تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد

فرزان، خِرَد، روشنی، بینش، فرهوش، دانایی نمونه او چون به خرد شما پی برد دیگر چیزی نگفت 🇮🇷 او چون به حکمت شما پی برد دیگر چیزی نگفت 🇸🇦 هر یک از ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گام نمونه تا گام پنج پیش رفتم🇮🇷 تا مرحله پنج پیش رفتم🇸🇦

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ژیرا، دانا، مزدا، بخرد، باخرد، خردمند، تیزهوش، هوشمند، هوشا، زیرک، زرنگ، آگاه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ژیرا، دانا، مزدا، بخرد، باخرد، خردمند، هوشا، باهوش، زیرک، زرنگ، آگاه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شیر ماسیده شده

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واکنش، بازکنش، پی کنش، پس تافت، بازتاب، پس تاب، بازخورد، وارون

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واکنش، بازکنش، پی کنش، پس تافت، بازتاب، پس تاب، وارون

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برابر فارسی🇮🇷 واژه مرحله🇸🇦 نمونه تا گام پنج پیش رفتم🇮🇷 تا مرحله پنج پیش رفتم🇸🇦

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

گشت، کاوش، جُستِش

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کیان، هست، هستی، بود، بودن، زیست، نهاد، جاوه، باشش، باشندگی، باشایی، فَرسِتاک، بودتاب

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

گه، گاه، گاهی، گهگاه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گه، گاه، گاهی، گهگاه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گه، گاه، گاهی، گهگاه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پویا، پوینده، پویشگر، گردشگر، گشتگر، رهگرد، بومگرد، جهانگرد، جهانپو، رهسپار، گشتار، رهگیر

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پویا، پوینده، پویشگر، گردشگر، رهگرد، بومگرد، گشتار، رهگرد، رهنورد، رهسپار

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پویا، پوینده، رونده، رهرو، راهرو، راهی، پویشگر، گردشگر، رهگرد، بومگرد، گشتار، رهگرد، رهنورد، رهسپار، گذرگر، گذرنده

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پویا، پوینده، پویشگر، گردشگر، رهگرد، بومگرد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پویش، گردش، گشت

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

از دید من میتونست کمی کوتاه تر باشه. و خوش آواتر باشه، با کاهش هج، این، روی میده. نمونه های بهتر دیسِش، سانِش، همسازی، همتاسازی، همگون سازی، همدیس س ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پسوند �ا� در زبان فارسی کم کاربرد شده، باری ( در صورتی که ) با افزودن آن به واژه هایی، زبان فارسی بسیار غنی تر میشود، واژگانِ بسی کوتاه تر، خوش آواتر ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

پسوند �ا� در زبان فارسی کم کاربرد شده، باری ( در صورتی که ) با افزودن آن به واژه هایی، زبان فارسی بسیار غنی تر میشود، واژگانِ بسی کوتاه تر، خوش آواتر ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پسوند �ا� در زبان فارسی کم کاربرد شده، باری ( در صورتی که ) با افزودن آن به واژه هایی، زبان فارسی بسیار غنی تر میشود، واژگانِ بسی کوتاه تر، خوش آواتر ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پسوند �ا� در زبان فارسی کم کاربرد شده، باری ( در صورتی که ) با افزودن آن به واژه هایی، زبان فارسی بسیار غنی تر میشود، واژگانِ بسی کوتاه تر، خوش آواتر ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پسوند �ا� در زبان فارسی کم کاربرد شده، باری ( در صورتی که ) با افزودن آن به واژه هایی، زبان فارسی بسیار غنی تر میشود، واژگانِ بسی کوتاه تر، خوش آواتر ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

نگره های فارسی🇮🇷 نوین برابر واژه🇬🇧 چست چاست، جست چاست، تیزپز، تندچاست، زودچاست، چست پز، زودپز، زودپخت، فرزپز، فرزپخت، فرز چاست، سُرچاست، سُرپَز

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین برابر واژه🇬🇧 چست چاست، جست چاست، تیزپز، تندچاست، زودچاست، چست پز، زودپز، زودپخت، فرزپز، فرزپخت، فرز چاست، سُرچاست، سُرپز

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

همتای فارسی Fast food

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گیرش، ستدن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پسوند �ا� در زبان فارسی کم کاربرد شده، باری ( در صورتی که ) با افزودن آن به واژه هایی، زبان فارسی بسیار غنی تر میشود، واژگانِ بسی کوتاه تر، خوش آواتر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چنین، چنان، آنچنان چنان نما، زیبا بود بود که خیره موندم🇮🇷 به قدری منظره، زیبا بود که خیره موندم🇸🇦

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چنین، چنان، آنچنان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درود بر کاربر �ژ� گرامی برای ویرایش نوشته هاتون این رویه رو انجام بدید: نمایهٔ ( profile ) بالای سات ( صفحه ) ⬅️ داشبورد⬅️ پیشنهاد⬅️ نشان مداد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

نگره های فارسی🇮🇷 نوین برابر واژه🇬🇧 چهر، نما، نمایه، نگار، نگاره، رخ، رخ نما، نیم رخ، شناسه، خویشه، نشانار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین برابر واژه🇬🇧 چهر، نما، نمایه، نگار، نگاره، رخ، رخ نما، نیم رخ، شناسه، خویشه، نشانار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین برابر واژه🇸🇦 باره، سپاره، سپرده، سپارک، بارینه، رهبار، گسیله، رسینه، رهاورد، باررس، فرستک، فرستار، فرستاده، فرستینه نمونه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

واژه برابر واژه ای با ریشه فارسی ست که از آمیز ( ترکیب ) سه بخش ساخته شده: پیشوند �بر� میان وند �ا� و دوباره �بر�. در این واژه آمیخته ( مرکب ) ، آمی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

دی شیخ با چراغ همی گشت گِرد شهر کز دیو و دَد ملولم و انسانم آرزوست ~ مولانا دد: حیوان، جانور درنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

دی شیخ با چراغ همی گشت گِرد شهر کز دیو و دَد ملولم و انسانم آرزوست ~ مولانا دد: حیوان، جانور درنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ز، از، زآنِ، ازآنِ، بر، برا، برای، واس، واسه اون مال منه 🇸🇦 اون برِ منه 🇮🇷

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

زمهر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

زپیش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

همتاهای فارسی🇮🇷 واژه🇬🇧 ژام شاد مهرشید روژشاد روژباش روژساز روزت روشن روزت پویا نوروز باشی روزافزون باشی روزگار خوش خوش سحر باشی روزت پرمهر روزت ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

همرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

همتاهای فارسی🇮🇷 ژام شاد مهرشید روژشاد روژباش روژساز روزت روشن روزت پویا نوروز باشی روزافزون باشی روزگار خوش خوش سحر باشی روزت پرمهر روزت نیک روزت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همتاهای فارسی🇮🇷 این واژه🇸🇦 ژام شاد مهرشید روژشاد روژساز روزت روشن روزت پویا نوروز باشی روزافزون باشی روزگار خوش خوش سحر باشی روزت پرمهر روزت نیک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

همتاهای فارسی🇮🇷 این واژه🇸🇦 ژام شاد مهرشید روژشاد روژساز روزت روشن روزت پویا نوروز باشی روزافزون باشی روزگار خوش خوش سحر باشی روزت پرمهر روزت نیک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

در پاسخ به آقای حسین اکبر واژه آمیغی ( ترکیبی ) نیست، بسا یک نام ( اسم ) با پسوند کرد، چون [بازکرد و دیرکرد] و از این رَسَده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همتای فارسی واژه امتحان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

سلاح: زدَفزار اسلحه ( سلاح ها ) : زدفزارها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نماشا، نماگر، چهرلار مانیتور بزرگ تری خریدم🇬🇧 نماشای بزرگ تری خریدم🇮🇷

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بارنه، بارنهی، فرابر آهنگ رو برات آپلود کردم🇬🇧 آهنگ رو برات بارنه کردم🇮🇷

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

از واژه فارسی پاپوش گرفته شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وام واژه ای فارسی ست: پری، پار نمونه: پارسال، پری روز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

این، از واژه فارسی اندر به زبان یونانی و لاتین و فرجام ( درنهایت ) به انگلیسی به چهر enter راه یافته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نماشا، نماگر، چهرلار مانیتور بزرگ تری خریدم🇬🇧 نماشای بزرگ تری خریدم🇮🇷

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سوپا ( سوار پایی ) ، دوگرد، فرتاز، گُردپیک با موتور سیکلت اومدم🇬🇧 با سوپا اومدم🇮🇷

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سلاح: زدَفزار اسلحه ( سلاح ها ) : زدفزارها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

خودرو، سررو، پیماو، رانک، پویان علی ماشین را به آستگاه ( پارکینگ ) برد🇬🇧 علی خودرو را به آستگاه برد🇮🇷

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

دژرو، تن توپ، توپتَن، زره تن، زره پوش، توپران، زره رو، کوبرو، دُژین، رزمرو، سپرکوب، پولادر تانک، سوی ما می آمد🇬🇧 دژرو، سوی ما می آمد🇮🇷

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

دژرو، تن توپ، توپتَن، زره تن، زره پوش، توپران، زره رو، کوبرو، دُژین، رزمرو، سپرکوب، پولادر تانک، سوی ما می آمد🇬🇧 دژرو، سوی ما می آمد🇮🇷

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

بسرو، همبر، گذربر، سررو، رهوَر، همگرد، همرو با اتوبوس به مشهد رسیدیم🇬🇧 با بسرو به مشهد رسیدیم🇮🇷

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آن، هلیکوپتری بزرگ است 🇬🇧 آن، بالگردی بزرگ است🇮🇷 آن، بادفری بزرگ است🇮🇷 آن، هواگردی بزرگ است🇮🇷 آن، پره گردی بزرگ است🇮🇷 آن، پره چرخی بزرگ است ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آن، هلیکوپتری بزرگ است 🇬🇧 آن، بالگردی بزرگ است🇮🇷 آن، هواگردی بزرگ است🇮🇷 آن، پره گردی بزرگ است🇮🇷 آن، پره چرخی بزرگ است🇮🇷 آن، برفگردی بزرگ اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

برون باز، فرامرزی، برونفر، برونسار، دوریار، دورباز، بازدر، برونی، فرگرد، دیارگزار، برونگزار، فرگذر، گذرباز طارمی فرگردی ایرانی ست🇮🇷 طارمی لژیونری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

فرهنگ، فرهنگ نامه، فرهنگ واژه، واژه باز، واژه یار، واژه نامه، واژنگار، گنج برگ، گنج واژ، پهرست، فهرست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

فرهنگ، واژه باز، واژه یار، واژه نامه، واژنگار، گنج برگ، گنج واژ، موج واژ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

جا عوض نق زدن به کارهات برس🇸🇦 جا نق زدن به کارهات برس🇮🇷 جای تو عوض من برو🇸🇦 تو جای من برو🇮🇷

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

چهر به این نحو مطالعه کنید🇸🇦 به این چهر بخونید🇮🇷

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

چهر آن دو به یک شکل هستند 🇸🇦 آن دو به یک چهر هستند 🇮🇷

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چهر به این صورت فاتح خواهید شد 🇸🇦 به این چهر چیره خواهید شد 🇮🇷

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[پرواگر] می تونه همتای فارسی واژه [متقی/باتقوا] باشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ازبَر، چیره، چیره دست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ازبَر، چیره، چیره دست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

به سانِ، وارِ، به چهرِ، چون، چو، همچو، به نام، از دید، در جای، همسویِ، همترازِ، در کالبدِ، بسویهٔ، برچسبِ، در ورِ، ورایِ، همتایِ، در تنهٔ نمونه ها ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ژکاه، نو واژه فارسی🇮🇷 برابر تضعیف یا ضعیف شدن/ضعیفی🇸🇦 نمونه کاربست ها ∆ هرچه بیشتر بجنبی، ژکاه کمتر می بینی ∆ آنکه روزگار ژکاه اش کند، هوش بیشتری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

