تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

🟣تاریخ انقضا 🔴I gave the milk a sniff. It smelled bad, so I checked the expiration date. It had expired یه بویِ کوتاه از شیر کشیدم. بوی بدی می د ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

یک بوی سریع و کوتاه از چیزی کشیدن مثلا عطر ، غذا و. . . مخصوصاً برای چک کردن اینکه مادهٔ غذایی خراب شده یا نه؛ مثلاً شیر یا آبمیوه رو باز می کنید و ی ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔵You bought this phone for 10 dollars? Give me a break! این گوشی رو ۱۰ دلار خریدی؟ گرفتی ما رو! 🔵He can run 100 meters in ۵ seconds? Give me a b ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

a little more = برای اسم های غیرقابل شمارش a few more = برای اسم های قابل شمارشِ جمع 🟠 a little more Can I have a little more water, please? میشه ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

این همون چیزیه که. . . . . . . This is what I eat for breakfast. این همون چیزیه که من برای صبحونه می خورم. This is what I do every day. این همو ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

آن همان چیزی هست که . . . . . . That is what I want for my birthday. ( اون ) همون چیزیه که برای تولدم می خوام. That is what makes me happy. ( ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

در ادامه توضیحات قبلی: 🟣feel like noun / V - ing میل ( مثلا دلم میخواد. . . ) /حوصلهٔ چیزی رو داشتن Feel like یک کاربرد دیگه هم داره: 🟣 . . . . ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٢

Before I head to bed, I write down a summary in English of everything I did during the day. قبل از اینکه برم بخوابم، یه خلاصه ی انگلیسی از تمام کار ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

Every morning, I head out with my husky for a jog. He's very frisky, and I really enjoy running with him. هر روز صبح، با هاسکیم از خونه بیرون می زن ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

🟢 کنار هم چیدن سرنخ ها و به نتیجه رسیدن: She was late and her eyes were red. I put two and two together and realized she had been crying. او دیر کر ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

Complete به عنوان صفت: I have a complete set of dishes I have a complete set of keys. We need a complete list of names. Is the set complete? من یک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

کیک فنجانی، کیک یزدی خودمون After lunch, I feel like having something sweet, like one or two chocolate muffins. بعد از ناهار، دلم می خواد یه چیز ش ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

Last night I got a bit peckish so I headed to the kitchen, brewed some tea, and had it with some chocolate muffins. دیشب یه کم گرسنه شدم برای همین ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Miscarriage ینی از دست رفتن بارداری به صورت خودبه خودی و سقط ناخواسته جنین. Abortion ینی پایان عمدی بارداری مثلا با تصمیم/مداخله پزشکی مثلا برای سلا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

چای دم کردن In the afternoon, I usually take a short break, head to the kitchen, brew some tea, have a cup, and then get back to work. بعدازظهرها ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

جمع کردن / به پایان رساندن ( کار، جلسه، پروژه، قرارداد، پرونده، ماجرا ) Let's wrap up the meeting. بیا جلسه رو تموم کنیم / جمعش کنیم. I want to ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٤

زمانی استفاده می شه که بخوایم بگیم حوصله انجام اون کارو داریم یا دلمون میخواد انجامش بدیم بعد ازlike از فعل ( با ing ) استفاده میکنیم یا یک اسم مثلا: ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

زمانی استفاده می شه که بخوایم بگیم حوصله انجام اون کارو نداریم یا دلمون نمی خواد. بعد ازlike از فعل با ing استفاده میکنیم یا یک اسم مثلا: I don't f ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

Takeout ینی غذای بیرون بر، که میتونید تو ماشین، خونه ، جنگل یا هر مکان دیگه ای بخورید. Yesterday when I got home I was too tired to cook so I said ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

Sometimes when I am frustrated, I talk to my sister to shake it off. Before putting on your coat, shake the dust off. The dog shook the snow off ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

She wants to get into politics The way she talks about politics is amazing! get into = وارد شدن به یک حوزه مثلا سیاست اون میخواد وارد سیاست بشه طر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

Watching the sunset gives me a peaceful feeling . Walking in the forest gives me a peaceful feeling. تماشای غروب آفتاب به من یه حس آرامش بخش میده ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

Imagine you are meeting some new people ( who are ) speaking Japanese to you, and you can understand and speak fluently. It's amazing! تصور کن با چن ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

Get out of the car hop out of the car get out of بیشتر به لحن شخص بستگی داره مثلا وقتی که عصبانی هستیم یا خنثی هستیم و عمومی تره که میگیم از ماشین ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

get out of میتونه هم معنی خارج شدن ذهنی داشته باشه هم فیزیکی Sometimes when I'm tired, I prefer watching Japanese anime because it helps me get out ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بدتر شدن چیزی ( مخصوصاً وقتی اوضاع از قبل بد بوده و حالا بدتر شده ) . These days everything is tough for me and reflecting on the future makes it ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

Before I go outside, I pack my bag with everything I need: my keys, phone, water bottle. . . قبل از اینکه بیرون برم، کیفم را با هر چیزی که نیاز دا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

I have an appointment with the doctor on Tuesday. من روز سه شنبه با پزشک وقت ملاقات دارم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

sometimes I drink green tea because it feels light and fresh گاهی وقتا چای سبز می نوشم به خاطر اینکه حس سبکی و تازگی داره

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

she makes me feel comfortable. These shoes are comfortable. I feel comfortable with this project. او باعث میشه من احساس راحتی کنم. این کفش ها ر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

The government abolished slavery several years ago. . دولت چندین سال پیش قانون بردهداری را لغو کرد

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مانع کاری شدن / سد راه شدن Don't let fear get in the way of your dreams. نگذار ترس سد راه رویاهایت شود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

خودشناسی - خودآگاهی I wish that I could fake it, but I’m way too self - aware. کاش میتونستم تظاهر کنم، ولی زیادی خودمو میشناسم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Yesterday, while I was working on my project, I got frustrated for a bit, so I put the project aside, stepped ( past of step ) outside to get some fr ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

هوای تازه Sometimes I step outside to get some fresh air گاهی وقتا یک قدمی بیرون می زنم تا هوای تازه ای بگیرم ( بخورم )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

When I start speaking Japanese, I feel more confident because I have tried very hard to speak it well for the last few months. وقتی شروع به صحبت ک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

These days I'm frustrated and a bit tired because I'm working on a project with my advisor, but he doesn't help me at all – even though he was the on ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیاده روی کردن/قدم زدن In the afternoon, I usually go outside to take a walk because it helps me stay energetic, just like I feel in the mornings. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

I repeat short phrases aloud to practice speaking. I repeat short phrases out loud to practice speaking. عبارت های کوتاه را بلند تکرار می کنم تا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

I repeat short phrases aloud to practice speaking. I repeat short phrases out loud to practice speaking. عبارت های کوتاه را بلند تکرار می کنم تا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

I repeat short phrases out loud to practice speaking عبارت های کوتاه رو بلند تکرار می کنم تا صحبت کردن ( مکالمه ) رو تمرین کنم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

I'm proud of my progress in learning Japanese. به پیشرفتم در یادگیری زبان ژاپنی افتخار می کنم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Today when I woke up, first I reached for my phone to check the emails امروز وقتی از خواب بیدار شدم، اول از همه دستم رو به سمت گوشیم دراز کردم ( که ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Every morning when I wake up, first I stretch my arms, . yawn a little and slowly get up هر روز صبح وقتی از خواب بیدار می شوم، اول دست هایم را می ک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. طعم تلخ This lemon is very bitter. I don't like bitter chocolate. You left the tea too long; now it's bitter. این لیمو خیلی تلخ است. من ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Every morning when I wake up, I lie in bed for a few minutes and think about the day ahead. هر روز صبح وقتی از خواب بیدار می شوم چند دقیقه در تخت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

. After about 5 minutes, I put my phone away بعد از حدوداً ۵ دقیقه، گوشی رو کنار گذاشتم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

. While I was exercising the power went out حین اینکه داشتم ورزش می کردم برق رفت.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

در مباحث کامپیوتر: عملکرد گیتxor به این صورت است: زمانی که تعداد 1 های ورودی فرد باشد خروجی 1 میشود و زمانی که که تعداد 1های ورودی زوج باشد خروجی 0 م ...

١