go over

/ˈɡoʊˈoʊvə//ɡəʊˈəʊvə/

معنی: گذشتن، به ان سو رفتن، مرور کردن
معانی دیگر: بازبینی کردن، (درس را) دوره کردن، منتقل شدن

جمله های نمونه

1. Mom, can I go over to Lisa's house?
[ترجمه متین] مامان من میتونم به لانه لیزا بروم
|
[ترجمه محمد] مامان، میشه برم خونه لیزا؟
|
[ترجمه حدیث] مامان میتوانم به خانه ی لیزا بروم
|
[ترجمه بنیامین رئوف] مامان! میتونم برم خونه ی لیسا؟
|
[ترجمه گوگل]مامان میتونم برم خونه لیزا؟
[ترجمه ترگمان]مامان، میتونم برم خونه لیسا؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. If you will write the article, I'll go over it and touch it up for you.
[ترجمه علی بیگلری] اگر شما مقاله را بنویسید ، من بازبینی خواهم کرد انرا و اصلاح میکنم انرا برای شما
|
[ترجمه Bb] اگر شما مقاله را بنویسید, من بر میگردم و آن را برای شما اصلاح ( دستکاری ) می کنم.
|
[ترجمه گوگل]اگر مقاله را بنویسید، آن را بررسی می کنم و آن را برای شما لمس می کنم
[ترجمه ترگمان]اگر شما مقاله را بنویسید، من بر می گردم و آن را برای شما لمس خواهم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I'm not sure that I understand. Go over it again.
[ترجمه بنیامین رئوف] فکر نکنم فهمیده باشم! دوباره بگو ( چیزی که گفتی رو دوباره مرور کنیم )
|
[ترجمه گوگل]مطمئن نیستم که بفهمم دوباره برو
[ترجمه ترگمان]مطمئن نیستم که درک کنم دوباره شروع کن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He crooked a finger to tell us to go over to him.
[ترجمه گوگل]انگشتش را کج کرد تا به ما بگوید به سراغش برویم
[ترجمه ترگمان]انگشتش را کج کرد تا به ما بگوید که به طرف او برویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Go over to the other/far side of the room.
[ترجمه گوگل]به طرف دیگر/دور اتاق بروید
[ترجمه ترگمان]به آن طرف اتاق برو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She would go over the accident again and again in her mind, wishing that she could somehow have prevented it.
[ترجمه گوگل]او بارها و بارها تصادف را در ذهنش مرور می کرد و آرزو می کرد کاش می توانست به نحوی از آن جلوگیری کند
[ترجمه ترگمان]او بارها و بارها در ذهنش مرور می کرد و آرزو می کرد که ای کاش می توانست به نحوی از آن جلوگیری کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Don't go over that line or your throw won't count.
[ترجمه Maryam] روی اون خط نرو وگرنه پرتابت به حساب نمیاد
|
[ترجمه گوگل]از آن خط عبور نکنید وگرنه پرتاب شما حساب نخواهد شد
[ترجمه ترگمان]روی اون خط نرو وگرنه throw به حساب نمی اد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Go over to your PC and boot it up.
[ترجمه گوگل]به رایانه شخصی خود بروید و آن را بوت کنید
[ترجمه ترگمان]به طرف کامپیوتر خود بروید و آن را راه اندازی کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. A rucksack has straps that go over the shoulders.
[ترجمه گوگل]یک کوله پشتی دارای بندهایی است که روی شانه ها می رود
[ترجمه ترگمان]یک کوله پشتی افسار را دارد که از روی شانه های او رد می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Let's go over and help them pull the cart.
[ترجمه گوگل]بیایید برویم و به آنها کمک کنیم تا گاری را بکشند
[ترجمه ترگمان]برویم و به آن ها کمک کنیم گاری را بکشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I always go over my revision notes just before I go into an exam.
[ترجمه گوگل]من همیشه یادداشت های تجدید نظر خود را درست قبل از رفتن به امتحان مرور می کنم
[ترجمه ترگمان]من همیشه قبل از اینکه برم یه امتحانی بکنم من همیشه یادداشت های revision رو مرور می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. She had to go over the floor with a mop.
[ترجمه گوگل]او مجبور شد با دستشویی از روی زمین برود
[ترجمه ترگمان]او مجبور شد با یک دستمال روی زمین برود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. This matter will go over until the next session.
[ترجمه گوگل]این موضوع تا جلسه بعدی ادامه خواهد داشت
[ترجمه ترگمان]این موضوع تا جلسه بعدی ادامه خواهد یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. "So you can all go over there and get shot," he said, with the sort of black humour common among British troops here.
[ترجمه گوگل]او با طنز سیاهی که در میان سربازان انگلیسی در اینجا رایج است، گفت: «بنابراین همه می‌توانید به آنجا بروید و تیراندازی کنید
[ترجمه ترگمان]او گفت: \"بنابراین همه شما می توانید به آنجا بروید و عکس بگیرید،\" با نوعی طنز سیاه که در میان نیروهای انگلیسی در اینجا رایج است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. We must go over the accounts carefully before we settle them.
[ترجمه گوگل]قبل از تسویه حساب ها باید به دقت بررسی کنیم
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه آن ها را آرام کنیم باید با دقت به حساب ها رسیدگی کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