سپارش ( توصیه ) میکنم در بیشتر واژگانی که پسوند {کننده} میگیرن جاش از پسوند {گر} بهره بَرید. نمونه ها: تولید کننده=تولیدگر تهیه کننده=تهیه گر فرا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سپارش ( توصیه ) میکنم در بیشتر واژگانی که پسوند {کننده} میگیرن جاش از پسوند {گر} بهره بَرید. نمونه ها: تولید کننده=تولیدگر تهیه کننده=تهیه گر فرا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سپارش ( توصیه ) میکنم در بیشتر واژگانی که پسوند {کننده} میگیرن جاش از پسوند {گر} بهره بَرید. نمونه ها: تولید کننده=تولیدگر تهیه کننده=تهیه گر فرا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سپارش ( توصیه ) میکنم در بیشتر واژگانی که پسوند {کننده} میگیرن جاش از پسوند {گر} بهره بَرید. نمونه ها: تولید کننده=تولیدگر تهیه کننده=تهیه گر فرا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سپارش ( توصیه ) میکنم در بیشتر واژگانی که پسوند {کننده} میگیرن جاش از پسوند {گر} بهره بَرید. نمونه ها: تولید کننده=تولیدگر تهیه کننده=تهیه گر فرا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سپارش ( توصیه ) میکنم در بیشتر واژگانی که پسوند {کننده} میگیرن جاش از پسوند {گر} بهره بَرید. نمونه ها: تولید کننده=تولیدگر تهیه کننده=تهیه گر فرا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سپارش ( توصیه ) میکنم در بیشتر واژگانی که پسوند {کننده} میگیرن جاش از پسوند {گر} بهره بَرید. نمونه ها: تولید کننده=تولیدگر تهیه کننده=تهیه گر فرا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سپارش ( توصیه ) میکنم در بیشتر واژگانی که پسوند {کننده} میگیرن جاش از پسوند {گر} بهره بَرید. نمونه ها: تولید کننده=تولیدگر تهیه کننده=تهیه گر فرا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سپارش ( توصیه ) میکنم در بیشتر واژگانی که پسوند {کننده} میگیرن جاش از پسوند {گر} بهره بَرید. نمونه ها: تولید کننده=تولیدگر تهیه کننده=تهیه گر فرا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بهره، بهره بری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیشران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیشران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیشران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کوشا، پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوشا، پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کوشا، پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سربند، دربند، درکار، سرِکار، درگیر، گرفتار، دربست، نزد، درکنش، درگیر، سرگرم، پیش کار، کارپیش، دراکش، کاردار، کردچی، کَردگَر، کنشگیر، گرمه، درپی، واپی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیاپی، پی درپی، پشت هم، زنجیروار، زنجیری، رشته وار، پیوسته، رگبار، رگباری، بارها، دم به دم، هردم، پرشمار، پژواک وار، دورانی مدافعانِ شجاع به دشمن مک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واداشت، بازداشت، واپس رانی نمونه: عارف از رفتنم ممانعت کرد نمونه: عارف مرا از رفتن واداشت نمونه: عارف مرا از رفتن بازداشت نمونه: عارف مرا از رفتن واپ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پرهیز، بازداری [خودداری کرد= بازداشت]، وانهادن، ناکنشی، خودبس، ناکرد، پس کشی، خودبست، وازد، وازنی، چشم پوشی، سر باز زنی، تن ندادن، پاپس کشی، روی گردی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بسا، چه بسا، گویا، گویی، انگار، می نماید، آنچه آشکارست، ناگزیر، بی شک، ناچار، شاید، به آشکاری، همانا، ماست که، پیداست، پدیدارست، هویداست، نمود دارد ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

آره که، آری، بی شک، بسا، بی گمان، آن هم، آشکارا، به روشنی، روشن است، راستی، گفتنی ست، ناگفته نماند، وانگهی، بگویم که، می افزایم که، می نهم، باید بگوی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فراز نمونه: کوشش بسیارش بانی ارتقای ترازش شد نمونه: کوشش بسیارش بانی فراز ترازش شد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فرازش نمونه: پیشرفت او در زمینه کاری شگرف است نمونه: فرازش او در زمینه کاری شگرف است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

فزا نمونه: افزون بر کوشا بودن، دانا نیز هستند. نمونه: فزای کوشا بودن، دانا نیز هستند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فزا نمونه: افزون بر کوشا بودن، دانا نیز هستند. نمونه: فزای کوشا بودن، دانا نیز هستند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فزا نمونه: افزون بر کوشا بودن، دانا نیز هستند. نمونه: فزای کوشا بودن، دانا نیز هستند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واپس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درخواست، فرخواست، فراخوانی، فرخواهی، دادخواهی، فریاس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دادجویی، یاوش، چارجویی، کمک خواهی، پشتیاری، یارجویی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

ایرانی ها داوش ( ادعا ) میکنن از عرب ها برترن عرب ها داوش میکنن از ایرانی ها برترن ترک ها داوش میکنن از هر دو برترن انگلیسی ها داوش میکنن از آسیایی ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

پایش یا واپایش برابر فارسی واژه انگلیسی کنترل - Control

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

پایش یا واپایش برابر فارسی واژه انگلیسی کنترل - Control

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

دگر🇮🇷 تبدیل🇸🇦 آنها در دگر برنز به زر شکست خوردند🇮🇷 آنها در تبدیل برنز به طلا مغلوب شدند🇸🇦

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

چند زبانزد ( ضرب المثل ) از ماه🎴 ∆ ماه پشت ابر نمی ماند ∆ با ماه نشینی ماه شوی، با دیگ نشینی سیاه شوی ∆ ماه را نمی توان با انگشت پنهان کرد ∆ ماه به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

برابرواژه ها🇮🇷 ∆ فرازش ⟡ فرازش یک بند به نوشته، آن را رساتر کرد. ∆ فرابست ⟡ فرابست دیدگاه نو به گزارش، آن را پربارتر ساخت. ∆ افزودن ⟡ افزودن یک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ فرازش ⟡ فرازش یک بند به نوشته، آن را رساتر کرد. ∆ فرابست ⟡ فرابست دیدگاه نو به گزارش، آن را پربارت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ فرازش ⟡ فرازش یک بند به نوشته، آن را رساتر کرد. ∆ فرابست ⟡ فرابست دیدگاه نو به گزارش، آن را پربارت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ فرازش ⟡ فرازش یک بند به نوشته، آن را رساتر کرد. ∆ فرابست ⟡ فرابست دیدگاه نو به گزارش، آن را پربارت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

∆ از واژه “مئیدیانا” در زبان پهلوی که در پهلوی هم از زبان اوستا وارد شده. ∆ در فارسی میانه “مئیدان” ∆ این واژه به عربی هم وارد شده؛ عربی آن “مَیدان” ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

برابرواژه ها🇮🇷 آبسته، بستر، دچار، زمینه، بنیان، اساس، پایه، میدان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ ژیوش ⟡ ژیوش من برای این کالا بسیار است. ∆ خواهش ⟡ از تو خواهش دارم که به دیدارم بیایی. ∆ درخواه ⟡ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

واژه �فهرست� ریشه ای فارسی🇮🇷 دارد. این واژه از زبان پهلوی ( میان دوره ساسانی ) گرفته شده و از بن به چهر �فهریست� یا �فه رست� یا �پهرست� به کار می ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

ژکاه، نو واژه فارسی🇮🇷 برابر تضعیف یا ضعیف شدن/ضعیفی🇸🇦 نمونه کاربست ها ∆ هرچه بیشتر بجنبی، ژکاه کمتر می بینی ∆ آنکه روزگار ژکاه اش کند، هوش بیشت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ژکاه، نو واژه فارسی🇮🇷 برابر تضعیف یا ضعیف شدن/ضعیفی🇸🇦 نمونه کاربست ها ∆ هرچه بیشتر بجنبی، ژکاه کمتر می بینی ∆ آنکه روزگار ژکاه اش کند، هوش بیشت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

∆ همتای فارسی🇮🇷 واژه عربی استفاده🇸🇦 چند نمونه کاربرد واژه ∆ از روز، بهره گیر و از شب، آرامش ∆ دست روی دست گذاشتن، بهره ای ندارد ∆ کسی که دیر بر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ کاریز ⟡ کاریز درست ابزار، بهره وری را می افزاید. ∆ کاربست ⟡ ابزار را درست کاربست ( کرد ) . ∆ بَهر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

واژه “ساده” در پهلوی ( فارسی میانه ) کیان ( موجود ) بوده و به چهر “سادک” یا “ساتک” کاربست می شده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

گردآیی، گردهمایی، همایش، ژیگان، همگرد، همگرایی، هماوا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ ژرفاهم ⟡ گسترش نگرش ژرفاهم در میان گروه های مردمی به پیشرفت همگانی می انجامد. ∆ هم گرد ⟡ گردهمایی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ ژرفاهم ⟡ گسترش نگرش ژرفاهم در میان گروه های مردمی به پیشرفت همگانی می انجامد. ∆ هم گرد ⟡ گردهمایی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بی آمیغ، پاک، بی ریا، بی تزویر، بی پیرایه، بی کم و کاست، راستش، یکرنگ، زلال، آشکارا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

وراج/وراژ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وراج، وراژ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

واگو، سخن ور، سخنگو، گویا، گویشور، گوینده، واژه سرا، واژاژ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همچنین دری ( فارسی دری ) به چم فارسی گفتاری ست که همان زبان گویش رایج میان دربار و مردمه یا همون درون هازه ( جامعه ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه مسئولیت و مسئول🇸🇦 ∆ ژاوند، پاسار، دوشینه، سرداری، پاسبانی، تن دهی، بارآوری، پایاوری، فرجویی، پیش فرست، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه مسئولیت و مسئول🇸🇦 ∆ ژاوند، پاسار، دوشینه، سرداری، پاسبانی، تن دهی، بارآوری، پایاوری، فرجویی، پیش فرست، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه مسئولیت و مسئول🇸🇦 ∆ ژاوند، پاسار، دوشینه، سرداری، پاسبانی، تن دهی، بارآوری، پایاوری، فرجویی، پیش فرست، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه مسئولیت و مسئول🇸🇦 ∆ ژاوند، پاسار، دوشینه، سرداری، پاسبانی، تن دهی، بارآوری، پایاوری، فرجویی، پیش فرست، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

دگر، دگر شدن

پیشنهاد
٢

همسان: “دروازه را می گذارد و دریچه را می گیرد ~ ” کسی که دنبال بهونه ست و به بن نهاد ( اصل موضوع ) نمی پردازه

پیشنهاد
٢

زبانزد همسان ( ضرب المثل مشابه ) : “خرس در خواب پنبه دانه می بیند” ~ گمان پردازی بدون کنش “سنگ بزرگ نشانه ی نزدن است” ~ کسی که هنجه ( ادعای ) بزرگ دا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

∆ آوند، فرگفت، آرنگ، پژواک، فرانمود، گزاره، نگاشت، نهش، بازنمود، وانمود، هنجه، وانما، نمود، نما

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ گرچه، باری، وانگهی، مگر، هر چند، بسا، چه بسا، هم پی، هر سو، با این همه، به هر روی، به جاش، به راستی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ گرچه، باری، وانگهی، مگر، هر چند، بسا، چه بسا، هم پی، هر سو، با این همه، به هر روی، به جاش، به راستی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇨🇵 ∆ فرانما ⟡ فرانمای برنامه کودکان با نگارهای رنگارنگ آراسته شده است ∆ آغازه ⟡ آغازه فیلم بسیار زیبا ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇨🇵 ∆ فرانما ⟡ فرانمای برنامه کودکان با نگارهای رنگارنگ آراسته شده است ∆ آغازه ⟡ آغازه فیلم بسیار زیبا ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

∆ وارسی🇮🇷 ∆ استقصا🇸🇦 ⟡ اونا می خوان همه برزن رو وارسی کنن. 🇮🇷 ⟡ اونا تقاضا دارن تمام منطقه رو استقصا کنن. 🇸🇦

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

∆ ژرفش🇮🇷 ∆ اکتشاف🇸🇦 ⟡ ژرفش گنج در شیراز راست بود🇮🇷 ⟡ اکتشاف خزینه در شیراز واقعی بود🇸🇦

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

∆ روشن🇮🇷 ∆ مشخص🇸🇦 ⟡ هرگز چیم گریز او از خانه روشن نشد🇮🇷 ⟡ اصلا دلیل انهزام او از منزل مشخص نشد🇸🇦

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

∆ چیم🇮🇷 ∆ دلیل🇸🇦 ⟡ هرگز چیم فرار او از خانه روشن نشد🇮🇷 ⟡ اصلا دلیل انهزام او از منزل مشخص نشد🇸🇦

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

∆ آزند🇮🇷 ∆ تمسخر🇸🇦 ⟡ واکاو آمید که نباید کسی آزند بشه🇮🇷 ⟡ عالم نفسی اتخاذ کرد که نباید کسی تمسخر بشه🇸🇦

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

∆ واکاو🇮🇷 ∆ عالم نفسی🇸🇦 ∆ روانشناس🇮🇷 ⟡ واکاو آمید که نباید کسی آزند بشه🇮🇷 ⟡ عالم نفسی اتخاذ کرد که نباید کسی تمسخر بشه🇸🇦 ⟡ روانشناس آمید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

∆ پرنیان🇮🇷 ∆ استقبال🇸🇦 ∆ پذیره🇮🇷 ∆ مهرباز🇮🇷 ⟡ او نیوات کرد از علی پرنیان کند🇮🇷 ⟡ او تصمیم گرفت از علی استقبال کند🇸🇦 ⟡ او نیوات کرد از ع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

∆ نیوات🇮🇷 ∆ تصمیم🇸🇦 ∆ گزید🇮🇷 ∆ نگرید🇮🇷 ⟡ او نیوات کرد از علی پذیرایی کند🇮🇷 ⟡ او تصمیم گرفت از علی استقبال کند🇸🇦 ⟡ او گزید از علی پذیرای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

∆ بار 🇮🇷 ∆ حمل 🇸🇦 ⟡ ابزار رو روی اون بارش میکنم🇮🇷 ⟡ وسایل رو بر سطح اون حملش میکنم🇸🇦

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 معنی: چم، چمار، آرش مفهوم: چمار استدلال: برژن، فرکاو، سنجه، پژوا، گواه، چمسنج برهان: ویژار، نخش، فردا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 معنی: چم، چمار، آرش مفهوم: چمار استدلال: برژن، فرکاو، سنجه، پژوا، گواه، چمسنج برهان: ویژار، نخش، فردا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 معنی: چم، چمار مفهوم: چمار استدلال: برژن، چم وزن، فرتاش، چم سنج، پژوا، گواه برهان: ویژار، نخش، فرداد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 معنی: چم، چمار، آرش مفهوم: چمار استدلال: برژن، فرکاو، سنجه، پژوا، گواه، چمسنج برهان: ویژار، نخش، فردا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 معنی: چم، چمار، آرش مفهوم: چمار استدلال: برژن، فرکاو، سنجه، پژوا، گواه، چمسنج برهان: ویژار، نخش، فردا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برابرواژه 🇮🇷 ∆ ژیراک؛ برگرفته از زیرک ✓ فرازهای ( جمله های ) کاربرد واژه ∆ اون انقدر ژیراکه که اگه نیوات ( تصمیم ) بگیره ساعت ۸ بخوابه، خورشید میتر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه 🇮🇷 ∆ ژیراک به چم با اراده؛ برگرفته از زیرک ✓ فرازهای ( جمله های ) کاربرد واژه ∆ اون انقدر ژیراکه که اگه نیوات ( تصمیم ) بگیره ساعت ۸ بخ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 معنی: چم، چمار، آرش مفهوم: چمار استدلال: برژن، فرکاو، سنجه، پژوا، گواه، چمسنج برهان: ویژار، نخش، فردا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ ژکان ⟡ ژکان دارویی برقرار گشت. ∆ ژرف بند ⟡ ژرف بند اقتصادی بر کشور سنگین گشت. ∆ راه بست ⟡ راه بست ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ نگارش، نگاشت، نسک نگار، راستاد، کشاد، نماکش، نگار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ ژَکش ⟡ ژکش رگ های دست هنگام سرما مشهود است. ∆ کَش ⟡ کش قلب در هر تپش رخ می دهد. ∆ تنگش ⟡ تنگش رگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ ژَکش ⟡ ژکش رگ های دست هنگام سرما مشهود است. ∆ کَش ⟡ کش قلب در هر تپش رخ می دهد. ∆ تنگش ⟡ تنگش رگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ ژَکش ⟡ ژکش رگ های دست هنگام سرما مشهود است. ∆ کَش ⟡ کش قلب در هر تپش رخ می دهد. ∆ تنگش ⟡ تنگش رگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ ژَکش ⟡ ژکش رگ های دست هنگام سرما مشهود است. ∆ کَش ⟡ کش قلب در هر تپش رخ می دهد. ∆ تنگش ⟡ تنگش رگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ واژگونی، چیدش، وارویی، از همپاشی، ورپاشی، فروپاشی، واچینی، واچینش، فروپاش، واشد ∆ ژپاش ⟡ سازمان پس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ واژگونی، چیدش، وارویی، از همپاشی، ورپاشی، فروپاشی، واچینی، واچینش، فروپاش، واشد ∆ ژپاش ⟡ سازمان پس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ واژگونی، چیدش، وارویی، از همپاشی، ورپاشی، فروپاشی، واچینی، واچینش، فروپاش، واشد ∆ ژپاش ⟡ سازمان پس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ واژگونی، چیدش، وارویی، از همپاشی، ورپاشی، فروپاشی، واچینی، واچینش، فروپاش، واشد ∆ ژپاش ⟡ سازمان پس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ واژگونی، چیدش، وارویی، از همپاشی، ورپاشی، فروپاشی، واچینی، واچینش، فروپاش، واشد ∆ ژپاش ⟡ سازمان پس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مینو، پردیس، فردوس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ ژویا ⟡ ژویای این پدیده در آسمان شب، ستاره ای نادیده را آشکار ساخت. ∆ نویابش ⟡ نویابش این راهکار، ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇬🇧 ∆ ژویا ⟡ ژویای این پدیده در آسمان شب، ستاره ای نادیده را آشکار ساخت. ∆ نویابش ⟡ نویابش این راهکار، ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ ژویا ⟡ ژویای این پدیده در آسمان شب، ستاره ای نادیده را آشکار ساخت. ∆ نویابش ⟡ نویابش این راهکار، ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دیرباز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ انگ زنی، نکوهش، نکوهش گری، دروغ بافی، فراکوب، فراکوبی ( اتهام زنی ) ، دگرکوبی، دگرگذاری، دگرپاشی، د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 ∆ انگ زنی، نکوهش، نکوهش گری، دروغ بافی، فراکوب، فراکوبی ( اتهام زنی ) ، دگرکوبی، دگرگذاری، دگرپاشی، دگرسپاری، بدنام سازی، بدگویی، ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برابرواژه ها🇮🇷 ∆ انگ زنی، نکوهش، نکوه گری، دروغ بافی، فراکوب، فراکوبی ( اتهام زنی ) ، دگرکوبی، دگرگذاری، دگرپاشی، دگرسپاری، بدنام سازی، بدگویی، نا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ ژکاه ⟡ نور خورشید در پاییز ژکاه می شود. ∆ واهش ⟡ با گذر زمان واهش انگیزه در او پدیدار شد. ∆ واکش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ ژکاه ⟡ نور خورشید در پاییز ژکاه می شود. ∆ واهش ⟡ با گذر زمان واهش انگیزه در او پدیدار شد. ∆ واکش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ ژکاه ⟡ نور خورشید در پاییز ژکاه می شود. ∆ واهش ⟡ با گذر زمان واهش انگیزه در او پدیدار شد. ∆ واکش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ ژکاه ⟡ نور خورشید در پاییز ژکاه می شود. ∆ واهش ⟡ با گذر زمان واهش انگیزه در او پدیدار شد. ∆ واکش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ ژکاه ⟡ نور خورشید در پاییز ژکاه می شود. ∆ واهش ⟡ با گذر زمان واهش انگیزه در او پدیدار شد. ∆ واکش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سیج

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آشوب، آشفتار، فروپیچ، گرداب، تنگنا، دشواره، دشواری، فروگشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ جور ⟡ آزمون جور استانداردهای جهانی برگزار گردید. ∆ بناسان ⟡ نوشتار او بناسان دستور زبان پارسی نگاش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇬🇧 ∆ همچفت ⟡ نمونه: تکه های پازل کاملاً همچفت شدن. ∆ همریخت ⟡ نمونه: ساختار مولکولی با مدل کامپیوتری هم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی نوین و گیرای برابر مطابق و مطابلقت: ∆ همچفت ⟡ نمونه: تکه های پازل کاملاً همچفت شدن. ∆ همریخت ⟡ نمونه: ساختار مولکولی با مدل کامپیوتری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇬🇧 ∆ همچفت ⟡ نمونه: تکه های پازل کاملاً همچفت شدن. ∆ همریخت ⟡ نمونه: ساختار مولکولی با مدل کامپیوتری همر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی نوین و گیرای برابر مطابق و مطابلقت: ∆ همچفت ⟡ نمونه: تکه های پازل کاملاً همچفت شدن. ∆ همریخت ⟡ نمونه: ساختار مولکولی با مدل کامپیوتری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی نوین و گیرای برابر مطابق و مطابلقت: ∆ همچفت ⟡ نمونه: تکه های پازل کاملاً همچفت شدن. ∆ همریخت ⟡ نمونه: ساختار مولکولی با مدل رایانه ای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ جور ⟡ آزمون جور استانداردهای جهانی برگزار گردید. ∆ بناسان ⟡ نوشتار او بناسان دستور زبان پارسی نگاش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ جور ⟡ آزمون جور استانداردهای جهانی برگزار گردید. ∆ بناسان ⟡ نوشتار او بناسان دستور زبان پارسی نگاش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇬🇧 ∆ آژند ⟡ آژند جنگاوران دیوار دژ را فرو ریخت ∆ اتک ⟡ اتک سپاهیان دشمن را غافلگیر کرد ∆ تکاوش ⟡ تکاوش س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇬🇧 ∆ آژند ⟡ آژند جنگاوران دیوار دژ را فرو ریخت ∆ اتک ⟡ اتک سپاهیان دشمن را غافلگیر کرد ∆ تکاوش ⟡ تکاوش س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇬🇧 ∆ آژند ⟡ آژند جنگاوران دیوار دژ را فرو ریخت ∆ اتک ⟡ اتک سپاهیان دشمن را غافلگیر کرد ∆ تکاوش ⟡ تکاوش س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇬🇧 ∆ آژند ⟡ آژند جنگاوران دیوار دژ را فرو ریخت ∆ اتک ⟡ اتک سپاهیان دشمن را غافلگیر کرد ∆ تکاوش ⟡ تکاوش س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ آژند ⟡ آژند جنگاوران دیوار دژ را فرو ریخت ∆ اتک ⟡ اتک سپاهیان دشمن را غافلگیر کرد ∆ تکاوش ⟡ تکاوش س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ آژند ⟡ آژند جنگاوران دیوار دژ را فرو ریخت ∆ اتک ⟡ اتک سپاهیان دشمن را غافلگیر کرد ∆ تکاوش ⟡ تکاوش س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ آژند ⟡ آژند جنگاوران دیوار دژ را فرو ریخت ∆ اتک ⟡ اتک سپاهیان دشمن را غافلگیر کرد ∆ تکاوش ⟡ تکاوش س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 ∆ آژند ⟡ آژند جنگاوران دیوار دژ را فرو ریخت ∆ اتک ⟡ اتک سپاهیان دشمن را غافلگیر کرد ∆ تکاوش ⟡ تکاوش س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برابرواژه ها🇮🇷 ∆ آژند ⟡ آژند جنگاوران دیوار دژ را فرو ریخت ∆ اتک ⟡ اتک سپاهیان دشمن را غافلگیر کرد ∆ تکاوش ⟡ تکاوش سواران از تنگه باریک آغاز شد ∆ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 ∆ آژند ⟡ آژند جنگاوران دیوار دژ را فرو ریخت ∆ اتک ⟡ اتک سپاهیان دشمن را غافلگیر کرد ∆ تکاوش ⟡ تکاوش سواران از تنگه باریک آغاز شد ∆ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

∆ شبیخون ⟡ شبیخون سپاهیان دشمن را غافلگیر کرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واخیز، بازیورش، واتاخت، بازتاخت، واژند، بازآژند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واژگونی، وار ونگی، وارونش، برگونی، برگردش، وارونه، باژگون، باژگونه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

