self regard

/ˈselfrəˈɡɑːrd//selfrɪˈɡɑːd/

رجوع شود به: self-respect، عزت نفس، حفظ منافع شخصی

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: self-regarding (adj.)
(1) تعریف: consideration or regard for oneself or one's own concerns.

(2) تعریف: self-respect.

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• عزت نفس
• احترام به خود
• خودارزشمندی
• خودپسندی، خودشیفتگی ( بسته به بافت )
• توجه بیش از حد به خود
🔸 مثال ها:
• She has enough self - regard to stand up for herself.
...
[مشاهده متن کامل]

او آن قدر عزت نفس دارد که از خود دفاع کند.
• A lack of self - regard can affect a person's confidence.
کمبود عزت نفس می تواند بر اعتمادبه نفس فرد تأثیر بگذارد.
• The politician's self - regard seemed limitless.
خودبزرگ بینی آن سیاستمدار انگار حد و مرزی نداشت.
• His speech was full of self - regard and self - praise.
سخنرانی او پر از خودستایی و خودپسندی بود.
🔸 نکته:
Self - regard از دو بخش self ( خود ) و regard ( نگاه، احترام، توجه ) تشکیل شده است. برخلاف self - esteem که تقریباً همیشه بار مثبت دارد، self - regard می تواند هم مثبت باشد ( عزت نفس ) و هم منفی ( خودپسندی ) ، و معنای دقیق آن به بافت جمله بستگی دارد.

عزت نفس_احترام به خود_خودبینی_خودپسندی_خودخواهی
Syn=vanity_conceit. غرور_خودبینی_خودخواهی_ خودپسندی
حرمت نفس
خودمحوری، خودخواهی