referred


معنی: مورد مراجعه

جمله های نمونه

1. he referred the famine to the civil wars
او قحطی را ناشی از جنگ های داخلی می دانست.

2. he referred to his unhappy childhood as a vindication of his crimes
برای توجیه جنایات خود به کودکی مذلت بار خود اشاره کرد.

3. the teacher referred the students to page 240
معلم شاگردان را به صفحه ی 240 بازگشت داد.

4. their dipute was referred to the hague court
درگیری آنها به دادگاه لاهه ارجاع شد.

5. that event was never referred to again
دیگر هرگز به آن رخداد اشاره ای نشد.

مترادف ها

مورد مراجعه (صفت)
referential, referred

پیشنهاد کاربران

نامیدن
When I referred to that country perhaps being a declining nation. . .
یاد شدن
یاد می شود
عنوان شده
اشاره شده
به روز شدن
بعنوان
شناخته می شود
مورد ارجاع
خوانده می شود
نامیدن called
اطلاق شدن
تعیین شده
اطلاق کردن
ارجاع دادن
نامیده میشوند
called
اثبات شده. نشان داده شده
اشاره میگردد
معرفی شده
اشاره
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٨)