shipments

جمله های نمونه

1. they embargo all meat shipments until the source of contamination is found
تا یافتن منبع آلودگی اصلا اجازه ی تخلیه ی محموله های گوشت را نمی دهند.

پیشنهاد کاربران

محموله ها / بارهای حمل شده ( مخصوصاً محموله های نفتی )
�محموله� یا �بار� که از طریق کشتی، هواپیما، کامیون یا قطار جابجا می شود. ( از ریشهٔ ship = کشتی پسوند - ment که نشان دهندهٔ عمل یا نتیجهٔ عمل است )
گنجینه ها
مثال : Barbarians have stolen my past two shipments.
راهزنا تا حالا دو تا از گنجینه های منو دزدیدن.
تجهیزات، محموله