پیشنهادهای فاطمه وره زردی (٥٦٣)
روش تحقیق مبتنی بر عمل به دنبال راه حل موثر بودن
در فارسی می توان آن را �خویشاوندی بزرگتر� یا �وابستگی به نسل های پیشین� ترجمه کرد به معنای نوعی ارتباط اجتماعی یا ساختار خانوادگی است که بر پایه احتر ...
در تدریس آنلاین مثلا زبان به معنی این است که همه افراد آنلاین نیستند و هر کدام از دانش آموزان در زمان مورد نظر خودشان از محتوای کلاس استفاده می کنند. ...
ظاهر، نمایان، قابل نمایش
لیست اولویت ها
احساس میکنم مجبورم. . .
یه لطفی بهم بکن
کسی که بقیه ازش انتظار موفقیت ندارن اما به طرز غافل گیر کننده ای موفق میشه
به جای اینکه عاشق یا متنفر از بدنت باشی، فقط قدردان آن هستی؛ یعنی �این بدن من را تا امروز رسانده، کافی ست�. این رویکرد جدیدتر از Body Positivity است ...
اون اعصابمو خورد میکنه
دوران راستگویی، وقتی که آدما نظرشون رو صادقانه و بدون سانسور بیان میکنن میگن I'm in my honest area
پدیده ای که در آن حضور دیگران باعث می شود عملکردت بهتر باشد مثلا در باشگاه ورزشی
چرخه عادت
تمرکز بیش از حد روی نتیجه نهایی بجای لذت بردن از مسیر و پروسه پیشرفت
تمایل مغز به انتخاب کارِ کم تلاش تر، حتی وقتی می داند پاداشِ کارِ پُرتلاش خیلی بیشتر است. همان صدای وسوسه ی �نرو باشگاه، فیلم ببین�.
هیکلی که هیچ هدف ورزشی ندارد؛ کاملاً طبیعی، بی تمرین، ولی راحت با خودش. ➖ این اصطلاح از �Goblin mode� در روانشناسیِ پذیرشِ بی پروای خودِ واقعی آمده؛ ...
اصطلاحی طنز میان بدنسازان برای دورۀ حجم گیری اشتباه؛ یعنی وقتی چربی و عضله را همزمان آنقدر زیاد می کنی که دیگر تفکیک پذیر نیست و فقط �چاقِ عضلانی� به ...
وقتی کسی با لباس معمولی کاملاً معمولی به نظر می رسد، اما وقتی لباس را درمی آورد، هیکلی ورزیده و غافلگیرکننده دارد. ➖ معادل فارسی اش: �هیکل پنهان�
قدرتی خام و کاربردی که در ظاهر هیکلِ چندان ورزیده ای ندارد، اما در بیل زدن، کیسه جابه جایی یا کشتی گرفتن، غیرمنتظره ظاهر می شود. ➖ برخلاف بدنسازی که ...
هیکلی خشک، رگ رگ و کم چربی که بدون دستگاه و فقط با وزن بدن و کلی تکرار ساخته می شود. ➖ اشاره به زندانیانی دارد که در سلول، تنها با حرکت های ساده، عض ...
پر مشغله در حدی که فرصتی برای انجام کار دیگه ای باقی نمونه
لطفِ اون/مهربونیِ اون
لطفِ اون/مهربونیِ اون
دو دل بودن برای تصمیم گیری
خیلی احمق بودن ؟How could i be so thick چطور میتونستم انقد احمق باشم؟
دوره ای از
رگه ای از
سوئی از/نوری از
ذره ای از
یک ذره
کمی از
انبوهی از سوالات
آزاد
خوراکی هات رو کش رفتم
راننده بد
حتما حس خوبی داره
یه چیز احمقانه کوچیک
حال وهوای فرهنگی
سفید شدن ناگهانی دید
چه چیزی تو را به هم می ریزد یا باعث می شود کنترل اعصابت را از دست بدهی؟
زنجیره ای از اتفاقات که هر کدام باعث بدتر شدن مرحله بعدی می شود و دوباره به نقطه اول برمی گردد و وضعیت را وخیم تر می کند.
این ایده که ساختار زبان ما، نحوه فکر کردن و جهان بینی ما را تعیین می کند. یعنی اگر در زبانی کلمه ای برای یک مفهوم نباشد، مردمِ آن زبان نمی توانند به ...
بخش بزرگی از جامعه که نظر خاصی دارند اما آن را در رسانه ها یا به صورت علنی فریاد نمی زنند. سیاستمداران معمولاً سعی می کنند این گروه را هدف قرار دهند.
فرآیندی که در آن نوآوری های جدید باعث نابودی صنایع و روش های قدیمی می شوند
نظریه ای که می گوید “اراده” و “خودکنترلی” یک منبع محدود هستند. اگر صبح انرژی زیادی صرف کنترل خودتان کنید، شب دیگر توانی برای مقاومت در برابر وسوسه ها ...
حالتی که فرد با حجم بسیار زیادی از اطلاعات روبرو می شود، به طوری که دیگر قدرت پردازش، درک یا تصمیم گیری درست را ندارد.
وقتی کسی ریسک می کند چون می داند هزینه شکستِ آن ریسک را خودش نمی پردازد و کس دیگری ( دولت، بیمه یا خانواده ) آن را تقبل می کند.
وضعیتی که در آن اکثر اعضای یک گروه به طور مخفیانه با چیزی مخالف هستند، اما چون فکر می کنند دیگران با آن موافق اند، خودشان هم تظاهر به موافقت می کنند.
دانش و تجربه ای که نه از طریق کتاب و دانشگاه، بلکه از طریق زندگی واقعی، معاشرت با مردم و مواجهه با چالش های روزمره به دست می آید. ( معادل “گرگ باران ...
حالتی که در آن نهادهای ناظر ( مثل سازمان های دولتی ) ، به جای حفاظت از منافع عمومی، تحت کنترلِ همان صنایعی در می آیند که قرار بود بر آن ها نظارت کنند.
وضعیتی که در آن خروجیِ یک سیستم دوباره به عنوان ورودی به همان سیستم برمی گردد و باعث تقویت یا تضعیف عملکرد می شود
تمایل مغز انسان به توجهِ بیشتر و وزن دادنِ سنگین تر به وقایع ناخوشایند نسبت به وقایع مثبت.
پدیده ای که در آن حضورِ یک ناظر باعث تغییر در رفتارِ سوژه ای می شود که تحت مشاهده است
پدیده ای که در آن افراد وقتی در یک گروه کار می کنند، تلاشِ کمتری نسبت به زمانی که تنها هستند، انجام می دهند ( چون مسئولیت پخش می شود ) .
فرآیندی که در آن یک ایده یا ادعا به دلیل تکرارِ زیاد در رسانه ها و گفتگوهای عمومی، به یک حقیقتِ پذیرفته شده تبدیل می شود، صرف نظر از اینکه چقدر صحت د ...
اشاره به این واقعیت که مغز انسان تمایل دارد برای حفظ انرژی، میان برهای ذهنی بزند و از فکر کردنِ عمیق و پرزحمت تا حد ممکن فرار کند
شکاف زمانی بین پیشرفت های سریع تکنولوژی و سرعتِ تطبیقِ هنجارها، قوانین و رفتارهای اجتماعی با آن تکنولوژی.
فرآیندی که در آن تصمیماتِ گرفته شده در گذشته، گزینه های موجود در آینده را به شدت محدود می کند، حتی اگر آن تصمیمات اولیه دیگر کارآمد نباشند
تمایل انسان به بازگشتن سریع به سطح ثابتی از شادی، حتی بعد از اتفاقات مثبت بزرگ ( مثل برنده شدن در لاتاری یا ترفیع شغلی (
موقعیتی که در آن سود یک نفر دقیقاً معادل ضرر نفر دیگر است
ارزشِ بهترین گزینه ای که شما برای انجام یک کار دیگر، از آن صرف نظر کرده اید
تصمیمی آگاهانه برای یاد نگرفتنِ چیزی، چون هزینه یا زمان لازم برای یادگیری آن بیشتر از سودی است که آن دانش به شما می رساند
این تصور غلط که اکثر مردم مثل ما فکر می کنند یا عقاید مشابه ما دارند
اطلاعات یا مدارکی که وجود دارند اما چون منجر به نتیجه خاصی نشده اند، دیده نمی شوند
هزینه ای ( زمان یا پول ) که صرف شده و دیگر قابل بازگشت نیست. اشتباه رایج این است که بخاطر این هزینه، به یک مسیر غلط ادامه دهیم
تلاش برای انجام دادن یا فکر کردن به همان چیزی که از آن می ترسیم، به منظور از بین بردن ترس
تلاش برای انجام دادن یا فکر کردن به همان چیزی که از آن می ترسیم، به منظور از بین بردن ترس.
تمرکز بر روی افراد یا چیزهایی که از یک فرآیند جان سالم به در برده اند و نادیده گرفتن کسانی که شکست خورده اند ( چون دیده نمی شوند )
عیش، خوشی، شادمانی
نمونه گیری در دسترس یعنی انتخاب افرادی برای تحقیق که دسترسی به آن ها راحت تر است. در این روش، محقق به جای انتخاب تصادفی یا علمیِ افراد، سراغ کسانی می ...
فرآیند روان شناختیِ یافتن یا ساختن معنای جدید در زندگی بعد از یک فقدان بزرگ.
فرآیندی درمانی که در آن فرد احساسات سرکوب شده را آگاهانه تجربه و تحلیل می کند تا از فشار روانی آن ها کاسته شود.
رویکردی درمانی که در آن فرد داستان زندگی و تجربه هایش را بازتعریف می کند تا معنای تازه ای به درد یا فقدانش بدهد.
وقتی فردی از نظر فیزیکی حضور ندارد اما از نظر روانی هنوز �هست� ( مثل مفقودشدن ) ، یا برعکس از نظر فیزیکی هست اما از نظر ذهنی حضور ندارد ( مثل آلزایمر ...
غم پنهان و ناآگاهانه ای که ممکن است سال ها بعد از یک فقدان خودش را نشان دهد، بدون اینکه فرد فوراً متوجه ریشه آن شود.
غم و اندوهی که جامعه آن را جدی نمی گیرد یا مشروع نمی داند؛ مثلاً سوگ برای یک رابطه پنهانی، حیوان خانگی، یا همکار.
غم و اندوهی که قبل از وقوع یک فقدان واقعی تجربه می شود؛ مثلاً وقتی می دانیم عزیزی بیماری لاعلاج دارد و به تدریج خود را برای از دست دادن او آماده می ک ...
حالتی که فرآیند سوگواری طبیعی طولانی و فلج کننده می شود و فرد برای ماه ها یا سال ها در غم شدید گیر می کند و عملکرد روزمره اش مختل می شود.
در روان شناسی به نوعی مشاوره یا روان درمانی تخصصی گفته می شود که به افراد کمک می کند با غم و اندوه ناشی از یک فقدان کنار بیایند
وعده دادن در مورد آینده ای رویایی ( مثلاً ازدواج، سفر یا تغییر رفتار ) که فرد خودشیفته هیچ قصد واقعی برای عملی کردن آن ندارد. هدفِ این کار، �قلاب اند ...
وقتی قربانی سعی می کند رابطه را تمام کند یا فاصله بگیرد، فرد خودشیفته با استفاده از رفتارهای فریبنده ( مثل وعده های توخالی، ابراز عشق ناگهانی، یا تهد ...
تکنیکی است که در آن فرد خودشیفته هنگام مواجهه با انتقاد یا پرسش های منطقی، شروع به گفتن جملات نامفهوم، بی ربط، متناقض و طولانی می کند تا قربانی را گی ...
برگرفته از فیلم �جادوگر شهر اُز�، این اصطلاح برای توصیف کسانی به کار می رود که توسط فرد خودشیفته به خدمت گرفته می شوند تا به قربانی حمله کنند، او را ...
منبع خودشیفتگی این اصطلاحِ کلیدی به �خوراک� روانی اشاره دارد که فرد خودشیفته برای حفظ ایگوی ( Ego ) متورم خود به آن نیاز دارد. این منبع می تواند توج ...
پیوند آسیب زا این اصطلاح به وضعیتی اشاره دارد که در آن قربانی به دلیل چرخه ی �فراز و نشیب های شدید� ( ترکیبی از محبت ناگهانی و آزار ) ، به سوءاستفاد ...
در روان شناسی به نوعی سوءاستفاده ی عاطفی، روانی و گاهی فیزیکی اشاره دارد که توسط فردی با ویژگی های �خودشیفته� ( Narcissistic ) یا دارای اختلال شخصیت ...
در آمار به معنی فقیر ترین قشر جامعه
کسی که همه چیز را خیلی تمیز می خواد، وسواسی
داستان کارآگاهی
بازرس کارآگاه
اداره/واحد کارآگاهی
— هزینه ها را در حساب ها/گزارش ها پنهان کردن
رئیس بخش کارآگاهی
کینه/رنجش را در دل نگه داشتن و بروز ندادن
( روزنامه نگاری ) نکته/خبر اصلی را دیر مطرح کردن
خفه/سرکوب کردن مخالفت ها
پنهان/مدفون کردن مدارک
( صحه گذاریِ سازگاری ) در منطق و علوم رایانه؛ فرآیند بررسیِ اینکه آیا مجموعه ای از داده ها یا گزاره ها با هم تناقض دارند یا خیر
خطای شناختی که در آن فرد تمایل دارد رفتارهای آیندهٔ خود را بر اساس رفتارهای گذشته اش تنظیم کند، حتی اگر منطقی نباشد
( یکپارچگیِ سیستمی ) حفظِ ساختار و عملکرد درست یک کل ( سازمان یا سیستم ) در برابر عواملِ مخرب یا نویز
( درستکاری شناختی ) تواناییِ فرد در حفظِ ثباتِ باورها و ارزش های خود بدون تناقض های درونی در طول زمان.
( درستکاری معرفتی ) اصطلاحی در فلسفه؛ به معنای پایبندیِ سخت گیرانه به حقیقت، دقت در استدلال و پرهیز از سوگیری در فرآیند تولید دانش.
( موضع گیریِ مدافع ) استراتژی های زبانی یا سیاسی که یک گروه یا فرد برای تثبیتِ جایگاه خود در جریان یک بحث یا جنبش استفاده می کند
( عاملیتِ مدافع ) قدرتِ کنشگری و تواناییِ تأثیرگذاریِ یک مدافع یا سازمان در تغییرِ ساختارهای اجتماعی.
( گفتمانِ مدافع ) سبک و سیاقِ استدلالی و زبانیِ خاصی که فعالان یا متخصصان برای پیشبرد اهداف خود به کار می گیرند
( صلبیت اقامتگاه ) مفهومی حقوقی که به دشواری تغییر اقامتگاه قانونی یا تبعات سخت گیرانهٔ آن اشاره دارد.
( تعیین کنندهٔ اقامتگاه ) متغیرهای اقتصادی یا اجتماعی که باعث می شود یک فرد یا نهاد، مکانی را به عنوان اقامتگاه اصلی خود برگزیند.
انتساب اقامتگاه ) فرآیند قانونی یا اداری تعیین اینکه محل اقامت اصلی یک شخص ( یا شرکت ) کجاست.
معیار اندازه گیری میزان ثبات یا هماهنگی
سطح پایه ای از ثبات که برای مقایسه یا ارزیابی استفاده می شود
حد یا آستانه ای که نشان می دهد یک چیز هنوز سازگار یا پایدار محسوب می شود
ثبات و هماهنگی در عملکرد یک سیستم یا سازمان
سازگاری منطقی بین گزاره ها یا استدلال ها
سازوکار یا اقدام محافظتی برای حفظ یکپارچگی یا درستکاری
نقض درستکاری یا خراب شدن یکپارچگی ( مثلاً در داده ها یا اخلاق )
درستکاری اخلاقی و پایبندی به اصول اخلاقی
صحت و یکپارچگی داده ها ( عدم تغییر یا خراب شدن داده ها )
فرد یا گروهی که برای ترویج یا تغییر یک سیاست تلاش می کند
شبکه ای از افراد یا سازمان هایی که از یک موضوع حمایت می کنند
ائتلافی از مدافعان یک هدف یا مسئله
وکیل یا مشاوری که از یک فرد یا گروه دفاع می کند
مدافع حقوق مردم یا نماینده ای که از منافع عمومی حمایت می کند
وضعیت اقامتگاه قانونی یک فرد
انتقال اقامتگاه قانونی از یک مکان به مکان دیگر
اقامتگاه دائمی یا محل زندگی ثابت
محل اقامت اصلی فرد ( جایی که از نظر قانونی خانهٔ اصلی او محسوب می شود )
اقامتگاه قانونی که برای امور حقوقی و مالیاتی ثبت شده است
یک مدل انتزاعی از محاسبه که مفهوم الگوریتم و محاسبات را تعریف می کند
فضایی که در آن قضیه فیثاغورس برقرار است و هندسه اقلیدسی حاکم است
هزینه ای که برای توزیع هزینه یک دارایی ثابت در طول عمر مفید آن محاسبه می شود.
تجمع مواد شیمیایی ( مانند آفت کش ها ) در بدن موجودات زنده در طول زمان
منافعی که انسان ها از اکوسیستم های سالم دریافت می کنند ( مانند هوای پاک، آب آشامیدنی )
صورت حسابی که مانده تمام حساب های دفتر کل را در یک تاریخ مشخص نشان می دهد تا از تراز بودن بدهکار و بستانکار اطمینان حاصل شود.
شکست مواد پس از تحمل تعداد زیادی چرخه بارگذاری، حتی اگر بارها کمتر از حد تحمل استاتیکی ماده باشند.
ثبت رویدادهای مالی در زمان وقوع آن ها، صرف نظر از زمان دریافت یا پرداخت وجه نقد.
ناپایداری در ستون ها یا تیرهای بلند تحت فشار که باعث خم شدن یا فروپاشی ناگهانی آن ها می شود.
تمرکز تنش در نقاط خاصی از یک سازه که باعث افزایش احتمال شکست می شود.
یادداشت ها، حاشیه نویسی ها یا طرح هایی که خوانندگان در حاشیه کتاب ها می نویسند.
متنی که لایه های متعددی از تاریخ یا تفسیر بر روی آن وجود دارد، شبیه به نسخه های قدیمی که دوباره نوشته شده اند
لذت بردن از بوی کتاب های قدیمی
خرابی تدریجی داده های ذخیره شده در طول زمان به دلیل مشکلات سخت افزاری یا نرم افزاری.
یک قطعه کد مخرب که برای فعال شدن در یک زمان یا رویداد خاص طراحی شده است
جابجایی بین دو یا چند زبان یا گویش در یک مکالمه.
برنامه ای که منابع سیستم ( مانند CPU یا حافظه ) را به طور مداوم و بدون دلیل مشخص مصرف می کند.
مجموعه ای از صداهای متمایز ( فونیم ها ) که در یک زبان خاص استفاده می شود.
شکاف یا فاصله در واژگان یک زبان که باعث می شود نتوان مفاهیم خاصی را دقیقاً بیان کرد.
درست شبیه خودمی
مردم مظطرب شده
عبارت "Choosing to grind" به معنای "انتخاب کردن برای سخت کار کردن" یا "انتخاب کردن برای تلاش و زحمت کشیدن" است. "grind" به معنای کار کردن سخت و مداوم ...
عبارت "Humidity clings" به معنای "رطوبت چسبیده است" یا "رطوبت به چیزها می چسبد" است. این عبارت معمولاً برای توصیف احساس رطوبت در هوا به کار می رود، ب ...
نگرانی های فزاینده
مشکلات جدی
جاگزین پایدار
زمینه های تخصصی
در سراسر صنعت
پیامد های اخلاقی
فرضیه اولیه
سیاست بحث برانگیز
فشار فزاینده
موج آب
بین دو چیز در گردش بودن/مردد بودن
آسیب سلولی
محرک طبیعی
ایمنی طبیعی
قابلیت فهم متقابل ( مثلا دو فرد با وجود داشتن گویش/لهجه زبان هم دیگر را متوجه می شوند )
عدم تعادل هورمونی
جهش ژنتیکی
پیش داوری شخصی
تضاد درونی
مقاومت احساسی ( توانایی برگشت از شرایط سخت )
خستگی ذهنی
حافظه انتخابی
توانایی پنهان
عبارت genetic tendency یعنی گرایش ژنتیکی یا تمایل ژنتیکی. 🔹 یعنی بعضی ویژگی ها، بیماری ها یا رفتارها ممکن است در ژن های فرد وجود داشته باشند و باع ...
کسی که مثل پلیس دستور زبان عمل می کنه
شکارچی اشتباهات تایپی
کسی که همیشه دنبال اصلاح ویرگول هاست
کسی که مدام دنبال غلط گیری متون و اصلاح نگارشیه
کسی که از واژگان پیچیده استفاده می کنه و فکر می کنه زبان ساده سطح پایینه
کسی که خیلی روی رعایت دستور زبان حساسه
فردی که باور داره قواعد زبان باید دقیقا رعایت بشن و از تغییرات طبیعی زبان خوشش نمیاد
کسی که معتقده زبان باید به شکل خالص و بدون تاثیرات خارجی یا تغییرات مدرن استفاده بشه
کسی که بیش از حد به علائم نگارشی حساس است و مدام اشتباهات نگارشی دیگران را اصلاح می کند و گاهی این رفتار می تواند آزار دهنده یا خشک به نظر برسد
افت عملکرد دانش آموز در سال دوم دبیرستان یا دانشگاه
در زمینه تحصیل به معنی کسی که دیرتر از بقیه در تحصیل یا یادگیری شکوفا می شود
امتحان بدون اعلام قبلی
فعالیت های فوق برنامه مثل ورزش، موسیقی، یا باشگاه های دانشجویی
اخطار رسمی به دانشجو به خاطر عملکرد ضعیف تحصیلی
امتحانی که دانشجو در یک دفترچه آبی مخصوص می نویسد ( رایج در آمریکا )
نوعی آموزش برعکس، معلم منابعی مثل ویدیو را در اختیار دانش آموز قرار می دهد یا معرفی می کند و دانش آموز در خانه مطالعه می کند و کلاس صرفا در جهت رفع ا ...
یک سال فاصله بین دو قطع تحصیلی معمولا قبل از دانشگاه
نرم افزار تشخیص سرقت ادبی یا کپی بودن نوشته ها
مسیر شغلی منتهی به رسمی شدن استاد دانشگاه
پروژه نهایی یا جامع که معمولا در پایان یک مقطع تحصیلی انجام می شود
بالا رفتن نمرات به طرز غیر واقعی مثلا آسان گرفتن اساتید
بدون گرفتن نمره یا مدرک در یک درس شرکت کردن
عبارت "come along" چند معنی می تونه داشته باشه، بستگی به موقعیتش داره: - 🚶♀️ بیان دعوت یا همراهی: مثلاً وقتی کسی می گه "Come along with us!" یعنی ...
حیوان عظیم
مقدار عظیم
تاثیر عظیم
فضول رو بردن جهنم
گلیم خود را از آب بیرون کشیدن
کنگر خوردن و لنگر انداختن
چوب حراج به چیزی زدن
کاسه داغ تر از آش شدن
دست بالای دست بسیار است
ذخیره دائمی
زمانی بکار میره که شما خیلی خجالت زده باشین
این به اون در
آب ریخته شده جمع شدنی نیست/اتفاقی که افتاده رو نمیشه برگردوند
آب از سرش گذشته
دستگاه تسویه آب
انگار نه انگار که آسمان دارد به زمین می آید
آدم عجول کار رو دوباره میکنه
هر فرازی را نشیبی است، بعد از سختی آسانی ست، پایان شب سیه سپید است
همه کاره و هیچ کاره
بیشتر برای بیان احساساتی مانند غافلگیری یا عصبانیت استفاده می شود
ریسک کردن، خطر کردن
شتاب کردن عجله کردن
دلیلی برای اثبات سخن خود نداشتن
دست و پا چلفتی، بی دست و پا بودن
مخروبه شدن
رطب خورده منع رطب نمی کند
مشکوک بودن
کسی را دست انداختن
دست از سر کسی برداشتن
لاف زدن، غلو کردن
کسی را اذیت کردن
یقه کسی را گرفتن، با عصبانیت با کسی برخورد کردن
موش زبانت را خورده، خجالتی
دست از تلاش برداشتن
مسائل پیچیده مربوط به کنیسه
مغرور نشو
در سریال به جای i love you استفاده شده بود
تاریخ زایمان
طلاقی که با دعوا و عصبانیت بین زوجین رخ میده و شامل درگیری های زیادی از جمله مالکیت خونه و پول ها و حضانت بچه ها میشه/طلاق غیر توافقی
خانواده ناسالم که باهم رابطه خوبی ندارن
به دوران کودکی میگن که هیچ نگرانی نداری و خانواده حمایتگری داشتی
خانواده خوب که از یکدیگر حمایت میکنند
ابتکار اجتماعی
همه چی تعطیله/کنسله
میتونه معنی ابراز کردن بده You are not pouring out your desiers
یه راه برای اینکه بگی یه کاری روبعدا میخوام انجام بدم/فعلا برنامه ای براش ندارم
درست کردن اشتباهات توسط کسی که هم سطح خودته مثلا دانش آموزهای یک کلاس اشتباهات همکلاسی های خود رو تصحیح کنن
کسی که به صبح زود علاقه دارد
به فردی که به زندگی در شهر علاقه داره میگن اگه قبلش از not استفاده کنیم معنی منفی میشه I'm not a city person
از چهارچوب خارج شدن
به تلاش کردن ادامه بده
غر زدن رو متوقف کن
منو تحت تاثیر قرار داد
از حاشیه امنت بیا بیرون
موندن در جای امن، نمادی از هیچ کاری نکردن
استفاده از ویروس های باکتری خوار ( فاژها ) برای درمان عفونت های باکتریایی.
مولکول های کوچک که توسط موجودات زنده تولید می شوند و توانایی کشتن یا مهار رشد میکروارگانیسم ها را دارند.
بخش هایی از DNA که شامل ژن های مرتبط با بیماری زایی هستند و می توانند بین باکتری ها منتقل شوند.
انتقال ژن ها بین موجودات زنده بدون نیاز به تولید مثل، که در باکتری ها بسیار رایج است.
فرآیندی که باکتری ها از طریق سیگنال های شیمیایی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند تا رفتار گروهی خود را تنظیم کنند.
نوعی ارزیابی که با تعامل بین معلم و دانش آموز همراه است و سعی دارد توانایی های بالقوه دانش آموز را کشف کند.
رویکردی که بر اساس انجام وظایف واقعی به عنوان ابزاری برای یادگیری زبان طراحی شده است.
ارزیابی هایی که برای نظارت و بهبود یادگیری دانش آموزان در طول فرآیند آموزشی استفاده می شود، مانند آزمون های کوتاه یا تمرین های کلاسی.
یک روش آموزشی که در آن زبان انگلیسی در کنار تدریس یک موضوع خاص مانند تاریخ یا علوم استفاده می شود
واکنش های کوتاه و غیررسمی در مکالمه مانند "Yeah", "I see" که به دانش آموزان کمک می کند ارتباط مؤثر برقرار کنند.
استفاده همزمان از زبان مادری و زبان مقصد برای تسهیل یادگیری، مانند ترجمه و ترکیب زبان ها در کلاس درس مثلا به فارسی زبانها میخوایم انگلیسی تدریس کنیم ...
نقطه سربه سر: سطح درآمدی که در آن کل هزینه ها و درآمدها برابر می شوند و سود یا زیانی وجود ندارد.
تعهدات حقوق و دستمزد:هزینه های حقوق و دستمزدی که ثبت شده اما هنوز پرداخت نشده اند.
درآمد انتقالی: مبلغی که شرکت از مشتری دریافت کرده اما هنوز خدمات یا کالاها را ارائه نداده است، به عنوان بدهی شناسایی می شود.
حسابداری تعهدی: روشی از حسابداری که در آن درآمدها و هزینه ها در زمان وقوع شناسایی می شوند، نه زمانی که وجه نقد دریافت یا پرداخت می شود.
در تحقیقات کمتر گزارش شده است که. . .
دکتر با تجربه، کهنه کار
دندانپزشک تازه کار
معلم با تجربه
معلم تازه کار
دکتر تازه کار
مراسم صبحگاهی، به عاداتی که در ابتدای روز داریم مثل مسواک زدن
دوستانی که فقط در روز های خوشی و شادی کنارتون هستن و تو سختی ها تنهاتون میزارن
اطلاعات عمومی
این عبارت معمولاً به صورت استعاری استفاده می شود و به این معناست که فرد یا عملی نتایج مثبت، ارزشمند یا مفید تولید می کند. مثلاً در زمینه اخلاقی یا ...
هوا به شدت سرد بود
هوا به شدت سرد است
توجه کردن به چیزی
خیلی خوبم
تلاش زیاد
مریض بودن
افشا کردن راز
ترک کردن
مردانگی
برنامه داشتن برای چیزی I plan on attending the meeting
لغو شدن
ملاقات کردن
اوضاع/شرایط احساسی
احساس نوستالژیک و خاصی که در کتابفروشی های قدیمی به فرد دست میدهد
لذت و هیجانی که از پیش بینی یک آینده ی لذت بخش ناشی میشود
فوران احساسات و یا جوش و خروش ناگهانی
بسیار غمگین و حزن آلود
صدایی که بصورت دلپذیر و روان به گوش می رسد
چیزی که رنگ های مختلف را به صورت تغییر پذیر منعکس میکند
نسیم خنک و ملایم
چیزی که نمی توان آنرا با کلمات بیان کرد
کسی که کم حرف میزند
کوتاه مدت و زودگذر
صدای زمزمه یا خش خش
حالت شدید عاشقانه و خیالی در ابتدای یک رابطه
بسیار پر انرژی و خوشحال
بوی دلپذیر خاک بعد از باران
داشتن آرمان ها و خیال های غیر واقعی
کسب زبان دوم
آموزش مبتنی بر متن
نظریه طرحواره
تمرین تاملی
آگاهی واژه سازی
همکاری بین رشته ای
مهارت های اجتماعی زبانی
آموزش زبان
ویژگی های فرابخشی
یادگیری غیر مستقیم
دوزبانگی
مهارت استارتژیک
تسلیت طلبی
روان خوانی
چند زبانی
مهارت های شنوایی
تعارض درونی
طبق این عقیده اکثر پسر ها تمایل دارن پدر خودشون رو بکشن و تمام توجه مادرشون رو داشته باشن و حتی باهاش ازدواج کنن اشاره به داستان ادیپس داره که باعث م ...
زبان بسته، بدون قدرت بیان
زمان سریع می گذرد
بخش کوچکی از یک مشکل بزرگ
چشم در برابر چشم
گروه کارشناسان
آزمون مقدماتی
بدون حرف زدن
سن کم و حساس
علاقه زیاد به شیرینی
وظیفه دشوار
حفظ خونسردی در موقعیت دشوار
جنجال بیهوده
گیر دادن به جزئیات بی اهمیت
حسادت
معامله منصفانه
افراد یا چیزهای کم اهمیت
فریب و نیرنگ
پوشش برای پنهان کردن حقیقت
موفقیت قطعی
هدف آسان
کمبود نیروی انسانی
انرژی جدید بعد از خستگی
زود عصبانی شدن
چیز یا شخصی که نقد نشده است
فرد شریف و محترم
مسابقه گروهی همه دربرابر همه
پایین ترین نقطه، نهایت نزول
وضعیت بحرانی و پرتنش
روز خوشحال کننده و مهم
کسی دیگه را متهم کردن به ویژگی هایی که خودت داری
صورت بی احساس
مستقیم و بدون حاشیه
وعده های بیهوده
فرد بسیار خسیس
موفقیت یا دستاورد بزرگ
راز آشکار
تهدیدی که واقعیت ندارد
معمول و متداول
به ندرت، خیلی کم
شاخه زیتون نماد صلح
تهمت زدن
فرد فضول
مجموعه ای از چیزهای مختلف
بزرگنمایی کردن مشکل کوچک
توانایی تبدیل هر چیزی به موفقیت
حلقه گم شده
ایجاد مشکل
شانس خوب، فرصت خوب
کم توجهی، کم اهمیت بودن
شخص دیوانه
موضوعی که احتمال موفقیت در آن کم است
احتمال کم
سهم عمده، بیشترین سهم
قانون حمایتی از مصرف کنندگان برای کالاهای معیوب
سال کبیسه
کاری که از روی عشق و علاقه انجام میشه
بهانه ضعیف
با احتیاط زیاد رفتار کردن
بازیکن کلیدی، فرد مهم در تیم یا گروه
آغاز کردن، شروع کردن
دادگاه ناعادلانه
خستگی زیاد ناشی از پرواز
همه فن حریف، آچار فرانسه، همه کاره
موضوع دشوار و حساس
شروع جلوی دیگران
فرد خوشحال و راضی
دست در دست، بطور هماهنگ، همکار
بدون علاقه واقعی
ناپخته و ناقص
خوکچه آزمایشگاهی ( موجودی که روش آزمایش انجام میدن )
کسی که در باغبانی مهارت دارد
شیفت کاری شبانه
فرد خوب و قابل اعتماد
کسی که با وجود جثه بزرگ مهربان است
چهار برگ ( نشان از شانس )
به وضعیتی که خوب بنظر میرسد ولی درواقع خوب نیست
داستان اغراق آمیز و غیرواقعی
روز پرکار و شلوغ
ولع و هجوم
بازی منصفانه
هشدار اشتباه
خانه ای که فرزندانش آن را ترک کرده اند
چیزی یا کسی که بسیار جذاب و دیدنی است
خیانت دوجانبه
فرد بسیار پرکار و مشتاق
کسی که انتظار موفقیت از او نمی رود
کسی که موقتا در خانه دیگران میماند
بی اعتنایی کردن
مبلغ کم یا ناچیز
داستان غیرواقعی و خیالی
منبع درآمد بسیار بالا
حمام کف
فرد بسیار پرکار
معما یا سوال فکری
فرار مغز ها
خون بس
پایان تلخ
بن بست
آخرین کار یا اقدام قبل از بازنشستگی یا پایان کاری
چیزی که حواس را از موضوع واقعی پرت میکند در بحث ها به عنوان حقه استفاده می شود تا موضوع عوض بشود
رویای غیرواقعی
چیزی که هم جنبه خوب دارد و هم جنبه بد
کناره گیری از یک کار
کسی که عمدی نظر مخالف میدهد تا بحث را تحریک کند
فرد تنبل و کم تحرک
نقطه ضعف عمده
بطور خلاصه بگم
پول حلال مشکلاته
تو پول غلت زدن
یه دفعه جلوم سبز شد
یه دفعه غیبش زد، دود شد رفت هوا، آب شد رفت تو زمین
طرف کسی رو گرفتن
چشم چرون
توانایی درک کردن
یواشکی رفتن
به سختی میشناسمش
لطف کردن / بخشیدن
قوی مثل کوه
احمق
تو یه آدم ضد حالی!
استرس نداشته باش، آروم باش
برای مجذوب کردن یکدیگر
عمرم رو فدات میکنم
آدم ساده لوح
هوای کسی را داشتن تا مجازات نشود
پرداخت پول علی رغم میل باطنی، پول پیاده شدن
چیزی که میشنوم رو نمیتونم باور کنم
اهل کار گروهی و همکاری
پذیرفته شدن
صبرم تموم شده
من خیلی خستم
غر غرو
خیلی خوب
حوصله سر بر
خیلی گرون
به شدت جذب شده، شیفته
از غذات لذت ببر/نوش جان
تو جون بخواه!
من دارم گوش میکنم
من نوشیدنی میخوام
کاری که انجام میدی رو من تاثیر داره
میخوام زمان بیشتری پیشم باشی
یادداشتش کردم در جواب جملات باحال و فلسفی گفته میشه
همه چی گل و بلبله
گل و بلبل
قراره عالی بشه
در گفت و گو ها برای ارسال آدرس و زمان یک جشن یا مهمانی استفاده می شود
من تازه خریدمش
مکانی بدون مشکل
خجالت نمیکشه
چی خوشحالت میکنه؟
باید خاموش باشه
ورزش کردن پروتئین میخواد
بعدا بیشتر حرف میزنیم
قراره برای همیشه اینطوری باشی؟
بعدا میفهمی
بدترین نامادری جهانی
اگه جای تو بودم عجله میکردم
یه بچه رو گیر انداختی
حالا دیگه با نیمه تاریکم آشنا شدید
رئیس آدم های بد
رئیس آدم های خوب
بیاید دست بدیم
این شوخی نیست
اون انقدرا هم باحال نیست
بریم یه دوری بزنیم
آفرین ( طعنه آمیز به معنی اینکه خرابکاری کردی )
دست از سرش بردار
دست از سرش بردار
دست از سرم بردار، راحتم بزار، تمومش کن
به معنی اخراج بخاطر عملکرد ضعیف فرد
تقلید کردن الگو ها
احمق، بیشعور
تمرین کردن الگو
اکتساب شهودی، یادگیری که مطالب به طور مستقیم و واضح و حس شونده و ادراکی به یاد گیرنده منتقل می شوند.
نظریه های یادگیری زبان
چه بهتر
چیز خاصی نیست، مهم نیست =Nevermind
حرف بی ربط، حرفی که با عقل جور در نمیاد
مشکلی نیست ( no problem ) If you don't want to come with me, no sweat
از چیزی خسته/سیر شدن
از کسی خسته/آزرده شدن
شروع کردن
اقبال، شانس
اقبال، شانس
همدرد و غمخوار دیگران بودن
عمدا انجام دادن عملی
راه انداختن/شروع کردن
فکر کردن به ایده جدید
کلاه گذاشتن سر کسی/سو استفاده کردن
مطلع شدن/بو بردن از چیزی
پنهان کردن/مخفی نگه داشتن
پیروزی بزرگ
سود کلان و پول زیادی به جیب زدن
سرعت دادن/میانبر زدن
ایده برنده به فکر کسی رسیدن
تجهیزات غیر ضروری/زلم زینبو
پرفروش و پرمخاطب
منو غرق فکر میکنه
انگار اومده خونه
به خانه آمدن
نگه داشتن خوانندگان
در مسیر نگه داشتن، ادامه دادن
جمله ای که ایده اصلی متن را گسترش می دهد
فقط عوض کردن لغات متنی/با واژه های دیگری بیان کردن
در مقیاس کوچک تر، کوچک شده، بطور خلاصه
در مقیاس کوچک تر، کوتاه شده،
بنیادی، اساسی، ریشه ای
نوشتن نباید کسل کننده باشد
کسل کننده بودن
جالب، مجذوب کننده
متقاعد کننده، تشویق کنننده
فردی که در مورد استایل آگاهی دارد