aloud

/əˈlaʊd//əˈlaʊd/

معنی: با صدای بلند، بلند
معانی دیگر: (با صدای) بلند، (با صدای) معمولی، رسا

بررسی کلمه

قید ( adverb )
(1) تعریف: in an audible voice; not in silence or a whisper.
مترادف: audibly, clearly, distinctly, orally, plainly
متضاد: silently
مشابه: perceptibly

- Please read aloud to the class.
[ترجمه ترگمان] لطفا با صدای بلند برای کلاس بخوانید
[ترجمه گوگل] لطفا با صدای بلند به کلاس گوش کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: in a raised voice.
مترادف: loudly, resoundingly, sonorously

جمله های نمونه

1. to speak aloud
بلند حرف زدن

2. he began to execrate aloud
او با صدای بلند شروع به ناسزا گفتن کرد.

3. please read the letter aloud
لطفا نامه را با صدای رسا بخوانید.

4. He read his sister's letter aloud.
[ترجمه ترگمان]نامه خواهرش را با صدای بلند خواند
[ترجمه گوگل]او نامه خواهر خود را با صدای بلند خواند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Joanne, would you read the poem aloud?
[ترجمه ترگمان]جوان شعر رو با صدای بلند خوندی؟
[ترجمه گوگل]جوآن، آیا شعر را با صدای بلند می خوانید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Please read the following sentences aloud.
[ترجمه ترگمان]لطفا این جمله را با صدای بلند بخوانید
[ترجمه گوگل]لطفا جملات زیر را با صدای بلند بخوانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. When we were children, our father read aloud to us.
[ترجمه ترگمان]وقتی بچه بودیم، پدر ما با صدای بلند برای ما کتاب می خواند
[ترجمه گوگل]وقتی بچه بودیم، پدرم به ما گوش داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Please read this passage aloud, Jennifer.
[ترجمه ترگمان]لطفا این راهرو را با صدای بلند بخوانید، جنیفر
[ترجمه گوگل]لطفا این متن را با صدای بلند بخوانید، جنیفر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I heard him suddenly laugh aloud.
[ترجمه ترگمان]ناگهان صدای خنده او را شنیدم
[ترجمه گوگل]من شنیدم که او ناگهان خندید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. "I'll buy a new car,"Tom thougt aloud.
[ترجمه امین جهانگرد] تام داشت بلند بلند فکر میکرد که یک ماشین جدید میخرد
|
[ترجمه ترگمان]تام با صدای بلند گفت: ماشین نو می خرم
[ترجمه گوگل]تام با صدای بلند می گوید: من یک ماشین جدید می خواهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. "Where's Natasha?" she wondered aloud.
[ترجمه ترگمان]ناتاشا کجاست؟ با صدای بلند فکر کرد
[ترجمه گوگل]'ناتاشا کجاست؟' او با صدای بلند فکر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The pain made him cry aloud.
[ترجمه امین جهانگرد] درد بقدری بود که بلند بلند گریه کرد
|
[ترجمه حمید ] درد باعث شد با صدای بلند گریه کند
|
[ترجمه ترگمان]درد او را با صدای بلند گریه می کرد
[ترجمه گوگل]درد او را با صدای بلند گریه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. He read her letter aloud to the rest of the family.
[ترجمه ترگمان]نامه را با صدای بلند برای بقیه خانواده خواند
[ترجمه گوگل]نامه اش را با صدای بلند به بقیه خانواده خواند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Denis almost gasped aloud in astonishment.
[ترجمه ترگمان]دنی مات و مبهوت نفسش را در سینه حبس کرد
[ترجمه گوگل]دنیس با صدای بلند به شدت گاز گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. "I'm done for!" he shouted aloud.
[ترجمه ترگمان]کارم تمومه! با صدای بلند فریاد زد
[ترجمه گوگل]'من برای انجام شده است!' او به صدای بلند خندید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

با صدای بلند (قید)
aloud

بلند (قید)
aloud, loudly

به انگلیسی

• in a natural speaking voice
when you speak or read aloud, you speak so that other people can hear you.

پیشنهاد کاربران

رسا، بلند
با صدای بلند، با صدای رسا
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما