tricky

/ˈtrɪki//ˈtrɪki/

معنی: متقلب، نیرنگ باز، مکار، مزورانه، شیادانه، از روی حیله و تزویر، مهارت امیز، نیرنگ امیز، خدعه امیز
معانی دیگر: نیرنگ آمیز، دغلکارانه، حیله آمیز، مکرآمیز، حیله گر، آب زیر کاه، نیرنگ مانند، حیله مانند
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
حالات: trickier, trickiest
مشتقات: trickily (adv.), trickiness (n.)
(1) تعریف: given to or marked by deception or trickery; wily.
مترادف: deceptive, fraudulent, shifty, wily
متضاد: honest, straightforward
مشابه: artful, captious, crafty, cunning, deceitful, devious, evasive, foxy, lubricious, scheming, sly, sneaky, underhanded

- He's a tricky guy, so don't believe everything he says.
[ترجمه Tukoafm] او فرد مکاری است، بنابراین هرچه را که میگوید باور نکن.
|
[ترجمه ترگمان] او آدم پیچیده ای است، بنابراین هر چیزی را که می گوید باور نکن
[ترجمه گوگل] او یک پسر فریبنده است، بنابراین همه چیز او را باور نکنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I thought the sales person gave me a tricky answer about the car's performance.
[ترجمه A] من فکر کردم که فروشنده درباره کارکرد ماشین جواب فریب کارانه ای داد.
|
[ترجمه ترگمان] من فکر می کردم که بخش فروش به من یک پاسخ پیچیده در مورد عملکرد ماشین داده است
[ترجمه گوگل] من فکر کردم فروشنده فروش به من پاسخی پیچیده در مورد عملکرد خودرو داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: requiring skill or cautious proceeding; difficult.
مترادف: complicated, difficult, hard
متضاد: easy, simple
مشابه: chancy, complex, delicate, hazardous, risky, subtle, touch-and-go, touchy, unpredictable

- It's a tricky problem that will require a lot of difficult negotiating.
[ترجمه ترگمان] این یک مشکل دشوار است که نیازمند مذاکره بسیار دشواری است
[ترجمه گوگل] این یک مشکل پیچیده است که به مذاکرات بسیار دشوار نیاز دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The north side of the mountain is a tricky climb.
[ترجمه ترگمان] ضلع شمالی کوه صعود دشوار است
[ترجمه گوگل] قسمت شمالی کوه یک صعود روی حیله و تزویر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. He and I have talked through this whole tricky problem.
[ترجمه ترگمان]من و اون با این مشکل حل مشکل روبرو شدیم
[ترجمه گوگل]او و من از طریق این مشکل کلیدی مشکل حل شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She showed great tact in dealing with a tricky situation.
[ترجمه ترگمان]او در برخورد با یک موقعیت دشوار مهارت زیادی نشان داد
[ترجمه گوگل]او در برخورد با یک وضعیت پیچیده نشان داد که باهوش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It can be tricky at first, but persevere.
[ترجمه ترگمان]در ابتدا ممکن است مهارت داشته باشد، اما پشت کار داشته باشید
[ترجمه گوگل]در ابتدا می تواند در حقیقت روی حیله و تزویر باشد اما پایدار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I'm in a rather tricky position; can you help me out?
[ترجمه ترگمان]من در موقعیت خطرناکی هستم؛ آیا می توانید به من کمک کنید؟
[ترجمه گوگل]من در جای جای دشوار است آیا میتوانی به من کمک کنی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The tricky question about his finances discomfited the minister.
[ترجمه ترگمان]این سوال دشوار در مورد مسائل مالی او وزیر را ناراحت کرد
[ترجمه گوگل]سوال سخت در مورد امور مالی او، وزیر را نابود کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. It was a tricky problem but I think we've licked it.
[ترجمه Dreamland ] این یک مشکل پیچیده ای بود ولی من فکر میکنم ما اون رو حلش کردیم ( شکستش دادیم )
|
[ترجمه ترگمان]مشکل پیچیده ای بود، اما فکر می کنم آن را لیسید
[ترجمه گوگل]این یک مشکل پیچیده بود اما من فکر می کنم ما آن را لیس زده ایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He's a tricky fellow to do business with.
[ترجمه ترگمان]او آدم پیچیده ای است که با او کاری دارد
[ترجمه گوگل]او مشغول به کار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Getting it to fit exactly is a tricky business .
[ترجمه ترگمان]رسیدن به آن دقیقا یک کار دشوار است
[ترجمه گوگل]گرفتن آن به درستی یک کسب و کار روی حیله و تزویر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Hanging a door is quite a tricky job.
[ترجمه ترگمان]آویزان کردن در یک شغل دشوار است
[ترجمه گوگل]دوختن یک درب کار کاملا مشکلی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. But the whole question of aid is a tricky political one.
[ترجمه ترگمان]اما کل مساله کمک یک مشکل سیاسی پیچیده است
[ترجمه گوگل]اما کل سوال کمک، یک مسئله سیاسی پیچیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. He has a deft touch with tricky painting jobs.
[ترجمه ترگمان]او با مهارت و مهارت در کار نقاشی مهارت دارد
[ترجمه گوگل]او با کارهای نقاشی روی حیله و تزویر لمس می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The tricky street pedlar cheated the girl into giving him all her money.
[ترجمه ترگمان]این دوره گرد حقه باز، دخترک را فریب داد و تمام پولش را به او داد
[ترجمه گوگل]والدین خیابانی روی حیله و تزویر دختر را فریب داد تا همه پولش را به او بدهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. A restaurant has to tread the tricky path between maintaining quality and keeping prices down.
[ترجمه ترگمان]یک رستوران مجبور است مسیر نیرنگ را بین حفظ کیفیت و حفظ قیمت ها گام بردارد
[ترجمه گوگل]رستوران باید مسیری پیچیده بین حفظ کیفیت و پایین آوردن قیمت ها را تحمل کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Parking can be tricky in the town centre.
[ترجمه ترگمان]پارکینگ در مرکز شهر ممکن است دشوار باشد
[ترجمه گوگل]پارکینگ می تواند در مرکز شهر روی حیله و تزویر باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The interviewer cornered the politician with a particularly tricky question.
[ترجمه sahand] مصاحبه کننده با یک سوال زیرکانه این سیاستمدار را در گوشه ای گیر انداخت
|
[ترجمه ترگمان]مصاحبه کننده با یک سوال زیرکانه، این سیاست مدار را در گوشه ای گیر کرد
[ترجمه گوگل]مصاحبه کننده با یک سؤال به ویژه از روی حیله و تزویر با سیاستمدار جور در می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

متقلب (صفت)
adulterant, dishonest, fraudulent, trickish, tricky

نیرنگ باز (صفت)
tricky, artful, vulpine

مکار (صفت)
cunning, tricky, wily, deceitful

مزورانه (صفت)
tricky

شیادانه (صفت)
trickish, tricky

از روی حیله و تزویر (صفت)
trickish, tricky

مهارت امیز (صفت)
tricky

نیرنگ امیز (صفت)
tricky

خدعه امیز (صفت)
tricky

به انگلیسی

• cunning, sly; clever; deceitful, deceptive; difficult, complicated
a tricky task or problem is difficult to deal with.
a tricky person is likely to deceive you or cheat you.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیمتقلب، نیرنگ باز، مکار، مزورانه، شیادانه ...معانی متفرقهنیرنگ آمیز، دغلکارانه، حیله آمیز، مکرآمی ...بررسی کلمهصفت ( adjective ) حالات : trickier, trickiest مشتقات : trickily ( adv. ) , trickiness ( n. ) • ( ...جمله های نمونه1. He and I have talked through this whole tricky problem. [ترجمه ترگمان] من و اون با این مشکل ح ...مترادفمتقلب ( صفت ) adulterant, dishonest, fraudulent, trickish, tricky نیرنگ باز ( صفت ) tricky, art ...انگلیسی به انگلیسیcunning, sly; clever; deceitful, deceptive; difficult, complicated a tricky task or problem is diffi ...
معنی tricky، مفهوم tricky، تعریف tricky، معرفی tricky، tricky چیست، tricky یعنی چی، tricky یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف t، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف t، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف t، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف t
کلمه بعدی: tricky word
اشتباه تایپی: فقهزنغ
آوا: /تریککی/
عکس tricky : در گوگل
معنی tricky

پیشنهاد کاربران

سخت، مشکل
دشوار و پر زحمت
گول زننده
حیله گر، طمع کار، اب زیر کار، بدجنس، دغل کار، نیرنگ
1. When something is tricky it is difficult to deal with or do because it is
complicated and full of problems

2. A tricky person is clever and likely to deceive you
فریبکارانه
گول زننده، پیچیده
حیله کردند
حساس و چالش بر انگیز
سخت - قلق دار
فریبنده
نیرنگ آمیز، مهارت آمیز
شگرددار، کاری که برای انجام ـش شگرد یا مهارت خاصی نیاز باشد
سخت و پیچیده.
برای این کلمه این بهترین معنی است. به مثال های زیر توجه کنید!
Getting lost in the woods is a tricky one

I can get you tickets for the show but it’ll be tricky.
دشوار
کار بدقلق
گمراه کننده
requiring care and skill because difficult or awkward
پرزحمت، بدقلق، دشوار، سخت، مشکل
غلط انداز
مملو از - پر از - آکنده از . . .
حیله /تزویر / نیرنگ/ مکر /فریب / دغل بازی / تقلب / . . .

Love! It's a tricky business!


A balance of power,
The trickiest, most difficult, dirtiest game of them all.
Star Trek TOS

دشوار، سخت، مشکل
مکار
نکته دار
( برای چیزها )
پیچیده و مشکل
( برای شخص )
مکار
چالشی ، چالش برانگیز
سر سخت. برای مثال، تیم های فوتبالی که خیلی تدافعی و بسته بازی می کنند، از این عنوان برای آنها استفاده می کنند.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما