تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🟤 تفاوت Vacation / Time Off / Comp Time 🟤 این سه اصطلاح همگی به نوعی با ( مرخصی و دور بودن از کار ) ارتباط دارند، اما معنی دقیقشون یکم متفاوته. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟣 تفاوت Engaged in / Engaged with / Engaged to🟣 ما می تونیم از Engaged in و Engaged with برای زمانی استفاده کنیم که بخوایم بگیم با یک فعالیت، چیز، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🟣 تفاوت Engaged in / Engaged with / Engaged to🟣 ما می تونیم از Engaged in و Engaged with برای زمانی استفاده کنیم که بخوایم بگیم با یک فعالیت، چیز، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟣 تفاوت Engaged in / Engaged with / Engaged to🟣 ما می تونیم از Engaged in و Engaged with برای زمانی استفاده کنیم که بخوایم بگیم با یک فعالیت، چیز، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🟤It has been ages/It has been a while تفاوت🟤 هر دو عبارت برای گفتن این استفاده می شوند که مدتی از آخرین باری که کاری انجام داده ایم یا کسی را دیده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🟤It has been ages/It has been a while تفاوت🟤 هر دو عبارت برای گفتن این استفاده می شوند که مدتی از آخرین باری که کاری انجام داده ایم یا کسی را دیده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Your presentation was absolutely excellent yesterday; I really loved how clearly you explained all the complicated data. ارائه ی دیروزت واقعاً عالی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🟫Look forward to look forward to یعنی مشتاقانه منتظر چیزی بودن / بی صبرانه منتظر چیزی بودن. 🟤نکته گرامری: بعد از look forward to اگر بخوایم فعل بی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟫Look forward to look forward to یعنی مشتاقانه منتظر چیزی بودن / بی صبرانه منتظر چیزی بودن. 🟤نکته گرامری: بعد از look forward to اگر بخوایم فعل بی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

You sound very upbeat this morning. امروز صبح خیلی سرحال ( سرزنده ) بنظر میرسی. I feel more upbeat after drinking coffee. بعد از خوردن قهوه بیشتر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تفاوت بین enjoy و pleasure : 🟢 enjoy = فعل → از چیزی لذت بردن تمرکز روی تجربه و عملِ لذت بردنِ شخص است. I enjoy attending the royal ball. از شر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تفاوت بین enjoy و pleasure : 🟢 enjoy = فعل → از چیزی لذت بردن تمرکز روی تجربه و عملِ لذت بردنِ شخص است. I enjoy attending the royal ball. از شر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🟣تفاوت used to - be used to - get used to 🟣 🟡 از Used to زمانی استفاده میشه که بخوایم بگیم در گذشته عادت داشتیم که یک کاری رو انجام بدیم ولی الان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟣تفاوت used to - be used to - get used to 🟣 🟡 از Used to زمانی استفاده میشه که بخوایم بگیم در گذشته عادت داشتیم که یک کاری رو انجام بدیم ولی الان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🟣تفاوت used to - be used to - get used to 🟣 🟡 از Used to زمانی استفاده میشه که بخوایم بگیم در گذشته عادت داشتیم که یک کاری رو انجام بدیم ولی الان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟢I've realized that I belong in the academic environment من فهمیدم ( فهمیده ام ) که به محیط دانشگاهی تعلق دارم. 🟢 My favorite environment at univ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟩 Scholarship بورسیه ی تحصیلی I'm glad that I was able to get a scholarship from a Japanese university. خوشحالم که تونستم از یک دانشگاه ژاپنی بورس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🛫emigrate from خروج از کشور فعلی برای مثال: I emigrated from Iran من از ایران مهاجرت کردم. 🛬immigrate to ورود به کشور جدید برای مثال: I immigra ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🛫emigrate from خروج از کشور فعلی برای مثال: I emigrated from Iran من از ایران مهاجرت کردم. 🛬immigrate to ورود به کشور جدید برای مثال: I immigra ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

This cake is so moist and soft that it melts in my mouth این کیک اونقدر تَر و نرمه که توی دهنم آب می شه. I put some cream on my face to keep my ski ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

It was raining heavily, so I just stayed in bed all day. بارون سنگینی می اومد، برای همین کل روز توی تخت موندم. Don't put salt on your food too hea ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

When I get thirsty, I prefer water over juice وقتی تشنه می شوم، آب را به آبمیوه ترجیح می دهم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

My room has been messy for 3 days because I haven't had time to clean it اتاقم سه روزه به هم ریخته چون وقت نکردم تمیزش کنم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The little cafe near my house is so cozy, with wooden chairs, warm lighting, and the smell of fresh coffee that is everywhere. کافه ی کوچیک کنار خون ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟣خصوصیت / خصلت Honesty is my favorite quality in a person. راستگویی بهترین خصوصیتی ست که توی یه آدم دوست دارم. She has a very good quality: she i ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟣 تفاوت Relax، Wind down و Kick back🟣 هر سه به استراحت و آرام شدن مربوط هستند، اما حس و کاربردشان کمی متفاوت است 🟢 1. Relax = آرام شدن / استراحت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟣 تفاوت Relax، Wind down و Kick back🟣 هر سه به استراحت و آرام شدن مربوط هستند، اما حس و کاربردشان کمی متفاوت است 🟢 1. Relax = آرام شدن / استراحت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟣 تفاوت Relax، Wind down و Kick back🟣 هر سه به استراحت و آرام شدن مربوط هستند، اما حس و کاربردشان کمی متفاوت است 🟢 1. Relax = آرام شدن / استراحت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟢 تفاوت Go over و Review🟢 🟩 در واقع Review هم در محیط های رسمی، کاری و نوشتاری کاربرد بیشتری داره و در مکالمهٔ روزمره هم رایج هست و همینطور میتونه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🟢 تفاوت Go over و Review🟢 🟩 در واقع Review هم در محیط های رسمی، کاری و نوشتاری کاربرد بیشتری داره و در مکالمهٔ روزمره هم رایج هست و همینطور میتونه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🟣 تفاوت write down وjot down 🟣 🟢 Write down = نوشتن / یادداشت کردن Write down یعنی چیزی رو بنویسی یا یادداشت کنی. تمرکزش روی خود عملِ نوشتن هست ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟢 Write down = نوشتن / یادداشت کردن Write down یعنی چیزی رو بنویسی یا یادداشت کنی. تمرکزش روی خود عملِ نوشتن هست و لزوماً نشون نمیده که سریع، کوتا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟦 معنی اول: ریلکس کردن / لم دادن 🔵She kicked back on the grass and looked at the clouds. او روی چمن لم داد و به ابرها نگاه کرد. 🔵Let's kick bac ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🟢 Go with 🟩1. انتخاب کردن / تصمیم گرفتن که یک گزینه رو انتخاب کنیم وقتی بین گزینه ها تصمیم می گیریم یکی رو انتخاب کنیم و با همون پیش بریم یا ممکنه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔵 Make sense make sense یعنی چیزی منطقی، قابل فهم باشه. می تونیم دربارهٔ موضوع ، توضیحات، داستان، تصمیم، رفتار، برنامه یا یک موقعیت استفاده کنیم. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Take a deep breath and trust your instinct. یه نفس عمیق بکش و به حس درونیت اعتماد کن. You should trust your instincts. They are usually right. ت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🟣تفاوت read, study, go over, flip through🟣 read → صرفاً خواندن study → برای یادگیری/درس خواندن go over → مرور یا بررسی کردن flip through → سریع ور ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🟣تفاوت read, study, go over, flip through🟣 read → صرفاً خواندن study → برای یادگیری/درس خواندن go over → مرور یا بررسی کردن flip through → سریع ور ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🟣تفاوت read, study, go over, flip through🟣 read → صرفاً خواندن study → برای یادگیری/درس خواندن go over → مرور یا بررسی کردن flip through → سریع ور ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

🟣تفاوت read, study, go over, flip through🟣 read → صرفاً خواندن study → برای یادگیری/درس خواندن go over → مرور یا بررسی کردن flip through → سریع ور ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

When I was a child, I had a beautiful misconception. I thought that clouds were made of cotton candy! وقتی بچه بودم، یک تصور اشتباهِ قشنگ داشتم. فکر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🟤 Dough Dough معمولاً مخلوطی سفت تر و شکل پذیرتر از batter است که می توان آن را ورز داد، پهن کرد یا شکل داد. مثلاً: bread dough → خمیر نان🍞 pizza ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🟠 Batter Batter معمولاً یک مخلوط نرم، روان یا نیمه روان است که معمولاً آن را می ریزیم داخل قالب، تابه و. . . . . . مثلاً: cake batter → مایهٔ کیک🍰 ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🟣تاریخ انقضا 🔴I gave the milk a sniff. It smelled bad, so I checked the expiration date. It had expired یه بویِ کوتاه از شیر کشیدم. بوی بدی می د ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

یک بوی سریع و کوتاه از چیزی کشیدن مثلا عطر ، غذا و. . . مخصوصاً برای چک کردن اینکه مادهٔ غذایی خراب شده یا نه؛ مثلاً شیر یا آبمیوه رو باز می کنید و ی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔵You bought this phone for 10 dollars? Give me a break! این گوشی رو ۱۰ دلار خریدی؟ گرفتی ما رو! 🔵He can run 100 meters in ۵ seconds? Give me a b ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

a little more = برای اسم های غیرقابل شمارش a few more = برای اسم های قابل شمارشِ جمع 🟠 a little more Can I have a little more water, please? میشه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

این همون چیزیه که. . . . . . . This is what I eat for breakfast. این همون چیزیه که من برای صبحونه می خورم. This is what I do every day. این همو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آن همان چیزی هست که . . . . . . That is what I want for my birthday. ( اون ) همون چیزیه که برای تولدم می خوام. That is what makes me happy. ( ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در ادامه توضیحات قبلی: 🟣feel like noun / V - ing میل ( مثلا دلم میخواد. . . ) /حوصلهٔ چیزی رو داشتن Feel like یک کاربرد دیگه هم داره: 🟣 . . . . ...