comp time

پیشنهاد کاربران

🟤 تفاوت Vacation / Time Off / Comp Time 🟤
این سه اصطلاح همگی به نوعی با ( مرخصی و دور بودن از کار ) ارتباط دارند، اما معنی دقیقشون یکم متفاوته.
🏖️ 1. Vacation = تعطیلات / مرخصی تفریحی
...
[مشاهده متن کامل]

یعنی مدتی از کار یا فعالیت معمول فاصله گرفتن، معمولاً برای استراحت، سفر یا تفریح.
در انگلیسی آمریکایی، vacation بسیار رایج هست.
در انگلیسی بریتانیایی، holiday بیشتر استفاده میشه.
🟫چند تا افعالی که میتونین استفاده کنین:
take a vacation = مرخصی تفریحی گرفتن / به تعطیلات رفتن
go on vacation = به تعطیلات رفتن
plan a vacation = برای تعطیلات برنامه ریزی کردن
book a vacation = تعطیلات/سفر را رزرو کردن
مثال:
I'm going to take a two - week vacation in July.
من در ماه جولای دو هفته به تعطیلات می روم.
We're going on vacation next month.
ما ماه آینده به تعطیلات می رویم.
She is planning a vacation in Italy.
او دارد برای یک تعطیلات در ایتالیا برنامه ریزی می کند.
I need a vacation. I'm exhausted.
به تعطیلات نیاز دارم. خیلی خسته ام.
🟡 سطح: خنثی ( Neutral ) 🟡
2. Time off = مرخصی / مدتی دور از کار
یعنی مدتی که از کار یا فعالیت معمول خود دور هستیم.
اگر بگیم:
I’m taking some time off.
دارم کمی مرخصی می گیرم.
هنوز کسی نمیدونه به چه علت ( برخلاف vacation ) .
ممکنه برای:
- مرخصی جبرانی در ازای اضافه کاری
- استراحت
- سفر
- دکتر
- کار شخصی
- مسائل خانوادگی
- یا . . . . . .
باشه.
بنابراین Time off از Vacation کلی تر هست.
🟡 سطح: خنثی ( Neutral ) 🟡
🟫 افعال رایج:
take time off = مرخصی گرفتن/همون استفاده کردن هم معنی میده
get time off = مرخصی گرفتن / دریافت کردن
have time off = مرخصی داشتن
need time off = به مرخصی نیاز داشتن
request time off = درخواست مرخصی دادن
مثال:
I need to take some time off next week.
هفته آینده به کمی مرخصی نیاز دارم.
I’m taking two days off next week.
هفته آینده دو روز مرخصی می گیرم.
I need some time off to see my doctor.
برای رفتن پیش دکتر به کمی مرخصی نیاز دارم.
She took some time off after a very stressful month.
او بعد از یک ماه خیلی پراسترس، مدتی مرخصی گرفت.
⏰ 3. Comp Time = مرخصی جبرانی
درواقع Comp time شکل کوتاه و محاوره ای ترِ compensatory time هست.
🟫 یعنی زمانی که به خاطر کار اضافه، به جای دریافت پول اضافه کاری، به صورت زمان مرخصی جبرانی دریافت کردن.
مثلاً سه ساعت اضافه کاری انجام دادن و در عوض سه ساعت مرخصی جبرانی گرفتن.
🟡 سطح: Comp time کوتاه شده و محاوره ای تر هست
وcompensatory time شکل کامل تر و رسمی تر هست. 🟡
درواقع Comp time در محیط کار کاملاً رایج هست، اما در متن های و نامه های رسمی، اسناد اداری ممکن هست compensatory time رو ببینیم.
🟫 افعال رایج:
earn comp time = مرخصی جبرانی به دست آوردن
get comp time = مرخصی جبرانی دریافت کردن
have comp time = مرخصی جبرانی داشتن
take comp time = از مرخصی جبرانی استفاده کردن
use comp time = از مرخصی جبرانی استفاده کردن
مثال:
I worked three extra hours, so I earned some comp time.
سه ساعت اضافه کاری کردم، بنابراین مقداری مرخصی جبرانی به دست آوردم.
I have four hours of comp time.
چهار ساعت مرخصی جبرانی ذخیره دارم.
I'm going to take my comp time on Friday.
می خواهم جمعه از مرخصی جبرانی ام استفاده کنم.
Instead of overtime pay, I get comp time.
به جای پول اضافه کاری، مرخصی جبرانی می گیرم.
⬜ یک مثال که هر سه رو کنار هم نشون می ده:
I have some vacation time, but I'm taking two days off next week for a doctor's appointment. I also have some comp time from working overtime last month, so I'll use that later.
من مقداری مرخصی تفریحی دارم، اما هفته آینده برای وقت دکتر دو روز مرخصی می گیرم. همچنین به خاطر اضافه کاری ماه گذشته مقداری مرخصی جبرانی دارم که بعداً از آن استفاده می کنم.