ول کردن ( ناگهانی )
رها کردن ( وسط راه )
پشت سر گذاشتن و رفتن
زیر زدن ( در موقعیتهای حساس )
ترک کردن ( با بیاعتنایی )
رها کردن ( وسط راه )
پشت سر گذاشتن و رفتن
زیر زدن ( در موقعیتهای حساس )
ترک کردن ( با بیاعتنایی )
... [مشاهده متن کامل]
- - -
**Farsi:** او زمانی که خانواده اش بیشتر به او نیاز داشتند، آن ها را رها کرد.
**Farsi:** او بدون دادن هیچ اطلاعی، کارش را رها کرد.
**Farsi:** باور نمی کنم که او در بحبوحه بحران، بهترین دوستش را رها کرد.
**Farsi:** بسیاری از افراد جلسه را ترک کردند چون خسته کننده بود.
**Farsi:** او تهدید کرد که اگر رفتارش را تغییر ندهد، او را ترک خواهد کرد.
◀️ He walked out on his wife and kids
طبق واژه نامه ی گوگل WALK OUT دو معنی داره.
... [مشاهده متن کامل]
◀️ "he had walked out in a temper"
◀️ "if I'd been in your shoes I'd have walked out on him"
◀️ "you were walking out with Tom"
ترک کردن کسی
پا روی کسی گذاشتن
ترک کردن ناگهانی کسی
پا روی کسی گذاشتن
ترک کردن ناگهانی کسی
ترک کردن یا جدا شدن ناگهانی یا با عصبانیت، پیاده روی کردن در مهمانی.
ترک کردن ( در روابط عاشقانه )
Sara walked out on her husband