گذشتن (فعل)
pass, cross, go, elapse, blow over, bypass, go over

به ان سو رفتن (فعل)
go over

مرور کردن (فعل)
pass, review, go over, run over

انگلیسی به انگلیسی

• check, examine; study, review; repeat

پیشنهاد کاربران

معنی بررسی جهت حل کردن یه موضوع رو میده
مثلاً
When a problem comes up, go over things right away
یعنی وقتی یه مشکلی پیش اومد فورا آنها را بررسی کنید ( جهت حل مشکل )
رفتن
رفتن روی چیزی
فراتر رفتن
پرداختن
مطالعه کردن
مرور کردن
اون دسته از عزیزانی که نوشتن "نادیده گرفتن" یا "فراموش کردن" اون get over
Go over مترادف عبارات read over , check over , look over است و برخلاف این سه عبارت غیرقابل جداسازی است.
اگر با قید well بیاد معناش میشه مورد تایید و قبول واقع شدن یا به مذاق کسی خوش آمدن
مرور کردن
to forget
فراموش کردن. نادیده گرفتن. گذشتن
⁦✔️⁩نادیده گرفتن،
⁦✔️⁩گذشتن و بیخیال شدن
Hello, it's me
I was wondering if after all these years you'd like to meet
To 📌go over📌 everything
They say that time's supposed to heal ya
But I ain't done much healing
HELLO
Song by Adele
فراتر از چیزی/جایی رفتن
من انتظار دارم سال پر برکتی داشته باشم و حتی می خواهم که فراتر از انتظار برم نه کمتر از آن. "
I'm expecting to have a blessed year. I'm expecting to go over and not under
گذشتن و عبور کردن
نادیده گرفتن
۱ - به دقت فکر کردن درباره چیزی
۲ - جستجو یا امتحان کردن چیزی با دقت بسیار
۳ - تکرار کردن چیزی ( به منظور توضیح دادن آن یا اطمینان یافتن از درستی آن )
۴ - تمیز کردن
۵ - تکرار و تمرین کردن چیزی ( به منظور یادگیری آن و یا به منظور درک کامل آن )
...
[مشاهده متن کامل]

۶ - حرکت کردن یا مسافرت کردن به سمت کسی/چیزی/جایی
۷ - مرور کردن

از آب در اومدن.
it went over very well
دوباره روی چیزی را کشیدن ( مثلا با ماژیک )
به سراغ ( کسی یا چیزی ) رفتن
به خانه کسی رفتن
( عبارت فعلی ) چیزی را به دقت مرور یا بررسی کردن
به یاد آوردن
یافتن. کشف کردن. به دقت مورد بررسی قرار دادن.
تکرار کردن
سر زدن ( به خانه کسی رفتن و سر زدن ) - مرور کردن
where are you going?
I go for a walk or go over to my friend's house.
داری کجا میری؟
دارم میرم قدم بزنم یا سری به خونه رفیقم بزنم
بررسی کردن
کم آوردن - به اتمام رسیدن -
با دقت چک کردن چیزی
نادیده گرفتن
go over the deal
رفتن به سمت
Discuss sth carefully
بررسی کردن، مرور کردن
to go over : دوباره انجام دادن، ویرایش کردن، اصلاح کردن
to go over well: قابل پذیرش بودن، مورد قبول بودن
از بالاگذشتن

امتحان خود را پس دادن
It is going to go very well.
It went over very badly .
عبور کردن از پل
بررسی کردن، مرور کردن، ( در بارهٔ چیزی ) فکر کردن.
Go over to =پیوستن به، ملحق شدن به.
brush up
look at, check
پرداختن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣٦)

بپرس