پیشنهادهای فاطمه وره زردی (٥٢٩)
خوراکی هات رو کش رفتم
راننده بد
حتما حس خوبی داره
یه چیز احمقانه کوچیک
حال وهوای فرهنگی
سفید شدن ناگهانی دید
چه چیزی تو را به هم می ریزد یا باعث می شود کنترل اعصابت را از دست بدهی؟
زنجیره ای از اتفاقات که هر کدام باعث بدتر شدن مرحله بعدی می شود و دوباره به نقطه اول برمی گردد و وضعیت را وخیم تر می کند.
این ایده که ساختار زبان ما، نحوه فکر کردن و جهان بینی ما را تعیین می کند. یعنی اگر در زبانی کلمه ای برای یک مفهوم نباشد، مردمِ آن زبان نمی توانند به ...
بخش بزرگی از جامعه که نظر خاصی دارند اما آن را در رسانه ها یا به صورت علنی فریاد نمی زنند. سیاستمداران معمولاً سعی می کنند این گروه را هدف قرار دهند.
فرآیندی که در آن نوآوری های جدید باعث نابودی صنایع و روش های قدیمی می شوند
نظریه ای که می گوید “اراده” و “خودکنترلی” یک منبع محدود هستند. اگر صبح انرژی زیادی صرف کنترل خودتان کنید، شب دیگر توانی برای مقاومت در برابر وسوسه ها ...
حالتی که فرد با حجم بسیار زیادی از اطلاعات روبرو می شود، به طوری که دیگر قدرت پردازش، درک یا تصمیم گیری درست را ندارد.
وقتی کسی ریسک می کند چون می داند هزینه شکستِ آن ریسک را خودش نمی پردازد و کس دیگری ( دولت، بیمه یا خانواده ) آن را تقبل می کند.
وضعیتی که در آن اکثر اعضای یک گروه به طور مخفیانه با چیزی مخالف هستند، اما چون فکر می کنند دیگران با آن موافق اند، خودشان هم تظاهر به موافقت می کنند.
دانش و تجربه ای که نه از طریق کتاب و دانشگاه، بلکه از طریق زندگی واقعی، معاشرت با مردم و مواجهه با چالش های روزمره به دست می آید. ( معادل “گرگ باران ...
حالتی که در آن نهادهای ناظر ( مثل سازمان های دولتی ) ، به جای حفاظت از منافع عمومی، تحت کنترلِ همان صنایعی در می آیند که قرار بود بر آن ها نظارت کنند.
وضعیتی که در آن خروجیِ یک سیستم دوباره به عنوان ورودی به همان سیستم برمی گردد و باعث تقویت یا تضعیف عملکرد می شود
تمایل مغز انسان به توجهِ بیشتر و وزن دادنِ سنگین تر به وقایع ناخوشایند نسبت به وقایع مثبت.
پدیده ای که در آن حضورِ یک ناظر باعث تغییر در رفتارِ سوژه ای می شود که تحت مشاهده است
پدیده ای که در آن افراد وقتی در یک گروه کار می کنند، تلاشِ کمتری نسبت به زمانی که تنها هستند، انجام می دهند ( چون مسئولیت پخش می شود ) .
فرآیندی که در آن یک ایده یا ادعا به دلیل تکرارِ زیاد در رسانه ها و گفتگوهای عمومی، به یک حقیقتِ پذیرفته شده تبدیل می شود، صرف نظر از اینکه چقدر صحت د ...
اشاره به این واقعیت که مغز انسان تمایل دارد برای حفظ انرژی، میان برهای ذهنی بزند و از فکر کردنِ عمیق و پرزحمت تا حد ممکن فرار کند
شکاف زمانی بین پیشرفت های سریع تکنولوژی و سرعتِ تطبیقِ هنجارها، قوانین و رفتارهای اجتماعی با آن تکنولوژی.
فرآیندی که در آن تصمیماتِ گرفته شده در گذشته، گزینه های موجود در آینده را به شدت محدود می کند، حتی اگر آن تصمیمات اولیه دیگر کارآمد نباشند
تمایل انسان به بازگشتن سریع به سطح ثابتی از شادی، حتی بعد از اتفاقات مثبت بزرگ ( مثل برنده شدن در لاتاری یا ترفیع شغلی (
موقعیتی که در آن سود یک نفر دقیقاً معادل ضرر نفر دیگر است
ارزشِ بهترین گزینه ای که شما برای انجام یک کار دیگر، از آن صرف نظر کرده اید
تصمیمی آگاهانه برای یاد نگرفتنِ چیزی، چون هزینه یا زمان لازم برای یادگیری آن بیشتر از سودی است که آن دانش به شما می رساند
این تصور غلط که اکثر مردم مثل ما فکر می کنند یا عقاید مشابه ما دارند
اطلاعات یا مدارکی که وجود دارند اما چون منجر به نتیجه خاصی نشده اند، دیده نمی شوند
هزینه ای ( زمان یا پول ) که صرف شده و دیگر قابل بازگشت نیست. اشتباه رایج این است که بخاطر این هزینه، به یک مسیر غلط ادامه دهیم
تلاش برای انجام دادن یا فکر کردن به همان چیزی که از آن می ترسیم، به منظور از بین بردن ترس
تلاش برای انجام دادن یا فکر کردن به همان چیزی که از آن می ترسیم، به منظور از بین بردن ترس.
تمرکز بر روی افراد یا چیزهایی که از یک فرآیند جان سالم به در برده اند و نادیده گرفتن کسانی که شکست خورده اند ( چون دیده نمی شوند )
عیش، خوشی، شادمانی
نمونه گیری در دسترس یعنی انتخاب افرادی برای تحقیق که دسترسی به آن ها راحت تر است. در این روش، محقق به جای انتخاب تصادفی یا علمیِ افراد، سراغ کسانی می ...
فرآیند روان شناختیِ یافتن یا ساختن معنای جدید در زندگی بعد از یک فقدان بزرگ.
فرآیندی درمانی که در آن فرد احساسات سرکوب شده را آگاهانه تجربه و تحلیل می کند تا از فشار روانی آن ها کاسته شود.
رویکردی درمانی که در آن فرد داستان زندگی و تجربه هایش را بازتعریف می کند تا معنای تازه ای به درد یا فقدانش بدهد.
وقتی فردی از نظر فیزیکی حضور ندارد اما از نظر روانی هنوز �هست� ( مثل مفقودشدن ) ، یا برعکس از نظر فیزیکی هست اما از نظر ذهنی حضور ندارد ( مثل آلزایمر ...
غم پنهان و ناآگاهانه ای که ممکن است سال ها بعد از یک فقدان خودش را نشان دهد، بدون اینکه فرد فوراً متوجه ریشه آن شود.
غم و اندوهی که جامعه آن را جدی نمی گیرد یا مشروع نمی داند؛ مثلاً سوگ برای یک رابطه پنهانی، حیوان خانگی، یا همکار.
غم و اندوهی که قبل از وقوع یک فقدان واقعی تجربه می شود؛ مثلاً وقتی می دانیم عزیزی بیماری لاعلاج دارد و به تدریج خود را برای از دست دادن او آماده می ک ...
حالتی که فرآیند سوگواری طبیعی طولانی و فلج کننده می شود و فرد برای ماه ها یا سال ها در غم شدید گیر می کند و عملکرد روزمره اش مختل می شود.
در روان شناسی به نوعی مشاوره یا روان درمانی تخصصی گفته می شود که به افراد کمک می کند با غم و اندوه ناشی از یک فقدان کنار بیایند
وعده دادن در مورد آینده ای رویایی ( مثلاً ازدواج، سفر یا تغییر رفتار ) که فرد خودشیفته هیچ قصد واقعی برای عملی کردن آن ندارد. هدفِ این کار، �قلاب اند ...
وقتی قربانی سعی می کند رابطه را تمام کند یا فاصله بگیرد، فرد خودشیفته با استفاده از رفتارهای فریبنده ( مثل وعده های توخالی، ابراز عشق ناگهانی، یا تهد ...
تکنیکی است که در آن فرد خودشیفته هنگام مواجهه با انتقاد یا پرسش های منطقی، شروع به گفتن جملات نامفهوم، بی ربط، متناقض و طولانی می کند تا قربانی را گی ...
برگرفته از فیلم �جادوگر شهر اُز�، این اصطلاح برای توصیف کسانی به کار می رود که توسط فرد خودشیفته به خدمت گرفته می شوند تا به قربانی حمله کنند، او را ...