differentiated


روانشناسى : متمایز

جمله های نمونه

1. the qualities that differentiated her
ویژگی هایی که او را دگرسان (متفاوت) می کرد

تخصصی

[نساجی] متمایز شده - تشخیص داده شده

پیشنهاد کاربران

"Differentiated" یعنی "متمایز شده" یا "تفکیک شده"؛ یعنی چیزی که از دیگران جدا یا قابل تشخیص شده است
مشتق گرفته شده ( اشاره به دیفرانسیل )
[بیولوژی] تمایزیافته
متفاوت
متمایز