پیشنهاد‌های سامان قاسم پور (٥٢)

بازدید
٣٣
تاریخ
١٩ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

"Shut around" یعنی "به دور چیزی بسته شدن" یا "دور چیزی جمع شدن و محکم بستن".

تاریخ
١٩ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

"Forcefully" یعنی "با قدرت"، "به زور" یا "محکم".

تاریخ
١٩ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

"Snapping" یعنی "ناگهانی بستن / قفل شدن"، "گیر کردن با صدا" یا "جَستن". ریشه ی کلمه: از فعل Snap به معنی "با صدا بستن / شکستن" - ing ( پسوند حالت اس ...

تاریخ
١٩ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

"Wrap" یعنی "پیچیدن"، "بسته بندی کردن" یا "دور چیزی پیچیده شدن". ریشه ی کلمه: از انگلیسی قدیم wrappen به معنی "پوشاندن" یا "پیچیدن" گرفته شده است.

تاریخ
١٩ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

"Caught up" یعنی "گیر کردن" یا "به دام افتادن". "The fish got caught up in the net. "

تاریخ
٢٠ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

"Trap" یعنی "دام"، "تله" یا "به دام انداختن".

تاریخ
٢٠ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

"Obtain" یعنی "به دست آوردن"، "کسب کردن" یا "تهیه کردن".

تاریخ
٢٠ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

"Digestive fluid" یعنی "مایع گوارشی"؛ ماده ای که در بدن موجودات زنده ترشح می شود تا غذا را تجزیه کرده و مواد مغذی آن را جذب کند.

تاریخ
٢٠ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

"Digestive" یعنی "گوارشی" یا "مربوط به هضم غذا".

تاریخ
٢٠ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

"Foliage" یعنی "شاخ و برگ" یا "برگ ها"؛ به مجموعه ی برگ های یک گیاه گفته می شود.

تاریخ
٢٠ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

"Within" یعنی "درون"، "داخل" یا "در محدوده ی" چیزی.

تاریخ
٢٠ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

"Survive" یعنی "زنده ماندن" یا "بقا یافتن"؛ یعنی با وجود شرایط سخت، به زندگی ادامه دادن.

تاریخ
٢٠ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

"Supply" یعنی "تأمین"، "منبع" یا "میزان موجودی" از یک ماده یا کالا. ریشه ی کلمه: از لاتین supplere به معنی "پر کردن / کامل کردن" آمده است.

تاریخ
٢٠ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

"Inadequate" یعنی "ناکافی"، "کم" یا "به اندازه ی کافی نبودن".

تاریخ
٢٠ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

"Sundew" ( در فارسی: "قطره خورشید" یا "عصاره خورشید" ) نام نوعی گیاه گوشت خوار است.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

کورس آهنگ لانا دل ری هست توی آهنگ Diet mountain dew که منظورش این هست که از ویسکی پرهیز بکن یا به عبارتی ویسکی نخور.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

پرهیز کردن دوری کردن

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"expression" یعنی "عبارت" یا "اصطلاح"؛ یعنی یک کلمه یا گروهی از کلمات که برای گفتن یک مفهوم خاص به کار می روند.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"To be addressed" یعنی "که باید بررسی / حل / رسیدگی شود".

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"Inherited" یعنی "به ارث رسیده" یا "ارثی"؛ یعنی چیزی که از کسی یا جایی به دیگری منتقل شده است.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

ارزش افزوده

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"Brand portfolio" یعنی "مجموعه ی برندها" یا "سبد برند"؛ یعنی تمام برندهایی که یک شرکت مالک آنهاست. lمثلا یک هلدینگ، صاحت یه تعداد برندهست و همه برند ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"Differentiated" یعنی "متمایز شده" یا "تفکیک شده"؛ یعنی چیزی که از دیگران جدا یا قابل تشخیص شده است

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"Expanded" یعنی "گسترش یافته"، "بزرگ تر شده"، یا "توسعه پیدا کرده".

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"Lodging companies" یعنی "شرکت های اقامتی"؛ یعنی شرکت هایی که محل اقامت موقت در اختیار مسافران قرار می دهند، مثل هتل ها، متل ها، و مهمان سراها.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"Doodad" یعنی "چیزک"، "وسیله ی کوچک"، یا "همان چیزکی که اسمش را نمی دانیم". ریشه ی کلمه: یک کلمه ی ساختگی و غیررسمی در انگلیسی آمریکایی است؛ ریشه ی ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"Thingamajig" یعنی "چی چی" یا "همان چیزک" که اسمش را نمی دانیم یا به خاطر نمی آوریم. ریشه ی کلمه: ساختگی و غیررسمی است؛ از "thing" ( چیز ) بخش بی مع ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"Thingamabob" یعنی "چی چی" یا "همان چیزکی" که اسمش را نمی دانیم یا یادمان نمی آید. ریشه ی کلمه: یک کلمه ی ساختگی و غیررسمی است که از "thing" ( چیز ) ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"Whatsis" یعنی "چیز" یا "همان چیزی که اسمش را نمی دانم".

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"Imaginative" یعنی "خلاقانه"، "تخیلی"، یا "ناشی از تخیل".

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"What - d'ye - call - it" یعنی "چی نامش" یا "همان چیزی که اسمش را نمی دانم". ریشه ی کلمه: مخفف گفتاریِ "What do you call it?" است که در مکالمه های غ ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"Everyday use" یعنی "کاربرد روزمره" یا "استفاده ی روزانه".

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"Gadget" یعنی "وسیله"، "ابزار" یا "دستگاه کوچک"، معمولاً چیزی که اسم دقیقش را نمی دانیم یا موقتی از یادمان رفته. ریشه ی کلمه: احتمالاً از کلمه ی فر ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

برای یک لحظه به طور موقت

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

"Derived from" یعنی "گرفته شده از" یا "ریشه گرفتن از".

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

"Soil drainage" یعنی "زهکشی خاک" یا "توانایی خاک در عبور دادن آب از خود". soil drainage یعنی فرایند خارج شدن آب از خاک. یعنی آب چقدر سریع از خاک عب ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

"Middle Plantation" یعنی "مزرعه ی وسط". نام اولیه ویلیامزبورگ ( Williamsburg ) بودهکه بین دوتا رود قرار داشته.

پیشنهاد
٠

خریدار تا جای ممکن ارزان می خرد؛ فروشنده تا جای ممکن گران می فروشد

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

معیار عینی ( وابسته به واقعیت، نه نظر شخصی )

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

"Get to decide" یعنی "اختیار تصمیم گیری داشتن" یا "اجازه داشتن که تصمیم بگیری".

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

اجازه داشتن / فرصت داشتن / اختیار داشتن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"توسط . . . سکونت داده شد" "توسط . . . سکونت داده شد" "It was settled by English colonists in 1633. " ترجمه: "این مکان در سال ۱۶۳۳ توسط مهاجران انگ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

elaborate on یعنی: با جزئیات توضیح دادن بیشتر شرح دادن بسط دادن توضیح مفصل ارائه کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

sovereign بسته به بافت، چند معنی دارد: حاکم مطلق، فرمانروا ( پادشاه، ملکه یا هر کسی که بالاترین قدرت سیاسی را دارد ) دارای حاکمیت، مستقل ( دربارهٔ ک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

legal maxim یعنی: قاعدهٔ حقوقی اصل بنیادین حقوق اصل کلی حقوقی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

maxim یعنی: اصل قاعده گزارهٔ کلی جملهٔ حکیمانه اصل راهنما ( guiding principle )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کفر آمیز، مخالف عقاید پذیرفته شده، به شدت نامتعارف یا خلاف باورهای رایج. ریشهٔ واژه heresy = بدعت، عقیده ای که از نظر یک دین رسمی نادرست یا کفرآمیز ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حق آزادی بیان

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سقف قیمت، حداکثر قیمت مجاز بالاترین قیمتی که قانون گذار یا دولت اجازه می ده که یک کالا یا خدمات به فروش برسه. فروشنده نمی تونه کالا رو از این قیمت با ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک اصطلاح بسیار قدیمی، فسلفی و اقتصادی. یعنی قیمت منصفانه، قیمت عادلانه. قیمتی که هم فروشنده می تونه سود معقولی بکنه، هم برای خریدار منصفانه هست. ...

١