تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

Watching the sunset gives me a peaceful feeling . Walking in the forest gives me a peaceful feeling. تماشای غروب آفتاب به من یه حس آرامش بخش میده ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

Imagine you are meeting some new people ( who are ) speaking Japanese to you, and you can understand and speak fluently. It's amazing! تصور کن با چن ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

Get out of the car hop out of the car get out of بیشتر به لحن شخص بستگی داره مثلا وقتی که عصبانی هستیم یا خنثی هستیم و عمومی تره که میگیم از ماشین ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

get out of میتونه هم معنی خارج شدن ذهنی داشته باشه هم فیزیکی Sometimes when I'm tired, I prefer watching Japanese anime because it helps me get out ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

بدتر شدن چیزی ( مخصوصاً وقتی اوضاع از قبل بد بوده و حالا بدتر شده ) . These days everything is tough for me and reflecting on the future makes it ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

Before I go outside, I pack my bag with everything I need: my keys, phone, water bottle. . . قبل از اینکه بیرون برم، کیفم را با هر چیزی که نیاز دا ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

I have an appointment with the doctor on Tuesday. من روز سه شنبه با پزشک وقت ملاقات دارم.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

sometimes I drink green tea because it feels light and fresh گاهی وقتا چای سبز می نوشم به خاطر اینکه حس سبکی و تازگی داره

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

she makes me feel comfortable. These shoes are comfortable. I feel comfortable with this project. او باعث میشه من احساس راحتی کنم. این کفش ها ر ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

The government abolished slavery several years ago. . دولت چندین سال پیش قانون بردهداری را لغو کرد

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

مانع کاری شدن / سد راه شدن Don't let fear get in the way of your dreams. نگذار ترس سد راه رویاهایت شود.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

خودشناسی - خودآگاهی I wish that I could fake it, but I’m way too self - aware. کاش میتونستم تظاهر کنم، ولی زیادی خودمو میشناسم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Yesterday, while I was working on my project, I got frustrated for a bit, so I put the project aside, stepped ( past of step ) outside to get some fr ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هوای تازه Sometimes I step outside to get some fresh air گاهی وقتا یک قدمی بیرون می زنم تا هوای تازه ای بگیرم ( بخورم )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

When I start speaking Japanese, I feel more confident because I have tried very hard to speak it well for the last few months. وقتی شروع به صحبت ک ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

These days I'm frustrated and a bit tired because I'm working on a project with my advisor, but he doesn't help me at all – even though he was the on ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

پیاده روی کردن/قدم زدن In the afternoon, I usually go outside to take a walk because it helps me stay energetic, just like I feel in the mornings. ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

I repeat short phrases aloud to practice speaking. I repeat short phrases out loud to practice speaking. عبارت های کوتاه را بلند تکرار می کنم تا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

I repeat short phrases aloud to practice speaking. I repeat short phrases out loud to practice speaking. عبارت های کوتاه را بلند تکرار می کنم تا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

I repeat short phrases out loud to practice speaking عبارت های کوتاه رو بلند تکرار می کنم تا صحبت کردن ( مکالمه ) رو تمرین کنم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

I'm proud of my progress in learning Japanese. به پیشرفتم در یادگیری زبان ژاپنی افتخار می کنم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Today when I woke up, first I reached for my phone to check the emails امروز وقتی از خواب بیدار شدم، اول از همه دستم را به سمت گوشیم دراز کردم تا ا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Every morning when I wake up, first I stretch my arms, . yawn a little and slowly get up هر روز صبح وقتی از خواب بیدار می شوم، اول دست هایم را می ک ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

۱. طعم تلخ This lemon is very bitter. I don't like bitter chocolate. You left the tea too long; now it's bitter. این لیمو خیلی تلخ است. من ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

Every morning when I wake up, I lie in bed for a few minutes and think about the day ahead. هر روز صبح وقتی از خواب بیدار می شوم چند دقیقه در تخت ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

. After about 5 minutes, I put my phone away بعد از حدوداً ۵ دقیقه، گوشی رو کنار گذاشتم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

