flip through
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🟣تفاوت read, study, go over, flip through🟣
read → صرفاً خواندن
study → برای یادگیری/درس خواندن
go over → مرور یا بررسی کردن
flip through → سریع ورق زدن و نگاهی انداختن
📖 Read = خواندن
... [مشاهده متن کامل]
می تونه تفریحی، عادی یا حتی جدی باشه ( عمومی ترین و خنثی ترین گزینه )
I'm reading a book.
دارم کتاب می خونم.
📚 Study= مطالعه کردن / درس خواندن
معمولاً با هدف یادگیری و کسب دانش، آمادگی برای امتحان، فهم عمیق تر، مخصوصاً به صورت متمرکز است.
I need to study for my exam.
باید برای امتحانم درس بخونم.
📑 Go over= مرور کردن / با دقت بررسی کردن
go over میتونه نسبتاً دقیق و با دقت هم باشه. یعنی چیزی رو دوباره بررسی یا مرور می کنی تا بهتر متوجه شوی یا مطمئن شوی چیزی رو از دست نداده ای.
Let's go over the notes before the exam.
بیا قبل از امتحان جزوه ها رو مرور کنیم.
Can we go over this again?
میشه دوباره اینو مرور/بررسی کنیم؟
👀Flip through= ورق زدن / سریع نگاهی انداختن به صفحات
معمولاً بدون اینکه متن رو کامل و عمیق بخونی، صفحات رو سریع نگاه می کنی.
I flipped through the book before buying it.
قبل از خرید کتاب، یه نگاهی بهش انداختم / ورقش زدم.
read → صرفاً خواندن
study → برای یادگیری/درس خواندن
go over → مرور یا بررسی کردن
flip through → سریع ورق زدن و نگاهی انداختن
📖 Read = خواندن
... [مشاهده متن کامل]
می تونه تفریحی، عادی یا حتی جدی باشه ( عمومی ترین و خنثی ترین گزینه )
دارم کتاب می خونم.
📚 Study= مطالعه کردن / درس خواندن
معمولاً با هدف یادگیری و کسب دانش، آمادگی برای امتحان، فهم عمیق تر، مخصوصاً به صورت متمرکز است.
باید برای امتحانم درس بخونم.
📑 Go over= مرور کردن / با دقت بررسی کردن
go over میتونه نسبتاً دقیق و با دقت هم باشه. یعنی چیزی رو دوباره بررسی یا مرور می کنی تا بهتر متوجه شوی یا مطمئن شوی چیزی رو از دست نداده ای.
بیا قبل از امتحان جزوه ها رو مرور کنیم.
میشه دوباره اینو مرور/بررسی کنیم؟
👀Flip through= ورق زدن / سریع نگاهی انداختن به صفحات
معمولاً بدون اینکه متن رو کامل و عمیق بخونی، صفحات رو سریع نگاه می کنی.
قبل از خرید کتاب، یه نگاهی بهش انداختم / ورقش زدم.
معادل با
Flick through
🔸 معادل فارسی:
ورق زدن / سریع نگاه انداختن / مرور سطحی
در زبان محاوره ای:
یه نگاهی انداخت، سرسری ورق زد، فقط رد شد ازش، یه دور زد رو مطالب
________________________________________
... [مشاهده متن کامل]
🔸 تعریف ها:
1. ** ( فیزیکی – بصری ) :**
ورق زدن سریع صفحات کتاب، مجله یا دفترچه بدون تمرکز زیاد روی جزئیات
مثال: He flipped through the magazine while waiting.
در حال انتظار، مجله رو سرسری ورق زد.
2. ** ( استعاری – ذهنی یا احساسی ) :**
مرور سطحی خاطرات، اطلاعات یا احساسات بدون تأمل عمیق
مثال: She flipped through old memories in her mind.
خاطرات قدیمی رو تو ذهنش مرور کرد، بدون اینکه عمیق بشه.
3. ** ( دیجیتال – رسانه ای ) :**
مرور سریع کانال های تلویزیون، صفحات وب یا عکس ها در گوشی
مثال: I flipped through the channels but nothing caught my eye.
کانال ها رو بالا پایین کردم ولی چیزی جذبم نکرد.
________________________________________
🔸 مترادف ها:
browse – skim – glance at – leaf through – scan – scroll
ورق زدن / سریع نگاه انداختن / مرور سطحی
در زبان محاوره ای:
یه نگاهی انداخت، سرسری ورق زد، فقط رد شد ازش، یه دور زد رو مطالب
________________________________________
... [مشاهده متن کامل]
🔸 تعریف ها:
1. ** ( فیزیکی – بصری ) :**
ورق زدن سریع صفحات کتاب، مجله یا دفترچه بدون تمرکز زیاد روی جزئیات
مثال: He flipped through the magazine while waiting.
در حال انتظار، مجله رو سرسری ورق زد.
2. ** ( استعاری – ذهنی یا احساسی ) :**
مرور سطحی خاطرات، اطلاعات یا احساسات بدون تأمل عمیق
مثال: She flipped through old memories in her mind.
خاطرات قدیمی رو تو ذهنش مرور کرد، بدون اینکه عمیق بشه.
3. ** ( دیجیتال – رسانه ای ) :**
مرور سریع کانال های تلویزیون، صفحات وب یا عکس ها در گوشی
مثال: I flipped through the channels but nothing caught my eye.
کانال ها رو بالا پایین کردم ولی چیزی جذبم نکرد.
________________________________________
🔸 مترادف ها:
FA: "او در مطب دکتر، سریع مجله را ورق زد. "
... [مشاهده متن کامل]
FA: "کتاب درسی را ورق زدم اما جواب را پیدا نکردم. "
- FA: "کتاب/مجله/روزنامه را ورق زدن"
- FA: "صفحات را سریع مرور کردن"
- - -
FA: "او مدام کانالها را عوض میکرد و نمیتوانست تصمیم بگیرد چه چیزی تماشا کند. "
- FA: "کانالها را بالا و پایین کردن"
- - -
FA: "عکسهای مسافرتی را در گوشی او سریع مرور کردیم. "
FA: "معلم اسلایدهای ارائه را سریع مرور کرد. "
- FA: "عکسها را سریع نگاه کردن"
- FA: "اسلایدها را سریع رد کردن"
- - -
FA: "وکیل قبل از جلسه، مدارک را سریع مرور کرد. "
FA: "او یادداشتهایش را ورق زد تا فرمول درست را پیدا کند. "
- FA: "یادداشتها/کاغذها را سریع چک کردن"
| flip through a book | کتاب را ورق زدن |
| flip through channels | کانالها را عوض کردن |
| flip through photos | عکسها را سریع نگاه کردن |
| flip through notes | یادداشتها را مرور کردن |
عوض کردن ( کانال های تلویزیون )
مثال:
He phips through the channels frequently.
او مرتب کانال ها رو عوض می کنه.
مثال:
او مرتب کانال ها رو عوض می کنه.
تند تند ورق زدن ، ورق زدن ،
برانداز کردن
چرخ زدن در کانال ها
ورق زدن کتاب یا مجله با نیت جستجوی یه مطلب یا . . .
ورق زدن
نگاه گذرا
نگاه گذرا
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)