shut around

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
• She was shutting around the house before leaving for vacation.
� قبل از رفتن به تعطیلات مشغول بستن درها و پنجره های خانه بود.
• I heard him shutting around in the kitchen late at night.
� شنیدم نیمه شب در آشپزخانه مشغول بستن وسایل بود.
"Shut around" یعنی "به دور چیزی بسته شدن" یا "دور چیزی جمع شدن و محکم بستن".