تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

🟫 in charge = مسئول / سرپرست 🟤 She is in charge of the office. او مسئول دفتر هست. 🟤 Who is in charge here? اینجا کی مسئول هست؟ 🟤 I am not in ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

🟫 in charge = مسئول / سرپرست 🟤 She is in charge of the office. او مسئول دفتر هست. 🟤 Who is in charge here? اینجا کی مسئول هست؟ 🟤 I am not in ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

⬛responsible for ( مسئولِ / پاسخگویِ ) ⚫I am responsible for the new project. من مسئول پروژه ی جدید هستم. ⚫Are you responsible for training the s ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

⬜day to day ( روزمره / روز به روز ) ⚪ I have a lot of day - to - day tasks. من کارهای روزمره ی زیادی دارم. ⚪ What is your day - to - day routine ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

🟧deal with ( سر و کار داشتن با / رسیدگی کردن به/ کنار اومدن با ) 🟠she deals with customers every day. او هر روز با مشتری ها سر و کار داره. 🟠Do ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

🟦involve ( شامل شدن / در بر گرفتن ) 🔵her job involves talking to people. شغل او شامل صحبت کردن با مردم هست. 🔵Does your work involve a lot of tr ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

🟠 Ambition = بلندپروازی، جاه طلبی، آرزو یا هدف بزرگ 🟧 ambition ( اسم ) noun هست 🟠 She has big ambitions for her future. او برای آینده اش آرزوها ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

🟠 Ambition = بلندپروازی، جاه طلبی، آرزو یا هدف بزرگ 🟧 ambition ( اسم ) noun هست 🟠 She has big ambitions for her future. او برای آینده اش آرزوها ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

🟤She has a lot of determination to learn English. او اراده زیادی برای یادگیری انگلیسی داره. 🟤His determination helped him find a new job. ارا ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

🟣Don’t let one bad day discourage you. نذار یه روز بد دلسردت کنه. 🟣 His words discouraged her from trying again. حرف هاش اون رو از دوباره تلاش ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

🟡I always encourage my sister to speak English. من همیشه خواهرمو تشویق می کنم انگلیسی حرف بزنه. 🟡My teacher encouraged me to ask more questions. ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

We spontaneously decided to explore the city after finishing our work. بعد از تمام کردن کارمان، خودجوش تصمیم گرفتیم شهر را بگردیم. She spontaneous ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

🟤 صاف تر ( از نظر سطح ) This glass table is smoother than the wooden one. این میز شیشه ای از میز چوبی صاف تر هست. 🟤 نرم تر ( از نظر بافت ) وقت ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

🟤 ناراحت، آزرده، اذیت شده I was bothered by the noise upstairs. از سر و صدای طبقهٔ بالا اذیت شدم. He looks really bothered. به نظر میاد خیلی ن ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

This workout is draining, but I enjoy it. این تمرین ورزشی خسته کننده هست، اما ازش لذت می برم. It was a really draining day. یک روز واقعاً خسته کن ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟤 تفاوت Vacation / Time Off / Comp Time 🟤 این سه اصطلاح همگی به نوعی با ( مرخصی و دور بودن از کار ) ارتباط دارند، اما معنی دقیقشون یکم متفاوته. ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟤 تفاوت Vacation / Time Off / Comp Time 🟤 این سه اصطلاح همگی به نوعی با ( مرخصی و دور بودن از کار ) ارتباط دارند، اما معنی دقیقشون یکم متفاوته. ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟤 تفاوت Vacation / Time Off / Comp Time 🟤 این سه اصطلاح همگی به نوعی با ( مرخصی و دور بودن از کار ) ارتباط دارند، اما معنی دقیقشون یکم متفاوته. ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟣 تفاوت Engaged in / Engaged with / Engaged to🟣 ما می تونیم از Engaged in و Engaged with برای زمانی استفاده کنیم که بخوایم بگیم با یک فعالیت، چیز، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟣 تفاوت Engaged in / Engaged with / Engaged to🟣 ما می تونیم از Engaged in و Engaged with برای زمانی استفاده کنیم که بخوایم بگیم با یک فعالیت، چیز، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟣 تفاوت Engaged in / Engaged with / Engaged to🟣 ما می تونیم از Engaged in و Engaged with برای زمانی استفاده کنیم که بخوایم بگیم با یک فعالیت، چیز، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟤It has been ages/It has been a while تفاوت🟤 هر دو عبارت برای گفتن این استفاده می شوند که مدتی از آخرین باری که کاری انجام داده ایم یا کسی را دیده ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟤It has been ages/It has been a while تفاوت🟤 هر دو عبارت برای گفتن این استفاده می شوند که مدتی از آخرین باری که کاری انجام داده ایم یا کسی را دیده ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Your presentation was absolutely excellent yesterday; I really loved how clearly you explained all the complicated data. ارائه ی دیروزت واقعاً عالی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟫Look forward to look forward to یعنی مشتاقانه منتظر چیزی بودن / بی صبرانه منتظر چیزی بودن. 🟤نکته گرامری: بعد از look forward to اگر بخوایم فعل بی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟫Look forward to look forward to یعنی مشتاقانه منتظر چیزی بودن / بی صبرانه منتظر چیزی بودن. 🟤نکته گرامری: بعد از look forward to اگر بخوایم فعل بی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

