پیشنهادهای سامان قاسم پور (٢٥٧)
"در کاربرد عمومی" یا "در استفاده ی روزمره"؛ یعنی چیزی که در زبان روزمره و غیرتخصصی مردم به کار می رود.
"هم معنی"، "مترادف"، یا "هم ارز"؛ یعنی دو کلمه یا عبارت که معنی یکسان یا بسیار نزدیکی دارند.
"جریمه"، "مجازات"، یا "تنبیه"؛ یعنی پیامد منفی که در نتیجه ی انجام ندادن یک قانون یا تخلف از یک قاعده اعمال می شود.
"تقویت" یا "پاداش/تنبیهی که برای تقویت یک رفتار استفاده می شود"؛ در روان شناسی، به هر محرکی گفته می شود که احتمال تکرار یک رفتار را افزایش دهد.
به باوری رسیدن / کم کم معتقد شدن / کم کم باور کردن
"شناخته شده ترین"، "معروف ترین"، یا "مشهورترین"؛ یعنی کسی یا چیزی که بیش از همه ی افراد یا چیزهای مشابه خود، شناخته شده است.
"طرفدار"، "موافق"، یا "مدافع"؛ به کسی گفته می شود که از یک ایده، نظریه، یا عقیده حمایت می کند و آن را ترویج می دهد.
"روان شناختی" یا "مربوط به روان شناسی"؛ یعنی هر چیزی که به ذهن، رفتار، احساسات، یا فرایندهای روانی انسان مربوط باشد.
"درهم تنیده"، "به هم پیوسته"، یا "در هم آمیخته"؛ یعنی دو یا چند چنان به هم گره خورده اند که جداسازی آنها دشوار است.
"مکتب برتر" یا "مکتب پیشرو"؛ به یک گروه فکری، علمی، یا هنری گفته می شود که در میان سایر مکاتب، از جایگاه بالاتری برخوردار است و تأثیرگذارتر محسوب می ...
"ویژگی"، "خاص بودن"، یا "حالت ویژه بودن"؛ یعنی کیفیتی که چیزی را از سایرین متمایز و منحصربه فرد می کند.
"به این ترتیب"، "بنابراین"، یا "به عنوان چنین چیزی"؛ برای نشان دادن نتیجه گیری یا تأکید بر نقش یا ویژگیِ اشاره شده در جمله ی قبل به کار می رود.
"تمایل"، "استعداد"، یا "گرایش ذاتی"؛ یعنی اینکه فرد به طور طبیعی یا عادتی به سمت انجام کاری یا رفتاری خاص متمایل است.
"احترام به خود"، "خودارزش مندی"، یا "نگاه مثبت به خود"؛ یعنی میزان ارزش و احترامی که یک فرد برای خود قائل است.
"عزیزان"، "نزدیکان"، یا "افراد محبوب"؛ یعنی کسانی که برای ما اهمیت عاطفی دارند، مانند اعضای خانواده، دوستان صمیمی، یا همسر.
"بسیار مهم"، "سرنوشت ساز"، یا "تاریخی"؛ به رویدادهایی گفته می شود که تأثیر بزرگ و ماندگاری دارند.
"علاوه بر این"، "بیشتر"، یا "در ادامه"؛ برای افزودن اطلاعات جدید به مطلب قبلی به کار می رود.
"به گذشته نگاه کردن"، "مرور کردن"، یا "با تأمل به خاطرات گذشته فکر کردن"؛ یعنی رویدادها یا تجربه های قبلی را در ذهن مرور کردن، معمولاً با احساسی خاص.
"نوستالژی"، "غم غربت"، یا "دلتنگی برای گذشته"؛ حالتی که در آن فرد با اشتیاق یا احساساتِ شیرین - تلخ به گذشته نگاه می کند و خاطرات قدیمی را مرور می کن ...
"ذهنی"، "وابسته به نظر شخصی"، یا "غیرعینی"؛ یعنی چیزی که به احساسات، سلیقه، یا دیدگاه فرد بستگی دارد و برای همه یکسان نیست.
"عوامل تعیین کننده"، "مشخص کننده ها" یا "عوامل مؤثر"؛ یعنی عواملی که باعث می شوند یک نتیجه یا وضعیت خاص شکل بگیرد.
"ذاتاً"، "به طور ذاتی"، یا "در ذات خود"؛ یعنی چیزی که بدون نیاز به عامل خارجی، خودش دارای آن ویژگی است.
"رمزگذاری کردن"، "به حافظه سپردن"، یا "ثبت کردن"؛ در اینجا یعنی مغز یک تجربه را به صورت یک خاطره ذخیره می کند.
"یک فرد خاص" یا "فرد مورد نظر"؛ یعنی شخصی که به طور مشخص و معیّنی مد نظر است.
"طبیعتاً"، "به طور طبیعی"، یا "به طور ذاتی"؛ یعنی چیزی که بدون دخالت یا اجبار خارجی رخ می دهد یا وجود دارد.
"به زیستی"، "سلامت روانی و جسمی"، یا "حالت خوب بودن"؛ یعنی احساس رضایت، آرامش، و سلامت کلی در زندگی.
"هماهنگ"، "مطابق"، "یکنواخت"، یا "ثابت"؛ یعنی چیزی که با چیز دیگری همخوانی دارد یا تغییر نمی کند.
"خودتعریفی" یا "تعریف هویت شخصی"؛ یعنی فرایندی که فرد بر اساس آن، هویت، ارزش ها، ویژگی ها و جایگاه خود را در زندگی تعیین می کند.
"عادی"، "روزمره"، "معمولی"، یا "پیش پاافتاده"؛ به چیزهایی گفته می شود که خارق العاده نیستند و در زندگی روزمره به وفور رخ می دهند.
"در حالی که"، "در مقابل"، یا "از آنجا که"؛ برای نشان دادن مقایسه یا تضاد بین دو جمله یا دو مفهوم به کار می رود.
واژهٔ pilgrimage ( که جمع آن pilgrimages است ) به معنی زیارت یا سفر زیارتی است. یعنی سفری که یک فرد ( زائر ) برای رسیدن به یک مکان مقدس یا دارای اهمی ...
"اردوگاه اصلی" یا "پایگاه اولیه" در کوهنوردی یا اکتشافات؛ جایی که تیم در آن مستقر می شود و از آنجا به مسیرهای دشوارتر می رود.
"سفر طولانی و دشوار"، "پیاده روی طولانی"، یا "مسافرت پرمشقّت"، معمولاً در طبیعت یا مناطق دورافتاده.
معنی: "از . . . تا . . . را شامل شدن"، "در دامنه ای از . . . تا . . . قرار داشتن"
معنی: "در بستر"، "در چارچوب"، "در زمینه ی" یا "با توجه به".
معنی: "جزء"، "بخش"، "مؤلفه" یا "عنصر تشکیل دهنده".
معنی: "به دست آوردن"، "کسب کردن" یا "خریداری کردن".
سنجیدن / دقیق نگاه کردن / موشکافی کردن / بررسی کردن
یکی از معانی : "یادآوری"، "خاطره" یا "بازیابی خاطره"؛ یعنی عملی که طی آن فرد گذشته را به یاد می آورد.
معنی: "گشوده شدن"، "آشکار شدن" یا "رخ دادن تدریجی"؛ یعنی چیزی که به مرور زمان اتفاق می افتد و جلو می رود.
معنی: "لذت بردن"، "چشیدن" یا "از چیزی بهره بردن"؛ یعنی لحظه را به طور کامل زندگی کردن و از آن لذت عمیق بردن.
معنی: "انتظار"، "اشتیاق" یا "پیش بینی"؛ حالتی که در آن شخص منتظر وقوع چیزی است و معمولاً با حس کنجکاوی یا شوق همراه است.
گرفتن / به دست آوردن / ریشه گرفتن از
"Derive from" یعنی "گرفته شده از"، "ریشه گرفتن از" یا "ناشی شدن از".
معنی: "پیش ازتجربه" یا "قبل از تجربه"؛ به هر چیزی گفته می شود که پیش از وقوع یک تجربه رخ می دهد یا مربوط به آن زمان است.
"Identified" یعنی "شناسایی کرده اند"، "تشخیص داده اند" یا "مشخص کرده اند".