غم و اندوهی که جامعه آن را جدی نمی گیرد یا مشروع نمی داند؛ مثلاً سوگ برای یک رابطه پنهانی، حیوان خانگی، یا همکار.
سوگی که شخص نمیتونه جلو کسی بروزش بده، مثلا فرد مجردی که حامله شده و بچشو سقط کرده و ناراحته، ولی این نارحتیشو نمیتونه با کسی در میون بذاره
disenfranchised grief ( روانشناسی )
واژه مصوب: سوگ نامتعارف
تعریف: سوگی که جامعه یا بخش هایی از آن انتظار آن را ندارد یا حتی اجازۀ ابراز آن را نمی دهد|||متـ . سوگ نهان hidden grief
واژه مصوب: سوگ نامتعارف
تعریف: سوگی که جامعه یا بخش هایی از آن انتظار آن را ندارد یا حتی اجازۀ ابراز آن را نمی دهد|||متـ . سوگ نهان hidden grief