پیشنهاد‌های سامان قاسم پور (٢٦٣)

بازدید
١٠١
تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ممانعت کردن / دشوار کردن / خنثی کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در بازرگانی و تجارت می شه : خدمات Electronic offering

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"مردد" / "بی میـل" / "با اکراه" / "دل نخواه" یعنی کسی نمی خواهد کاری را انجام دهد، یا با دل پُری آن کار را نمی کند، حتی اگر در نهایت مجبور شود انجام ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"گسترده تر" / "عمومی تر" / "همگانی تر"

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به تدریج نفوذ کردن / سرایت کردن / اثر خود را با تأخیر نشان دادن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با عنوان . . . خطاب شدن / شناخته شدن / نامیده شدن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"در کاربرد عمومی" یا "در استفاده ی روزمره"؛ یعنی چیزی که در زبان روزمره و غیرتخصصی مردم به کار می رود.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"هم معنی"، "مترادف"، یا "هم ارز"؛ یعنی دو کلمه یا عبارت که معنی یکسان یا بسیار نزدیکی دارند.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

"جریمه"، "مجازات"، یا "تنبیه"؛ یعنی پیامد منفی که در نتیجه ی انجام ندادن یک قانون یا تخلف از یک قاعده اعمال می شود.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"تقویت" یا "پاداش/تنبیهی که برای تقویت یک رفتار استفاده می شود"؛ در روان شناسی، به هر محرکی گفته می شود که احتمال تکرار یک رفتار را افزایش دهد.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به باوری رسیدن / کم کم معتقد شدن / کم کم باور کردن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"شناخته شده ترین"، "معروف ترین"، یا "مشهورترین"؛ یعنی کسی یا چیزی که بیش از همه ی افراد یا چیزهای مشابه خود، شناخته شده است.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"طرفدار"، "موافق"، یا "مدافع"؛ به کسی گفته می شود که از یک ایده، نظریه، یا عقیده حمایت می کند و آن را ترویج می دهد.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"روان شناختی" یا "مربوط به روان شناسی"؛ یعنی هر چیزی که به ذهن، رفتار، احساسات، یا فرایندهای روانی انسان مربوط باشد.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"درهم تنیده"، "به هم پیوسته"، یا "در هم آمیخته"؛ یعنی دو یا چند چنان به هم گره خورده اند که جداسازی آنها دشوار است.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"مکتب برتر" یا "مکتب پیشرو"؛ به یک گروه فکری، علمی، یا هنری گفته می شود که در میان سایر مکاتب، از جایگاه بالاتری برخوردار است و تأثیرگذارتر محسوب می ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"ویژگی"، "خاص بودن"، یا "حالت ویژه بودن"؛ یعنی کیفیتی که چیزی را از سایرین متمایز و منحصربه فرد می کند.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"به این ترتیب"، "بنابراین"، یا "به عنوان چنین چیزی"؛ برای نشان دادن نتیجه گیری یا تأکید بر نقش یا ویژگیِ اشاره شده در جمله ی قبل به کار می رود.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"تمایل"، "استعداد"، یا "گرایش ذاتی"؛ یعنی اینکه فرد به طور طبیعی یا عادتی به سمت انجام کاری یا رفتاری خاص متمایل است.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"احترام به خود"، "خودارزش مندی"، یا "نگاه مثبت به خود"؛ یعنی میزان ارزش و احترامی که یک فرد برای خود قائل است.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"بسیار مهم"، "سرنوشت ساز"، یا "تاریخی"؛ به رویدادهایی گفته می شود که تأثیر بزرگ و ماندگاری دارند.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

"عزیزان"، "نزدیکان"، یا "افراد محبوب"؛ یعنی کسانی که برای ما اهمیت عاطفی دارند، مانند اعضای خانواده، دوستان صمیمی، یا همسر.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"علاوه بر این"، "بیشتر"، یا "در ادامه"؛ برای افزودن اطلاعات جدید به مطلب قبلی به کار می رود.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"به گذشته نگاه کردن"، "مرور کردن"، یا "با تأمل به خاطرات گذشته فکر کردن"؛ یعنی رویدادها یا تجربه های قبلی را در ذهن مرور کردن، معمولاً با احساسی خاص.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"نوستالژی"، "غم غربت"، یا "دلتنگی برای گذشته"؛ حالتی که در آن فرد با اشتیاق یا احساساتِ شیرین - تلخ به گذشته نگاه می کند و خاطرات قدیمی را مرور می کن ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"ذهنی"، "وابسته به نظر شخصی"، یا "غیرعینی"؛ یعنی چیزی که به احساسات، سلیقه، یا دیدگاه فرد بستگی دارد و برای همه یکسان نیست.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"عوامل تعیین کننده"، "مشخص کننده ها" یا "عوامل مؤثر"؛ یعنی عواملی که باعث می شوند یک نتیجه یا وضعیت خاص شکل بگیرد.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"یک فرد خاص" یا "فرد مورد نظر"؛ یعنی شخصی که به طور مشخص و معیّنی مد نظر است.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"ذاتاً"، "به طور ذاتی"، یا "در ذات خود"؛ یعنی چیزی که بدون نیاز به عامل خارجی، خودش دارای آن ویژگی است.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"رمزگذاری کردن"، "به حافظه سپردن"، یا "ثبت کردن"؛ در اینجا یعنی مغز یک تجربه را به صورت یک خاطره ذخیره می کند.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"طبیعتاً"، "به طور طبیعی"، یا "به طور ذاتی"؛ یعنی چیزی که بدون دخالت یا اجبار خارجی رخ می دهد یا وجود دارد.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"به زیستی"، "سلامت روانی و جسمی"، یا "حالت خوب بودن"؛ یعنی احساس رضایت، آرامش، و سلامت کلی در زندگی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"هماهنگ"، "مطابق"، "یکنواخت"، یا "ثابت"؛ یعنی چیزی که با چیز دیگری همخوانی دارد یا تغییر نمی کند.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"خودتعریفی" یا "تعریف هویت شخصی"؛ یعنی فرایندی که فرد بر اساس آن، هویت، ارزش ها، ویژگی ها و جایگاه خود را در زندگی تعیین می کند.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"عادی"، "روزمره"، "معمولی"، یا "پیش پاافتاده"؛ به چیزهایی گفته می شود که خارق العاده نیستند و در زندگی روزمره به وفور رخ می دهند.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"در حالی که"، "در مقابل"، یا "از آنجا که"؛ برای نشان دادن مقایسه یا تضاد بین دو جمله یا دو مفهوم به کار می رود.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژهٔ pilgrimage ( که جمع آن pilgrimages است ) به معنی زیارت یا سفر زیارتی است. یعنی سفری که یک فرد ( زائر ) برای رسیدن به یک مکان مقدس یا دارای اهمی ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"اردوگاه اصلی" یا "پایگاه اولیه" در کوهنوردی یا اکتشافات؛ جایی که تیم در آن مستقر می شود و از آنجا به مسیرهای دشوارتر می رود.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"سفر طولانی و دشوار"، "پیاده روی طولانی"، یا "مسافرت پرمشقّت"، معمولاً در طبیعت یا مناطق دورافتاده.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: "از . . . تا . . . را شامل شدن"، "در دامنه ای از . . . تا . . . قرار داشتن"

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: "در بستر"، "در چارچوب"، "در زمینه ی" یا "با توجه به".

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: "جزء"، "بخش"، "مؤلفه" یا "عنصر تشکیل دهنده".

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: "به دست آوردن"، "کسب کردن" یا "خریداری کردن".

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سنجیدن / دقیق نگاه کردن / موشکافی کردن / بررسی کردن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یکی از معانی : "یادآوری"، "خاطره" یا "بازیابی خاطره"؛ یعنی عملی که طی آن فرد گذشته را به یاد می آورد.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: "گشوده شدن"، "آشکار شدن" یا "رخ دادن تدریجی"؛ یعنی چیزی که به مرور زمان اتفاق می افتد و جلو می رود.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: "لذت بردن"، "چشیدن" یا "از چیزی بهره بردن"؛ یعنی لحظه را به طور کامل زندگی کردن و از آن لذت عمیق بردن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: "انتظار"، "اشتیاق" یا "پیش بینی"؛ حالتی که در آن شخص منتظر وقوع چیزی است و معمولاً با حس کنجکاوی یا شوق همراه است.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گرفتن / به دست آوردن / ریشه گرفتن از

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"Derive from" یعنی "گرفته شده از"، "ریشه گرفتن از" یا "ناشی شدن از".

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: "پیش ازتجربه" یا "قبل از تجربه"؛ به هر چیزی گفته می شود که پیش از وقوع یک تجربه رخ می دهد یا مربوط به آن زمان است.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"Identified" یعنی "شناسایی کرده اند"، "تشخیص داده اند" یا "مشخص کرده اند".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: "همه جا حاضر"، "همه گیر" یا "که در همه جا یافت می شود".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Falling overboard" یعنی "از کشتی به درون آب افتادن" ( اشیاء یا افراد ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Treasures" یعنی "گنج ها"، "اشیا باارزش" یا "ذخایر گران بها".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Preceding" یعنی "قبلی"، "پیشین" یا "قبل از این"؛ به چیزی گفته می شود که قبل از چیز دیگری آمده یا رخ داده است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Youth" یعنی "جوانی"، "دوران جوانی" یا "جوانان" ( به عنوان یک گروه ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Considering" به معنی "با توجه به"، "با در نظر گرفتن" یا "به دلیل" است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Rather" در اینجا یعنی "تا حدودی"، "نسبتاً" یا "کمی".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Needless to say" به معنی "بی نیاز از گفتن"، "معلوم است که" یا "که جای گفتن ندارد" است. به عبرایت همون : نیازی به گفتن نیست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Receptacle" یعنی "ظرف"، "محفظه" یا "جایی برای نگهداری یا جمع آوری اشیا".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Mythical" یعنی "افسانه ای"، "اساطیری" یا "موجود در افسانه ها"؛ به چیزی گفته می شود که در دنیای واقعی وجود ندارد و فقط در داستان ها و افسانه ها آمده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Locker" یعنی "کمد"، "گنجه" یا "محفظه ی قفل دار" برای نگهداری اشیا. نوع واژه: اسم ( Noun ) – countable ساختار: از Lock ( قفل ) - er ( پسوند مکان ی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Overboard" یعنی "به بیرون از کشتی"، "به درون آب" ( در مورد سقوط یا پرتاب کردن چیزی از عرشه ی کشتی به دریا ) . نوع واژه: قید ( Adverb ) ساختار: از ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Hebrew" معنی: مربوط به زبان یا قوم یهود ( عبری ) . نوع واژه: صفت ( Adjective ) یا اسم ( Noun ) . در متن: �. . . the Hebrew prophet Jonah. . . � یع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Etymologist" یعنی "ریشه شناس"؛ کسی که ریشه و تاریخچه ی کلمات را مطالعه می کند و بررسی می کند که یک کلمه از کجا آمده و چطور تغییر کرده است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Is thought" یعنی "تصور می شود"، "گمان می رود" یا "فکر می شود".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Sovereign" یعنی "حاکم"، "فرمانروا" یا "صاحب اختیار برتر"؛ به کسی یا چیزی گفته می شود که قدرت عالی و نهایی را دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Mean - spirited" یعنی "بدذات"، "خسیس منش"، "با نیت بد"، یا "بدجنس"؛ به کسی گفته می شود که رفتارش از روی کینه، بدخواهی یا کم محبتی است. نوع واژه: ص ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Folklore" یعنی "فرهنگ عامه"، "افسانه های عامیانه" یا "باورهای مردمی"؛ به مجموعه ای از داستان ها، باورها، سنت ها و افسانه هایی گفته می شود که سینه به ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستوری / تجویزی / از پیش تعیین کننده ( در مورد سیاست گذاری )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازده های بالا / سودهای بالا ( در اوراق قرضه )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به تدریج کاهش یابد / آرام آرام پایین تر بیاید / کم کم افت کند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بازده اوراق قرضه / سود سالانه ی اوراق قرضه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد کرده است / به همراه داشته است / معادل بوده است ( در مفهوم نتیجه بخشی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معادل / هم ارز / برابر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

افزایش ( نرخ بهره )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گران تر / بیشتر / با هزینهٔ بالاتر ( در مورد هزینه های استقراض )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مراقب باش / هوشیار باش / به این نکته توجه کن ( به عنوان هشدار )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فضای سیاسی / جوّ سیاسی / وضعیت کلی سیاست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قوت / قدرت ادامه دار / نیروی پایدار / عملکرد قوی و مداوم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیش بینی کردن / برآورد کردن / تخمین زدن ( برای آینده )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دشوار / پیچیده / حساس ( برای پیش بینی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باقی ماندن / همچنان بودن / در همان وضعیت ماندن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همراه با آن / در کنار آن / همزمان با آن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تشدیدها / افزایش تنش ها / بالا گرفتن اوضاع

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محموله ها / بارهای حمل شده ( مخصوصاً محموله های نفتی ) �محموله� یا �بار� که از طریق کشتی، هواپیما، کامیون یا قطار جابجا می شود. ( از ریشهٔ ship = کش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شمش / طلای خام ( سکه یا شمش ) �طلای خالص یا سایر فلزات گران بها که به شکل شمش یا سکه ریخته گری شده اند و ارزششان بر اساس وزن و خلوص است، نه شکل ظاهر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در حال حاضر / در این لحظه / اکنون

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی در متن: نام یک فروشگاه زنجیره ای ( حراجی ) آمریکایی معنی بیس فرم: نام تجاری یک شرکت خرده فروشی آمریکایی که به صورت عمده فروشی ( wholesale ) فعال ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: دارایی امن / سرمایه گذاری امن / پناهگاه امن ( برای سرمایه )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: به شدت افزایش یافت / سر به فلک کشید / جهش کرد

پیشنهاد
٠

معنی: چیزی را در چشم انداز درست قرار دادن / به صورت ملموس نشان دادن / چیزی را قابل درک تر کردن ( با مقایسه یا مثال )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