روانکاو، روانشناس، واکاو، کاوشگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برهمکنش، همکنش، هماکنش، دادوستد، بازکنش ( تعامل ) ، درهمکنش، آمیزش، آمیختش، درآمیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه ∆ واژیر، گیرند، همبر، برهمش، آمیزش، درآمیز، بازکنش، آمیزه، وابست، درهمش، آمیغ، داداک، کهکشا، درگیرش، همبر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ واژیر، گیرند، همبر، برهمش، آمیزش، درآمیز، بازکنش، آمیزه، وابست، درهمش، آمیغ، داداک، کهکشا، درگیر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ واژیر، گیرند، همبر، برهمش، آمیزش، درآمیز، بازکنش، آمیزه، وابست، درهمش، آمیغ، داداک، کهکشا، درگیر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ واژیر، گیرند، همبر، برهمش، آمیزش، درآمیز، بازکنش، آمیزه، وابست، درهمش، آمیغ، داداک، کهکشا، درگیر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ واژیر، گیرند، همبر، برهمش، آمیزش، درآمیز، بازکنش، آمیزه، وابست، درهمش، آمیغ، داداک، کهکشا، درگیر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ واژیر، گیرند، همبر، برهمش، آمیزش، درآمیز، بازکنش، آمیزه، وابست، درهمش، آمیغ، داداک، کهکشا، درگیر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ واژیر، گیرند، همبر، برهمش، آمیزش، درآمیز، بازکنش، آمیزه، وابست، درهمش، آمیغ، داداک، کهکشا، درگیر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ واژیر، گیرند، همبر، برهمش، آمیزش، درآمیز، بازکنش، آمیزه، وابست، درهمش، آمیغ، داداک، کهکشا، درگیر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ واژیر، گیرند، همبر، برهمش، آمیزش، درآمیز، بازکنش، آمیزه، وابست، درهمش، آمیغ، داداک، کهکشا، درگیر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

زبان دربار، زبان دربار ساسانیان و زبان کهن ایرانی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

زبان دربار، زبان دربار ساسانیان و زبان کهن ایرانی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ رایا ⟡ رایا در بازی پیشتاز شد ∆ رایاک ⟡ رایاک نامدار در رویداد رایانه ای درخشید ∆ رزما ⟡ رزما در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ رایا ⟡ رایا در بازی پیشتاز شد ∆ رایاک ⟡ رایاک نامدار در رویداد رایانه ای درخشید ∆ رزما ⟡ رزما در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بهره، بهره بری، بهرش، برآور، برآوری، برآیش، همبری، برتاب، برتابی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇬🇧 : ∆ رایا ⟡ رایا در بازی پیشتاز شد ∆ رایاک ⟡ رایاک نامدار در رویداد رایانه ای درخشید ∆ رزما ⟡ رزما در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇬🇧 : ∆ رایا ⟡ رایا در بازی پیشتاز شد ∆ رایاک ⟡ رایاک نامدار در رویداد رایانه ای درخشید ∆ رزما ⟡ رزما در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇬🇧 : ∆ نگاشت: فناوری نگاشت امروزه همه جا هست. ∆ رایش: امضای رایش من برای مدارک رسمی قبول شد. ∆ رقمیک: ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرنام ها مهسان، مانند ماه، مهرو، ماهرخ، زیبا، دل انگیز، دلسا، مهسار، مه چهر، ماه فام، مهوش، ماه سا، مهسا، ماهگون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرنام ها ∆ خورشیدسان، آرامگر، رامگر، روشنا، آلاله، رامشگر، آسودار، دلسار، مهرافزا، نرم خو، دل آسا، دل آرا، آسایش زا، دل آویز، مهرآگین، دل انگیز، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرنام ها ∆ آرامگر، رامگر، روشنا، آلاله، رامشگر، آسودار، دلسار، مهرافزا نرم خو، دل آسا، دل آرا، آسایش زا، دل آویز، مهرآگین، دل انگیز مهرپرور، مه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برابرنام ها ∆ آرامگر، رامگر، روشنا، آلاله، رامشگر، آسودار، دلسا، دلسار، مهرافزا نرم خو، دل آسا، دل آرا، آسایش زا، دل آویز، مهرآگین، دل انگیز مهرپر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرنام ها ∆ دلبر، ناب، رخشان، نازبانو، روشنا، آلاله، نازان، دلنواز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرنام ها ∆ پریسان، پری گون، فرشتک، ناب، رخشان، نازبانو، روشنا، آلاله، ناپلید، پاکیز، سپنتا، پاک، دلآرا، نازان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مام شیر، شیرآور، شیرزا، شیرمام، شیرآ، برشیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 در اوستایی “سکَتُم” ( skatəm ) به چم “بخش” یا “قسمت” در پهلوی ( فارسی میانه ) : “رسگ” ( rasag ) به چم “مسیر” یا “راه رسیدن به مقصد” ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 در اوستایی “سکَتُم” ( skatəm ) به چم “بخش” یا “قسمت” در پهلوی ( فارسی میانه ) : “رسگ” ( rasag ) به چم “مسیر” یا “راه رسیدن به مقصد” ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 در اوستایی “سکَتُم” ( skatəm ) به چم “بخش” یا “قسمت” در پهلوی ( فارسی میانه ) : “رسگ” ( rasag ) به چم “مسیر” یا “راه رسیدن به مقصد” ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 در اوستایی “سکَتُم” ( skatəm ) به چم “بخش” یا “قسمت” در پهلوی ( فارسی میانه ) : “رسگ” ( rasag ) به چم “مسیر” یا “راه رسیدن به مقصد” ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هماکنش، همکنشی، درکنش، اندرکنش، درمکنش، برهمکنش، براهمش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ریشه یابی این واژه همساره ( مرکب ) فراوری = ۱. فرآوری/ ۲. فراآوری ∆ اگر ۱. درست باشد: فر = شکوه، زیبایی، بها - آوری = آوردن، زادن به چم �همش ( ترک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابر واژه ها🇮🇷 ∆ تولید: فرآیش ∆ تولیدکننده: فرآور ∆ محصول: فرآورده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابر واژه ها🇮🇷 ∆ تولید: فرآیش ∆ تولیدکننده: فرآور ∆ محصول: فرآورده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابر واژه ها🇮🇷 ∆ تولید: فرآیش ∆ تولیدکننده: فرآور ∆ محصول: فرآورده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابر واژه ها🇮🇷 ∆ تولید: فرآیش ∆ تولیدکننده: فرآور ∆ محصول: فرآورده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سازگری، سازاگری، سازه گری، سازه گرایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سازاک، سازکار، سازیک، سازکنش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 ∆ برسازی، سازبن، سازگاه، سازندگی، سازش، سازار، واسازی، سازکرد، سازگری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابر واژه ها🇮🇷 ∆ تولید: فرآیش ∆ تولیدکننده: فرآور ∆ محصول: فرآورده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جویا، کاوار، کارآ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 سرچم، چمانی، نهاد، سرنهاد، چمگاه، آغازش، سرگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ بنه: بنیادگاه. “این نسک بدون بنه ارج نداره. ” ∆ نهاد: “نهادهای یک مقاله نشون دهنده پشتوانه پژوهش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ بنه: بنیان گاه. “این نسک بدون بنه ارج نداره. ” ∆ نهاد: “نهادهای یک مقاله نشون دهنده پشتوانه پژوه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ بنه: بنیان گاه. “این نسک بدون بنه ارج نداره. ” ∆ نهاد: “نهادهای یک مقاله نشون دهنده پشتوانه پژوه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سازش، هَمِش، نرم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

منش، روش، رفتار، کردار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ناروا، کژروا، وارو، پادرو، پادسو، پادمان، کژمان، پادسار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 گرهش، آشوب، خرشه، نابسام، تنش، خروش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇬🇧 : ∆ رسش ⟡ رسش میان دو بخش مهم است ∆ رسایی ⟡ رسایی میان دو شعبه برقرار شد ∆ بستار ⟡ بستار میان دو شرکت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه: ∆ رسش ⟡ رسش میان دو بخش مهم است ∆ رسایی ⟡ رسایی میان دو شعبه برقرار شد ∆ بستار ⟡ بستار میان دو شرکت قطع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇬🇧 : ∆ رسش ⟡ رسش میان دو بخش مهم است ∆ رسایی ⟡ رسایی میان دو شعبه برقرار شد ∆ بستار ⟡ بستار میان دو شرکت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 دگرش، رَمِش، دگرنمود، دگردیس، دگرگشت، نوسا، نوسایی، ترادیس، تراریخت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 دگرش، دگرنمود، دگرشکلی، دگرگشت، نوسان/نوسانی ( نو سان )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 دگرش، رَمِش، دگرنمود، دگردیس، دگرگشت، نوسا، نوسایی، ترادیس، تراریخت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇬🇧 : فرنود، برآورد، سنجش، سنجه، آزمایه، رایاگر، فرسنج، فرنگر، فرداد، فرسخن، رایاگر، فرسنج، فرنگر، فرداد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇬🇧 : فرنود، برآورد، سنجش، سنجه، آزمایه، فرجاد ترکیب فر ( شکوه و بزرگی ) جاد ( رسیدن و حاصل شدن ) فرسخن، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇬🇧 : فرنود، برآورد، سنجش، سنجه، آزمایه، فرجاد ترکیب فر ( شکوه و بزرگی ) جاد ( رسیدن و حاصل شدن ) فرسخن، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

فرتاش، فرکاو، آوِش، آوند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

برابرواژه ها🇮🇷 واکاو، کاوا، کاوشگر، دانشگر، وارست، واجو، جوینده، کوشا، پژوهشگر، پژوهنده، فرکاو، فرجو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 واکاو، کاوا، کاوشگر، دانشگر، وارست، واجو، جوینده، کوشا، پژوهشگر، پژوهنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 واجو، کاوا، کاوکار، کاوگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واجو، کاوا، کاوکار، کاوگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

واجو، کاوا، کاوکار، کاوگر، ابشت، انیشه، بپا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 واکاو، کاوا، کاوشگر، دانشگر، وارست، واجو، جوینده، کوشا، پژوهشگر، پژوهنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 واکاو، کاوا، پژوهشگر، دانشگر، وارست، واجو، جوینده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 واکاو، کاوا، کاوشگر، دانشگر، وارست، واجو، جوینده، کوشا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 واکاو، کاوا، کاوشگر، دانشگر، وارست، واجو، جوینده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ پیشواز ⟡ به پیشواز میهمانان رفتیم و آنان را گرمابخش درون خانه آوردیم. ∆ خوشامد ⟡ خوشامد گفتن به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ نگر ⟡ آن رخداد را به نگر او رساندم. ∆ آگین ⟡ پگاه از این رویداد آگین شد. ∆ آگاهی ⟡ آن رخداد را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

∆ ریشه فارسی باستان: vazaiti ( وَزَئیتی ) چم: سنجیدن، اندازه گیری ∆ دگرش ( سیر تحول ) تاریخی: فارسی باستان: vazaiti ( وَزَئیتی ) فارسی میانه: vazan ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ناروا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

برابرواژه ها🇮🇷 همه سر، همه سار، سراپا، سراسر، ژرفوار، همه باره، همه سویه، همه جوره، یکپی، یکسر، سربسر، یکدست، همواره، رگ و ریشه وار، ریشه وار، چفت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برابرواژه ها🇮🇷 همه سار، سراپا، سراسر، همه سویه، ژرفوار، همه باره، همه سویه، همه جوره، یکپی، یکسر، سربسر، یکدست، همواره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نفرین: فارسیه و ریشه در کهن ترین زبان های ایرانی داره. نفرت: از زبان عربی وام گرفته شده و ریشه ناایرانی داره.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

نفرین: فارسیه و ریشه در کهن ترین زبان های ایرانی داره. نفرت: از زبان عربی وام گرفته شده و ریشه ناایرانی داره.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ناسزا، ناروا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ناروا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 در پهلوی: “دوژوک” ( dužōk ) از “دوژ” ( بد، ناپسند ) “اوک” ( گفتار ) : به چم گفتار ناپسند و توهین آمیز. “اگره شیک” ( agarēšīk ) ...

پیشنهاد
٠

∆ “خدایا، در فرج ( ظهور ) ولیّت و شادی ( دل ها ) تعجیل کن. ” یه مقدار بیشتر توضیح بدم: اللهم ( Allahumma ) : “خدایا” - این کلمه در اصل “یا الله” بو ...

پیشنهاد
٠

خدایا، در فرج ( ظهور ) ولیّت و شادی ( دل ها ) تعجیل کن. 🤲🏻💚

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برابرواژه ها🇮🇷 ∆ ارج، ارزش، بها، تایی، سنج ∆ ارز = بها، ارج، سنج ∆ ارزش = سنجه، بها ∆ هم ارز = برابر، همتا ∆ کم ارزش = ارزان، کم بها ∆ بی ارزش = ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برابرواژه ها🇮🇷 ◻️ ارج، ارجش، بها، تایی، سنج ∆ ارز = بها، ارج، سنج ∆ ارزش = سنجه، بها ∆ هم ارز = برابر، همتا ∆ کم ارزش = ارزان، کم بها ∆ بی ارزش = ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 ◻️ ارج، ارجش، بها، تایی، سنج ∆ ارز = بها، ارج، سنج ∆ ارزش = سنجه، بها ∆ هم ارز = برابر، همتا ∆ کم ارزش = ارزان، کم بها ∆ بی ارزش = ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 ∆ ارج، ارجش، بها، تایی، سنج ∆ ارز = بها، ارج، سنج ∆ ارزش = سنجه، بها ∆ هم ارز = برابر، همتا ∆ کم ارزش = ارزان، کم بها ∆ بی ارزش = ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 ∆ ارج، ارجش، بها، تایی، سنج ∆ ارز = بها، ارج، سنج ∆ ارزش = سنجه، بها ∆ هم ارز = برابر، همتا ∆ کم ارزش = ارزان، کم بها ∆ بی ارزش = ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 ∆ ارج، ارجش، بها، تایی، سنج ∆ ارز = بها، ارج، سنج ∆ ارزش = سنجه، بها ∆ هم ارز = برابر، همتا ∆ کم ارزش = ارزان، کم بها ∆ بی ارزش = ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 ∆ ارج، ارجش، بها، تایی، سنج ∆ ارز = بها، ارج، سنج ∆ ارزش = سنجه، بها ∆ هم ارز = برابر، همتا ∆ کم ارزش = ارزان، کم بها ∆ بی ارزش = ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برابرواژه ها🇮🇷 پدیدار، پیش آورد، آوردش، روآوری، پیش آور، فرادش، فرآورش، فرآور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پیش نهاد، پیش نهادن، رونما، نمایش، دیدده، نهادش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نمایش، نشاندهی، دیددهی، دیدار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 ∆ حرف: واژ، واج ∆ کلمه: واژه ∆ عبارت، جمله: گفتار، واگفت، گزار، گزاره ∆ معنی، معنا: چم، چمار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

برابرواژه ها🇮🇷 ∆ حرف⬅️ واژ، واج ∆ کلمه، لغت⬅️ واژه ∆ عبارت، جمله⬅️ بند، سخن، فراز، گفتار، واگفت، گزار، گزاره، رسته ∆ معنی، معنا⬅️ چم، چمار، آرش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 ∆ حرف⬅️ واژ، واج ∆ کلمه، لغت⬅️ واژه ∆ عبارت، جمله⬅️ بند، سخن، فراز، گفتار، واگفت، گزار، گزاره، رسته ∆ معنی، معنا⬅️ چم، چمار، آرش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برابرواژه ها🇮🇷 ∆ حرف⬅️ واژ، واج ∆ کلمه، لغت⬅️ واژه ∆ عبارت، جمله⬅️ بند، سخن، فراز، گفتار، واگفت، گزار، گزاره، رسته ∆ معنی، معنا⬅️ چم، چمار، آرش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 ∆ حرف⬅️ واژ، واج ∆ کلمه، لغت⬅️ واژه ∆ عبارت، جمله⬅️ بند، سخن، فراز، گفتار، واگفت، گزار، گزاره، رسته ∆ معنی، معنا⬅️ چم، چمار، آرش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : کاربست، وادار، وانهش، نهش، نهادن، برنهش، برتن، برساز، وابست، بار، بار کردن ∆ آوش ⟡ فرمانده آوش خوا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : کاربست، وادار، وانهش، نهش، نهادن، برنهش، همبست، برتن، برساز، وابست ∆ آوش ⟡ فرمانده آوش خواسته هایش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

روشنی، روشنایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریشه این واژه از “تاپ” ( tāp - ) در ایرانی باستان میاد که به چم گرما و درخشش بوده. در گذر زمان: اوستایی: “تاپ” ( tāp - ) پهلوی: “تافتن” ( tāftan ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ریشه این واژه از “تاپ” ( tāp - ) در ایرانی باستان میاد که به چم گرما و درخشش بوده. در گذر زمان: اوستایی: “تاپ” ( tāp - ) پهلوی: “تافتن” ( tāftan ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ریشه “رس” از “رَئِس” ( raēs - ) اوستایی میاد در پهلوی به چهر “رسیتن” ( rasītan ) بوده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ریشه شناسی: این واژه از ریشه فارسی باستان “pišar - ” میاد در پهلوی ( فارسی میانه ) به چهر ( شکل ) “pešār” بوده از دو بخش برساز ( تشکیل ) شده: “pi - ” ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همگر، همگری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر سه واژه موافق، موافقت و توافق🇸🇦 : ∆ همسو ⟡ من با اندیشه های تو همسو هستم ∆ یکروی ⟡ در این کار یکروی شدیم ∆ همرا ⟡ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همگری، همگرا، همگرایی، همرس، واگرایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برابرواژه ها🇮🇷 برتاب، برتابیدن، برنهاد، هم آیش، هم آمد، همفر، فرتاب

پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 ∆ بازآغاز، بازافزا، بازبهره، بازافروز، بازرخداد، بازدرود، بازافکنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازگشایی با واژه افتتاح همچم نیست. بازگشایی به چم بازکرد دوباره جایی پس از گذشت دوره ای که بسته بوده هست. همتایان فارسی واژه عربی افتتاح می شوند: گش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پخش، پراکنش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ گشود، رونما، رونمایی، آوردش، برنهاد، برنهادن، نهادش ∆ گشایش ⟡ گشایش درب های جدید در این محل باعث ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ انجامه ⟡ انجامه جشنواره با نمایش فیلم برگزیده بود ∆ بستار ⟡ بستار گردهمایی با سپاس از مهمانان ان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ آغازه ⟡ آغازه نمایش با درخشش ویژه ای برگزار شد ∆ سرآغاز ⟡ سرآغاز همایش با سخنان رهنما آغاز گردید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابر واژه ها🇮🇷 ∆ تولید: فرآیش ∆ تولیدکننده: فرآور ∆ محصول: فرآورده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کالا، فرآورده، برآیند، بار، آیند، آیام āyām ( سغدی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کالا، بار، خرمن، برآمد، برآمده، میوه، برآیند، فرآورده، دستاورد، بازده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابر واژه ها🇮🇷 ∆ تولید: فرآیش ∆ تولیدکننده: فرآور ∆ محصول: فرآورده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابر واژه ها🇮🇷 ∆ تولید: فرآیش ∆ تولیدکننده: فرآور ∆ محصول: فرآورده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برابر واژه ها🇮🇷 ∆ تولید: فرآیش ∆ تولیدکننده: فرآور ∆ محصول: فرآورده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ آفرا ⟡ آفرای این نگاره، هنرمندی چیره دست است. ∆ سازگر ⟡ سازگر این نوشتار، نویسنده ای چیره دست ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇬🇧 : ∆ آفرا ⟡ آفرای این نگاره، هنرمندی چیره دست است. ∆ سازگر ⟡ سازگر این نوشتار، نویسنده ای چیره دست ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇬🇧 : ∆ آفرا ⟡ آفرای این نگاره، هنرمندی چیره دست است. ∆ سازگر ⟡ سازگر این نوشتار، نویسنده ای چیره دست ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇬🇧 : ∆ آفرا ⟡ آفرای این نگاره، هنرمندی چیره دست است. ∆ سازگر ⟡ سازگر این نوشتار، نویسنده ای چیره دست ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇬🇧 : ∆ آفرا ⟡ آفرای این نگاره، هنرمندی چیره دست است. ∆ سازگر ⟡ سازگر این نوشتار، نویسنده ای چیره دست ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ آفرا ⟡ آفرای این نگاره، هنرمندی چیره دست است. ∆ سازگر ⟡ سازگر این نوشتار، نویسنده ای چیره دست ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ آفرا ⟡ آفرای این نگاره، هنرمندی چیره دست است. ∆ سازگر ⟡ سازگر این نوشتار، نویسنده ای چیره دست ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ آفرا ⟡ آفرای این نگاره، هنرمندی چیره دست است. ∆ سازگر ⟡ سازگر این نوشتار، نویسنده ای چیره دست ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برابرواژه ها🇮🇷 ∆ آفرا ⟡ آفرای این نگاره، هنرمندی چیره دست است. ∆ سازگر ⟡ سازگر این نوشتار، نویسنده ای چیره دست بود. ∆ سازنده ⟡ سازنده این پیکره، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ آفرا ⟡ آفرای این نگاره، هنرمندی چیره دست است. ∆ سازگر ⟡ سازگر این نوشتار، نویسنده ای چیره دست ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برابرواژه های🇮🇷 به نظر🇸🇦 می رسد : ∆ انگار ∆ چنین می نماید ∆ گویا ∆ پیداست ∆ پدیدارست ∆ هویداست ∆ گویاست ∆ نمایان است ∆ آشکار است ∆ گمان می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه های🇮🇷 به نظر🇸🇦 می رسد : ∆ انگار ∆ چنین می نماید ∆ گویا ∆ پیداست ∆ هویداست ∆ گویاست ∆ نمایان است ∆ آشکار است ∆ گمان می رود ∆ گمان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برابرواژه ها🇮🇷 دگرش، دگرنمود، دگرشکلی، دگرگشت، نوسانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

برابرواژه ها🇮🇷 دگرش، دگرنمود، دگرشکلی، دگرگشت، نوسان/نوسانی ( نو سان )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دگرش، دگرنمود، دگرشکلی، دگرگشت، نوسان/نوسانی ( نو سان )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر دو واژه عربی مرتبط و ارتباط: ∆ رسایی ⟡ رسایی میان دو شعبه برقرار شد ∆ بستار ⟡ بستار میان دو شرکت قطع شد ∆ همکرد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر دو واژه عربی مرتبط و ارتباط: ∆ رسش ⟡ رسش میان دو بخش مهم است ∆ رسایی ⟡ رسایی میان دو شعبه برقرار شد ∆ بستار ⟡ ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر دو واژه عربی مرتبط و ارتباط: ∆ رسش ⟡ رسش میان دو بخش مهم است ∆ رسایی ⟡ رسایی میان دو شعبه برقرار شد ∆ بستار ⟡ ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر دو واژه عربی مرتبط و ارتباط: ∆ رسش ⟡ رسش میان دو بخش مهم است ∆ رسایی ⟡ رسایی میان دو شعبه برقرار شد ∆ بستار ⟡ ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر دو واژه عربی مرتبط و ارتباط: ∆ رسش ⟡ رسش میان دو بخش مهم است ∆ رسایی ⟡ رسایی میان دو شعبه برقرار شد ∆ بستار ⟡ ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر دو واژه عربی مرتبط و ارتباط: ∆ رسش ⟡ رسش میان دو بخش مهم است ∆ رسایی ⟡ رسایی میان دو شعبه برقرار شد ∆ بستار ⟡ ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر دو واژه عربی مرتبط و ارتباط ∆ بستار ⟡ بستار میان دو شرکت قطع شد ∆ همکرد ⟡ همکرد دو گروه در پروژه عالی بود. ∆ ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 همسار، همبندی، همبست، آیند، هم پی، بستار، پیوند، همرسی، پی بند، بستش، بندیس، پی گر، پیوک، بندار، زنجار، پیوست، سامبند ( سانسکریت ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برابرواژه ها🇮🇷 همسار، همبندی، همبست، آیند، هم پی، بستار، پیوند، همرسی، پی بند، بستش، بندیس، پی گر، پیوک، بندار، زنجار، پیوست، سامبند ( سانسکریت ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

برابرواژه ها🇮🇷 همسار، همبندی، همبست، آیند، هم پی، بستار، پیوند، همرسی، پی بند، بستش، بندیس، پی گر، پیوک، بندار، زنجار، پیوست، سامبند ( سانسکریت ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بنه، سامه، سانش، وینه، گونش، سامان، نهاد، نهشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سامه، سانش، وینه، گونش، سامان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرهش، آشوب، خرشه، نابسام، تنش، خروش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گرهش، آشوب، خرشه، نابسام، تنش، جنبش، لرزش، لرز، لرزه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ارزند، بسنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دگرش، دگرنمود، دگرگشت، نوسان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دگرش، دگرنمود، دگرشکلی، دگرگشت، نوسان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دگرش، دگرنمود، دگرگشت، نوسان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دگرش، خیزش، دگرنمود، دگرگشت، نوسان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

رَخ، ور، روی، کران، سویه، راستا، رهسو، پهلو، کنار، بازو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رَخ، ور، روی، کران، سویه، راستا، رهسو، پهلو، کنار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رَخ، ور، روی، کران، سویه، راستا، رهسو، پهلو، کنار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رَخ، ور، روی، کران، سویه، راستا، رهسو، پهلو، کنار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رَخ، ور، روی، کران، سو، سوی، سویه، راستا، رهسو، پهلو، کنار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رَخ، ور، روی، کران، سویه، راستا، رهسو، پهلو، کنار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رَخ، ور، روی، کران، سویه، راستا، رهسو، پهلو، کنار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رَخ، ور، روی، کران، سو، سوی، سویه، راستا، رهسو، پهلو، کنار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره ها: برآورد، سنجش، سنجه، آزمایه، فرجاد آمیغ فر ( شکوه و بزرگی ) جاد ( رسیدن و حاصل شدن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره ها: فرنود، برآورد، سنجش، سنجه، آزمایه، فرجاد ترکیب فر ( شکوه و بزرگی ) جاد ( رسیدن و حاصل شدن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷: فرنود، فرنودآری، سنجش، سنجه، آزمایه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : نا گذار: قوانین سخت، ناگذار رسیدن به اهداف شرکت شد. واپس: سرما واپس رشد گیاهان شد. بازدار: عوامل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه : نا گذار: قوانین سخت، ناگذار رسیدن به اهداف شرکت شد. واپس: سرما واپس رشد گیاهان شد. بازدار: عوامل بازد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : نا گذار: قوانین سخت، ناگذار رسیدن به اهداف شرکت شد. واپس: سرما واپس رشد گیاهان شد. بازدار: عوامل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇹🇷 : نا گذار: قوانین سخت، ناگذار رسیدن به اهداف شرکت شد. واپس: سرما واپس رشد گیاهان شد. بازدار: عوامل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : نا گذار: قوانین سخت، ناگذار رسیدن به اهداف شرکت شد. واپس: سرما واپس رشد گیاهان شد. بازدار: عوامل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ خشم تاب ⟡ نگاهش چنان خشم تاب بود که دیوار هم آب می شد. ∆ کین تراش ⟡ هر واژه اش کین تراش بود و ز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ خشم تاب ⟡ نگاهش چنان خشم تاب بود که دیوار هم آب می شد. ∆ کین تراش ⟡ هر واژه اش کین تراش بود و ز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ خشم تاب ⟡ نگاهش چنان خشم تاب بود که دیوار هم آب می شد. ∆ کین تراش ⟡ هر واژه اش کین تراش بود و ز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ خشم تاب ⟡ نگاهش چنان خشم تاب بود که دیوار هم آب می شد. ∆ کین تراش ⟡ هر واژه اش کین تراش بود و ز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ خشم تاب ⟡ نگاهش چنان خشم تاب بود که دیوار هم آب می شد. ∆ کین تراش ⟡ هر واژه اش کین تراش بود و ز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ خشم تاب ⟡ نگاهش چنان خشم تاب بود که دیوار هم آب می شد. ∆ کین تراش ⟡ هر واژه اش کین تراش بود و ز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همتای فارسی🇮🇷 واژه انگلیسی paste و عربی الحاق و ضمیمه ∆ پیوست، پی بست، پینوشت، واپی، افزار، افزونه، هموند، چسبار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همتای فارسی🇮🇷 واژه انگلیسی paste و عربی الحاق و ضمیمه ∆ پیوست، پی بست، پینوشت، واپی، افزار، افزونه، هموند، چسبار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

همتای فارسی🇮🇷 واژه انگلیسی paste و عربی الحاق و ضمیمه ∆ پیوست، پی بست، پینوشت، واپی، افزار، افزونه، هموند، چسبار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ ویژه⟡ برنامه ای ویژه برای کارن ساختم ∆ تک ⟡ برنامه ای تک برای کارن آماده کردم ∆ یکه ⟡ برنامه ای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ ویژه⟡ برنامه ای ویژه برای کارن ساختم ∆ تک ⟡ برنامه ای تک برای کارن آماده کردم ∆ یکه ⟡ برنامه ای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برابرواژه ها🇮🇷 تارنما، تارگاه، پگاه، بوم، رسال ( رسانه پسوند ال )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ژاو، گزیده، چکیده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیمان نوشت، پیمان نبشت، پیمان نامه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیمان نوشت، پیمان نامه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیمان نوشت، پیمان نامه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیمان نوشت، پیمان نامه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ پیمان نوشت ⟡ پیمان نوشت همکاری دانشگاه با صنعت را امضا کردیم ∆ سازگاره ⟡ سازگاره همکاری میان دو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ کنش ⟡ کنش هدفمندش، سرنوشت را دگرگون می کرد ∆ گامش ⟡ گامش هدفمندش، سرنوشت را دگرگون می کرد ∆ جُنب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ کنش ⟡ کنش هدفمندش، سرنوشت را دگرگون می کرد ∆ گامش ⟡ گامش هدفمندش، سرنوشت را دگرگون می کرد ∆ جُنب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درخش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درخش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لال ( در چکامه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیوند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1 - جمع = افزایش، افزودن، افزون بر، فزون، فزا 2 - ضرب = فرزایش، فرزودن، اندر، در، درش 3 - حاصل جمع یا مجموع = برآیند، سرهم، هموند 4 - حاصلضرب = فراو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برابرواژه ها🇮🇷 - جمع = افزایش، افزودن، افزون بر، فزون، فزا 2 - ضرب = فرزایش، فرزودن، اندر، در، درش 3 - حاصل جمع یا مجموع = برآیند، سرهم، هموند 4 ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

1 - جمع = افزایش، افزودن، افزون بر، فزون، فزا 2 - ضرب = فرزایش، فرزودن، اندر، در، درش 3 - حاصل جمع یا مجموع = برآیند، سرهم، هموند 4 - حاصلضرب = فراو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

- جمع = افزایش، افزودن، افزون بر، فزون، فزا 2 - ضرب = فرزایش، فرزودن، اندر، در، درش 3 - حاصل جمع یا مجموع = برآیند، سرهم، هموند 4 - حاصلضرب = فراورد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

برابرواژه ها🇮🇷 - جمع ( Addition ) = افزایش، افزودن، افزون بر، فزون، فزا 2 - ضرب ( Multiplikation ) = فرزایش، فرزودن، اندر، در، درش 3 - حاصل جمع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برابرواژه ها🇮🇷 زیر و بم، زیر و زبر، زیر و رو، از همه چیز، چند و چون، ریز و درشت، سازوکار، رگ و ریشه، پیچ و خم، فوت وفن، ته وتو، سر و ته، از لایه ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برابرواژه ها🇮🇷 زیر و بم، زیر و زبر، زیر و رو، از همه چیز، چند و چون، ریز و درشت، سازوکار، رگ و ریشه، پیچ و خم، فوت وفن، ته وتو، سر و ته، از لایه ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برابرواژه ها🇮🇷 زیر و بم، زیر و زبر، زیر و رو، از همه چیز، چند و چون، ریز و درشت، سازوکار، رگ و ریشه، پیچ و خم، فوت وفن، ته وتو، سر و ته، از لایه ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برابرواژه ها🇮🇷 زیر و بم، زیر و زبر، زیر و رو، از همه چیز، چند و چون، ریز و درشت، سازوکار، رگ و ریشه، پیچ و خم، فوت وفن، ته وتو، سر و ته، از لایه ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برابرواژه ها🇮🇷 زیر و بم، زیر و زبر، زیر و رو، از همه چیز، چند و چون، ریز و درشت، سازوکار، رگ و ریشه، پیچ و خم، فوت وفن، ته وتو، سر و ته، از لایه ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برابرواژه ها🇮🇷 زیر و بم، زیر و زبر، زیر و رو، از همه چیز، چند و چون، ریز و درشت، سازوکار، رگ و ریشه، پیچ و خم، فوت وفن، ته وتو، سر و ته، از لایه ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 زیر و بم، زیر و زبر، زیر و رو، از همه چیز، چند و چون، ریز و درشت، سازوکار، رگ و ریشه، پیچ و خم، فوت وفن، ته وتو، سر و ته، از لایه ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برابرواژه ها🇮🇷 زیر و بم، زیر و زبر، زیر و رو، از همه چیز، چند و چون، ریز و درشت، سازوکار، رگ و ریشه، پیچ و خم، فوت وفن، ته وتو، سر و ته، از لایه ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برابرواژه ها🇮🇷 سازوکار، زیر و بم، زیر و زبر، زیر و رو، از همه چیز، چند و چون، ریز و درشت، رگ و ریشه، پیچ و خم، فوت وفن، ته وتو، سر و ته، از لایه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برابرواژه ها🇮🇷 زیر و بم، زیر و زبر، زیر و رو، از همه چیز، چند و چون، ریز و درشت، سازوکار، رگ و ریشه، پیچ و خم، فوت وفن، ته وتو، سر و ته، از لایه ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 زیر و بم، زیر و زبر، زیر و رو، از همه چیز، چند و چون، ریز و درشت، سازوکار، رگ و ریشه، پیچ و خم، فوت وفن، ته وتو، سر و ته، از لایه ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برابرواژه ها🇮🇷 زیر و بم، زیر و زبر، زیر و رو، از همه چیز، چند و چون، ریز و درشت، سازوکار، رگ و ریشه، پیچ و خم، فوت وفن، ته وتو، سر و ته، از لایه ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 زیر و بم، زیر و زبر، زیر و رو، از همه چیز، چند و چون، ریز و درشت، سازوکار، رگ و ریشه، پیچ و خم، فوت وفن، ته وتو، سر و ته، از لایه ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 زیر و بم، زیر و زبر، زیر و رو، از همه چیز، چند و چون، ریز و درشت، سازوکار، رگ و ریشه، پیچ و خم، فوت وفن، ته وتو، سر و ته، از لایه ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برابرواژه ها🇮🇷 زیر و بم، زیر و زبر، زیر و رو، از همه چیز، چند و چون، ریز و درشت، سازوکار، رگ و ریشه، پیچ و خم، فوت وفن، ته وتو، سر و ته، از لایه ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 زیر و بم، زیر و زبر، زیر و رو، از همه چیز، چند و چون، ریز و درشت، سازوکار، رگ و ریشه، پیچ و خم، فوت وفن، ته وتو، سر و ته، از لایه ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابرواژه ها🇮🇷 زیر و بم، زیر و زبر، زیر و رو، از همه چیز، چند و چون، ریز و درشت، سازوکار، رگ و ریشه، پیچ و خم، فوت وفن، ته وتو، سر و ته، از لایه ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همتای فارسی🇮🇷 واژگان تضاد، تناقض و ضدیت🇸🇦

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همانی، هم نهاد، تایش، سازش، سازگار، سازگاری، یکتایی، یکسنج

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر عربی مطابق و مطابقت🇸🇦 : ∆ همچفت ⟡ نمونه: تکه های پازل کاملاً همچفت شدن. ∆ همریخت ⟡ نمونه: ساختار مولکولی با ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چفت، جفت، جور، چم و چفت، جفت و جور، همچم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر سه واژه عربی موافق، موافقت و توافق🇸🇦 : ∆ همسو ⟡ من با اندیشه های تو همسو هستم ∆ یکروی ⟡ در این کار یکروی شدی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر سه واژه موافق، موافقت و توافق🇸🇦 : ∆ همسو ⟡ من با اندیشه های تو همسو هستم ∆ یکروی ⟡ در این کار یکروی شدیم ∆ ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر سه واژه موافق، موافقت و توافق🇸🇦 : ∆ همسو ⟡ من با اندیشه های تو همسو هستم ∆ یکروی ⟡ در این کار یکروی شدیم ∆ ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر سه واژه موافق، موافقت و توافق🇸🇦 : ∆ همسو ⟡ من با اندیشه های تو همسو هستم ∆ یکروی ⟡ در این کار یکروی شدیم ∆ ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر سه واژه موافق، موافقت و توافق🇸🇦 : ∆ همسو ⟡ من با اندیشه های تو همسو هستم ∆ یکروی ⟡ در این کار یکروی شدیم ∆ ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شگرد، ترفند، فن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ساخت واژگان با بن واژه فارسی🇮🇷 کوک برای “نظم”: کوک برای “تنظیم”: کوکش کوکیدن برای “منظم”: کوکمند کوکین کوکیده کوکا برای “انتظام”: کوکایش کوکیدگی ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ساخت واژگان با بن واژه فارسی🇮🇷 کوک برای “نظم”: کوکش کوکیدن برای “تنظیم”: کوک برای “منظم”: کوکین کوکمند کوکیده کوکا برای “انتظام”: کوکایش کوکینگی ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ساخت واژگان با بن واژه فارسی🇮🇷 کوک برای “نظم”: کوکش کوکیدن برای “تنظیم”: کوک برای “منظم”: کوکین کوکمند کوکیده کوکا برای “انتظام”: کوکایش کوکینگی ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ساخت واژگان با بن واژه فارسی🇮🇷 کوک برای “نظم”: کوکش کوکیدن برای “تنظیم”: کوک برای “منظم”: کوکین کوکمند کوکیده کوکا برای “انتظام”: کوکایش کوکینگی ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همتای فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : کوک از ریشه پهلوی “کوک” ( kōk ) که به زبان ترکی نیز وارد شده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه 🇸🇦 : ∆ آراستن ⟡ آراستن کارها به کمک دست ∆ سامش ⟡ سامش دستگاه های رایانه ∆ راستار ⟡ راستار ساعت خواب ∆ آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پایش، واپایش، واپایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه تقویت🇸🇦 : ∆ فرازان ⟡ بازدهی تیم را فرزان کردیم/دادیم. ∆ بهبود ⟡ بازدهی تیم را بهبود دادیم. ∆ بالنده ⟡ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

∆ همگرا ⟡ با فرمانروا همگرا شد ∆ راهور ⟡ راهور فرمانده گردید ∆ همبند ⟡ با رهبر همبند گشت ∆ گروید ⟡ با رهبر گروید ∆ رهرو ⟡ رهرو فرمانده گشت ∆ پیوند ⟡ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦: ابدیس، آگهی، آگهش، رسانش، اَزدا، پیامک، آگهک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦: ∆ آگاهه ⟡ آگاهه ی نوین درباره ی رویداد را دریافت کردم ∆ آگهی ⟡ آگهی رویداد را خواندم ∆ رساند ⟡ رساند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

۱. واژه های پایه و پرکاربرد: ناساز واگرا ناجور دوگانه پادش ۲. ترکیب های با “سو” و “گون”: کژسو دگرسو پادسو ورسو گژگون واگون ۳. واژه های توصیفی رفتار و ...

پیشنهاد
٠

افزارش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه های متناقض، تتاقض، متفاوت و تفاوت 🇸🇦 : ∆ کژسو ⟡ اندیشه های کژسو ∆ ورپاد ⟡ اندیشه ورپاد در سخنرانی نمایا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 : ∆ کژسو ( کژ سو ) ⟡ اندیشه های کژسو ∆ ورپاد ⟡ اندیشه ورپاد در سخنرانی نمایان شد ∆ خودزن ⟡ گفتار خودز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦 : ∆ کژسو ( کژ سو ) ⟡ اندیشه های کژسو ∆ ورپاد ⟡ اندیشه ورپاد در سخنرانی نمایان شد ∆ خودزن ⟡ گفتار خودز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه های متناقض، تتاقض، متفاوت و تفاوت 🇸🇦 : ∆ کژسو ⟡ اندیشه های کژسو ∆ ورپاد ⟡ اندیشه ورپاد در سخنرانی نمایا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی نوین و گیرای برابر سه واژه متضاد، تضاد، متناقض: ∆ کژسو ( کژ سو ) ⟡ اندیشه های کژسو ∆ ورپاد ⟡ اندیشه ورپاد در سخنرانی نمایان شد ∆ خودز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نژند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی🇮🇷 نوین برابر واژه🇸🇦 بازپس، واگرد، واگشت، واپس، رهاده، بازگرد، برگشت، بازداد، وانه، وانهی، وانهاد، پس سپار، بازسپار، بازرهان، برگرد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

وابست، بستار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی نوین و گیرای برابر دو واژه عربی مرتبط و ارتباط: ∆ رسش ⟡ رسش میان دو بخش مهم است ∆ رسایی ⟡ رسایی میان دو شعبه برقرار شد ∆ بستار ⟡ بستار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی نوین و گیرای برابر دو واژه عربی مرتبط و ارتباط: ∆ رسش ⟡ رسش میان دو بخش مهم است ∆ رسایی ⟡ رسایی میان دو شعبه برقرار شد ∆ بستار ⟡ بستار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی نوین و گیرای برابر دو واژه عربی مرتبط و ارتباط: ∆ رسش ⟡ رسش میان دو بخش مهم است ∆ رسایی ⟡ رسایی میان دو شعبه برقرار شد ∆ بستار ⟡ بستار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی نوین و گیرای برابر دو واژه عربی مرتبط و ارتباط: ∆ رسش ⟡ رسش میان دو بخش مهم است ∆ رسایی ⟡ رسایی میان دو شعبه برقرار شد ∆ بستار ⟡ بستار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی نوین و گیرای برابر دو واژه عربی مرتبط و ارتباط: ∆ رسش ⟡ رسش میان دو بخش مهم است ∆ رسایی ⟡ رسایی میان دو شعبه برقرار شد ∆ بستار ⟡ بستار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی نوین و گیرای برابر دو واژه عربی مرتبط و ارتباط: ∆ رسش ⟡ رسش میان دو بخش مهم است ∆ رسایی ⟡ رسایی میان دو شعبه برقرار شد ∆ بستار ⟡ بستار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وابست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی نوین و گیرای برابر دو واژه عربی مرتبط و ارتباط: ∆ رسش ⟡ رسش میان دو بخش مهم است ∆ رسایی ⟡ رسایی میان دو شعبه برقرار شد ∆ بستار ⟡ بستار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

∆ نام و دوران زندگی: نام حضرت ارمیا در منابع اسلامی به صورت های متعددی گزارش شده است: اِرمیا، اِرمیاء، اُرمیا، و یرمیا. او در دوره افول آشوریان و به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

باید بنگشت که 2 نام اِرمیا و آرمیا متفاوتن. اِرمیا نامی با ریشه عبری، پیامبری برای هدایت قوم یهود و با چم �گرامی داشته شده از سوی خدا� هست اما آرمیا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

ژنده، نخ نما، پوک، لوس، کال، پیش پا، خام، رفوزه، کلیشه، منسوخ، بی مایه، زوار، زواردر رفته، زاغارت، بی ارزش، از چشم افتاده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی نوین و گیرای برابر مطابق و مطابلقت: ∆ همچفت ⟡ نمونه: تکه های پازل کاملاً همچفت شدن. ∆ همریخت ⟡ نمونه: ساختار مولکولی با مدل کامپیوتری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سرچم، نهاد، سرنهاد، فرواژ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی نوین و گیرای برابر مطابق و مطابقت: ∆ همچفت ⟡ نمونه: تکه های پازل کاملاً همچفت شدن. ∆ همریخت ⟡ نمونه: ساختار مولکولی با مدل کامپیوتری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی نوین و گیرای برابر مطابق و مطابقت: ∆ همچفت ⟡ نمونه: تکه های پازل کاملاً همچفت شدن. ∆ همریخت ⟡ نمونه: ساختار مولکولی با مدل کامپیوتری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی نوین و گیرای برابر مطابق و مطابلقت: ∆ همچفت ⟡ نمونه: تکه های پازل کاملاً همچفت شدن. ∆ همریخت ⟡ نمونه: ساختار مولکولی با مدل کامپیوتری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی نوین و گیرای برابر مطابق و مطابلقت: ∆ همچفت ⟡ نمونه: تکه های پازل کاملاً همچفت شدن. ∆ همریخت ⟡ نمونه: ساختار مولکولی با مدل کامپیوتری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

نگره های فارسی نوین و گیرای برابر مطابق و مطابلقت: ∆ همچفت ⟡ نمونه: تکه های پازل کاملاً همچفت شدن. ∆ همریخت ⟡ نمونه: ساختار مولکولی با مدل کامپیوتری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فرنود نارو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

برابر فارسی واژه عربی نقد است گر تو را نقد کنم چه میشود؟ 🇸🇦 گر تو را واسنجم چه میشود؟ 🇮🇷

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابر فارسی واژه عربی موضوع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برابر فارسی واژه های فرنگی عنوان و تیتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بن، بنسار، پسگشت. جایگزین های فارسی دو واژه عربی مرجع و انگلیسی reference.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جایگزین فارسی دو واژه عربی مرجع و انگلیسی reference

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جایگزین فارسی دو واژه عربی مرجع و انگلیسی reference

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین فارسی دو واژه عربی مرجع و انگلیسی reference

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جایگزین فارسی دو واژه عربی مرجع و انگلیسی reference

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین فارسی دو واژه عربی مرجع و انگلیسی reference

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

رَخ، ور، روی، کران، سو، سوی، سویه، راستا، رهسو، پهلو، کنار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

رَخ، رو، روی، کران، سو، سوی، سویه، راستا، رهسو، پهلو، کنار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چنار: واکنش، واکرد، پیکرد re: وا، پی act/action : کنش، کرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همتای اوستایی این واژه: زَند ( Zand )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همتای اوستایی این واژه: زَند ( Zand )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همتای اوستایی این واژه: زَند ( Zand )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همتای اوستایی این واژه: زَند ( Zand )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

اهورا: خدا، سَروَر مزدا: دانا، دانای بزرگ، خردمند اهورامزدا: خدای خردمند، سَروَر دانا الله تعالی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

کژ نرید ( اشتباه نکنید ) اهورا: خدا، سَروَر مزدا: دانا، دانای بزرگ، خردمند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مَزده/مزدا ( Mazda ) : دانا، دانای بزرگ، خردمند، ویژگی اهورا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابر اوستایی این واژه: مَزده/مزدا ( Mazda )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

همتای اوستایی این واژه که دگرگشت شده: درَئوج ( Druj )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همتای اوستایی این واژه: هوختَه ( Hukhta )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همتای اوستایی این واژه: فَرْوَشی ( Fravashi ) : به چم فروهر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دم شما گرم سید اجرت با خدا🤲🏻❤️

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

با فرتاش گرامی هم رٱیم. واژه هایی با پیشوند چم به سان جایگزینی با واژه عربی استدلال: ∆ چماورد ∆ چم آری ∆ چمسنج ∆ چمکاوی ∆ چمکاو ∆ چم فام ∆ چماهنگ ∆ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی نوین، نیما و گیرای برابر واژه: ∆ عاشق: مهرورز، مهران، دلداده، دلده، شیفته، کامجو، یارا، مست، مه خواه، تبدار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی نوین، نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: ∆ عشق: مهر، مهرورزی، شیفتگی، کام، کامجویی، دل، مستی، مه، تب ∆ عاشق: مهرورز، مهران، دلداده، دلد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی نوین، نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: ∆ عشق: مهر، مهرورزی، شیفتگی، کام، کامجویی، دل، مستی، مه، تب ∆ عاشق: مهرورز، مهران، دلداده، دلد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی نوین، نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: ∆ عشق: مهر، مهرورزی، شیفتگی، کام، کامجویی، دل، مستی، مه، تب ∆ عاشق: مهرورز، مهران، دلداده، دلد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی نوین، نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: ∆ عشق: مهر، مهرورزی، شیفتگی، کام، کامجویی، دل، مستی، مه، تب ∆ عاشق: مهرورز، مهران، دلداده، دلد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی نوین، نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: ∆ عشق: مهر، مهرورزی، شیفتگی، کام، کامجویی، دل، مستی، مه، تب ∆ عاشق: مهرورز، مهران، دلداده، دلد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پناه، زنهار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برزن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مانا، پایا، جاوید، جاودان، هماره، همواره، انوشه، پایدار، پاینده، نامیرا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انوشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انوشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آهیخته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آرنگ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آهنگ، آهنج

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این واژه همتای فارسی واژه عربی قصده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هور نیز به چم خورشید است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همسان، یکسان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همچم، هم چم، برابر، سان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هم سان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فرنود، چیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اشو، سپند، اسپند، سپنتا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جنگل، جنگل کوچک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رده بندی سنی ∆ Infant ( نوزاد ) : از تولد تا حدود ۱ سالگی. نوزادانی که تازه به دنیا اومدن. ∆ Toddler ( نوپا ) : حدود ۱ تا ۳ سالگی. اونایی که تازه را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

رده بندی سنی ∆ Infant ( نوزاد ) : از تولد تا حدود ۱ سالگی. نوزادانی که تازه به دنیا اومدن. ∆ Toddler ( نوپا ) : حدود ۱ تا ۳ سالگی. اونایی که تازه را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

رده بندی سنی ∆ Infant ( نوزاد ) : از تولد تا حدود ۱ سالگی. نوزادانی که تازه به دنیا اومدن. ∆ Toddler ( نوپا ) : حدود ۱ تا ۳ سالگی. اونایی که تازه را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

رده بندی سنی ∆ Infant ( نوزاد ) : از تولد تا حدود ۱ سالگی. نوزادانی که تازه به دنیا اومدن. ∆ Toddler ( نوپا ) : حدود ۱ تا ۳ سالگی. اونایی که تازه را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رده بندی سنی ∆ Infant ( نوزاد ) : از تولد تا حدود ۱ سالگی. نوزادانی که تازه به دنیا اومدن. ∆ Toddler ( نوپا ) : حدود ۱ تا ۳ سالگی. اونایی که تازه را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رده بندی سنی ∆ Infant ( نوزاد ) : از تولد تا حدود ۱ سالگی. نوزادانی که تازه به دنیا اومدن. ∆ Toddler ( نوپا ) : حدود ۱ تا ۳ سالگی. اونایی که تازه را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

رده بندی سنی ∆ Infant ( نوزاد ) : از تولد تا حدود ۱ سالگی. نوزادانی که تازه به دنیا اومدن. ∆ Toddler ( نوپا ) : حدود ۱ تا ۳ سالگی. اونایی که تازه را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

رده بندی سنی Infant ( نوزاد ) : از تولد تا حدود ۱ سالگی. نوزادانی که تازه به دنیا اومدن. Toddler ( نوپا ) : حدود ۱ تا ۳ سالگی. اونایی که تازه راه اف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سپنج: گذرا، ناپایدار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

∆ سپنج: گذرا، ناپایدار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سپنج: گذرا، ناپایدار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دژم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دژم

پیشنهاد
١

∆ پرنیان: پارچه ابریشمی نفیس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پس گشت، مرجع، reference، بنگاه، بنگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

∆ فعل: کنش، کار، پویش، جنبش، رخداد ∆ فاعل: کنشگر، کارگر، کارکن، کننده، پوینده، نهاد ∆ مفعول: کارشده/ پذیرا، مورد کنش، کارپذیر، کنش پذیر ∆ مفاعله: همک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سراسیمه، آنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همتای فارسی واژه: نیاز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بایا، نیاز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نیاز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی نوین، نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: ∆ بایا - نمونه کاربرد: “حضور در جلسه امتحان بایاست. ” ∆ ناگزیر - نمونه کاربرد: “خوندن این فصل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی نوین، نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: ∆ ناگزیر - نمونه کاربرد: “خوندن این فصل از کتاب زیست برای کنکور ناگزیره. ” ∆ نوشا ( نو شایسته ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

نگره های فارسی نوین، نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: ∆ بایا - نمونه کاربرد: “حضور در جلسه امتحان بایاست. ” ∆ ناگزیر - نمونه کاربرد: “خوندن این فصل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی نوین، نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: ∆ بایا - نمونه کاربرد: “حضور در جلسه امتحان بایاست. ” ∆ ناگزیر - نمونه کاربرد: “خوندن این فصل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی نوین، نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: ∆ بایا - نمونه کاربرد: “حضور در جلسه امتحان بایاست. ” ∆ ناگزیر - نمونه کاربرد: “خوندن این فصل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی نوین، نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: ∆ سکو - “این سکو امکانات زیادی داره” ∆ بنگاه - “بنگاه دیجیتال ما بیش از هزار کاربر داره” ∆ بست ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی نوین، نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: ∆ نگاشت: فناوری نگاشت امروزه همه جا هست. ∆ رایش: امضای رایش من برای مدارک رسمی قبول شد. ∆ رق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی نوین، نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: ∆ نهاد: “نهادهای یک مقاله نشون دهنده اعتبار پژوهشه. ” ∆ سرچم: سرچشمه. “سرچم های مقاله ات قدیمی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی نوین، نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: 📜پردیس ( پ: پرورشگاه، د: دیدار، س: ساخت ) نمونه: “عکاسای حرفه ای تو پردیس کار می کنن. ” 📜 نم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی نوین، نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: همتا نمونه: “همتای این فایل رو روی فلش ذخیره کن. ” رونوشت نمونه: “یه رونوشت از مقاله برام بفرس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی نیما و گیرا به سان جایگزینی برای واژگان عربی متجاوز ( تجاوز کننده ) و تجاوز : برافزون - نمونه: “قدرت برافزون این مقام، نگرانی هایی را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

همتای فارسی که در گفتگوهای روزمره از آن می توان بهره برد، واژه دید است. نمونه: از دید من عراق کشوری شیعه ست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نایش، ناسود، پادسو، واگرد، تباین، ورجه، واپیچ، نارو، کژگرد، ناپو، ناپذیر، ناروش، برنهش، واگشت، ناسان، دگرپو، دگرپند، ورگیر، واپس، انکار، گسست، نفی، ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی نوین، نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: پرخاش ( نمونه: “پرخش های بی جاش باعث شد همه ازش دوری کنن” ) رنجش ( نمونه: “رنجشی که بهم وارد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی نوین، نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: پرخاش ( نمونه: “پرخش های بی جاش باعث شد همه ازش دوری کنن” ) رنجش ( نمونه: “رنجشی که بهم وارد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی نوین، نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: پرخاش ( نمونه: “پرخش های بی جاش باعث شد همه ازش دوری کنن” ) رنجش ( نمونه: “رنجشی که بهم وارد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی نوین، نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: پرخاش ( نمونه: “پرخش های بی جاش باعث شد همه ازش دوری کنن” ) رنجش ( نمونه: “رنجشی که بهم وارد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی نوین، نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: پرخاش ( نمونه: “پرخش های بی جاش باعث شد همه ازش دوری کنن” ) رنجش ( نمونه: “رنجشی که بهم وارد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی نوین، نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: نا گذار: قوانین سخت، ناگذار رسیدن به اهداف شرکت شد. واپس: سرما واپس رشد گیاهان شد. بازدار: ع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: تنهاگاه: “موقع استراحت، تنهاگاهم رو دوست دارم. ” خودکده: “پیام های شخصی بخشی از خودکده ام هستن. ”خو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

نگره های فارسی نیما و گیرا به سان جایگزینی برای واژگان عربی متجاوز ( تجاوز کننده ) و تجاوز : برافزون - نمونه: “قدرت برافزون این مقام، نگرانی هایی را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگره های فارسی🇮🇷 برابر واژه🇸🇦 فردید - "فردید او آشکار بود. " نگرش - “نگرشم از این حرف، تشویق کردنت بود. ” پیداک - “پیداکم از این حرف واضحه. ” باو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

همتای فارسی عملکرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: آرو - نمونه: آروی شرق و غرب در این نشست مشهود بود. همبر - نمونه: همبر دو دیدگاه به نشست دامن زد. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پذیرش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پرژان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های فارسی نیما و گیرا به سان جایگزینی واژه: واپس - “امتحانم رو واپس انداختم. ” پَسرو - “کارها رو پَسرو کرد تا هفته بعد. ” واگرد - “تصمیم رو واگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های فارسی به سان جایگزینی واژه: پرداد: ( پرسش رسمی دادخواهی ) پرداد وزیر آغاز شد. کاوخواه: ( کاوش خواستن ) کاوخواهی وزیر در مجلس مطرح شد. پاس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره های نوین فارسی🇮🇷 برای واژه🇸🇦 زِبَرِ، ازبر، نزد، با، بارهٔ، ازبر، ازدر، ازره او زبر سینا شناسا شد🇮🇷 او توسط سینا معرفی شد🇸🇦

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فرسخن، رایاگر، فرسنج، فرنگر، فرداد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگره ها: فرنود، برآورد، سنجش، سنجه، آزمایه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگره های بنده : آگه، آگاه، دانا، بینا، کارا، فرزا، آزما، فهیم، هوشا، به هوش، فرزان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شگرف، وَرا، نایا، نوسا، فَرسو، نوآ، فَرین - فراتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

اکنون، این دم، اینک، دمی، چندی، اندکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سایش، فرسودن، زبر کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همسار، همبندی، همبست، آیند، هم پی، بستار، پیوند، پی بند، بستش، بندیس، پی گر، پیوک، بندار، زنجار، پیوست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بنه، سامه، سانش، وینه، گونش، سامان، نهاد، نهشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرهش، آسوب، خرشه، نابسام، تنش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فزود، برته، بهین، فزون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مالند، دارش، پویال، بازرگ، پویند، ارزند، ارزفام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پادش، پادسا، پادسانی، نایش، ناسود، پادسو، ورجه، واپیچ، نارو، کژگرد، ناپو، ناپذیر، برنهش، واگشت، ناسان، دگرپو، دگرپند، ورگیر، واپس، گسست، رد، ناسازی، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رایزنی، کنکاش، پالوده، گردآیی، نیوشش، همرایی، آوانگاری، همپویی، همگرش، همرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همتاها: هم آیی، هم گشت، بزم، همایند، هم پیمایی، همباشی، همگامی، هم آوایی، رایگرد، رایگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گذر، رژه، گشت، رهسپاری، راه سپاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازدید، کاوش، پیمایش، گشت، گشت زنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشش، فریفته، فریب، نیرنگ، دلربا، ربایش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

تند، چابک، زود، تیز، چالاک، فرز، برنا، خیزان، خیزش، جَست، تاز، تازش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

زاد، زاده، نواده، نواسه، گل، نوا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشش، شیدایی، گرایش، بی تابی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ستیز، تنش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه بسیار زیباست و به معنی پیشرو، رهبر، راهنما، سرآمد، پیشگام، سرپرست و پیشتاز است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بهروز، بهروزی، شاداب، خرسند، افروز، افروزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی پرده، پاک، بدیهی، آشکار، هویدا، فاش، بی ریا، بی تزویر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گواهی، روشنی، روشنایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دگرش، نویی، پویایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نوس ( نوسان )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دگرش، دگرنمود، دگرشکلی، دگرگشت، نوسان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این واژه ریشه سغدی/اوستایی دارد. و در واژگانی چون سراسیمه نیز به کار می رود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

اسپاش ( واژه پهلوی به چم بوم/ فضا ) نیز به تنهایی می تواند جایگزین فضای مجازی شود زیرا کوتاه و خوش آواست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دایره، کره، جهان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بوم، گست ( گستره ) ، کُر ( کره )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

اَشِه گَرد: اَشِه ( اوستایی برای "حقیقت" یا "راستی" ) گَرد ( فارسی برای "محیط" ) نَمادگَرد: نَماد ( نمونه/چهر ) گَرد ( بوم/محیط ) هماباد: هَما ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نَمادگَرد: نَماد ( نمونه/تصویر ) گَرد ( محیط )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هماگُمان: هما ( انگارین ) گُمان ( اندیشه/دیدگاه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

هماسپَر: هما ( انگارین/خیالی ) اسپَر ( پهنه )