cold shoulder

/koʊldˈʃoʊldə//kəʊldˈʃəʊldə/

بی اعتنایی کردن، بی محلی کردن به، (معمولا با: the) بی اعتنایی، کم محلی، خونسرد، بی اعتنایی کردن به
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a deliberate display of unresponsiveness or indifference, intended as a snub.
مشابه: slight, snub
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: cold-shoulders, cold-shouldering, cold-shouldered
• : تعریف: to treat (someone) with indifference.
مشابه: snub

جمله های نمونه

1. She gave me the cold shoulder.
[ترجمه ترگمان]شانه سرد را به من داد
[ترجمه گوگل]او به من شانه سرد داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Banishment was better than this cold shoulder.
[ترجمه ترگمان]banishment از این شانه سرد بهتر بود
[ترجمه گوگل]ضرب و شتم بهتر از این شانه سرد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Giving the cold shoulder to his usual tipple, Ian Knight raises his coffee cup to Drinkwise Day.
[ترجمه ترگمان]ایان نایت، که شانه سرد خود را به نوشیدنی الکی معمول خود تحویل می دهد، فنجان قهوه اش را به روز Drinkwise می رساند
[ترجمه گوگل]یان نایت، شانه های سرد را به شکل معمولی خود می کشد تا قهوه قهوه را به روز Drinkwise بریزد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A declaration of love, or the cold shoulder.
[ترجمه ترگمان]اظهارنامه عشق، یا شانه سرد
[ترجمه گوگل]اعلام عشق، یا شانه سرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Vernon regretted giving Harcourt the cold shoulder; he would have been some one to laugh with.
[ترجمه ترگمان]عمو ورنون از دادن شانه های سردش پشیمان بود و دلش می خواست با او بخندد
[ترجمه گوگل]ورنون پشیمان شد تا شانه سرد را به هارکورت برساند؛ او بعضی از آنها را با هم میخنداند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. So they have given girlfriends the cold shoulder.
[ترجمه ترگمان]پس آن ها شانه سرد را به دوست دختر داده اند
[ترجمه گوگل]بنابراین آنها دوست دختر شانه سرد را داده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He never turns a cold shoulder to any of his friends.
[ترجمه ترگمان]اون هیچ وقت یه شونه سرد به هیچ کدوم از دوستاش تغییر نمیده
[ترجمه گوگل]او هرگز شانه سرد را به هیچ یک از دوستانش تبدیل نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The company gave her a cold shoulder by lightening his workload considerably.
[ترجمه ترگمان]شرکت با روشن شدن حجم کار خود به او شانه سردی داد
[ترجمه گوگل]این شرکت با شتاب دادن به حجم کار خود را به میزان قابل توجهی کاهش داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Does Miss Linton turn a cold shoulder on him?
[ترجمه ترگمان]آیا میس کاترین به او بی اعتنایی می کند؟
[ترجمه گوگل]آیا خانم لینتون شانه ای سرد بر او می گذارد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The musician turned a cold shoulder to the rich lady.
[ترجمه ترگمان]موسیقی دان با شانه های سردی به بانوی ثروتمندی تبدیل شد
[ترجمه گوگل]نوازنده شانه سرد را به بانوی غنی تبدیل کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. You wouldn't want to get the cold shoulder from Victoria Beckham in this getup.
[ترجمه ترگمان]تو که نمی خوای از دست ویکتوریا در این لباس استفاده کنی
[ترجمه گوگل]شما نمی خواهید شانه سرد را از ویکتوریا بکهام در این حوالی بگیرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. She gave her former friend the cold shoulder.
[ترجمه ترگمان]شانه سرد خود را به دوست سابق خود داد
[ترجمه گوگل]او دوست سابقش شانه سرد را داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Never serve with a cold shoulder or hot tongue.
[ترجمه ترگمان]هیچ وقت با یه شونه سرد یا زبون داغ سرو کار نمی کنه
[ترجمه گوگل]هرگز با شانه سرد یا زبان گرم خدمت نکنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. He's given me the cold shoulder for three days.
[ترجمه ترگمان]برای سه روز شانه سرد به من داد
[ترجمه گوگل]او شانه سرد را برای سه روز به من داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Investors give South Africa cold shoulder.
[ترجمه ترگمان]سرمایه گذاران شانه سردی به آفریقای جنوبی می دهند
[ترجمه گوگل]سرمایه گذاران آفریقای جنوبی شانه شان را می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• disinterestedness, apathy, cold treatment
if you cold-shoulder someone, you ignore them or behave in an unfriendly way towards them.
behave in an unfriendly way toward a person; purposefully ignore someone

پیشنهاد کاربران

بی اعتنایی
محل سگم ندادن
He gave me the cold shoulder
اون بهم بی محلی کرد
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما