پیشنهاد‌های سامان قاسم پور (٢٥٧)

بازدید
٦٠
تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"در کاربرد عمومی" یا "در استفاده ی روزمره"؛ یعنی چیزی که در زبان روزمره و غیرتخصصی مردم به کار می رود.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"هم معنی"، "مترادف"، یا "هم ارز"؛ یعنی دو کلمه یا عبارت که معنی یکسان یا بسیار نزدیکی دارند.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"جریمه"، "مجازات"، یا "تنبیه"؛ یعنی پیامد منفی که در نتیجه ی انجام ندادن یک قانون یا تخلف از یک قاعده اعمال می شود.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"تقویت" یا "پاداش/تنبیهی که برای تقویت یک رفتار استفاده می شود"؛ در روان شناسی، به هر محرکی گفته می شود که احتمال تکرار یک رفتار را افزایش دهد.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

به باوری رسیدن / کم کم معتقد شدن / کم کم باور کردن

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"شناخته شده ترین"، "معروف ترین"، یا "مشهورترین"؛ یعنی کسی یا چیزی که بیش از همه ی افراد یا چیزهای مشابه خود، شناخته شده است.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"طرفدار"، "موافق"، یا "مدافع"؛ به کسی گفته می شود که از یک ایده، نظریه، یا عقیده حمایت می کند و آن را ترویج می دهد.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"روان شناختی" یا "مربوط به روان شناسی"؛ یعنی هر چیزی که به ذهن، رفتار، احساسات، یا فرایندهای روانی انسان مربوط باشد.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"درهم تنیده"، "به هم پیوسته"، یا "در هم آمیخته"؛ یعنی دو یا چند چنان به هم گره خورده اند که جداسازی آنها دشوار است.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"مکتب برتر" یا "مکتب پیشرو"؛ به یک گروه فکری، علمی، یا هنری گفته می شود که در میان سایر مکاتب، از جایگاه بالاتری برخوردار است و تأثیرگذارتر محسوب می ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"ویژگی"، "خاص بودن"، یا "حالت ویژه بودن"؛ یعنی کیفیتی که چیزی را از سایرین متمایز و منحصربه فرد می کند.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"به این ترتیب"، "بنابراین"، یا "به عنوان چنین چیزی"؛ برای نشان دادن نتیجه گیری یا تأکید بر نقش یا ویژگیِ اشاره شده در جمله ی قبل به کار می رود.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"تمایل"، "استعداد"، یا "گرایش ذاتی"؛ یعنی اینکه فرد به طور طبیعی یا عادتی به سمت انجام کاری یا رفتاری خاص متمایل است.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"احترام به خود"، "خودارزش مندی"، یا "نگاه مثبت به خود"؛ یعنی میزان ارزش و احترامی که یک فرد برای خود قائل است.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

"عزیزان"، "نزدیکان"، یا "افراد محبوب"؛ یعنی کسانی که برای ما اهمیت عاطفی دارند، مانند اعضای خانواده، دوستان صمیمی، یا همسر.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"بسیار مهم"، "سرنوشت ساز"، یا "تاریخی"؛ به رویدادهایی گفته می شود که تأثیر بزرگ و ماندگاری دارند.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"علاوه بر این"، "بیشتر"، یا "در ادامه"؛ برای افزودن اطلاعات جدید به مطلب قبلی به کار می رود.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"به گذشته نگاه کردن"، "مرور کردن"، یا "با تأمل به خاطرات گذشته فکر کردن"؛ یعنی رویدادها یا تجربه های قبلی را در ذهن مرور کردن، معمولاً با احساسی خاص.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"نوستالژی"، "غم غربت"، یا "دلتنگی برای گذشته"؛ حالتی که در آن فرد با اشتیاق یا احساساتِ شیرین - تلخ به گذشته نگاه می کند و خاطرات قدیمی را مرور می کن ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"ذهنی"، "وابسته به نظر شخصی"، یا "غیرعینی"؛ یعنی چیزی که به احساسات، سلیقه، یا دیدگاه فرد بستگی دارد و برای همه یکسان نیست.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"عوامل تعیین کننده"، "مشخص کننده ها" یا "عوامل مؤثر"؛ یعنی عواملی که باعث می شوند یک نتیجه یا وضعیت خاص شکل بگیرد.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"ذاتاً"، "به طور ذاتی"، یا "در ذات خود"؛ یعنی چیزی که بدون نیاز به عامل خارجی، خودش دارای آن ویژگی است.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"رمزگذاری کردن"، "به حافظه سپردن"، یا "ثبت کردن"؛ در اینجا یعنی مغز یک تجربه را به صورت یک خاطره ذخیره می کند.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"یک فرد خاص" یا "فرد مورد نظر"؛ یعنی شخصی که به طور مشخص و معیّنی مد نظر است.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"طبیعتاً"، "به طور طبیعی"، یا "به طور ذاتی"؛ یعنی چیزی که بدون دخالت یا اجبار خارجی رخ می دهد یا وجود دارد.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"به زیستی"، "سلامت روانی و جسمی"، یا "حالت خوب بودن"؛ یعنی احساس رضایت، آرامش، و سلامت کلی در زندگی.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"هماهنگ"، "مطابق"، "یکنواخت"، یا "ثابت"؛ یعنی چیزی که با چیز دیگری همخوانی دارد یا تغییر نمی کند.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"خودتعریفی" یا "تعریف هویت شخصی"؛ یعنی فرایندی که فرد بر اساس آن، هویت، ارزش ها، ویژگی ها و جایگاه خود را در زندگی تعیین می کند.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"عادی"، "روزمره"، "معمولی"، یا "پیش پاافتاده"؛ به چیزهایی گفته می شود که خارق العاده نیستند و در زندگی روزمره به وفور رخ می دهند.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"در حالی که"، "در مقابل"، یا "از آنجا که"؛ برای نشان دادن مقایسه یا تضاد بین دو جمله یا دو مفهوم به کار می رود.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژهٔ pilgrimage ( که جمع آن pilgrimages است ) به معنی زیارت یا سفر زیارتی است. یعنی سفری که یک فرد ( زائر ) برای رسیدن به یک مکان مقدس یا دارای اهمی ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"اردوگاه اصلی" یا "پایگاه اولیه" در کوهنوردی یا اکتشافات؛ جایی که تیم در آن مستقر می شود و از آنجا به مسیرهای دشوارتر می رود.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"سفر طولانی و دشوار"، "پیاده روی طولانی"، یا "مسافرت پرمشقّت"، معمولاً در طبیعت یا مناطق دورافتاده.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی: "از . . . تا . . . را شامل شدن"، "در دامنه ای از . . . تا . . . قرار داشتن"

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی: "در بستر"، "در چارچوب"، "در زمینه ی" یا "با توجه به".

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی: "جزء"، "بخش"، "مؤلفه" یا "عنصر تشکیل دهنده".

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی: "به دست آوردن"، "کسب کردن" یا "خریداری کردن".

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

سنجیدن / دقیق نگاه کردن / موشکافی کردن / بررسی کردن

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

یکی از معانی : "یادآوری"، "خاطره" یا "بازیابی خاطره"؛ یعنی عملی که طی آن فرد گذشته را به یاد می آورد.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی: "گشوده شدن"، "آشکار شدن" یا "رخ دادن تدریجی"؛ یعنی چیزی که به مرور زمان اتفاق می افتد و جلو می رود.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی: "لذت بردن"، "چشیدن" یا "از چیزی بهره بردن"؛ یعنی لحظه را به طور کامل زندگی کردن و از آن لذت عمیق بردن.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی: "انتظار"، "اشتیاق" یا "پیش بینی"؛ حالتی که در آن شخص منتظر وقوع چیزی است و معمولاً با حس کنجکاوی یا شوق همراه است.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

گرفتن / به دست آوردن / ریشه گرفتن از

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"Derive from" یعنی "گرفته شده از"، "ریشه گرفتن از" یا "ناشی شدن از".

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی: "پیش ازتجربه" یا "قبل از تجربه"؛ به هر چیزی گفته می شود که پیش از وقوع یک تجربه رخ می دهد یا مربوط به آن زمان است.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"Identified" یعنی "شناسایی کرده اند"، "تشخیص داده اند" یا "مشخص کرده اند".

١