�ثابت بماند� یا �پایدار بماند� یا �در سطح خود باقی بماند�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

National Mining Association ( NMA ) یک سازمان صنعتی در ایالات متحده است که نمایندهٔ شرکت های معدنی فعال در استخراج طلا، زغال سنگ، مس و سایر مواد معدن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اونس تروی ( Troy ounce ) یک واحد وزن مخصوص طلا، نقره و سایر فلزات گران بها است. هر اونس تروی برابر با ۳۱٫۱۰۳۵ گرم است، در حالی که اونس معمولی ( avoi ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�تأثیرگذار� یا �پرنفوذ�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�گران بها� یا �ارزشمند�

پیشنهاد
٠

�کمتر از . . . نبوده� یا �به جز . . . نبوده� یا �کاملاً . . . بوده�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�نظرسنج ها� یا �مجریان نظرسنجی� یا �پژوهشگران�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�بسیار کمتر� یا �به مراتب کمتر�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�به طور تجربی� یا �بر اساس شواهد عینی و مشاهدات�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�پرسشنامه� یا �فرم نظرسنجی�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�انجام داد� یا �اجرا کرد�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�دقیقاً چقدر� یا �تا چه حد�

پیشنهاد
٠

National Bureau of Economic Research دفتر ملی تحقیقات اقتصادی ( آمریکا ) National Bureau of Economic Research یا به اختصار NBER، یک مؤسسهٔ تحقیقاتی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

National Bureau of Economic Research دفتر ملی تحقیقات اقتصادی ( آمریکا ) National Bureau of Economic Research یا به اختصار NBER، یک مؤسسهٔ تحقیقاتی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Afterwards" یعنی "بعداً"، "پس از آن" یا "در ادامه".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Referred to as" یعنی "با عنوان . . . شناخته شدن" یا ". . . نامیده شدن".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Greeted" یعنی "مورد استقبال قرار گرفتن"، "به او خوش آمد گفته شد" یا "سلام کردن به کسی".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Liberally" یعنی "با سخاوت"، "به طور فراوان" یا "آزادانه".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Spiced" ( در اینجا همراه با with ) یعنی "آمیخته شده با"، "مخلوط شده با" یا "با چیزی طعم دار شده".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Musical - sounding" یعنی "خوش آهنگ"، "آهنگین" یا "که به نظر موسیقایی می رسد"؛ یعنی زبانی که وقتی تلفظ می شود، گوشنواز و ملودیک است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Island" یعنی "جزیره"؛ به قطعه ای از خشکی که از هر طرف به آب احاطه شده است، جزیره می گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"Regularly" یعنی "به طور منظم"، "مرتباً" یا "به طور معمول".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

"Consonants" یعنی "صامت ها" یا "حروف بی صدا"؛ حروفی که برای تلفظ آنها، جریان هوا در دهان یا گلو به مانع برخورد می کند ( مثل ب، ت، ث، ج، . . . ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Syllable" یعنی "هجا"؛ به بخش های کوچک تر یک کلمه که با یک ضربِ صدا تلفظ می شوند، هجا می گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"Vowel" یعنی "مصوت" یا "واکه"؛ یعنی حروفی که هنگام تلفظ، جریان هوا در دهان بدون مانع خارج می شود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�رفت وآمد روزانه به محل کار� یا �مسیر رفت وآمد�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�کم اهمیت تر دانستن� یا �پایین آوردن ( ارزش/تأثیر ) �

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�پاسخ دهندگان� یا �شرکت کنندگان در نظرسنجی�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�نسبت دادن� یا �ربط دادن�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�در معرض . . . قرار گرفتن� یا �به آنها ارائه شد� یا �چیزی به آنها نشان داده شد�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�آنچه در ابتدا تصور می شد� یا �تصور اولیه�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�در ابتدا�، �اصولاً� یا �در اصل�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

"Consonants" یعنی "صامت ها" یا "حروف بی صدا"؛ حروفی که برای تلفظ آنها، جریان هوا در دهان یا گلو به مانع برخورد می کند ( مثل ب، ت، ث، ج، . . . ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

"Vowel" یعنی "مصوت" یا "واکه"؛ یعنی حروفی که هنگام تلفظ، جریان هوا در دهان بدون مانع خارج می شود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

"Derived" یعنی "گرفته شده"، "ریشه گرفته" یا "منشأ گرفته".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Melodious" یعنی "خوش آهنگ"، "موسیقایی" یا "دلنشین".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در نظر گرفتن / دانستن / نگاه کردن به

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فروش کالا / بازاریابی محصول / نمایش و ارائه ی کالا در فروشگاه ( شامل نحوه ی چینش، تبلیغات، و استراتژی های فروش ) ساختارهای پرتکرار: visual merchan ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پذیرش / دفتر پذیرش ( مثل هتل یا شرکت )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حاشیه ی سود پایین؛ یعنی تفاوت بین قیمت تمام شده و قیمت فروش کم است. ساختارهای پرتکرار: low profit margins = حاشیه ی سود پایین thin margins = حاشی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشتری دائم بودن / از جایی خرید کردن "Consumers tend to patronize merchants they trust" یعنی مصرف کنندگان معمولاً از فروشندگانی که به آنها اعتماد دارن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رودکننده / شرکت کننده / تازه وارد ( به یک حوزه، مسابقه، یا بازار ) ساختارهای پرتکرار: new entrant = تازه وارد / ورودی جدید market entrant = تازه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کانال / بستر / فضای انجام کار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

be doomed to = محکوم به چیزی بودن / قطعاً دچار چیزی شدن ( معمولاً منفی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی های اصلی "maintain": ۱. نگه داشتن / حفظ کردن ( مثلاً حفظ کیفیت یا رابطه ) ۲. ادعا کردن / عقیده داشتن ( در متون رسمی و حقوقی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

یعنی اینکه شما برای خرید یک کالا، چندین فروشگاه یا برند مختلف را با هم مقایسه کنید و بین آنها یکی را انتخاب کنید. یعنی مصرف کننده برای یک کالا یا خد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی ساده: شخص ثالث / طرف سوم؛ یعنی شخص یا سازمانی که نه فروشنده است و نه خریدار، بلکه به عنوان یک واسطه یا ناظر مستقل وارد معامله می شود. third - p ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Patronage" یعنی "وفاداری"، "حمایت" یا "مشتری دائم بودن"؛ یعنی مشتری به طور مرتب از یک فروشگاه، برند یا خدمات خاص خرید کند و به آن پایبند باشد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Repeat business" یعنی "خرید مجدد" یا "تکرار خرید"؛ یعنی مشتری بیش از یک بار از یک فروشگاه یا برند خرید می کند. Repeat business یکی از مهم ترین مفاه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افزایش رفاه / سود رفاهی ( یعنی منافعی که باعث بهتر شدن وضعیت مصرف کننده می شود )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی اصلی: شفاف / روشن ( مثل شیشه ) معنی مجازی : بی پرده / روشن / قابل درک برای همه / بدون پنهان کاری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در بالاترین حد ممکن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دومی آخری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبران کردن / خنثی کردن / متوازن کردن ( تأثیر یک چیز با چیز دیگر )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به همین ترتیب / به همین روش / به همین سبک ( برای اشاره به مطلب مشابه یا هم جهت با آنچه قبلاً گفته شد ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

درست مانند آنچه برای . . . صادق است / همانطور که در مورد . . . نیز چنین است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تبلیغات قیمتی؛ یعنی نوعی تبلیغات که بر روی قیمت یک محصول یا خدمات تأکید دارد و معمولاً شامل تخفیف ها، پیشنهادات ویژه، یا مقایسه ی قیمت با رقبا است. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

درست مثل آنچه که برای . . . صدق می کند / همانطور که در مورد . . . نیز چنین است ساختارهای پرتکرار: just as is the case with = همانطور که در مورد . . ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حساسیت قیمتی؛ یعنی میزان واکنش مصرف کننده به تغییرات قیمت. اگر مصرف کننده با افزایش جزئی قیمت، خرید را متوقف کند یا به رقیب روی آورد، حساسیت قیمتی با ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به دست آوردن / کسب کردن / تهیه کردن ساختارهای پرتکرار: acquire knowledge = دانش کسب کردن acquire a skill = مهارتی را یاد گرفتن acquire informatio ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"سایر شرایط برابر"؛ یعنی اگر همه ی عوامل دیگر ثابت و بدون تغییر باشند، فقط تأثیر یک عامل خاص بررسی می شود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جذابیت / کشش / تقاضا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کم رنگ کردن / تیره کردن / کاهش دادن ( نور، جذابیت، یا تأثیر چیزی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رقابت قیمتی؛ یعنی رقابتی که در آن فروشندگان برای جذب مشتری، قیمت های خود را پایین تر از رقبا تعیین می کنند. ساختارهای پرتکرار: intense price compe ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دفع کردن / دور کردن / جلوگیری کردن ( از یک خطر یا تهدید )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خرید مقایسه ای؛ یعنی فرایندی که مصرف کننده قبل از خرید، قیمت ها، کیفیت ها و ویژگی های محصول را در فروشگاه های مختلف مقایسه می کند تا بهترین گزینه را ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خنثی کردن / جلوگیری کردن / نقض کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساخته شده / طراحی شده / ایجاد شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حوزه / محدوده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دامنه ی رقابت / حوزه ی رقابت ( یعنی رقابت تا چه اندازه و کجاها را پوشش می دهد )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شدیدتر کردن / افزایش دادن / تشدید کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هزینه های جستجو؛ یعنی زمان، انرژی، و پولی که مصرف کننده صرف پیدا کردن محصول، قیمت، یا اطلاعات مربوط به آن می کند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاهش / تقلیل / کم تر شدن

پیشنهاد
٠

مهم ترین مزیت احتمالی یا اصلی ترین برتری بالقوه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوعی تلویزیون که بیننده می تواند با آن ارتباط دوطرفه داشته باشد؛ مثلاً انتخاب زاویه ی دوربین، شرکت در نظرسنجی، یا خرید مستقیم از طریق تلویزیون.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعاملی / دوطرفه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

WWW یا شبکه ی جهانی وب، یعنی مجموعه ای از وب سایت ها و صفحات اینترنتی که از طریق اینترنت قابل دسترسی هستند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مستقل / غیر متصل به چیز دیگری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیس فرم: retailer ( مفرد ) معنی: فروشنده ی خرده فروش ( کسی که کالا را به مصرف کننده نهایی می فروشد، نه عمده فروش )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Dilemma" یعنی "معضل"، "دو راهی" یا "وضعیت دشوار" که در آن فرد بین دو گزینه گیر می کند و هر دو انتخاب مشکل ساز است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به سمت بالا متمایل شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قیمت مصرف کننده ( شاخص قیمت کالا ها و خدمات ) بعضی جاها یه index ]م بهش اضافه می شه که می شه شاخص قیمت مصرف کننده که یک شاخص برای اندازه گیری تورم ه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهش CPI ( سی پی آی ) هم می گن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افزایش داده شده / بالا برده شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روی چیزی خط کشیدن/برجسته کردن به عبارتی یعنی تاکید کردن روی یک موضوع مهم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمهی "unanimous" یعنی "یکپارچه"، "همهجانبه"، یا "با اجماع کامل".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افزایش دادن/ تشدید کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمهی "hikes" در متون اقتصادی یعنی "افزایشها" یا "افزایشهای ناگهانی"، و معمولاً به افزایش نرخ بهره یا قیمتها اشاره دارد. معنی دقیق: "Hike" به عنوان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "divided on" یعنی "در مورد چیزی اختلاف نظر داشتن" یا "نظراتشان تقسیم شدن". وقتی یک گروه از مردم "are divided on" یک موضوع، یعنی بعضی از آنها ی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ی "mortgages" یعنی "رهن" یا "وام مسکن". Mortgage به قراردادی گفته میشود که در آن بانک یا مؤسسهٔ مالی به شما پول میدهد تا خانه بخرید، و شما خانه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "savings returns" یعنی "بازده پس انداز" یا "سود سپرده های بانکی". به زبان ساده تر: این یعنی پولی که از پس انداز کردن به دست می آید، یعنی سودی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "borrowing costs" یعنی "هزینهٔ استقراض" یا "هزینهٔ گرفتن وام". Borrowing costs به تمام هزینه هایی گفته میشود که یک شخص یا سازمان برای قرض گرف ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ی "minute" به معنی "صورتجلسه" یا "مشروح مذاکره" است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در رابطه با نرخ بهره یعنی "ثابت نگهداشتن" یا "بدون تغییر نگهداشتن".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه . . . حسابی! یه . . . واقعاً بزرگ/خوب/بد! چه . . . خیلی خوبی! واقعاً . . . هست! دو حالت کلی کاربرد: ۱. برای تعریف و تمجید ( چیز خوب ) : "That ...

پیشنهاد
٠

هرچقدر بیشتر منتظر چیزی باشی و به ساعت نگاه کنی، آنقدر زمان کندتر میگذرد و آن اتفاق دیرتر میافتد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "PTA meeting" مخفف Parent - Teacher Association meeting است و یعنی "جلسهٔ انجمن اولیا و مربیان".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ی "longing" یعنی "اشتیاق شدید"، "دلتنگی"، یا "آرزوی عمیق" برای چیزی یا کسی که معمولاً دور است یا دستنیافتنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Cut down to" یعنی "برش خورده تا [یک نقطهی مشخص]" یا "کوتاه/باریک/باز شده تا [یک حد مشخص]". Cut down to her navel = یقه تا ناف باز است. Cut down t ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رقصنده یا هنرمند زن در نمایشهای بزرگ ( کاباره، تئاتر، لاسوگاس ) به زنی گفته میشود که در نمایشهای پرزرقوبرق، معمولاً با لباسهای پرپَر و پولکی و کلاهه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از پس . . . برآمدن دوام آوردن ( تا پایان ) سر کردن از پس جان سالم به در بردن از عهده برآمدن به پایان رساندن ( با سختی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ول کردن ( ناگهانی ) رها کردن ( وسط راه ) پشت سر گذاشتن و رفتن زیر زدن ( در موقعیتهای حساس ) ترک کردن ( با بیاعتنایی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فقط برای روشن شدن موضوع بدانید که فقط به عنوان سند برای اینکه بعداً نگید نمیدونستم صرفاً جهت اطلاع

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "in all seriousness" یعنی "جدی" یا "به طور کاملاً جدی". جدا از شوخی به قول معروف، جدی راستش را بخواهی ( وقتی جدی حرف میزنی ) به طور جدی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"Confront" یعنی "روبرو شدن"، "مواجه شدن" یا "مقابله کردن" با یک چالش یا موقعیت دشوار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Dilemma" یعنی "معضل"، "دو راهی" یا "موقعیت دشوار" که در آن انتخاب بین دو گزینه، هر دو مشکل ساز هستند. ریشه ی کلمه: از یونانی dilemma ← di - ( دو ) ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Snap shut" یعنی "ناگهان و محکم بسته شدن"، معمولاً با صدا یا ضربه. "The mouse trap snapped shut on the bait. "

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Caught up in" یعنی "گیر افتادن در"، "درگیر چیزی شدن" یا "به دام افتادن".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Elevated" یعنی بالا برده شده، افزایش یافته، یا ارتقاء یافته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"Key Takeaways" یعنی نکات کلیدی یا خلاصهٔ مهم ترین مطالب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

"Genuinely" یعنی واقعاً، صادقانه، یا از ته دل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

میزان متنی که مجاز به ارسال یا دریافت هستی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

shrink یعنی کاهش دادن، کوچک کردن، یا کم کردن حجم/مصرف چیزی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Shut around" یعنی "به دور چیزی بسته شدن" یا "دور چیزی جمع شدن و محکم بستن".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Snapping" یعنی "ناگهانی بستن / قفل شدن"، "گیر کردن با صدا" یا "جَستن". ریشه ی کلمه: از فعل Snap به معنی "با صدا بستن / شکستن" - ing ( پسوند حالت اس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Forcefully" یعنی "با قدرت"، "به زور" یا "محکم".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Wrap" یعنی "پیچیدن"، "بسته بندی کردن" یا "دور چیزی پیچیده شدن". ریشه ی کلمه: از انگلیسی قدیم wrappen به معنی "پوشاندن" یا "پیچیدن" گرفته شده است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Caught up" یعنی "گیر کردن" یا "به دام افتادن". "The fish got caught up in the net. "

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Trap" یعنی "دام"، "تله" یا "به دام انداختن".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Obtain" یعنی "به دست آوردن"، "کسب کردن" یا "تهیه کردن".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Digestive fluid" یعنی "مایع گوارشی"؛ ماده ای که در بدن موجودات زنده ترشح می شود تا غذا را تجزیه کرده و مواد مغذی آن را جذب کند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Digestive" یعنی "گوارشی" یا "مربوط به هضم غذا".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Foliage" یعنی "شاخ و برگ" یا "برگ ها"؛ به مجموعه ی برگ های یک گیاه گفته می شود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"Within" یعنی "درون"، "داخل" یا "در محدوده ی" چیزی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Survive" یعنی "زنده ماندن" یا "بقا یافتن"؛ یعنی با وجود شرایط سخت، به زندگی ادامه دادن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Supply" یعنی "تأمین"، "منبع" یا "میزان موجودی" از یک ماده یا کالا. ریشه ی کلمه: از لاتین supplere به معنی "پر کردن / کامل کردن" آمده است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Inadequate" یعنی "ناکافی"، "کم" یا "به اندازه ی کافی نبودن".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Sundew" ( در فارسی: "قطره خورشید" یا "عصاره خورشید" ) نام نوعی گیاه گوشت خوار است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کورس آهنگ لانا دل ری هست توی آهنگ Diet mountain dew که منظورش این هست که از ویسکی پرهیز بکن یا به عبارتی ویسکی نخور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرهیز کردن دوری کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"expression" یعنی "عبارت" یا "اصطلاح"؛ یعنی یک کلمه یا گروهی از کلمات که برای گفتن یک مفهوم خاص به کار می روند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"To be addressed" یعنی "که باید بررسی / حل / رسیدگی شود".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزش افزوده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Inherited" یعنی "به ارث رسیده" یا "ارثی"؛ یعنی چیزی که از کسی یا جایی به دیگری منتقل شده است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Brand portfolio" یعنی "مجموعه ی برندها" یا "سبد برند"؛ یعنی تمام برندهایی که یک شرکت مالک آنهاست. lمثلا یک هلدینگ، صاحت یه تعداد برندهست و همه برند ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Differentiated" یعنی "متمایز شده" یا "تفکیک شده"؛ یعنی چیزی که از دیگران جدا یا قابل تشخیص شده است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Expanded" یعنی "گسترش یافته"، "بزرگ تر شده"، یا "توسعه پیدا کرده".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Lodging companies" یعنی "شرکت های اقامتی"؛ یعنی شرکت هایی که محل اقامت موقت در اختیار مسافران قرار می دهند، مثل هتل ها، متل ها، و مهمان سراها.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Doodad" یعنی "چیزک"، "وسیله ی کوچک"، یا "همان چیزکی که اسمش را نمی دانیم". ریشه ی کلمه: یک کلمه ی ساختگی و غیررسمی در انگلیسی آمریکایی است؛ ریشه ی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Thingamajig" یعنی "چی چی" یا "همان چیزک" که اسمش را نمی دانیم یا به خاطر نمی آوریم. ریشه ی کلمه: ساختگی و غیررسمی است؛ از "thing" ( چیز ) بخش بی مع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Thingamabob" یعنی "چی چی" یا "همان چیزکی" که اسمش را نمی دانیم یا یادمان نمی آید. ریشه ی کلمه: یک کلمه ی ساختگی و غیررسمی است که از "thing" ( چیز ) ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Whatsis" یعنی "چیز" یا "همان چیزی که اسمش را نمی دانم".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Imaginative" یعنی "خلاقانه"، "تخیلی"، یا "ناشی از تخیل".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"What - d'ye - call - it" یعنی "چی نامش" یا "همان چیزی که اسمش را نمی دانم". ریشه ی کلمه: مخفف گفتاریِ "What do you call it?" است که در مکالمه های غ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Everyday use" یعنی "کاربرد روزمره" یا "استفاده ی روزانه".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Gadget" یعنی "وسیله"، "ابزار" یا "دستگاه کوچک"، معمولاً چیزی که اسم دقیقش را نمی دانیم یا موقتی از یادمان رفته. ریشه ی کلمه: احتمالاً از کلمه ی فر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای یک لحظه به طور موقت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Derived from" یعنی "گرفته شده از" یا "ریشه گرفتن از".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Soil drainage" یعنی "زهکشی خاک" یا "توانایی خاک در عبور دادن آب از خود". soil drainage یعنی فرایند خارج شدن آب از خاک. یعنی آب چقدر سریع از خاک عب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Middle Plantation" یعنی "مزرعه ی وسط". نام اولیه ویلیامزبورگ ( Williamsburg ) بودهکه بین دوتا رود قرار داشته.

پیشنهاد
٠

خریدار تا جای ممکن ارزان می خرد؛ فروشنده تا جای ممکن گران می فروشد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معیار عینی ( وابسته به واقعیت، نه نظر شخصی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Get to decide" یعنی "اختیار تصمیم گیری داشتن" یا "اجازه داشتن که تصمیم بگیری".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اجازه داشتن / فرصت داشتن / اختیار داشتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"توسط . . . سکونت داده شد" "توسط . . . سکونت داده شد" "It was settled by English colonists in 1633. " ترجمه: "این مکان در سال ۱۶۳۳ توسط مهاجران انگ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

elaborate on یعنی: با جزئیات توضیح دادن بیشتر شرح دادن بسط دادن توضیح مفصل ارائه کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

sovereign بسته به بافت، چند معنی دارد: حاکم مطلق، فرمانروا ( پادشاه، ملکه یا هر کسی که بالاترین قدرت سیاسی را دارد ) دارای حاکمیت، مستقل ( دربارهٔ ک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

legal maxim یعنی: قاعدهٔ حقوقی اصل بنیادین حقوق اصل کلی حقوقی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

maxim یعنی: اصل قاعده گزارهٔ کلی جملهٔ حکیمانه اصل راهنما ( guiding principle )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کفر آمیز، مخالف عقاید پذیرفته شده، به شدت نامتعارف یا خلاف باورهای رایج. ریشهٔ واژه heresy = بدعت، عقیده ای که از نظر یک دین رسمی نادرست یا کفرآمیز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حق آزادی بیان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سقف قیمت، حداکثر قیمت مجاز بالاترین قیمتی که قانون گذار یا دولت اجازه می ده که یک کالا یا خدمات به فروش برسه. فروشنده نمی تونه کالا رو از این قیمت با ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک اصطلاح بسیار قدیمی، فسلفی و اقتصادی. یعنی قیمت منصفانه، قیمت عادلانه. قیمتی که هم فروشنده می تونه سود معقولی بکنه، هم برای خریدار منصفانه هست. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متخلف، قانون شکن، کسی که یک توافق یا قانون رو زیر پا می گذاره.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تثبیت قیمت، توطئه برای تعیین قیمت. به عبارتی یعنی چند تا شرکت باهم ائتلاف یا کارتل تشکیل می دن که یک کالا رو به قیمت مشخصی، نه کمتر و نه بیشتر بفروش ...