You sound very upbeat this morning. امروز صبح خیلی سرحال ( سرزنده ) بنظر میرسی. I feel more upbeat after drinking coffee. بعد از خوردن قهوه بیشتر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

تفاوت بین enjoy و pleasure : 🟢 enjoy = فعل → از چیزی لذت بردن تمرکز روی تجربه و عملِ لذت بردنِ شخص است. I enjoy attending the royal ball. از شر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

تفاوت بین enjoy و pleasure : 🟢 enjoy = فعل → از چیزی لذت بردن تمرکز روی تجربه و عملِ لذت بردنِ شخص است. I enjoy attending the royal ball. از شر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

🟣تفاوت used to - be used to - get used to 🟣 🟡 از Used to زمانی استفاده میشه که بخوایم بگیم در گذشته عادت داشتیم که یک کاری رو انجام بدیم ولی الان ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟣تفاوت used to - be used to - get used to 🟣 🟡 از Used to زمانی استفاده میشه که بخوایم بگیم در گذشته عادت داشتیم که یک کاری رو انجام بدیم ولی الان ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

🟣تفاوت used to - be used to - get used to 🟣 🟡 از Used to زمانی استفاده میشه که بخوایم بگیم در گذشته عادت داشتیم که یک کاری رو انجام بدیم ولی الان ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟢I've realized that I belong in the academic environment من فهمیدم ( فهمیده ام ) که به محیط دانشگاهی تعلق دارم. 🟢 My favorite environment at univ ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟩 Scholarship بورسیه ی تحصیلی I'm glad that I was able to get a scholarship from a Japanese university. خوشحالم که تونستم از یک دانشگاه ژاپنی بورس ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🛫emigrate from خروج از کشور فعلی برای مثال: I emigrated from Iran من از ایران مهاجرت کردم. 🛬immigrate to ورود به کشور جدید برای مثال: I immigra ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🛫emigrate from خروج از کشور فعلی برای مثال: I emigrated from Iran من از ایران مهاجرت کردم. 🛬immigrate to ورود به کشور جدید برای مثال: I immigra ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

This cake is so moist and soft that it melts in my mouth این کیک اونقدر تَر و نرمه که توی دهنم آب می شه. I put some cream on my face to keep my ski ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

It was raining heavily, so I just stayed in bed all day. بارون سنگینی می اومد، برای همین کل روز توی تخت موندم. Don't put salt on your food too hea ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

When I get thirsty, I prefer water over juice وقتی تشنه می شوم، آب را به آبمیوه ترجیح می دهم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

My room has been messy for 3 days because I haven't had time to clean it اتاقم سه روزه به هم ریخته چون وقت نکردم تمیزش کنم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

The little cafe near my house is so cozy, with wooden chairs, warm lighting, and the smell of fresh coffee that is everywhere. کافه ی کوچیک کنار خون ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟣خصوصیت / خصلت Honesty is my favorite quality in a person. راستگویی بهترین خصوصیتی ست که توی یه آدم دوست دارم. She has a very good quality: she i ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟣 تفاوت Relax، Wind down و Kick back🟣 هر سه به استراحت و آرام شدن مربوط هستند، اما حس و کاربردشان کمی متفاوت است 🟢 1. Relax = آرام شدن / استراحت ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟣 تفاوت Relax، Wind down و Kick back🟣 هر سه به استراحت و آرام شدن مربوط هستند، اما حس و کاربردشان کمی متفاوت است 🟢 1. Relax = آرام شدن / استراحت ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟣 تفاوت Relax، Wind down و Kick back🟣 هر سه به استراحت و آرام شدن مربوط هستند، اما حس و کاربردشان کمی متفاوت است 🟢 1. Relax = آرام شدن / استراحت ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟢 تفاوت Go over و Review🟢 🟩 در واقع Review هم در محیط های رسمی، کاری و نوشتاری کاربرد بیشتری داره و در مکالمهٔ روزمره هم رایج هست و همینطور میتونه ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

🟢 تفاوت Go over و Review🟢 🟩 در واقع Review هم در محیط های رسمی، کاری و نوشتاری کاربرد بیشتری داره و در مکالمهٔ روزمره هم رایج هست و همینطور میتونه ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🟣 تفاوت write down وjot down 🟣 🟢 Write down = نوشتن / یادداشت کردن Write down یعنی چیزی رو بنویسی یا یادداشت کنی. تمرکزش روی خود عملِ نوشتن هست ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟢 Write down = نوشتن / یادداشت کردن Write down یعنی چیزی رو بنویسی یا یادداشت کنی. تمرکزش روی خود عملِ نوشتن هست و لزوماً نشون نمیده که سریع، کوتا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🟦 معنی اول: ریلکس کردن / لم دادن 🔵She kicked back on the grass and looked at the clouds. او روی چمن لم داد و به ابرها نگاه کرد. 🔵Let's kick bac ...

١