sitting duck

/ˈsɪtɪŋˈdək//ˈsɪtɪŋdʌk/

(امریکا - عامیانه) در معرض خطر، آسیب پذیر، زود آسیب، هدف بی دفاع واسان جهت حمله وانقاد
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: an especially vulnerable person or thing; easy target.

- That skinny little boy walking all alone is a sitting duck for those bullies.
[ترجمه ترگمان] اون پسر لاغر مردنی تنها راه میره یه اردک برای اون قلدرها هست
[ترجمه گوگل] این پسر کوچک لاغر تنها راه رفتن یک اردک نشسته برای آن گرگ ها است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Nancy knew she'd be a sitting duck when she raised the trap door.
[ترجمه ترگمان]نانسی می دانست که وقتی در تله را بلند می کند، او یک اردک نشسته خواهد بود
[ترجمه گوگل]نانسی می دانست که او وقتی اردک کشید، یک اردک نشسته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Without the gun, I'm a sitting duck for any terrorist.
[ترجمه محمد نعمت دار] من یک طعمه برای تروریست ها هستم
|
[ترجمه ترگمان]بدون اسلحه، من برای هر تروریست، یه اردک نشستم
[ترجمه گوگل]بدون تفنگ، من یک اردک نشسته برای هر تروریست هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Without my gun, I'm a sitting duck for any terrorist.
[ترجمه ترگمان]بدون اسلحه من، من برای هر تروریست، یه اردک نشستم
[ترجمه گوگل]بدون تفنگ من، من یک اردک نشسته برای هر تروریست هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This makes the whole colony a sitting duck for a man with a gun.
[ترجمه ترگمان]این باعث میشه کل این مستعمره رو برای یه مرد با اسلحه احاطه کرده باشه
[ترجمه گوگل]این باعث می شود کل کلنی یک اردک نشسته برای یک مرد با تفنگ
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Being left in front, Morley Street looked a sitting duck approaching the line but scrambled home.
[ترجمه ترگمان]در حالی که به سمت چپ و راست می رفت، خیابان Morley به یک اردک نشسته بود که به صف نزدیک می شد، اما به سوی خانه به راه افتاد
[ترجمه گوگل]در سمت چپ در جلو، مورلی خیابان یک اردک نشسته نزدیک خط را نگاه کرد، اما خانه را سقوط کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She was a sitting duck out here all by herself!
[ترجمه ترگمان]خودش تک و تنها اینجا نشسته بود!
[ترجمه گوگل]او یک اردک نشسته بود و همه جا خودش بود!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The president's comments on taxes made him a sitting duck to critics.
[ترجمه ترگمان]نظرات رئیس جمهور در مورد مالیات او را تبدیل به یک اردک در حال نشستن به منتقدان کرد
[ترجمه گوگل]نظرات رئیس جمهور در مورد مالیات او را به اردک نشسته به منتقدان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. I feel like a sitting duck for crime working the night shift at the convenience store.
[ترجمه ترگمان]من احساس می کنم یه اردک نشسته برای کار و شیفت شب تو فروشگاه
[ترجمه گوگل]من احساس می کنم یک اردک نشسته برای جرم و جنایت کار تغییر شب در فروشگاه راحتی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. You're a sitting duck if you stand outside during a tornado.
[ترجمه ترگمان]اگر در حین یک گردباد در بیرون بایستید، تو یک اردک نشسته ای
[ترجمه گوگل]اگر در طول یک گردباد بیرون بیایید یک اردک نشسته ای
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. What do you think I am A sitting duck?
[ترجمه ترگمان]فکر می کنی من یه اردک هستم؟
[ترجمه گوگل]فکر میکنی من یک اردک نشسته ای؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress every day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The prancing horse was a sitting duck.
[ترجمه ترگمان]اسب prancing اردک نشسته بود
[ترجمه گوگل]اسب فراری یک اردک نشسته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Picked up by searchlights, she was a sitting duck to the enemy guns.
[ترجمه ترگمان]searchlights را روشن Picked، او یک اردک نشسته بود و به طرف توپ های دشمن می رفت
[ترجمه گوگل]او به وسیله ی پروانه ها برداشت، او یک اردک نشسته به اسلحه دشمن بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The wealthy widow is a sitting duck for a confidence man.
[ترجمه ترگمان] بیوه ثروتمند، مثل یه آدم بااعتماد به نفس نشسته
[ترجمه گوگل]بیوه ثروتمند یک اردک نشسته برای یک مرد اعتماد به نفس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Out in the open, the hunter is a sitting duck for unseen wild animals.
[ترجمه ترگمان]شکارچی در فضای باز، یک اردک نشسته برای حیوانات وحشی نامرئی است
[ترجمه گوگل]در خارج از خانه، شکارچی یک اردک نشسته برای حیوانات وحشی بی نظیر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• target (hunting)

ارتباط محتوایی

معانی متفرقه( امریکا - عامیانه ) در معرض خطر، آسیب پذی ...بررسی کلمهاسم ( noun ) • : تعریف: an especially vulnerable person or thing; easy target. - That skinn ...جمله های نمونه1. Nancy knew she' d be a sitting duck when she raised the trap door. [ترجمه ترگمان] نانسی می ...انگلیسی به انگلیسیtarget (hunting)
معنی sitting duck، مفهوم sitting duck، تعریف sitting duck، معرفی sitting duck، sitting duck چیست، sitting duck یعنی چی، sitting duck یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف s، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف s، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف s
کلمه بعدی: sitting on the fence
اشتباه تایپی: سهففهدل یعزن
آوا: /سیتینگ داک/
عکس sitting duck : در گوگل
معنی sitting duck

پیشنهاد کاربران

لقمه چرب و نرم و خیلی مَلَس برای آسیب پذیر بودن
Love to attack
هدف متحرک
a person or thing with no protection against an attack or other source of danger.
مثلل مرغ پر و بال بسته بی دفاع و آسیب پذیر
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما