peaceful feeling. تماشای غروب آفتاب به من یه حس آرامش بخش میده ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Imagine you are meeting some new people ( who are ) speaking Japanese to you, and you can understand and speak fluently. It's amazing! تصور کن با چن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Get out of the car hop out of the car get out of بیشتر به لحن شخص بستگی داره مثلا وقتی که عصبانی هستیم یا خنثی هستیم و عمومی تره که میگیم از ماشین ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

get out of میتونه هم معنی خارج شدن ذهنی داشته باشه هم فیزیکی Sometimes when I'm tired, I prefer watching Japanese anime because it helps me get out ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدتر شدن چیزی ( مخصوصاً وقتی اوضاع از قبل بد بوده و حالا بدتر شده ) . These days everything is tough for me and reflecting on the future makes it ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Before I go outside, I pack my bag with everything I need: my keys, phone, water bottle. . . قبل از اینکه بیرون برم، کیفم را با هر چیزی که نیاز دا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

I have an appointment with the doctor on Tuesday. من روز سه شنبه با پزشک وقت ملاقات دارم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

sometimes I drink green tea because it feels light and fresh گاهی وقتا چای سبز می نوشم به خاطر اینکه حس سبکی و تازگی داره

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

she makes me feel comfortable. These shoes are comfortable. I feel comfortable with this project. او باعث میشه من احساس راحتی کنم. این کفش ها ر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

The government abolished slavery several years ago. . دولت چندین سال پیش قانون بردهداری را لغو کرد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مانع کاری شدن / سد راه شدن Don't let fear get in the way of your dreams. نگذار ترس سد راه رویاهایت شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

خودشناسی - خودآگاهی I wish that I could fake it, but I’m way too self - aware. کاش میتونستم تظاهر کنم، ولی زیادی خودمو میشناسم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Yesterday, while I was working on my project, I got frustrated for a bit, so I put the project aside, stepped ( past of step ) outside to get some fr ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

هوای تازه Sometimes I step outside to get some fresh air گاهی وقتا یک قدمی بیرون می زنم تا هوای تازه ای بگیرم ( بخورم )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

When I start speaking Japanese, I feel more confident because I have tried very hard to speak it well for the last few months. وقتی شروع به صحبت ک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

These days I'm frustrated and a bit tired because I'm working on a project with my advisor, but he doesn't help me at all – even though he was the on ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیاده روی کردن/قدم زدن In the afternoon, I usually go outside to take a walk because it helps me stay energetic, just like I feel in the mornings. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

I repeat short phrases aloud to practice speaking. I repeat short phrases out loud to practice speaking. عبارت های کوتاه را بلند تکرار می کنم تا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

I repeat short phrases aloud to practice speaking. I repeat short phrases out loud to practice speaking. عبارت های کوتاه را بلند تکرار می کنم تا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

I repeat short phrases out loud to practice speaking عبارت های کوتاه رو بلند تکرار می کنم تا صحبت کردن ( مکالمه ) رو تمرین کنم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

I'm proud of my progress in learning Japanese. به پیشرفتم در یادگیری زبان ژاپنی افتخار می کنم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Today when I woke up, first I reached for my phone to check the emails امروز وقتی از خواب بیدار شدم، اول از همه دستم رو به سمت گوشیم دراز کردم ( که ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Every morning when I wake up, first I stretch my arms, . yawn a little and slowly get up هر روز صبح وقتی از خواب بیدار می شوم، اول دست هایم را می ک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. طعم تلخ This lemon is very bitter. I don't like bitter chocolate. You left the tea too long; now it's bitter. این لیمو خیلی تلخ است. من ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

Every morning when I wake up, I lie in bed for a few minutes and think about the day ahead. هر روز صبح وقتی از خواب بیدار می شوم چند دقیقه در تخت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

. After about 5 minutes, I put my phone away بعد از حدوداً ۵ دقیقه، گوشی رو کنار گذاشتم.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

. While I was exercising the power went out حین اینکه داشتم ورزش می کردم برق رفت.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

در مباحث کامپیوتر: عملکرد گیتxor به این صورت است: زمانی که تعداد 1 های ورودی فرد باشد خروجی 1 میشود و زمانی که که تعداد 1های ورودی زوج باشد خروجی 0 م ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در مباحث کامپیوتر: عملکرد گیتxor به این صورت است: زمانی که تعداد 1 های ورودی فرد باشد خروجی 1 میشود و زمانی که که تعداد 1های ورودی زوج باشد خروجی 0 م ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

در مدار منطقی و معماری کامپیوتر: گیت nor درواقع به این صورت است: NOR= or بعلاوهnot نکته: گیت or مانند جمع در ریاضیات عمل میکند: در گیت or زمانی که 2 ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

در مبحث مدار منطقی و معماری کامپیوتر: NAND= and بعلاوهnot در گیت and زمانی که دو ورودی به اسم A, B داشته باشیم: نکته: گیت and مانند ضرب در ریاضیات ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت multiplexer با decoder در این هست که در multiplexer ما چندین ورودی و فقط یک خروجی داریم و با استفاده از selectorها مشخص می کنیم که کدوم ورودی ب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت Full Adder با Half Adder در اینه که فول ادر carry ورودی می پذیره ولی هاف ادر carry ورودی نمی پذیره ولی هردو carry خروجی و sum تولید میکنند به ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت Full Adder با Half Adder در اینه که فول ادر carry ورودی می پذیره ولی هاف ادر carry ورودی نمی پذیره ولی هردو carry خروجی و sum رو تولید میکنند. ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

Survival در جایگاه اسم: His survival was a miracle after the accident زنده ماندن او پس از حادثه یک معجزه بود. her chances of survival are not good ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٧

Survival در جایگاه اسم: His survival was a miracle after the accident زنده ماندن او پس از حادثه یک معجزه بود. her chances of survival are not good ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٩

From now on, we have a regular meeting every Tuesday از این به بعد، هر سه شنبه جلسه ی منظمی داریم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١١

دوستان دقت کنید Progress در جایگاه فعل و اسم تلفظ آن فرق میکند. در جایگاه اسم: ( Progress: ( 'prɑgrəs در جایگاه فعل: Progress: prə'grɛs در جایگاه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

Interestدر جایگاه اسم: [U] we both have an interest in music ما هر دو یک سلیقه داریم در موزیک یا هم سلیقه هستیم در موزیک Interest در جایگاه فعل: Her ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

Interestدر جایگاه اسم: [U] we both have an interest in music ما هر دو یک سلیقه داریم در موزیک یا هم سلیقه هستیم در موزیک Interest در جایگاه فعل: Her ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

Regular در جایگاه صفت: Is he your regular doctor? آیا او پزشک همیشگی ( معمول ) شما هست؟ His heartbeat is strong and regular ضربان قلب او قوی و منظم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

Regular در جایگاه صفت: Is he your regular doctor? آیا او پزشک همیشگی ( معمول ) شما هست؟ His heartbeat is strong and regular ضربان قلب او قوی و منظم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Regular در جایگاه صفت: Is he your regular doctor? آیا او پزشک همیشگی ( معمول ) شما هست؟ His heartbeat is strong and regular ضربان قلب او قوی و منظم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

در جایگاه اسم: ?Do you know the dangers of smoking آیا خطرات سیگار کشیدن را میدانی؟ Endanger در جایگاه فعل: smoking can endanger your health سیگار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در جایگاه اسم: ?Do you know the dangers of smoking آیا خطرات سیگار کشیدن را میدانی؟ Endanger در جایگاه فعل: smoking can endanger your health سیگار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

danger در جایگاه اسم: ?Do you know the dangers of smoking آیا خطرات سیگار کشیدن را میدانی؟ Endanger در جایگاه فعل: smoking can endanger your heal ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

Interestدر جایگاه اسم: [U] we both have an interest in music ما هر دو یک سلیقه داریم در موزیک یا هم سلیقه هستیم در موزیک Interest در جایگاه فعل: Her ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

Regular در جایگاه صفت: Is he your regular doctor? آیا او پزشک همیشگی ( معمول ) شما هست؟ His heartbeat is strong and regular ضربان قلب او قوی و منظم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

به این معنی هم می تونه باشه: کاری را خوب انجام دادن، به تعهد یا انتظار عمل کردن، موفق شدن در انجام وظیفه یا رسیدن به نتیجه مطلوب، عملکرد عالی یا د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اگر فقط بگوییم couple ( بدون of و بدون اسم بعدش ) ، بیشتر منظور زن و شوهر یایک زوج است. اگر بگوییم a couple of noun ، یعنی ، دو تا، چندتا یا دو سه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

Nothing left=معنی تحت اللفظی:دیگر چیزی باقی نمانده Left در جایگاه صفت معنی باقیمانده میدهد Nothing هیچ چیز که در جایگاه ضمیر است Proud of the strengt ...

پیشنهاد
٥

یک اصطلاح هست و مفهوم آن ، بسته به موضوع و ترجمه mine می تواند تغییر کنه . ( برای ضمیر مالکیت ) :مستقیماً به چیزی که به من مربوط بود برخورد کردم ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

Don't be so childish His childish dream never faded Don’t be childish, it’s just a game! Please don’t be childish during the meeting

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

. That's against the law . he is against seeing him ( does not want to see )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

Cold در جایگاه صفت2کاربرد داره:1سردی فیزیکی: It's cold outside The tea got cold 2سردی عاطفی/رفتاری: She gave me a cold stare He has a cold personali ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

نزدیک من بمان ( تو موقعیت های معمولی، راهنمایی، عاطفی میشه ازش استفاده کرد ) "The museum is crowded today. Stay close to meبا لحن معمولی. As your ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

Outside به عنوان حرف اضافه ( Preposition ) نقش:رابطهٔ مکانی بین دو چیز رو نشون میده ( معمولاً به معنی خارج از یا بیرون از ) . - The cat is outsid ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

دیگر کار از کار گذشته تصمیم نهایی گرفته شده و نمی توان آن را تغییر داد سرنوشت رقم خورده است "We’ve signed the contract. The die is cast. " ( قراردا ...

پیشنهاد
٤

"Second - guessing yourself" یک اصطلاح رایج در انگلیسی است که به معنای: �شک کردن به خودت�، �پس اندیشیِ زیاد� یا �دائماً تصمیمات خود را زیر سؤال بردن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

He left and she arrived shortly after ترکیب shortly after معنیش میشه ( کمی بعد ) He left and she arrived after اینجا after به عنوان قید استفاده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

( به این معنی است که ) :means that فونتیک آمریکن /miːnz/

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

1. Catch you later: - معنی: بعداً بهت ملحق می شم، همون بعدا میبینمت هم معنی میده - نوعش غیررسمی و دوستانه تر. - استفاده معمولاً بین دوستان و در م ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥١

کلمه "read" دو نوع تلفظ داره ( با توجه به فونتیک ) که به زمان و گرامر بستگی داره: 1. **/riːd/**: این تلفظ برای زمان حال است. مثلاً: - I read a book ...