. While I was exercising the power went out حین اینکه داشتم ورزش می کردم برق رفت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در مباحث کامپیوتر: عملکرد گیتxor به این صورت است: زمانی که تعداد 1 های ورودی فرد باشد خروجی 1 میشود و زمانی که که تعداد 1های ورودی زوج باشد خروجی 0 م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در مباحث کامپیوتر: عملکرد گیتxor به این صورت است: زمانی که تعداد 1 های ورودی فرد باشد خروجی 1 میشود و زمانی که که تعداد 1های ورودی زوج باشد خروجی 0 م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در مدار منطقی و معماری کامپیوتر: گیت nor درواقع به این صورت است: NOR= or بعلاوهnot نکته: گیت or مانند جمع در ریاضیات عمل میکند: در گیت or زمانی که 2 ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در مبحث مدار منطقی و معماری کامپیوتر: NAND= and بعلاوهnot در گیت and زمانی که دو ورودی به اسم A, B داشته باشیم: نکته: گیت and مانند ضرب در ریاضیات ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت multiplexer با decoder در این هست که در multiplexer ما چندین ورودی و فقط یک خروجی داریم و با استفاده از selectorها مشخص می کنیم که کدوم ورودی ب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت Full Adder با Half Adder در اینه که فول ادر carry ورودی می پذیره ولی هاف ادر carry ورودی نمی پذیره ولی هردو carry خروجی و sum تولید میکنند به ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت Full Adder با Half Adder در اینه که فول ادر carry ورودی می پذیره ولی هاف ادر carry ورودی نمی پذیره ولی هردو carry خروجی و sum رو تولید میکنند. ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

Survival در جایگاه اسم: His survival was a miracle after the accident زنده ماندن او پس از حادثه یک معجزه بود. her chances of survival are not good ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

Survival در جایگاه اسم: His survival was a miracle after the accident زنده ماندن او پس از حادثه یک معجزه بود. her chances of survival are not good ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

From now on, we have a regular meeting every Tuesday از این به بعد، هر سه شنبه جلسه ی منظمی داریم.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

دوستان دقت کنید Progress در جایگاه فعل و اسم تلفظ آن فرق میکند. در جایگاه اسم: ( Progress: ( 'prɑgrəs در جایگاه فعل: Progress: prə'grɛs در جایگاه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٦

Interestدر جایگاه اسم: [U] we both have an interest in music ما هر دو یک سلیقه داریم در موزیک یا هم سلیقه هستیم در موزیک Interest در جایگاه فعل: Her ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٥

Interestدر جایگاه اسم: [U] we both have an interest in music ما هر دو یک سلیقه داریم در موزیک یا هم سلیقه هستیم در موزیک Interest در جایگاه فعل: Her ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٥

Regular در جایگاه صفت: Is he your regular doctor? آیا او پزشک همیشگی ( معمول ) شما هست؟ His heartbeat is strong and regular ضربان قلب او قوی و منظم ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

Regular در جایگاه صفت: Is he your regular doctor? آیا او پزشک همیشگی ( معمول ) شما هست؟ His heartbeat is strong and regular ضربان قلب او قوی و منظم ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

Regular در جایگاه صفت: Is he your regular doctor? آیا او پزشک همیشگی ( معمول ) شما هست؟ His heartbeat is strong and regular ضربان قلب او قوی و منظم ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

در جایگاه اسم: ?Do you know the dangers of smoking آیا خطرات سیگار کشیدن را میدانی؟ Endanger در جایگاه فعل: smoking can endanger your health سیگار ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در جایگاه اسم: ?Do you know the dangers of smoking آیا خطرات سیگار کشیدن را میدانی؟ Endanger در جایگاه فعل: smoking can endanger your health سیگار ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

danger در جایگاه اسم: ?Do you know the dangers of smoking آیا خطرات سیگار کشیدن را میدانی؟ Endanger در جایگاه فعل: smoking can endanger your heal ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

Interestدر جایگاه اسم: [U] we both have an interest in music ما هر دو یک سلیقه داریم در موزیک یا هم سلیقه هستیم در موزیک Interest در جایگاه فعل: Her ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

Regular در جایگاه صفت: Is he your regular doctor? آیا او پزشک همیشگی ( معمول ) شما هست؟ His heartbeat is strong and regular ضربان قلب او قوی و منظم ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

به این معنی هم می تونه باشه: کاری را خوب انجام دادن، به تعهد یا انتظار عمل کردن، موفق شدن در انجام وظیفه یا رسیدن به نتیجه مطلوب، عملکرد عالی یا د ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

اگر فقط بگوییم couple ( بدون of و بدون اسم بعدش ) ، بیشتر منظور زن و شوهر یایک زوج است. اگر بگوییم a couple of noun ، یعنی ، دو تا، چندتا یا دو سه ...

١